ح-کنترل مرز از رویا تا واقعیت :
تاکنون مهمترین راه مقابله با بحران مواد مخدر و ورود گروه های سلفی ، تکفیری ، وهابی در غالب جماعتهای تبلیغی و گروه های معترض و مخالف و معاندین نظام ،
کنترل نواحی مرزی در حد ایده آل وانسداد نسبي مرز میباشد .
در این جهت سیاستهایی چون اسکان ...
کوچروان ،
ایجاد مناطق تجارت آزاد
و حتی تخلیه روستاهای حاشیه ایی تا عمق 10-6 کیلومتر پیشنهاد و یا حتی به مرحله اجرا درآمده است .
این سیاست ، یعنی روش کنترل مرز ، با روشهای دیگر چون نفوذ در داخل باندها ، روشهای اطلاعاتی ، مراقبت ، گشت زنی و کمین تکمیل می شود . اما اعتماد به موفقیت چنین روشی جهت مبارزه اصولی با مواد مخدر به نوعی حماقت می ماند .
این کارها گوشه ای از تلاشها در جهت تامین امنیت در استان میباشند
طول مرز خشکی و دریایی استان حدود 1600 کیلومتر است که درمقابله با مرز 1336 کیلومتری ایران –عراق جالب بنظر می رسد . علاوه بر این تمام مرزهای شرقی .....کوهستانی ، بیابانی و مقدار کمی هم دریا و رودخانه است همچنین صدها گذرگاه و تنگه و ... می توانند محل امنی برای عبور و مرور کاروانهایی باشد که با آنها آشنایی کامل دارند .
بهر حال دهها مساله مهم دیگر از قبیل :
همکاری ماموران پاکستانی ،
افاغنه ،
شکل هندسی ویژه مرز ،
توپوگرافی پیچیده آن،
عبور شبانه کاروانهای ،
مخفی گاههای متعدد در طول مرز ،
همکاری کوچروان و روستائیان بلوچ با قاچاقچیان ،
نیروهای انتظامی ، پرسنل وظیفه،
واقلیم سخت بلوچستان از جمله گرمای شدید روز و سرمای شب ، کم آبی ، راههای مواصلاتی ضعیف و...
کنترل مرز را غیرممکن و بلکه محال می سازد .
بهترین شاهد مدعا ، کیفیت مرز در میرجاوه است . این نقطه مرزی به لحاظ وجود گمرک و ورود خط آهن به ایران به لحاظ کنترل و امنیت ، بین سایر بخش های مرزی ، بیشترین قوا را در اختیار داشته و یا تحت کنترل شدید است .
اما روزانه حداقل چندهزار نفر از همین نقطه رفت و آمد می کنند و جلوی چشم ماموران سیمهای خاردار مرزی بریده می شود .
می توان گفت بدلیل اینکه برخی از ریشه های نامنی در خارج از کشور نهفته و چرخه آن صورت و ماهیتی تجاری پیدا کرده است ، بدون همکاری صمیمانه دول همسایه حل این قضیه امکانپذیر نیست .
فصل دوم : منشاء مذهبي امنيتي بحران ( با نگاهي به علل و زمينه هاي
رشد وهابيت در استان):
امروز وهابيت در استان وجود دارد و از يك سو به شدت در پي تبليغ خويش هستند و از سوي ديگر به مقابله جدي با انقلاب اسلامي و تفكر شيعي برخاسته اند ، این وهابیت به كلي با وهابيتي كه محمد عبدالوهاب منادي آن بود و با تزوير استعمار و با زور شمشير عبدالعزيز سعودي حاكميت پيدا كرد ،متفاوت و بلكه از جهاتي بيگانه است .
آنچه عملاً در صحنه حضور دارد ، وهابيتي است به كلي متفاوت با آنچه در اصل تشکیل شده است ، در غير اينصورت، وهابيت در شكل اوليه اش :،
مجموعة اصول و تعاليم خشك و خشني است كه حتي در نواحي عقب ماندة عربستان كنوني نيز قابل قبول و عمل نيست ،چه رسد به نقاط ديگر .
