طرح شبهه:
بخارى در صحيحترين كتاب اهل سنت از تداوم غضب و قهر فاطمه سلام الله عليها بر ابوبكر، سخن گفته است.
در كتاب أبواب الخمس، مىنويسد:
**فاطمه دختر رسول خدا از ابوبكر ناراحت و از وى روى گردان شد و اين ناراحتى ادامه داشت تا از دنيا رفت.
در كتاب المغازي، باب غزوة خيبر، حديث 3998 مىگويد:
**فاطمه بر ابوبكر غضب كرد وبا وى سخن نگفت تا ازدنيا رفت.
در كتاب الفرائض، بَاب قَوْلِ النبى (ص) لا نُورَثُ ما تَرَكْنَا صَدَقَةٌ حديث 6346 مىنويسد:
**پس فاطمه از ابوبكر كناره گيرى كرد وبا وى سخن نگفت تا از دنيا رفت.
و در روايت ابن قتيبه آمده است كه هنگامى كه آن دو براى عيادت آمدند، فاطمه زهرا سلام الله عليها اجازه ورود نداد و ناچار شدند به اميرمؤمنان علي عليه السلام متوسل شوند و آن حضرت وساطت كرد، در پاسخ اميرمؤمنان عليه السلام فرمود:
البيت بيتك.
يعنى علي جان! خانه خانه تو است، تو مختارى هر كسى را كه دوست دارى اجازه ورود بدهي. امير مؤمنان عليه السلام براى اتمام حجت و اين كه آن دو بعداً بهانه نياورند كه ما مىخواستيم از فاطمه رضايت بگيريم ؛ ولى علي نگذاشت ، به آن دو اجازه ورود داد .
هنگامى كه آن دو عذرخواهى كردند، صديقه طاهره نپذيرفت؛ بلكه از آنها اين چنين اعتراف گرفت:
شمارا به خدا سوگند مىدهم آيا شما دو نفر از رسول خدا نشنيديد كه فرمود: خوشنودى فاطمه خوشنودى من، و ناراحتى او ناراحتى من است. هر كس دخترم فاطمه را دوست بدارد و احترام كند مرا دوست داشته و احترام كرده است و هر كس فاطمه را خوشنود نمايد مرا خوشنود كرده است و هر كس فاطمه را ناراحت كند مرا ناراحت كرده است؟.
هر دو نفرشان اعتراف كردند: آرى ما از رسول خدا اينگونه شنيده ايم.
سپس صديقه طاهره فرمود:
پس من خدا و فرشتگان را شاهد مىگيرم كه شما دو نفر مرا اذيت و ناراحت كردهايد و در ملاقات با پدرم از شما دو نفر شكايت خواهم كرد.
به اين نيز بسنده نكرده و فرمود:
به خدا قسم پس از هر نماز بر شما نفرين خواهم كرد.
حال اگر فاطمه زهرا سلام الله عليها از آن دو نفر راضى شده بود، چرا وصيت كرد كه او را شبانه دفن كنند و هيچ يك از كسانى را كه به وى ستم روا داشتهاند، براى تشييع جنازه و نماز خبر نكنند؟
فاطمه از ابوبكر ميراث پدرش رسول خدا را درخواست نمود و چون ابوبكر سرپيچى كرد سوگند ياد كرد كه ديگر با وى سخن نگويد و وصيت كرد شبانه او را دفن كنند تا ابوبكر در تشييعش شركت نكند.
حال پرسش ما اين است كه آيا ابوبكر فدك را به صديقه طاهره بازگرداند تا توبهاش توبه نصوح باشد و در نزد خداوند پذيرفته شود؟
نتيجه:
خشم فاطمه از شيخين تا واپسين لحظات زندگياش و عدم رضايت از آن دو، از مسائلى است كه در صحيحترين كتاب اهل سنت پس از قرآن وارد شده و روايت بيهقى كه از آن استفاده كسب رضايت فاطمه شده است، به دليل وجود يك ناصبى در سلسله سند آن، اعتبار ندارد.
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در جمعه هشتم خرداد 1388 ساعت 7:28 |
لینک ثابت |
به نقل از ابنا ، «عادل بن سالم الکلبانی» امام جماعت (ناصبی) مسجدالحرام در مصاحبه با پایگاه اینترنتی لجینیات از واکنش شیعیان عربستان در قبال سخنان خود ابراز تعجب کرده و مجددا گفته است که شیعیان کافر هستند.
الکلبانی در این مصاحبه گفته است که من واقعا از واکنش شیعیان به این اظهارات تعجب میکنم، چرا که این موضوع به هیچ وجه جدید نیست.
به ادعای وی، پیش از او نیز بسیاری از علمای اهل سنت و خلفای راشدین حکم به تکفیر شیعیان داده بودند .
وی در ادامه اظهارات عجیب خود مدعی شده که مسلمانان میتوانند به رساله جامع مهمی که حاوی سخنان خلفای راشدین است مراجعه کرده و خود ببینند که موضعگیری آنها در قبال شیعیان چیست.
این شیخ وهابی در اظهاراتی غیرواقعی مدعی شد که خلفای راشدین سالها قبل گفته بودند هر کسی به مذهب تشیع بگراید، رافضی و کافر است.
کلبانی روز چهارم ماه می (چهارده اردیبهشت) در مصاحبه با شبکه بی.بی.سی گفته بود که شیعیان کافر هستند و علمای شیعه حق ندارند در کمیته علمای مسلمان عربستان عضویت داشته باشند.
نکته جالب اینکه اهالی مسجد مکی زاهدان در سایتهای رسمی خود خطبه های تکفیری ناصبی ها و وهابی ها را نیز پخش و انها را نکته برداری میکنند در حالی که خطوط قرمز نظام مشخص است
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 ساعت 11:50 |
لینک ثابت |
زيباترين تصاوير دريافتي از تلسكوپ هابل
توده سحابي عقاب
ادامه مطلب
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 ساعت 16:7 |
لینک ثابت |
در پاسخ به درخواست تعدادی از علاقه مندان
ازامروز این وبلاگ توسط جمعی از نویسندگان و
بطور موقت و تا اطلاع ثانوی فعال خواهد شد
یا حق
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 ساعت 16:37 |
لینک ثابت |
همانگونه که وعده داده بودیم وبلاگ تفتان خبر به دلیل پاره ای از مسائل حذف خواهد شد.در این مدت عده ای از دوستان و غیر دوستان پیامهایی را ارسال فرمودند که اکثرا اظهار لطف بود و تعدادی هم از این تصمیصم خوشحال شده بودند.گرچه این عده کما فی السابق نظراتشان همراه با فحش و بد و بیراه بود.چند تن از دوستان هم از سادگی ما سوءاستفاده کرده و با مراجعه به ایمل خصوصی درخواست رمز عبور را کردند که از این طریق به رمز عبور هم دسترسی و چند روزی هم محیط وبلاگ را اشغال کرده بودندالبته این افراد هم از دوستداران وبلاگ تفتان خبر بودندو رمز را به خودمان برگرداندند.
تعدای از دوستان هم سفارش کردند که چرا از همه حلالیت طلبیده ام که در پاسخ این دوستان هم باید گفت ما هرگز از کاری که کردیم و مطالبی که نوشتیم پشیمان نیستیم.حلالیت طلبی ما فقط از دوستان بود و بس.دشمنان دشمنند و ذاتا کارشان دشمنیست و دستانشان برسد یک بار دیگر امام حسین را ذبح میکنند اما چون به امام معصوم دستشان نمیرسدیاران شان را در هرجایی که بیابند سر میبرند و شاهد مثال تاسوکی ها و دارزین هاست.
عده ای از دوستان هم سفارش کردند که این وبلاگ را در اختیار کسان دیگر بگذاریم در این مورد فعلا نظری نداریم اما به احترام این عزیزان حذف این وبلاگ مدتی به تاخیر خواهد افتاد تا دوستان دلسوزی را بیابیم که این وبلاگ را فعال نگه دارند.
به هر حال ما منتظر بودیم تا فرد دیگر پیدا شود که این راه را ادامه دهد که خوشبختانه امروز پیامی را دریافت کردیم از یک دوست که همین راه را باسبک وسیاق تفتان خبر ادامه خواهند داد.ادرسشان را در زیر ملاحظه فرمایید.
http://toorkhabar.blogfa.com/
با ارزوی توفیق برای همه ی خدمتگذاران به دین و اسلام و انقلاب
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 ساعت 14:38 |
لینک ثابت |
یکی از وهابیون ایرانی اخیرا در جمع طلاب علوم دینی دارالعلوم زاهدان افاضاتی را ایراد فرمودند که هرشنونده ای را به خنده وا میدارد. باید افسوس خورد که چه کسانی علمدار علم نبوی در جامعه اهل سنت شده اند.
البته سلفهای علمای دارالعلوم زاهدان هم با اینگونه فتاوا باعث انحراف در دین و دوری از اموزه های نبی مکرم اسلام و سقوط به قهقرای جهالت عده ای از مردم بی گناه شده اند . ابن تیمیه و ابن وهاب
از این دست انسانهای جاهل و کودن بودند که حتی برای خدا هم جسمانیت قائل شده . تا جایی که به خدا نعوذ باالله نسبت هروله
راه رفتن به سوی مخلوقاتش را دادند.
انتشار جهالت عالمان جهول دینی اهل سنت در بین طلاب بی زبانی که
باید و حتما چشم و گوش بسته از فتواهای بیخبران سنت و دین
نبوی تبعیت کنند و انرا نیز در بین مردم به اسم جماعت تبلیغی منتشر
کنند کاری هست که ابن تیمیه ها در هزار سال پیش و ابن وهابی ها
در سی صد سال قبل ارزو میکردند و اکنون حوزه ی دارالعلوم
زاهدان در حال پرورش طلابی هست که باید مروج افکار وهابیون باشند.
خبر ها حاکی از سپردن ایین دست ساز وهابیت توسط انگلیس به
زباله دان تاریخ میباشد اما امروز و در زاهدان متاسفانه شاگردان
مکتب وهابیون دچار جمود فکری شده و فتوی میدهند که رانندگی افت علم هست!!! غافل از اینکه پیامبر اسلام در 1400سال قبل
مردم را سفارش به اموختن اسب سواری (مرکب راهوار ان زمان) نموده اند.
البته از دست این وهابیون هرکاری برخواهد امد.خصوصا اینکه از حمایت و پشتیبانی اساتید نادان مسجد مکی و دارالعلوم زاهدان هم برخوردار باشند.
ذیلا به فتوی اقای مولوی گرگیج امام جمعه اهل سنت ازاد شهر توجه بفرمایید.قضاوت با خودتان!!!
سه چيز در دوران طلبگي از آفات علم هستند که حتي
الامکان بايد از آنها پرهيز کرد: يکي ازدواج دوم: رانندگي.
سوم: سرمايه زياد
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 ساعت 23:30 |
لینک ثابت |
| چند عکس از قبر خواجه در زابل-چند روزی به زابل رفتیم و ایضا کوه خواجه -چند عکس گرفتیم که تقدیم میشود
|
|
|
داخل قبر خواجه در زابل -داخل قبر هیچ چیزی نیست اما عده ای متاسفانه از خاک ان برای تبرک استفاده میکنند
قبر خواجه از بیرون - خیلی ها تصور میکنند که مرحوم خواجه قدی بلند داشته در صورتی که ایشان در سن ۶۶سالگی توسط عده ای کشته میشود.خواجه معاصر امین خلیفه ی عباسی بوده است
خواجه مهدی از نوادگان پنجم محمد حنفیه و ابوبکر خلیفه ی اول میباشدکه برای ابلاغ پیامی به زابل رهسپار بود که توسط عده ای ....!!!کشته میشود.او از دوستداران امام رضا علیه السلام بوده است
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در جمعه نهم اسفند 1387 ساعت 21:9 |
لینک ثابت |
عکس را در ادامه ی مطلب ببینیدبعد از رحلت پیامبر این سه نفر بلافاصله مجری انحراف در اسلام و باعث بر هم خوردن وحدت امت اسلامی شدند.لطفا حدس بزنید انها چه کسانی هستند
ادامه مطلب
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در سه شنبه ششم اسفند 1387 ساعت 22:22 |
لینک ثابت |
امروز شاید غمبارترین روز برای تمامی مسلمانان خصوصا شیعیان باشد.فاطمه بر بالین پدر نشسته بود و این شعر را خواند:
چهره روشنی که به احترام ان باران از ابر درخواست میشود.شخصیتی که پناهگاه یتیمان و نگهبان بیوه زنان است.
در این هنگام پیامبر چشمان خود را باز کرد و گفت :
این شعر از ابوطالب است که در مورد من میخوانده ولی شایسته است تا به جای ان این ایه را تلاوت کنید.
ترجمه : محمد پیامبر خداست و پیش از او پیامبرانی امده اند و رفته اند . ایا هرگاه او فوت کند و یا کشته شود به ائین گذشتگان خود باز میگردید.؟ هرکس به ائین گذشتگان خود باز گردد خدا را ضرر نمی رساند و خداوند سپاسگزاران را پاداش میدهد
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در سه شنبه ششم اسفند 1387 ساعت 13:44 |
لینک ثابت |
به نقل از انتخاب
سفارت عربستان در تهران، اقدام به برگزاری نماز جمعه وهابیون و سلفی ها در تهران می کند.
اخیراً سفارت عربستان در تهران با اجاره منزلی در خیابان پاسداران (در نزدیکی خیابان سفارت عربستان) اقدام به برگزاری نماز جمعه می کنند
در این جلسات، بسیاری از جمله سفیر عبستان، برخی وهابیون و سلفی ها و همچنین اهل سنت ایرانی شرکت کرده و اظهارات تندی علیه ایران و شیعیان بیان می کنند.
شنیده شده اخیراً در سخنرانی مطرح شده در نماز جمعه ی سفارت عربستان، سخنران ضمن دفاع از عملکرد القاعده، اقدامات حزب الله لبنان در منطقه را تقبیح کرده و ایرانیان و شعیان را کافر خوانده است!
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 ساعت 19:36 |
لینک ثابت |
ریشه های وهابیت در قرون اولیه اسلام
در ملاقاتی که مغیره بن شعبه با معاویه(یکه از صحابه مورد احترام اهل سنت و دشمن امام علی ) داشت به وی گفت:
بنی هاشم دیگر اقتدار خود را از دست داده و از ناحیه انها خطری دیگر حکومت تو را تهد ید نمی کند ، بهتر نیست که دیگر انان را اذیت نکنی ومحبت و بذل را در پیش بگیری؟
معاویه گفت:
ابوبکر ،عمر و هثمان امدند و رفتند و از انان جز نامی نمانده ولی هر روز پنج مرتبه فریاد << اشهدان محمدارسول الله>> به گوش همه میرسد. ای بی مادر :
با این وضع دیگر چه چیز برای ما بنی امیه باقی مانده است؟ به خدا سوگند!!! تا نام پیامبر را دفن نکنم و از زبان نیندازم ارام نخواهم گرفت!!!
به همین دلیل :
محمد رشیدرضا یکی از علمای بر جسته ی اهل سنت مینویسد:
یکی از دانشمندان بزرگ غربی گفته بود:
شایسته است تا ما مجسمه ی معاویه را از طلا بسازیم و در میدان پایتخت کشور قرار دهیم .
از وی علت این سخن را پرسیدند گفت:
این معاویه بود که سیستم حکومت اسلامی را از دموکراسی به نظام استبدادی تبدیل کرد. اگر معاویه این کار را نکرده بود اسلام سراسر جهان را فرا گرفته بود و مردم المان همه مسلمان عربی بودند.!!!
لعنت بر معاویه که یکی از بانیان انحراف اسلام بود.
موفقیات زبیربن بکارص 576 و مروج الذهب ج 3 ص 454 و....
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در جمعه یازدهم بهمن 1387 ساعت 7:57 |
لینک ثابت |
در عید غدیر خم تعدادی از برادران اهل سنت معمولا به دیدار برخی از سادات رفته و این روز مبارک را که اکثر سنی ها وهمه ی شیعیان به ان شک ندارد به انها تبریک میگفتند.در استان گلستان اقای مولوی گرگیج از مهاجرین بلوچ این استان که تحت تاثیر القائات مسجد مکی بوده و میباشد از این حرکت خود جوش عصبانی شده وبا تسلیم به هوی نفس فتوی داده که هرکس در این روز به خانه ی سادات برود کافر و مرتد میباشد.
او که خود را محب اهل بیت دانسته و برای خود درانجا حوزه ی علمیه هم دارد و تعدادی از فرزندان مظلوم مردم هم تحت نظر او درس طلبگی میخوانند اعتقادی به غدیر خم نداشته و در مقام مرجع تقلید فتوی کفر دیگران را صادر میکند.
البته این طایفه هنگام وفات پیامبر اسلام معتقد به هزیان گویی او شدند اما نمی دانیم چرا انها در سن کهولت معتقد به هزیان گویی خودشان نیستند؟
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در چهارشنبه دوم بهمن 1387 ساعت 20:19 |
لینک ثابت |
مدتي است که طرح اخراج اتباع غير مجاز از کشور شکل جدي تري گرفته است.اکثر اين افاغنه از مرز سيستان به کشورشان باز مي گردند . اما اين بار هم با توجه به بعضي کم کاري ها شاهد شکست اين طرح بوده ايم.
افاغنه به اصطلاح اخراج شده به راحتي از مرز با مساعدت بعضي افراد وارد مي شوند .هرچند تعداد کثيري از آنها به وسيله قاچاقچيان دوباره به مرکز باز ميگردند اما اين روزها به دليل سفر احمدي نژاد و کنترل شديد, اين افراد تا بازگشت سر کسب و کار سابقشان به تکدي گري در زابل مشغول شده اند.
اين وضعيت معيشت را در زابل مختل کرده است.بسياري از مردم از اين وضع به ستوه آمده اند.
مشاهده بي خانمان هاي پاکستاني در خيابان هاي جنوب سيستان و بلوچستان و گدايان افغان در شمال آن تصوير تكراري از عدم كارايي و توجه مسوولان به مشكلات اين منطقه است .

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در دوشنبه شانزدهم دی 1387 ساعت 17:37 |
لینک ثابت |
| پرسش: |
| آیا در کربلا فرزندي از حضرت ابوالفضل (ع) به شهادت رسیده است؟
|
|
|
| پاسخ: | |
|
آن چه در مورد فرزندان حضرت ابوالفضل العباس(ع) نقل شده است مختلف است، مرحوم محدث قمي(ره) نقل نموده است:
«براي حضرت قمر بنيهاشم يک پسر بنام عبيدالله در بعضي کتب نقل شده که تنها وارث او بوده است
و بعضي ديگر براي حضرت ابوالفضل عليه السلام پنج فرزند بنامهاي: عبيدالله، فضل، حسن، قاسم و يک دختر نقل نمودهاند، و ابن شهرآشوب محمد را نيز اضافه نموده است.
ولي علماي نَسَب شناس متفقند که نسل حضرت ابوالفضل العباس(ع) منحصر به عبيدالله ميباشد که در سال 155 وفات يافته است
ولي تا آن جا که اطلاع داريم فرزندي که در کربلا شهيد شده باشد، براي حضرت عباس(ع) نقل نشده است، خصوصاً بنا به نقل برخي که تنها عبيدالله را وارث او دانسته و وفات او را هم در سال 155 هجري نوشتهاند، يعني 94 سال بعد از شهادت پدر بزرگوارش.
|
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در جمعه سیزدهم دی 1387 ساعت 17:55 |
لینک ثابت |
در حاليكه يكي از خانوادههاي به اصطلاح اشرافي - كه تبار آنان به حجاز بازميگردد - در سوريه ادعا كرده كه عمامه پيامبر(ص) را پيدا كرده و آنرا در اختيار دارد، بسياري از شهروندان اين كشور براي ديدن و متبرك شدن به آن نزد اين خانواده ميروند.
اين خانواده اشرافي كه تبار آن به سرزمينهاي حجاز برميگردد و در حال حاضر در يكي از روستاهاي اطراف شهر حلب در شمال سوريه زندگي ميكند، اخيرا با هدف جذب علاقه مندان به ديدن اين عمامه و اثبات ادعاي خود، CD مخصوصي را بين مردم توزيع كرده كه در آن عكس اين عمامه و برخي مدارك اثبات كنندهه صحت اين مقوله را منتشر كرده است.
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در چهارشنبه یازدهم دی 1387 ساعت 15:40 |
لینک ثابت |

شيخ "عبدالعزيز بن عبدالله آل الشيخ" در پاسخ به پرسشي در مورد چرايي عدم سجده شيعيان بر روي فرش گفت:اين كار افراطگري است و رفتاري پوچ به شمار ميرود! زيرا پيامبر اكرم(ص) بر روي همه چيز نماز ميخواند و سجده ميكرد.
وي در ادامه افزود: آنانيكه نماز خواندن بر روي فرش را ممنوع و غير مجاز ميدانند، غلو ميكنند.
گفتني است تاريخ وهابيت همواره داراي انديشههاي افرطي بسيار زيادي بوده اما طي چند سال اخير، به ويژه پس از حوادث ۱۱ سپتامبر كه ايالات متحده آمريكا عربستان سعودي را نيز عامل اين حادثه ميدانست، اين كشور رفتاري معتدل ترانه از خود نشان داد و بسياري از شيوخ وهابي آن طي سخنان مختلفي از اعتدال سخن مي گويند در حاليكه خود از ابتداي تأسيس مكتب فكريشان پرچم دار افراط گري بودند.
من نمی دانم روی فرشی که انواع میکروبها انجا لانه کرده اند و بوی جوراب و پا هم میدهد و ممکن است از رنگهای غیر مجاز هم ساخته شده باشند چه حکمی برای سجده دارد و ایا فرش برتر از خاک هست که باید بندگی را با به خاک افتادن مقابل خداوند ثابت کرد.سجده برخاک چه اشکالی دارد؟ایا پیامبر هرگز برخاک سجده نکرده اند؟
میگویند روش فرش سجده کردن افراطی گریست و...