وهابيت براي حاكميت بخشيدن و منطبق كردنش با زندگي جديد و نيز بر اثر فشارها و ضرورتهاي مختلف اجتماعي ،سياسي ،اقتصادي و فرهنگي شكل و هويت جديدي يافته است و آنچه هم اكنون حضور دارد ،
همين هويت و شكل جديدبا پشتوانه سرویسهای جاسوسی کشورهایی نظیر امریکا و انگلستان و عربستان و پاکستان است . زيرا:
وهابيت با محتواي اصلي خود با وجود جنبه هاي متحجر و جامد الفكر به هيچ عنوان مجموعه اي نيست كه بتواند جوابگوي شرايط و اوضاع و احوال كنوني جامعه باشد .
وهابيت در ذات خويش ،
حتي در شكل خالص و ناب اوليه اش يك مجموعه مثبت نيست .
وهابيون معتقدند :
كه فقط آنها هستند كه اسلام را در شكل واقعي و راستينش شناخته اند و فهم ديگر مسلمانان از اسلام ناقص و تحريف شده است . اما آنان نمي گويند :
كه چرا فهم آنان از اسلام بهتر و واقعي تر از ديگران است ؟، چنان كه روش خاصي را هم براي نيل به فهم مستقيم از اسلام ارائه نمي نمايند . در حقيقت نفي آن بخش هايي از تلقي مسلمانان كه مورد پسند آنان نيست ،عامل تكوين و تعيين اصول اعتقادي آنها است .
محترمانه ترين نوع تعريفي كه از مسلك وهابي مي توان كرد ،اين است كه :
بگوييم اين نحله نمي گويد اسلام «چه هست » بلكه درآخرين مرحله ،تنها مي گويد «چه نيست » !!!!! بدون توجه به اين نكته وهابيت اصولاً فهميده نمي شود .
آنها همه چيز را به ادعاي شرك ، كفر و حرام بودن،نفي و طرد مي كنند ،و واقعيت اين است كه ذهن بسيط آنان قادر به فهم عظمت و پيچيدگي ديني كه آخرين پيام آسماني و معجزة الهي هست ، ،نيست .
اگر احياناً اين مسلك بعدها در مناطق ديگري جز حجازمثل ایران و عمدتا بلوچستان و تا حدودی اخیرا زابل طرفداراني يافته ناشي از جذابيت طبيعي اين مسلك نيست ،بلكه متاسفانه ناشي از ضعف فرهنگي ،اقتصادي مردم این ديار است كه سعوديها با اعزام مبلغين وهابي و با پشتوانه دلارهاي فراوان نفتي از این خلأ و ضعف فرهنگي و اقتصادي استان سیستان و بلوچستان براي اشاعه و گسترش وهابيت بهره جسته اند از این رو باید به این پرسش پاسخی با شرح ذیل بپردازیم که:
الف) ريشه يابي در خارج از مرزهاي جغرافيايي:
1-تقابل دو قدرت منطقه اي ايران و عربستان :
پایان قسمت چهارم
باید مراقب بود تا در جریان غزه خواب اسراییل و امریکا تعبیر نشود
پس از جنایات و حمله ی هولناک رژیم منحوس صهیونیستی به نوار باریکه ی غزه و کشتارزنان و کودکان بیگناه انجا ، مردم ایران وظیفه ی خود را انجام و به انحاء مختلف و خود جوش به صحنه امده و از حریم ازادی و عزت بشریت دفاع کردند و حتی مردم سایر کشورها از جمله امریکا و کشورهای اروپایی هم به میدان امده و خروش خود را بر سر رژیمهای سر سپرده بر اوردند .
در ایران هم ملت ، جانانه به میدان امدند و همه به نوعی خواستار کاری و اقدامی شدید حتی نظامی علیه رژیم صهیونیستی. توسط ایران مستقیما و یا توسط گروه هایی مثل حزب الله شدند.
اما کسانی که انتظارحمله ی مستقیم نظامی و یا اعزام نیرو به غزه را دارند باید همه ی جوانب امر را بنگرند تا بعد بتوان قضاوت درستی انجام داد.
کلام را طولانی نکنیم .