اما دست دادن به نامحرم و رقاصی با انها و ساختن حرمسرا افراطی گری نیست. بلکه فسق و فجور هم نیست!!!!
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در جمعه ششم دی 1387 ساعت 20:3 |
لینک ثابت |
ارجحيت علمي علي(ع) از نگاه علماي سني
گزیده ی صحبتهای هاشمی رفسنجانی در مورد ارجحيت علمي علي(ع) از نگاه علماي سني:
**دوران کنونی از نظر توجه به عقلانیگری و تعمق در اجتهاد نزدیک به دوران صدر اسلام است.
**اجتهاد و تفقه از اساسی ترین ارکان دین در پرورش انسان و اداره جامعه است که پیامبر گرامی اسلام(ص) علاوه بر وحی و الهام، اجتهاد نیز میکردند.
**در دوره پس از رحلت پیامبر(ص) برخی شخصیتهای برجسته مانند امیرالمؤمنین علی(ع) وابن عباس در میان مردم حضور داشتند. مردم نیز با مراجعه به ایشان دین خود را کامل میکردند.
**ابن عباس گفته که اگر شخص مورد اعتمادی حکمی از جانب علی(ع) برای ما میآورد بر آن استوار بودیم و یا عایشه گفته که علی علیه السلام از همه ما به سنت آگاه تر است، که همگی آنان بر برتری حضرت علی(ع) آگاهی و اعتراف داشتند.
**خلیفه عباسی به خاطر جلوگیری از نفوذ سیاسی از دانش فقه سعی در محدود کردن فقه و اجتهاد و معرفی چهار مذهب به عنوان مذاهب مسلمین نمود
** فقه اسلامی تئوری کاملی جهت پرورش انسان و اداره جامعه از تولد تا مرگ است
**ویژگیهای نوآوریهای فقهی، لزوم توجه به فقه مقارن و گفتگوی فقهی میان علمای شیعه و سنی، تخصصی شدن تقلید و اجتهاد، توجه به عقل گرایی و تأسیس شورای فقهی برای مسائل عمده مملکتی از اصول آن میباشد
** به روشهای علمی و فقهی شیعیان و اهلسنت و استفاده از عقل، قرآن، فقه مقارن و همراهی علمای اهلسنت و شیعه تأکید میشود
گفتنی است که همایش اجتهاد در دوره معاصر به همت دانشگاه مذاهب اسلامي در سالن علامه امینی دانشگاه تهران برگزار شده و علما و اندیشمندانی مانند حجةالإسلام تسخیری، آیتالله عمید زنجانی، آیتالله واعظ زاده خراسانی، مولوی نذیر احمد سلامی و دکتر بیآزار شیرازی در آن حضور به هم رساندند.
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در چهارشنبه چهارم دی 1387 ساعت 22:17 |
لینک ثابت |
به گزارش شيعه آنلاين، "جمال البنا" كه برادر كوچكتر "حسن البنا" بنيانگذار جنبش اخوان المسلمين مصر است، افزود: مدتها در مورد احاديث موجود در كتب صحيح بخاري و صحيح مسلم تحقيق كردم و به اين نتيجه رسيدم كه حدود 653 حديث از آن دو كتاب، صحيح نيستند.
اين پژوهشگر 84 ساله كه فرزند "عبدالرحمن البنا" حديث شناس سرشناس مصري است، همچنين گفت: اين 653 حديث به دليل صحيح نبودن، لازم الإجرا نيستند.
"جمال البنا" در ادامه افزود:تحقيقات خود را به صورت جزوهاي در 342 صفحه تحت عنوان "پاك كردن بخاري و مسلم از احاديث غير لازم الإجرا" به چاپ رساندم.
وي در ادامه نسبت به احاديثي كه به خداوند متعال و پيامبر(ص) نسبت داده ميشود، در حاليكه آنان را مورد اهانت مستقيم قرار ميدهد ابراز تأسف كرد و گفت: هدفم از اين كار اصلا ضربه زدن به سنت نبوي نبوده است بلكه هدف پاك كردن كتب حديث از اين احاديث غلط بوده است.
در پايان گفتني است كتب صحيح مسلم و صحيح بخاري پس از قرآن كريم مهمترين كتب نزد اهل سنت به شمار ميرود كه تمام احاديث آن را درست و صحيح ميدانند.
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در چهارشنبه چهارم دی 1387 ساعت 22:15 |
لینک ثابت |
به همراه وليعهد قطر انجام شد؛
خادم حرمين شريفين اينگونه ميرقصد
به گزارش شيعه آنلاين، در سفر اخير شاهزاده "تميم بن حمد آل ثاني" وليعهد قطر به عربستان سعودي، مهماني ويژهاي توسط ملك "عبدالله بن عبدالعزيز آل سعود" پادشاه عربستان براي وي برگزار شد.
در آن مهماني پادشاه عربستان و وليعهد قطر به همراه ديگر حاضرين به رقص محلي و سنتي اعراب پرداختند.
گفتني است اين مهماني در تفريحگاه تابستاني پادشاه عربستان به نام "خريم" كه در 100 كيلومتري شرق رياض پايتخت عربستان است برگزار شد.
در حاشيه اين مهماني پادشاه عربستان و وليعهد قطر نيز با يكديگر به بازي هاكي روي چمن پرداختند.
شايان ذكر است بيش از 7 سال است كه روابط عربستان و قطر تيره بوده و از همين رو اخيرا تماسهايي ميان دو كشور برقرار شده تا اين روابط بهبود يابد. اين سفر وليعهد قطر به عربستان با هدف بهبود روابط رياض – دوحه انجام شده است.
در پايان گفتني است ملك "عبدالله" در سفر اخير "جرج بوش" رئيس جمهور آمريكا و همسرش به عربستان، آنان را به اين تفريحگاه آورد و مهماني مفصلي به افتخارشان برگزار كرد.
این درحالیست که مردم غزه هروز با مرگ دست و پنجه نرم میکنند و عربهای مفت خور در ناز و نعمت هستند
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در چهارشنبه چهارم دی 1387 ساعت 22:13 |
لینک ثابت |
هر کس را که من سرپرست او هستم، علی نیز سرپرست و ولی اوست»
این پیام بزرگ غدیر است.
پیامبر عمامه خود را بر سر علی علیه السلام نهادند و سپس دعا کردند و فرمودند:
«اللهم وال من والاه وعاد من عاداه»
خداوندا دوست بدار هرکس او را دوست می دارد و دشمن بدار هرکس او را دشمن می دارد.
پیامبر فرمودند:
همه شما مسئولید که این پیام غدیر را به کسانی که در اینجا حضور ندارند برسانید.
بعد از این ابلاغ مردم هنوز پراکنده نشده بودند که آیه دیگری خطاب به مردم نازل شد که فرمودند:
امروز دین شما کامل شد، امروز من از شما خرسند شدم، امروز نعمت خود را بر شما تمام کردم، امروز همه کفار از دین شما مأیوس شدند.
پس در غدیر دو آیه نازل شد در یک آیه مخاطب پیامبرصلی الله علیه و آله بود که جانشین خود را معرفی کن و آیه دیگر به مردم خطاب شد که امروز دین شما کامل شد.
پیامبر اکرم با شنیدن این آیه فریاد زدند والله اکبر گفتند.
مردم دسته دسته به علی بن ابیطالب علیه السلام تبریک گفته و خلیفه ابوبکر و عمرگفتند:
ای علی خوشا به حال تو که مولای ما و هر زن و مرد با ایمان شدی.
یک صد و ده نفر از اصحاب پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم که شخصا در غدیر شنیده اند این حدیث را نقل کرده اند.
حال جای یک سئوال همیشه در اذهان باقی ست و برادران اهل سنت هم به ان پاسخ ندادند و ان اینکه:
چرا اهمیت غدیر را در حد سفارش به دوست داشتن علی پایین می اورند.؟
بعد از 23سال رسالت در میان جمعیتی بالغ بر 123هزار نفر در 23 فرسخی مکه طبق یک ایه ای که خداوند اختصاصا برای همان لحظه و برای یک پیام نازل کردندایا جا دارد تا ما مخلوقات بشری شان ایه را در حد دوست داشتن علی پایین بیاوریم.
گیریم که برداشت برادران اهل سنت در تفسیر غدیر درست باشد. ایا لازم بود تا پیامبردر گرماگرم بازگشت از مکه و مناسک حج به این دلیل که عده ای از مردم از علی ناراضی بودند انها را سفارش به دوست داشتن علی بکنند.
مگر علی قراربود در اینده ی بعد از پیامبر چه نقش بزرگی را ایفا کند که پیامبر به مردم سفارش کردند تا علی را دوست داشته باشند.؟؟؟ایا به نقش علی فکر کرده ایم؟
در واقعه ی غدیرپیامبر چه هدفی را دنبال میکردند.؟چرا باید مردم علی را دوست داشته باشند؟
حالا اگر علی را دوست نمی داشتند در تبیین اسلام و پیشرفت ان چه اتفاقی می افتاد؟
به نظرم برادران اهل سنت تفسیر خوبی از واقعه ی غدیر دارند اما به نتیجه ی این تفاسیر توجه ندارند.
علی بعد از 25 سال از مرگ پیامبر به حکومت رسیدند حال که علی باید بعد از این مدت مدید به حکومت میرسیدند چرا مانع از به حکومت رسیدن او بلافاصله پس از رحلت پیامبر شدیم.
به راستی اگر علی خلیفه ی بعد از پیامبر میشدند و 30 سال به اندازه ی حکومت خلفای راشدین بر ممالک اسلامی حکومت میکردند الان جهان اسلام چه وضعی داشت؟
ودر پایان چرا علی گفت که من بیست و پنج سال با سکوتم خار در چشم و استخوان در گلو داشتم؟
انتظار میرود تا هم مسلکان و مسلمانان به واقعه ی غدیر با دید ی فراتر از تعصبات مذهبی نگاه کنند.دین اسلام دین سهل و اسانی است به راحتی حقوق ان قابل پذیرش عقول میباشد تدبر در واقعه ی غدیر پرده از واقعیتها بر میدارد با این حال هرگز دنبال شیعه کردن هیچ سنی نخواهیم بود
ارزوی ما این هست که برادران سنی ما واقعا سنی باشند که اگر اینگونه بودند از شیعه شیعه ترند.
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 ساعت 11:46 |
لینک ثابت |
سبزترین سنگ قبر برمزار یک شهید
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در شنبه بیست و سوم آذر 1387 ساعت 19:31 |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در سه شنبه نوزدهم آذر 1387 ساعت 22:15 |
لینک ثابت |
به گزارش موسسه تحقیقاتی ولی عصر ، متاسفانه هر از چندگاهي در كتب أهل تسنن ميبينيم كه أگر چيزي مخالف با مصالح آنها باشد سعي در حذف وتحريف آن ميكنند كه اين عادت وهابيان است به خاطر ترس از حق وحقيقت دست به اين كارهاي زشت ومنافي أخلاق وأمانت علمي ميزنند ,
این عادت زشت را هم برخی از سایتهای داخلی که مجوز هم گرفته اند تکرار و ان را علیه شیعه و نظام و مسئولین استفاده و این گونه القاء میکنند که تنها انها قوم برحق روی زمین هستند و تنها قوم منفور و مغضوب الهی تشیع و پیروان امام علی علیه السلام هستند با این حال به مطالب زیر توجه فرمایید. :
صحيح بخاري , چاپ دار الفكر - بيروت

اينجا بخاري حديثي را درباره متعه (ازدواج مؤقت) نقل ميكند
كه ترجمه كامل آن را براي شما ميگذاريم :
( " عمران بن حصين ميگويد : آيه متعه در كتاب خدا نازل شد وما اين كار را با رسول خدا (ص) انجام داديم وآيه اي در تحريم آن نازل نشد وتا وقتي كه نبي اكرم (ص) از دنيا رفتند آن را منع نكردند , بعد يك مردي آمد وبه رأي خودش عمل كرد , محمد گفت : ميگويند أو عمر بود " )
توضيح :
آنجا كه ميگويد : " يك مردي آمد وبه رأي خودش عمل كرد "
منظورش اين است كه : يك مردي آن را (ازدواج مؤقت را) تحريم كرد
وآن جائي هم كه ميگويد : " محمد گفت : ميگويند أو عمر بود "
يعني : محمد بن اسماعيل بخاري (صاحب خود كتاب) گفت : او عمر بوده است
حالا نكته اينجا است
كه متاسفانه وبراي حفظ آبروي بعضي ها ونفي كردن عمل آن ها
به خلاف سنت پيامبر (ص) آمده اند در چاپهاي جديد اين جمله را برداشته اند :
" محمد گفت : ميگويند أو عمر بود "
عكس ها ومستندات ذيل را نگاه كنيد ؛
كه توجه خواهيد كرد اين جمله در سه چاپ :
دار احياء التراث العربي – بيروت
دار الكتب العلمية - بيروت
و دار المعرفة – بيروت
نيست وحذف شده وبه تعبيري ديگر در اين حديث دست كاري وتحريف شده است . !!
به وهابيت تبريك عرض ميكنيم ,
چون كه دين ومذهبشان بر تحريف ودروغ وعوام فريبي بنا شده است !!
دار احياء التراث العربي – بيروت
*************************************************************
و اما نکته ی جالب اینکه اخیرا که سایت سنی انلاین فیلتر شده سایت دیگری با سوء استفاده از نام مولوی عبدالعزیز اقدام به نشر اکاذیب و اشائه ی افتراء به نظام و مسئولین و شیعه و تحریف واقعیتها و دروغ پراکنی مینماید در این مورد به اعتراض دگم و بسته و بدون دلیل و سند این سایت به مطلب مستند فوق توجه بفرماییدضمن اینکه مطالب فوق از سایت مزبور نبوده بلکه نقل مطلب از دار احياء التراث العربي – بيروت میباشد
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در دوشنبه هجدهم آذر 1387 ساعت 23:7 |
لینک ثابت |
يكي از سربازهايي كه در تفحص كار مي كرد، آمد پهلويم و با حالت ناراحتي گفت:
«مادرم مريض است...»
گفتم: «خب برو مرخصي ان شاء الله كه زودتر خوب مي شود. برو كه ببريش دكتر و درمان...». گفت:
«نه! به اين حرف ها نيست. » مي دونم چطور درمانش كنم و چه دوايي دارد.
روزي شهيدي پيدا كرديم كه قمقمه اش پر بود از آبي زلال و گوارا. با اينكه بيش از ده سال از شهادت او گذشته بود، قمقمه همچنان آبي شفاف و خوش طعم داشت. ده سال پيش در فكه، زير خروارها خاك و حالا كجا. بچه ها هر كدام جرعه اي از آب به نيت تبرك و تيمن خوردند و صلوات فرستادند.آن سرباز، رفت به مرخصي و چند روز بعد شادمان برگشت. از چهره اش فهميدم كه بايد حال مادرش خوب شده باشد. گفتم:
«الحمدلله مثل اينكه حال مادرت خوب شده و دوا و درمان موثر واقع شده...». جا خورد. نگاهي انداخت و گفت:
«نه آقا سيد. دوا و درمان موثر نبود. راه اصلي اش را پيدا كردم.» تعجب كردم. نكند اتفاقي افتاده باشد. گفتم:
«پس چي؟» گفت:
چند جرعه از آب قمقمه آن شهيد كه چند روز پيش پيدا كرديم بردم تهران و دادم مادرم خورد، به اميد خدا خيلي زود حالش خوب شد. اصلا نيتم اين بود كه براي شفاي او جرعه اي از آب فكه ببرم.
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در یکشنبه هفدهم آذر 1387 ساعت 23:48 |
لینک ثابت |
مسجد روستای پیر رسول بخش

|
مسجد روستای پیر رسول بخش

|
مسجد روستای پیر رسول بخش

|
مسجد روستای پیر رسول بخش

|
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در شنبه شانزدهم آذر 1387 ساعت 23:26 |
لینک ثابت |
هوتک ، منبع آب آشامیدنی و بهداشتی روستا !!!

|
مسجد روستای ندکان گورمی

|
مسجد روستای ندکان گورمی

|
مسجد روستای ندکان گورمی

|

|
تصاویری از جاده ی چابهار به دشتیاری

|
تصاویری از جاده ی چابهار به دشتیاری

|
تصاویری از جاده ی چابهار به دشتیاری

|
تصاویری از جاده ی چابهار به دشتیاری

|
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در جمعه پانزدهم آذر 1387 ساعت 19:1 |
لینک ثابت |
اعتماد السلطنه را می شناسید؟
وی از مقربان دربار ناصر الدین شاه قاجار بود، و مدتی وزیر انظباطات شد و کتابی چند تالیف کرد
آورده اند روزی ناصر الدین شاه از همین آقا پرسید :"در مملکت چه چیز بیش از همه داریم؟"
گفت :" قربان پزشک ! " شاه با تعجب پرسید : دلیل این سخنت چیست؟
اعتماد السلطنه گفت: "پاسخش را خواهم گفت". دستمالی بست و وانمود کرد دندانش درد می کند...
یکی گفت: شلغم جوشیده بخور!
یکی گفت: هلیله بادام علاج است
یکی گفت: سریشم جوشیده سودمند است.
حاصل آنکه هر کس فراخور دانش خود چیزی تجویز کرد!
اعتماد السلطنه گفت: " قربان تنها خواستم عرضی را که یک هفته پیش کردم تاکیید کنم که در مملکت ما پزشک از همه چیز بیشتر است!"
اگر اعتماد السلطنه امروز زنده بود می دید نه تنها پزشک فراوان است، بلکه همه چیز از همه چیز فراوان است !
سیاستمدار، ادیب، فیلسوف، مهندس، نویسنده، شاعر، نقاش، نانوا، خیاط، آشپز، باغبان و...
و دلیل آن دو چیز است: یکی نبودن تخصص و دیگری داشتن ادعا!
هر ایرانی کم و بیش امروزه مانند دو هزار سال پیش یونان قدیم فیلسوف است، یعنی از هر کاری، اندکی می داند یا ادعای دانستن آن را دارد و علت عقب ماندن و عدم سرعت در کارهای مملکت، نیز همین است!
ایرانیان ادعا دارند: هر چه خوبان همه دارند ما تنها داریم!!!
عجب اینجاست وقتی به استخوان های پوسیده پدرانمان می نازیم، در عمل به سخنان انان از همه نادان تریم.
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در یکشنبه سوم آذر 1387 ساعت 21:31 |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در شنبه دوم آذر 1387 ساعت 11:25 |
لینک ثابت |
مدير مدارس ديني اهل سنت نمايندگي مقام معظم رهبري در امور اهل سنت سيستان و بلوچستان گفت:
افزون بر پنج هزار خانوار با جمعيت ۲۵هزار نفر از طلاب علوم ديني اهل سنت در اين استان بيمه شدند.
حجتالاسلام احمد راهداري روز پنجشنبه در گفت و گو با ايرنا افزود: پرداخت هفت درصد حق بيمه برعهده بيمهشونده و ۲۳درصد از سوي نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در امور اهل سنت سيستان و بلوچستان انجام ميشود.
وي ميزان پرداخت سالانه حق بيمه را چهار ميليارد ريال عنوان كرد.
او ادامه داد: بيش از ۹۰درصد مدرسان حوزههاي علميه اهل سنت كه بالاي ۶۰سال سن دارند براي دريافت مستمري معرفي شدهاند.
وي برگزاري اردوهاي فرهنگي به مكانهاي زيارتي را از ديگر فعاليتهاي اين نهاد عنوان كرد و گفت: استقبال طلاب از اين اردوها بينظير است.
او افزود: اكنون ۹هزار طلبه برادر و پنج هزار طلبه خواهر در ۲۳حوزه علميه رسمي و ۲۰۰مكتب و مدرسه ديني غيررسمي اهل سنت با هزار و ۲۰۰مدرس ديني در سطح سيستان و بلوچستان مشغول تحصيل هستند.
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در پنجشنبه سی ام آبان 1387 ساعت 21:31 |
لینک ثابت |
درحالیكه جهان اسلام سعی دارد تا با ايجاد وحدت و گردآوردن تمامی مسلمانان زير چتر اتحاد، دسيسههای غرب را خنثی كند، 190 وهابی تندوری عربستانی ديروز 18 آبان با صدور بيانيهای، اختلاف اهلتسنن با شيعيان اثنی عشری(12 امامی) را علاوه بر مسايل فرعی، در اصول دين نيز عنوانكردند.
به گزارش "شیعه نیوز" به نقل از ايكنا، در اين بيانيه كه پايگاههای اينترنتی سلفی و تندرو، آن را منتشركردند، آمدهاست: چنانچه تبعيض مذهبی در حق شهروندان شيعه در عربستان و كشورهای حاشيه خليج فارس لغو شود زمينه برای نفوذ مذهب تشيع در ميان اهلتسنن فراهم میشود(!)
امضاكنندگان اين بيانيه در ادعايی كاذب بر شناخت خطر نفوذ شيعيان كه منابع مالی زيادی برای گسترش مذهب تشيع در جوامع سنی هزينه میكنند، تأكيدكردند.
انديشمندان وهابی عربستان در اين بيانيه مدعیشدند: شيعيان گفتار امامان خويش را در استدلال و قداست بهمنزله گفتار پيامبر (ص) تلقی میكنند و علمای شيعه بايد در كتابهای شيعی نوشتهشده در اين زمينه بازنگریكنند(!)
«سعود الفنيسان» رييس سابق دانشكده الهيات دانشگاه «امام محمد بن سعود» عربستان، «عوض القرنی» استاد سابق دانشگاه امام محمد بن سعود، «خالد العجيمی» رييس كميته آفريقايی انجمن جهانی جوانان مسلمان و تعدادی از علمای افراطی و وهابی عرب و آفريقايی از امضاكنندگان اين بيانيه هستند.
اين در حالی است كه حسن الصفار» روحانی و انديشمند شيعی عربستان پيشتر (14 آبان امسال) در ديدار با تعدادی از انديشمندان «قطيف» عربستان از اقدامات ضعيف دولت اين كشور در حل مسايل مربوط به تبعيض مذهبی ابراز نگرانیكرده بود.
به گفته حسن الصفار، علمای شيعه تاكنون نظرها و پيشنهادهای زيادی در زمينه تحقق مساوات ميان شهروندان، تقويت همزيستی مسالمتآميز و مقابله با اختلافات مذهبی و تبعيضهای فرقهای ارايهدادهاند كه متأسفانه با واكنش سرد مسئولان عربستان مواجهشدهاند.
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387 ساعت 21:40 |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در یکشنبه نوزدهم آبان 1387 ساعت 19:10 |
لینک ثابت |
از ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۸ کمپانی مایکروسافت سرویس های ویژه ای برای ایاب و ذهاب کارمندان خود در نظر گرفته است. کارمندان در این اتوبوس های مجهز می توانند فعالیت کاری خود را به محض ورود به سرویس شروع کنند و ساعت کاری کارمندان از هنگام شروع کار در اتوبوس محاسبه خواهد شد. مایکروسافت این اتوبوس ها را برای جلوگیری کردن از تلف شدن وقت کارمندان در ترافیک و مسافت های طولانی طراحی کرده است.
شرکت مایکروسافت (به انگلیسی: Microsoft Corporation) یک شرکت آمریکایی چند ملیتی با ۸۹۰۰۰ کارمند در ۱۰۵ کشور دنیا است که در زمینه فناوریهای رایانهای فعالیت میکند. درآمد سالیانهٔ این شرکت در سال ۲۰۰۷ میلادی ۵۱٫۱۲ میلیارد دلار بود. مایکروسافت در زمینهٔ طراحی، توسعه، ساخت، صدور مجوز، پشتیبانی و ارائهٔ خدمات نرم افزاری برای وسایل کامپیوتری فعال است.دفتر مرکزی مایکروسافت در ردموند، واشنگتن در ایالات متحده آمریکا قرار دارد.



تو رو خدا ببینید چه قدر وقتشون ارزش داره .... !!
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در چهارشنبه پانزدهم آبان 1387 ساعت 21:8 |
لینک ثابت |
شهری بود که همة اهالی آن دزد بودند. شبها پس از صرف شام، هرکس دسته کلید بزرگ و فانوس را برمیداشت و از خانه بیرون میزد؛ برای دستبرد زدن به خانة یک همسایه.
حوالی سحر با دست پر به خانه برمیگشت، به خانة خودش که آنرا هم دزد زده بود. به این ترتیب، همه در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی میکردند؛ چون هرکس از دیگری می دزدید و او هم متقابلاً از دیگری، تا آنجا که آخرین نفر از اولی میدزدید. دادو ستدهای تجاری و به طور کلی خرید و فروش هم در این شهر به همین منوال صورت میگرفت؛ هم از جانب خریدارها و هم از جانب فروشنده ها.
دولت هم به سهم خود سعی میکرد حق و حساب بیشتری از اهالی بگیرد و آنها را تیغ بزند و اهالی هم به سهم خود نهایت سعی و کوشش خودشان را میکردند که سر دولت را شیره بمالند و نم پس ندهند و چیزی از آن بالا بکشند؛ به این ترتیب در این شهر زندگی به آرامی سپری میشد. نه کسی خیلی ثروتمند بود و نه کسی خیلی فقیر و درمانده.
روزی، چطورش را نمیدانیم؛ مرد درستکاری گذرش به شهر افتاد و آنجا را برای اقامت انتخاب کرد. شبها به جای اینکه با دسته کلید و فانوس دور کوچه ها راه بیفتدبرای دزدی، شامش را که میخورد، سیگاری دود میکرد و شروع میکرد به خواندن رمان. دزدها میامدند؛ چراغ خانه را روشن میدیدند و راهشان را کج میکردند و میرفتند.
اوضاع از این قرار بود تا اینکه اهالی، احساس وظیفه کردند که به این تازه وارد توضیح بدهند که گرچه خودش اهل این کارها نیست، ولی حق ندارد مزاحم کار دیگران بشود. هرشب که در خانه میماند، معنیش این بود که خانواده ای سر بی شام زمین میگذارد و روز بعد هم چیزی برای خوردن ندارد.
بدین ترتیب، مرد درستکار در برابر چنین استدلالی چه حرفی برای گفتن میتوانست داشته باشد؟ بنابراین پس از غروب آفتاب، او هم از خانه بیرون میزد و همانطور که از او خواسته بودند، حوالی صبح برمیگشت؛ ولی دست به دزدی نمیزد. آخر او فردی بود درستکار و اهل اینکارها نبود. میرفت روی پل شهر می ایستاد و مدتها به جریان آب رودخانه نگاه میکرد و بعد به خانه برمیگشت و میدید که خانه اش مورد دستبردقرار گرفته است. در کمتر از یک هفته، مرد درستکار دار و ندار خود را از دست داد؛ چیزی برای خوردن نداشت و خانه اش هم که لخت شده بود. ولی مشکل این نبود. چرا که این وضعیت البته تقصیر خود او بود. نه! مشکل چیز دیگری بود. قضیه از این قرار بودکه این آدم با این رفتارش، حال همه را گرفته بود! او اجازه داده بود دار وندارش را بدزدند بی آنکه خودش دست به مال کسی دراز کند. به این ترتیب، هر شب یکنفر بود که پس از سرقت شبانه از خانة دیگری، وقتی صبح به خانة خودش وارد میشد،میدید خانه و اموالش دست نخورده است؛ خانه ای که مرد درستکار باید به آن دستبردمیزد.به هر حال بعد از مدتی به تدریج، آنهایی که شبهای بیشتری خانه شان را دزد نمیزدرفته رفته اوضاعشان از بقیه بهتر شد و مال و منالی به هم میزدند و برعکس، کسانیکه دفعات بیشتری به خانة مرد درستکار (که حالا دیگر البته از هر چیز به دردنخوری خالی شده بود) دستبرد میزدند، دست خالی به خانه برمیگشتند و وضعشان روزبه روز بدتر میشد و خود را فقیرتر میافتند. به این ترتیب، آن عده ای که موقعیت مالیشان بهتر شده بود، مانند مرد درستکار،این عادت را پیشه کردند که شبها پس از صرف شام، بروند روی پل چوبی و جریان آب رودخانه را تماشا کنند. این ماجرا، وضعیت آشفتة شهر را آشفته تر میکرد؛ چون معنیش این بود که باز افراد بیشتری از اهالی ثروتمندتر و بقیه فقیرتر میشدند. به تدریج، آنهایی که وضعشان خوب شده بود و به گردش و تفریح روی پل روی آوردند،متوجه شدند که اگر به این وضع ادامه بدهند، به زودی ثروتشان ته میکشد و به این فکر افتادند که "چطور است به عده ای از این فقیرها پول بدهیم که شبها به جای ماهم بروند دزدی". قراردادها بسته شد، دستمزدها تعیین و پورسانتهای هر طرف را هم مشخص کردند: آنها البته هنوز دزد بودند و در همین قرار و مدارها هم سعی میکردندسر هم کلاه بگذارند و هرکدام از طرفین به نحوی از دیگری چیزی بالا میکشید و آن دیگری هم از ... . اما همانطور که رسم اینگونه قراردادهاست، آنها که پولدارتربودند و ثروتمندتر و تهیدستها عموماً فقیرتر میشدند. عده ای هم آنقدر ثروتمند شدند که دیگر برای ثروتمند ماندن، نه نیاز به دزدی مستقیم داشتند و نه اینکه کسی برایشان دزدی کند. ولی مشکل اینجا بود که اگر دست از دزدی میکشیدند، فقیر میشدند؛ چون فقیرها در هر حال از آنها میدزدیدند. فکری به خاطرشان رسید؛ آمدند و فقیرترین آدمها را استخدام کردند تا اموالشان را درمقابل دیگر فقیرها حفاظت کنند، ادارة پلیس برپا شد و زندانها ساخته شد. به این ترتیب، چند سالی از آمدن مرد درستکار به شهر نگذشته بود که مردم دیگر ازدزدیدن و دزدیده شدن حرفی به میان نمیاوردند. صحبتها حالا دیگر فقط از دارا وندار بود؛ اما در واقع هنوز همه دزد بودند. تنها فرد درستکار، همان مرد اولی بود که ما نفهمیدیم برای چه به آن شهر آمد وکمی بعد هم از گرسنگی مرد.
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در سه شنبه چهاردهم آبان 1387 ساعت 17:2 |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در چهارشنبه هشتم آبان 1387 ساعت 18:18 |
لینک ثابت |
1. سوئد سالي يک بار جايزه نوبل اهدا ميکنه2
۲. جمعيتي پير داره
3.دو فصل داره زمستان سبز و زمستان سفيد
4. خودرواش دائم چراغاشون روشنه
5. Volvo و Sony Ericsson داره
6. ماليات سنگيني پرداخت ميکنند
7. پياده روي در کنار جاده ها از طرف مقابل خودروها انجام ميگيره
8. اينورا از آفتاب خبري نيست
9. در سال سه الي چهار ميليون نفر به سفر آفتابي ميرن
10. در صد خودکشي بالائي داره به نسبت جمعيت
11. بيسواد نداره
12. ميانگين سني بالائي دارن
13. با رفاه ترين تو دنياست البته در کناربرادر کوچکش نورژ و برادر برادر بزرگش دانمارک
14. مردم خجالتي داره
15. خيلياشون از خارجي جماعت دل خوشي ندارن
16. بيشترين خيرين که به فقراي کشورهاي ديگه کمک ميکنند را داره
17. کودکان از بيشترين امکانات رفاهي برخوردارن
18. حدود يک ميليون مهاجر داره
19. حدود 70 هزارشون صادره ايرانن
20. فقط زير آسمون ميشه سيگار کشيد
21. دخترخانماي خوش اندامي داره
22. بيش از 200 ساله که جنگ نداشته
23. از تاکسي کنار خيابونا خبري نيست
24. زبان سختي داره
25. ماليات و جنگل( طلاي سبز) از جمله عمده درامد هستند
26. مردمي که تعارف حاليشون نميشه
27. دروغ کم بلدند يا احتياج به گفتنش کمه
28. تحصيلکرده ترين راننده هاي تاکسي و نظافتچي ها را داره
29. کم حرفند
30. اهل کتاب خوندنن
31. جغرافيا کم بلدند
32. به نروژيا حسودي ميکنند
33. تو خونهاشون از نور کم استفاده ميکنند
34. سالي 2 بار حراجي بزرگ داره کريسمس و تابستون
35. به سوئديا کارد بزن ولي از سن و حقوقشان نپرس
36. هميشه نميدانند يا کم ميدانند
37. اهل سير و سفرند
38. صاحب (IKEA) ازبزرگترين فروشگاههاي وسايل منزل اهل اينجاست
39. حيوان دوستند
40. تعداد 1 ميليون حيوان سگ و2 ميليون گربه در منازل خود نگهداري ميکنند
41. خرچنگ را تو ماه آگوست ميخورند و سوپ نخودفرنگي را روزهاي پنجشنبه
42. حکومت چند حزبي و پارلمانيست
43. شاه سوئد هيچکاره است
44. هفته يک سوئدي
شنبه جشن و پارتي
يکشنبه تو خماري
دوشنبه وسه شنبه سر کار تعريف از جشن شنبه اش
چهارشنبه پنجشنبه و جمعه برنامه ريزي براي جشن شنبه آينده
45. کشور تو صف ايستادن فقير و غني به نوبت
46. آرزوي ويلا وولوو و ويسکي (v v v)
47. 9 ميليون شهروند با 9 ميليون انجمن و اتحاديه
48. کشور تابلوها و اطلاعات عمومي
49. مصرف الکهل خالص يک سوئدي بالاي پانزده سال حدود 10 ليتر در سال است
50. تلافات جاني در ترافيک به حدود 500 نفر در سال مي رسد
51. کشور امکانات و فرصتها
52. تعداد زندانيان 5000 نفر
53. 150 ايستگاه مترو دارد
54. در سال حدود 40000 نفر از سوئد به ديگر کشورها مهاجرت ميکنند
55. تعداد 14 دانشگاه و 22 دانشکده دولتي وجود داره. درکل 61 موسسه علمي آکادميک داره.
56. در حدود 4,500,000 نفرشاغل داره
57. در صد کل بيکاري حدود %7
58. کشوري مدارا
59. وزير همبستگي يک خانم مهاجر اهل آفريقاست
60. مدير کل اداره راه يک خانم ايرانيست بنام مينو
61. سلام يعني hej
62. يک کيلو گوشت قرمزحدود 13000 ت
63. يک کيلو مرغ حدود 3000 ت مفت
64. يک ليتر بنزين حدود 15000 ت
65. تورم %3.5
66. يک کيلو سيب زميني حدود 1000 ت
67. فاصله سوئد با ايران 4.5 س با هواپيما
68. خط مرز فقربراي فرد مجرد چيزي در حدود 1 ميليون تومان
69. مشهور ترين فوتباليست سوئد Zlatan Ibrahimovic متولد بوسني و ستاره تيم اينتر ميلان
70. ارزش واحد کرون امروز25 اکتبر 125 ت
71. حقوق يک معلم دبيرستان حدود 3300 دلار در ماه ( البته %30 ماليات کم ميشه از کل مبلغ)
72. حقوق يک کارگر نظافتچي حدود 2000 دلار
73. حقوق يک راننده اتوبوس حدود 2800 دلار
74. حقوق يک مدير يا سرپرست از 3500 دلار....
75. پزشک عمومي از 5500 دلار...
76. ماليات بر درامد حدود %30
77. خروس سوئدي لهجه جنوبي داره (کوکلي کو)!
78. 4.630.000 ماشين خصوصي به ثبت اداره راه رسيده
79. خوش به حال معلولين در حين بد شانسي
80. سه نماينده ايراني تبار تو مجلس داره
ليست طولانيست...
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در دوشنبه ششم آبان 1387 ساعت 16:11 |
لینک ثابت |
دو تن از مراجع تقليد در قم در پاسخ به استفتايي، هرگونه معامله با وهابيون را حرام اعلام كردند.
به گزارش فارس به نقل از دفتر آيتالله حسين نوري همداني، اين مرجع تقليد در پاسخ به استفتايي در مورد سئوال گرفتن و خواندن كتب و جزوات و حتي سيديهايي كه وهابيت در عمره به صورت رايگان توزيع ميكند، با توجه به محتوي آنها كه موجبات تزلزل عقيدتي و ديني شيعيان را فراهم ميآورند، چه حكمي دارد، بيان داشت: در فرض مذكور گرفتن و خواندن آنها فقط براي كساني جايز است كه به قصد جواب دادن ميگيرند و از عهده جواب دادن برميآيند.
وي همچنين در پاسخ به سئوال معامله با وهابيت در صورتي كه اين معامله به سود آنها باشد و سود را نيز عليه شيعه استفاده كنند و اين امر موجب منفعت آنها و ايجاد چرخه اقتصاديشان شود چه حكمي دارد، پاسخ داد: بر فرض مذكور بدون ترديد حرام است و لازم است از آن اجتناب شود.
آيتالله ناصر مكارمشيرازي نيز در پاسخ به سئوال اول پاسخ داد: براي كساني كه اطلاعات كافي ندارند گرفتن و مطالعه آن اشكال دارد.
وي همچنين در پاسخ به سئوال معامله با وهابيت در صورتي كه اين معامله به سود آنها باشد و سود را نيز عليه شيعه استفاده كنند و اين امر موجب منفعت آنها و ايجاد چرخه اقتصاديشان شود چه حكمي دارد، گفت: بر فرض سئوال جايز نيست.
شایان ذکر است که نظر به صدور این فتوا لازم است که مراجع محترم تکلیف شیعیان را در استان سیستان و بلوچستان که با برخی وهابیون معامله میکنند روشن کنند!!!!
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در جمعه سوم آبان 1387 ساعت 18:34 |
لینک ثابت |
درادرس زیر به ساحت مقدس قران و پیامبر اسلام (ص) توهین اشکاری شده است از همه ی عزیزانی که به مدیر بلاگفا دسترسی دارند خواهشمندم که طی تماسی تذکر دهند که ادرس فوق را حذف و ای پی ان را در صورت امکان به نیروهای امنیتی بدهند.
http://faghat-khoda709.blogfa.com/
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در پنجشنبه دوم آبان 1387 ساعت 14:59 |
لینک ثابت |
خالد، نجّار بسيار بداخلاق و تندمزاجي بود. او به من اطمينان داشت امّا من دليلش رانمي دانستم. شايد سبب اين اعتمادش آن بود که من حرف شنو و مطيع بودم و در امور دين ومغازه اش با او بحث نمي کرد م. او در خلوت از من درخواست لواط مي کرد،
لطفا ادامه ی مطلب را کلیک فرمایید
ادامه مطلب
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در چهارشنبه یکم آبان 1387 ساعت 18:29 |
لینک ثابت |

اديسون در سنین پيري پس از كشف لامپ، يكي از ثروتمندان آمريكا به شمار ميرفت و درآمد سرشارش را تمام و كمال در آزمايشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگي بود هزينه مي كرد...
لطفا ادامه ی مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 ساعت 19:6 |
لینک ثابت |
روزهای آخر عمر معاویه بود و او فكرهای بزرگی در سر داشت. روزی از همان روزها برای مروان، حمكران خود در مدینه نامهای نوشت و گفت: ادامه ی مطلب را کلیک کنید
چگونگی رحلت عایشه همسر پیامبر (ص)
ادامه مطلب
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در شنبه سیزدهم مهر 1387 ساعت 22:56 |
لینک ثابت |
أَللهُ أَكبَرْ، أَللهُ أَكبَرْ، لا إلهَ الاّ اللهُ وَ أللهُ أَكبَرُ وَ للهِ الْحَمْدُ وَالحَمْدُ للّهِ عَلي ما هَدانا و لَهُ الشُّكْرُ عَلي ما أوْلانا؛
خداحافظ ای ماه زلال بارانی
ادامه مطلب
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در سه شنبه نهم مهر 1387 ساعت 19:56 |
لینک ثابت |
جرج جرداق نویسنده مسیحی لبنان: "
تاریخ و حقیقت گواهی می دهند که او وجدان بیدار و قهار، شهید نامی، پدر و بزرگ شهیدان، علی بن ابی طالب، صوت عدالت انسانی، شخصیت جاوید شرق است. ای جهان چه می شد اگر هر چه قدرت داری به کار می بردی و در هر زمان علی با آن عقلش، با آن قلبش، با آن زبانش و با آن ذوالفقارش به عالم می بخشیدی؟!"
کارلایل فیلسوف انگلیسی:
"علی جوانمردی عالیقدر و بزرگ نفس بود، از سرچشمه وجدانش خیر و نیکی می جوشید، از دلش شعله های شور و حماسه زبانه می زد، شجاع تر از شیر ژیان بود ولی شجاعتی ممزوج با لطف و رحمت و عواطف رقیق و رأفت... در کوفه غافلگیر و کشته شد، شدت عدلش موجب این جنایت گردید!... پیش از مرگش درباره قاتل خود گفت که اگر زنده ماندم خود می دانم و اگر درگذشتم کار به دست شماست، اگر درگذرید به تقوا نزدیک تر است!..."
جبران خلیل جبران نویسنده مسیحی لبنانی:
"علی بن ابی طالب از این دنیا چشم فرو بست، مانند آن پیامبران که به قومی مبعوث می شدند و آن قوم شایستگی آن پیامبران را نداشتند، در جامعه ای زندگی می کردند که جامعه ایشان نبوده است..."
میخائیل نعیمه شاعر و نویسنده مسیحی لبنانی:
"هیچ مورخ و نویسنده ای به هر اندازه که باهوش و با شخصیت و نکته سنج و نابغه باشد، امکان ندارد که حتی در هزار صفحه بتواند تصویر کاملی از علی نشان بدهد. آنچه که این شخصیت بزرگ، بین خود و خدای خود گفته و عمل کرده از اموری است که هرگز هیچ گوشی و هیچ چشمی مانند آن را نشنیده و ندیده است، بنابراین هر تصویری که ما از او ترسیم کنیم مسلماً تصویری ناقص خواهد بود، تنها چیزی که ما به آن امیدواریم جنبش و تکانی است که به زندگی ما می دهد."
لامنس کشیش بلژیکی:
"برای عظمت علی این بس که تمام اخبار و تواریخ علمی اسلامی از او سرچشمه میگیرد. او حافظه شگفت انگیزی داشت. علمای اسلام از مخالف و موافق، از دوست و دشمن مفتخرند که گفتار خود را به علی مستند دارند چه گفتار او حجیت قطعی داشت، او باب مدینه علم بود و با روح کلی پیوستگی تام داشت."
مادام دیالافوا نویسنده مسیحی فرانسوی:
"احترام علی (ع) نزد شیعه به منتهی درجه است و باید این طور باشد؛ زیرا این مرد بزرگ علاوه بر جنگها و فداکاریهایی که برای پیشرفت اسلام کرد، در دانش، فضائل، عدالت و صفات نیک بی نظیر بود و نسلی پاک و مقدس نیز از خود باقی گذاشت. فرزندانش نیز از او پیروی کردند و برای پیشرفت مذهب اسلام مظلومانه تن به شهادت دادند. علی کسی است که اعمال و رفتارش نسبت به مسلمانان منصفانه بود، او کسی است که تهدید و نویدش قطعی بود. "
پطروشفسکی استاد دانشگاه لنینگراد:
"علی (ع) تا سرحد شور و عشق پایبند دین، صادق و راستگو بود... و مقام صفات اولیاءالله در وجودش جمع بود."
ابوعلی سینا متفکر و فیلسوف شرق:
"علی (ع) نسبت به اصحاب، مانند معقول بود نسبت به محسوس. علی (ع) در میان یاران رسول خدا (ص) مانند عقول قاهره نسبت به اجسام مادیه بود. حضرت علی (ع) شخصیتی است دارای ابعاد مختلف و جامع صفات اضداد. حضرت فرمانروایی است پر قدرت و صلابت و در عین حال بردبار، در میدان جنگ دلاوری کم نظیر، در محراب عبادت عابدی گریان، با دشمنان قاطع، در برابر یتیمان و بیوه زنان مهربان و رقیق القلب، سخاوتمندی بی مانند، در عین حال ساده پوشی کارگر و کشاورز، حکیمی دانا، قاضی دادگر، بی گذشت و دقیق النظر بود."
طه حسین نویسنده مصری:
"من پس از وحی و سخن خدا، سخنی پر جلال تر و شیواتر از سخن ایشان ندیده و نمی شناسم. ایستادگی حضرت در برابر ناکثین، قاسطین، مارقین حقیقتی است روشن. حلم و صبر و سکوتش، در مدت بیست سال و اندی، به خاطر مصالح کلی اسلام و مسلمانان حقیقتی است دردناک و شگفت انگیز که تاریخ هرگز فراموش نخواهد کرد."
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در چهارشنبه سوم مهر 1387 ساعت 20:17 |
لینک ثابت |
آداب سخن گفتن در قرآن
خداوند متعال نعمتهای زیادی را به بندگان ارزانی داشته كه هر كدام از آنها شكر مخصوص به خود دارند؛ چرا كه علاوه بر شكر زبانی هر نعمتی سزاوار شكر عملی است كه عبارت است از استفاده كردن هر نعمت در جایی كه خداوند فرموده است.
یكی از نعمتهایی كه خداوند در قرآن كریم به آن اشاره فرموده، نعمت زبان است: «أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَینَینِ. وَ لِسانًا وَ شَفَتَینِ» (بلد / 8 ـ 9)؛
آیا دو چشمش ندادهایم؟ و زبانی و دو لب .
این نعمت با آن كه حجم كوچكی نسبت به سایر اعضای بدن دارد، اما كارایی بسیار زیادی دارد و به همین علت هم میبینیم گناهان زیادی را برای این عضو بر شمردهاند.
در این مطلب در صدد آنیم كه از دید قرآن كریم برخی خصوصیات گفتار و استفادههای صحیح و ناصحیح آن را بشناسیم تا سعی كنیم استفاده ما از این عضو بدن، قرآنی باشد.
1. در سخن گفتن مواظب باشید؛ چرا كه تمام سخنانتان نوشته میشود:
«وَ إِنَّ عَلَیكُمْ لَحافِظینَ. كِراماً كاتِبین» (انفطار10ـ 11)؛
و قطعاً بر شما نگهبانانى [گماشته شده] اند. [فرشتگان] بزرگوارى كه نویسندگان [اعمال شما] هستند.
2. چه كسی از خداوند راستگوتر است؟
«... وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللهِ حَدیثًا» (نساء/87)؛ ...
و راستگوتر از خدا در سخن كیست؟
۳. چه كسی گفتارش نیكوتر است از كسی كه به سوی خدا دعوت میكند؟
«وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِمَّنْ دَعا إِلَى اللهِ ...» (فصلت/33)؛
و كیست خوشگفتارتر از آن كس كه به سوى خدا دعوت نماید.
4. آدمی زیر زبانش پنهان است:
«... فَلَمّا كَلَّمَهُ قالَ إِنَّكَ الْیوْمَ لَدَینا مَكینٌ أَمینٌ» (یوسف/54)؛
پس چون با او سخن راند، گفت: «تو امروز نزد ما با منزلت و امین هستى.»
5. قرآن سخنی سنگین و با عظمت:
«إِنّا سَنُلْقی عَلَیكَ قَوْلاً ثَقیلاً» (مزمل/5)؛
در حقیقت ما به زودى بر تو گفتارى گرانبار القا مىكنیم.
6. پاكان، در سخن گفتن نیز به پاكی هدایت یافتهاند:
«وَ هُدُوا إِلَى الطَّیبِ مِنَ الْقَوْلِ ...» (حج/24)؛
و به گفتار پاك هدایت مىشوند... .
7. سلام كردن، بهترین شروع برای آغاز سخن با مؤمنان:
«وَ إِذا جاءَكَ الَّذینَ یؤْمِنُونَ بِایاتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَیكُمْ ...» (انعام/54)؛
و چون كسانى كه به آیات ما ایمان مىآورند نزد تو آیند، بگو: سلام بر شما ... .
8. سلام، اولین سخن ملائكه هنگام قبض روح پاكان:
«الَّذینَ تَتَوَفّاهُمُ الْمَلائِكَةُ طَیبینَ یقُولُونَ سَلامٌ عَلَیكُمْ ...» (نحل/32)؛
همان كسانى كه فرشتگان جان آنها را در حالى كه پاكیزه (از پلیدى كفر و فسق) اند مىستانند (به آنها) مىگویند: سلام بر شما.
9. سلام، بهترین جواب ابلهان:
«... وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلامًا» (فرقان/63)؛ ...
و چون نادانان ایشان را طرف خطاب قرار دهند به ملایمت پاسخ مىدهند.
10. كسانی مورد شفاعت قرار میگیرند كه گفتارشان مورد رضایت خداوند باشد:
«یوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلاّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِی لَهُ قَوْلاً» (طه/109) ؛
در آن روز شفاعت سود ندارد مگر [شفاعت] كسى كه خداى رحمان به او اجازه دهد و سخن او را بپسندد.
11. محكم و مستدل حرف بزنید:
«یا ایهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَ قُولُوا قَوْلاً سَدیدًا» (احزاب/70) ؛
اى كسانى كه ایمان آوردهاید، از خدا پروا كنید و سخنى درست و استوار گویید.
12. در نصیحت دیگران سخن گفتن با نرمی احتمال تأثیرش بیشتر است:
«فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَینًا لَعَلَّهُ یتَذَكَّرُ أَوْ یخْشى» (طه/44) ؛
و با او سخنى نرم گویید، شاید كه پند پذیرد یا بترسد.
13. با پدر و مادر بزرگوارانه سخن بگویید:
«... وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً كَریمًا» (اسراء/23)؛
به آنها(والدین) [حتى] «اوف» مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخنى شایسته بگوى.
14. با مردم به نیكی سخن بگویید:
«... وَ قُولُوا لِلنّاسِ حُسْنًا ... .» (بقره/83)؛ ...
و با مردم [به زبانِ] خوش سخن بگویید ...
15. سخنان را بشنوید، اما به بهترینش عمل كنید:
«... فَبَشِّرْ عِبادِ، الَّذینَ یسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ... » (زمر/ 17ـ 18) ؛
پس بندگان مرا مژده ده، آنهایى كه سخنان را گوش فرا مىدهند و از بهترین آنها پیروى مىكنند ... .
16ـ وقتی سوار بر مركب میشوید، این آیه را بخوانید:
«... سُبْحانَ الَّذی سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنّا لَهُ مُقْرِنینَ» (زخرف/13) ؛
پاك و منزه است آن كه این را رام ما كرد و ما خود بر آن توانا نبودیم.
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 21:18 |
لینک ثابت |
حجة الاسلام ممدوحی نقل میكند: مرحوم علامه طباطبائی جلساتی داشتند كه گاهی در منزل خودشان و گاهی در خانه بعضی شاگردانشان تشكیل میشد. یك بار كه در اواخر عمرشان قرار بود برای حضور در یكی از جلسات، شبانه از كوچه پس كوچههای تاریك شهر قم عبور كنند، با وجود ارتعاشی كه در بدن داشتند و راه ناهموارِ منزلی كه آن شب قرار بود آنجا بروند و تاریكی كوچهها، سبب شد كه یكی از اطرافیان عرض كرد: «احتمال دارد ـ خدا نكرده ـ با این وضع، به زمین بخورید. میشود جلسه این هفته را مثلاً در خانه خود حضرتعالی بر پا كرد تا اذیت نشوید.»
حضرت علامه فرمودند: مگر ما در روز به وسیله نور خورشید خود را نگه میداریم و مگر نور خورشید باعث میشود زمین نخوریم ؟! قُلْ مَنْ یَكْلَؤُكُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ مِنَ الرَّحْمنِ ... (انبیا/42) ؛ بگو: چه كسی شما را در شب و روز از (هر آسیب) خدای رحمان حفظ میكند؟!
حجة الاسلام محمد فاضل (تبریزی) نقل میكند: جناب آقای شربیانی، روزی علامه را به خانه خود (در تبریز) دعوت كرد و چند نفر را هم برای زیارت و استفاده از سفره معارف ایشان به منزل خود فراخواند؛ از جمله بنده .
آن شب علامه به من فرمود: «بنده سی سال پیش، استخر شاگلی (محلی با صفا و خرم در تبریز) را دیدهام.» سپس با ملاطفت و مزاح ادامه داد: اگر مزاحم خواب آقایان نباشم، میخواهم فردا بینالطلوعین به آنجا بروم. عرض كردم: صبح خدمتتان خواهم بود.
فردای آن شب، با اتومبیلم ایشان را به استخر شاگُلی میبردم كه دیدم ایشان در ماشین، قرآنی از جیبِ خود درآورده و به بنده فرمود: من عهد دارم كه هر روز یك جزء از قرآن را بخوانم و الآن چهل سال است كه این كار را انجام میدهم. دیشب شما علما مزاحم شدید، نتوانستم بخوانم و اكنون قضا میكنم! هر ماه یك ختم قرآن تمام میشود و باز از ابتدای آن شروع میكنم و هر بار میبینم كه انگار اصلاً این قرآن، آن قرآن پیشین نیست! از بس مطالب تازهای از آن میفهمم! از خدا میخواهم به بنده عمر بسیاری دهد تا بسیار قرآن بخوانم و از لطایف آن بهره ببرم . نمیدانید من چه اندازه از قرآن لذت میبرم و استفاده میكنم!
منبع:
مجله سروش وحی، ش 9 .
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در دوشنبه یکم مهر 1387 ساعت 2:54 |
لینک ثابت |
بدون شك امام علي(ع) ـ دست كم از ديدگاه شيعيان ـ انساني برگزيده و از بارزترين و كاملترين مصاديق مؤمنان مخلص و صادق است. اهل سنت نيز معترفند كه هيچ يك از ياران پيامبر (ص) از نظر فضايل به پاي آن حضرت نميرسند. حتي بر اساس اعتراف دشمنان و مخالفان نيز، آن امام همام، قلهنشين فضايل و مكارم اخلاقي است. بر اين اساس در زندگي آن برگزيده الهي نيز ميتوان امدادهاي الهي را سراغ گرفت و بسياري از حوادث و رخدادهاي بظاهر طبيعي و معمول آن را با اين نگاه و نگرش به تحليل و تعليل نشست.
تولد اسرار آميز و بيسابقه امام علي(ع) در مقدسترين مكان الهي (درون خانه خدا)، صدقه دادن وي در ركوع نماز و سرانجام ضربتخوردن وي در محراب مسجد كوفه، آن هم در بهترين زمان و بهترين حالت عبادت (ماه رمضان، سحرگاهان، در حال سجده) از جمله حوادثي است كه در زندگي آن امام روي داده است و تقريبا همه مسلمانان ـ اعم از شيعه و سني ـ بر آن اتفاق دارند. از سوي ديگر تكفير آن حضرت در زمان حيات و بينماز خواندن و سب و لعن رسمي وي به صورت گسترده در مساجد و منابر براي دورهاي نسبتاً طولاني پس از شهادت آن حضرت، از سوي اغلب محدثان، مورخان و مفسران مسلمان گزارش شده است.
برای خواندن باقی متن روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 23:37 |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 23:23 |
لینک ثابت |
ماجرای شهادت على علیه السلام
"تهدمت و الله اركان الهدى و انطمست اعلام التقى و انفصمت العروة الوثقى قتل ابن عم المصطفى ..."
(نداى آسمانى)
على علیه السلام پس از خاتمه جنگ نهروان و بازگشت به كوفه در صدد حمله به شام بر آمد و حكام ایالات نیز در اجراى فرمان آن حضرت تا حد امكان به بسیج پرداخته و گروههاى تجهیز شده را به خدمت وى اعزام داشتند.
تا اواخر شعبان سال چهلم هجرى نیروهاى اعزامى از اطراف وارد كوفه شده و به اردوگاه نخیله پیوستند، على علیهالسلام گروههاى فراهم شده را سازمان رزمى داد و با كوشش شبانه روزى خود در مورد تأمین و تهیه كسرى ساز و برگ آنان اقدامات لازمه را به عمل آورد، فرماندهان و سرداران او هم كه از رفتار و كردار معاویه و مخصوصا از نیرنگهاى عمرو عاص دل پر كینه داشتند در این كار مهم حضرتش را یارى نمودند و بالاخره در نیمه دوم ماه مبارك رمضان از سال چهلم هجرى على علیه السلام پس از ایراد یك خطابه غراء تمام سپاهیان خود را به هیجان آورده و آنها را براى حركت به سوى شام آماده نمود ولى در این هنگام تقدیر، سرنوشت دیگرى را براى او نوشته و اجراى طرح وى را عقیم گردانید.
فراریان خوارج، مكه را مركز عملیات خود قرار داده بودند و سه تن از آنان به اسامى عبدالرحمن بن ملجم و برك بن عبدالله و عمرو بن بكر در یكى از شبها گرد هم آمده و از گذشته مسلمین صحبت میكردند، در ضمن گفتگو به این نتیجه رسیدند كه باعث این همه خونریزى و برادر كشى، معاویه و عمرو عاص و على علیه السلام میباشند و اگر این سه نفر از میان برداشته شوند مسلمین به كلى آسوده شده و تكلیف خود را معین مىكنند، این سه نفر با هم پیمان بستند و آن را به سوگند مؤكد كردند كه هر یك از آنها داوطلب كشتن یكى از این سه نفر باشد. عبدالرحمن بن ملجم متعهد قتل على علیه السلام شد، عمرو بن بكر عهدهدار كشتن عمرو عاص گردید، برك بن عبدالله نیز قتل معاویه را به گردن گرفت و هر یك شمشیر خود را با سم مهلك، زهر آلود نمودند تا ضربتشان مؤثر واقع گردد نقشه این قرار داد به طور محرمانه و سرى در مكه كشیده شد و براى این كه هر سه نفر در یك موقع مقصود خود را انجام دهند شب نوزدهم ماه رمضان را كه شب قدر بوده و مردم در مساجد تا صبح بیدار میمانند براى این منظور انتخاب كردند و هر یك از آنها براى انجام ماموریت خود به سوى مقصد روانه گردید، عمرو بن بكر براى كشتن عمرو عاص به مصر رفت و برك بن عبدالله جهت قتل معاویه رهسپار شام شد ابن ملجم نیز راه كوفه را پیش گرفت.
ادامه ی مطلب را در ادامه بخوانید
ادامه مطلب
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در شنبه سی ام شهریور 1387 ساعت 23:53 |
لینک ثابت |
|
|
|
به سه عکس زیر با دقت نگاه کنید و برداشت خود را بنویسید
|
مرمر آبي – عكسي از كره زمين توسط آپولو 17 در 1972 گرفته شد. از مشهورترين عكسهاست

نقطه آبي كمرنگ – عكسي از كره زمين كوچك در برابر دنباله اي از منظومه شمسي، كه توسط فضاپيماي ووياجر گرفته شد.
یک نظریه:
عکس اول تصویر بزرگی از کره ی زمین هست که با کمی دقت شاید بتوان ایران را در ان پیدا کردو عکس دوم هم نقطه ی کوچکی را نشان میدهد که به سختی کره ی زمین را میتوان پیدا کرد.در تصویر دوم نامی و نشانی از ایران که نه از زاهدان و از وجب به وجب ان هم دیده نمی شود و هرچه از زمین فاصله بگیریم همین یک نقطه را هم نمی توان دید حال در همین یک نقطه که به سختی میتوان ان را دید جنایات بزرگی توسط مخلوقات افریدگار همین نقطه و نقطه ها انجام میشود نمی دانم برای چی و برای کی و برای چه هدفی ؟انسان نادان چقدر بدبخت هست که نمیداند چرا افریده شده است.در این زاهدان فریادهایی بر میاید برای یک وجب جای غصبی و به زمین و زمان توهین میکنند در حالی که در فضای بزرکتر این یک وجب جا در ان نقطه ای که گفته شد اصلا به حساب نمی اید.
فکر عاقبت را بکنیم که این دنیا خواهد گذشت
واما یک تصویر دیگر که ان را مقایسه کنید با کشور عزیزمان ایران و دانستن قدر نعمت

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در شنبه سی ام شهریور 1387 ساعت 1:45 |
لینک ثابت |
شب قدر از برترین شبهاست

شب قدر را قدر بدانیم

علی دارم چه غم دارم علی دارم چه کم دارم

کعبه ام تویی جز تو نیست با کسی کارم
عاشقم بروی تو گر تو هم کنی خوارم
گر مرا ز خود رانی باز از در دیگر
چون گدای مسکینی باز بر تو رو آرم
ضربت خوردن و شهادت حضرت علی (ع) بر تمام شیعیان تسلیت باد

وصیت نامه امام علی به امام حسن وامام حسین (ع)
حسن و حسین! شما را سفارش میکنم به ترس از خدا، و این که دنیا را نخواهید، هر چند که دنیا پی شما بیاید. و دریغ مخورید بر چیزی که به دستتان نیاید. حق را بگویید و برای پاداش (آن جهان) کار کنید. با ستمکار بجنگید و ستمدیده را یاری کنید.
شما و همه فرزندانم و کسانم و آنها را که نامه من به دستشان میرسد، سفارش میکنم به ترس از خدا و نظم در امور و آشتی با یکدیگر؛ که من از جد شما شنیدم که میگفت:« آشتی دادن میان مردم بهتر است از سالها نماز و روزه.»
به خاطر خدا مراعات حال یتیمان را بکنید. آنان را گاه گرسنه و گاه سیر نگه ندارید و نزد خود ضایع شان نکنید؛ و همسایگان تان را دریابید که پیامبر شما سفارش آنها را بسیار میکرد، چندان که گمان بردیم برای آنان ارثی معین خواهد نمود. و به خاطر خدا قرآن را ارج بنهید؛ مبادا دیگران در عمل به احکام آن بر شما پیشی گیرند؛ و به خاطر خدا به نماز اهمیت دهید که ستون دین شماست؛ و به خاطر خدا تا زمانی که زنده اید، خانهی او را خالی مگذارید که اگر حرمت آن را نگاه ندارید، به عذاب خدا گرفتار خواهید شد؛ و به خاطر خدا در راه خدا به مال و جان و زبانهایتان جهاد کنید. با هم متحد باشید، به هم بخشش کنید و مبادا از هم روی برگردانید.
امر به معروف و نهی از منکر را وا مگذارید که در غیر این صورت، بدترین افراد، حکمرانی شما را بر دست گیرند و آن گاه هر چه نفرین کنید، خدا از شما نپذیرد. ای پسران عبدالمطلب! چنین نشود که بگویید امیرمؤمنان را کشتهاند و به این بهانه دستهایتان را به خون مسلمانان بیگناه آلوده کنید. بدانید جز قاتل من کسی نباید بابت خون من کشته شود. اگر من از این ضربهی او از دنیا رفتم، او را تنها یک ضربه بزنید و دست و پا و دیگر اندام او را مَبُرید که از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که میفرمود:« از بریدن اندام مرده بپرهیزید، هر چند سگ هار باشد.»
التماس دعا
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 23:39 |
لینک ثابت |
شبکه تلويزيوني العربيه گزارش داد: "يحيي کوشک " که ديرباز تا کنون با چاه زمزم زندگي کرده است مي گويد پس از توسعه حرم مکه مکرمه در سه مرحله چاه زمزم زير سقفها قرار گرفت و از ديده ها پنهان گشت اما آب زمزم در بسياري از جاهاي حرم لوله کشي شده است .
يحيي کوشک مي گويد چاه زمزم اسراري الهي دارد و من نيز با اين چاه پيوند خورده ام .
وي در دفتر قديمي خود تمامي طرحها و راه حلهاي برطرف کردن مشکلات چاه زمزم را نگهداري مي کند .
يحيي کوشک مي افزايد ما از عمق چاه اگاهي نداشتيم تا اينکه روزي تصميم گرفتيم انرا پاکسازي کنيم و ابهاي زير زميني ديگري را که وارد ان مي شوند به مکان ديگري هدايت کنيم . هنگام پاکسازي چاه اشيائي باستاني از جمله قطعه اي از سنگ مرمر يافتيم که عمر مختار انرا داخل چاه انداخته بود .
عمق چاه زمزم قبل از پاکسازي ان حدود هيجده متر بود و پس از پاکسازي عمق ان به سي و چهار متر افزايش يافت .
حدود شانزده متر از اين چاه بوسيله اشيايي که حجاج در ان ريخته بودند پر شده بود .
يحيي کوشک همچنين از تصفيه اب زمزم با اشعه فوق بنفش خبر مي دهد و برخي مفاهيم نادرست و تفسيرها درباره اب چاه را رد مي کند .
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 ساعت 0:13 |
لینک ثابت |