همه واقفند که مدتهاست که امریکا و رژیم صهیونیستی اماده ی حمله به ایران بوده و برای این حمله باید بهانه داشته باشند.در این برهه که شمشیرها را از رو بسته و دیوانه وار از هر بمبی بر سر مردم مظلوم غزه استفاده میکنند .بهترین بهانه شلیک یک موشک از ایران به سوی سرزمینهای اشغالی هست تا انگاه به بهانه ی تجاوزبه اسراییل باران گلوله به ایران از سوی امریکا و اسراییل روانه شود و تا به خودمان بیاییم نیمی از کشورمان نابود شده حتی اگر دفاع جانانه هم کرده و متجاوزین را شکست دهیم اما نتیجه اش به بهای نابودی نیمی از زیر ساختهای کشور خواهد بود که با بدبختی با وجود محاصره سالیان سال ان را ساخته ایم و این بماند که انبوهی از مردم ایران هم به خاک و خون مالیده خواهند شد.
دشمن انسانیت که سرش نمی شود.
برای حزب الله هم همین خواب را دیده اند .
انها منتظر واکنش این گروه هستند تا دوباره لبنان را هم به خاک و خون بکشند انها دنبال بهانه میگردند تا اینبار اگر به لبنان حمله شود نتیجه اش نابودی لبنان وایجاد درگیری های قومی و مذهبی داخلی و بیزاری علیه حزب الله در بین مردم خواهد بود.
بنابراین منطقه کلا درگیر جنگ خواهد شد و این خواست دشمنان اسلام هست که نباید انها به ارزوی خود برسند.
چرا با دستان خودمان جنگ جهانی سوم را که به ضرر ملتهای مسلمان خواهد بود رقم بزنیم.
از طرفی حقیقتا اگر مصر میگذاشت و عربها وحدت داشتند از ایران بودند کسانی که به غزه بروند همانگونه که در بحبوحه جنگ در سال 61از ایران برای دفاع از لبنان نیرو اعزام شد که همان هم نیرنگ دشمن بود تا ما را در ایران ضعیف کند که البته امام گفتند که راه قدس از کربلا میگذرد.
اگر در زمان جنگ افغانستان گروه هایی به ان کشور برای جنگیدن با شوروی سابق رفتند . ازخاک ایران و پاکستان به افغانستان تردد کردند در صورتی که برای رفتن به غزه هیچ راه زمینی وجود ندارد .
البته غزه فعلا مشکل نیروی انسانی حتی مشکل مهمات نظامی هم ندارد مشکل انها اول محاصره و دوم خیانت برخی کشورهای مسلمانان هست .در غزه 1500000ادم زندگی میکنند انها یک لشکر نیرو به استعداد 100 هزار نفر دارند.هیچ مشکلی وجود ندارد جز خیانت همکیشان که از پشت به مردم غزه خنجر میزنند.
باید مراقب این خنجر زدنها بود.
و نکته ی اخر اینکه:
حلقه ی ایران – حزب الله – سوریه و حماس تنهای تنها در مقابل اسراییل ایستاده اند و این حلقه باید بشکند.سال 85 حزب الله را خواستند بشکنند که نشد و امروز به ضعیفترین حلقه حمله کردند تا شاید بتوانند بعد از ان به حزب الله و انگاه به سوریه و سپس به ایران حمله کنند.فعلا غزه پایدار هست و از کیان اسلام دفاع میکند.ما ملتهای مسلمان نباید یک بار دیگر مانند 60 سال پیش گول نیرنگهای دشمن را بخوریم باید هوشیار بود.و مدبرانه اوضاع منطقه را مدیریت کنیم.خیانتها و حمایتها از چشم هیچ کس پوشیده نخواهد ماند.
انشاالله که پوزه ی دشمنان اسلام بزودی به خاک و خون مالیده خواهد شد.
به گزارش خبرگزاری ابنا به نقل از "الراصد"، نیروهای امنیتی عربستان در اقدامی خصمانه و بدون اخطار قبلی، حسینیه "البدی"، "الشواف" و "ابوزيد"، در شهر الفوف را بستند.
این در حالی است که چندی پیش نیز مجلس عزاداری سادات علوی در روستای "الدالوه" و حسینیهای در روستای "البطانیه" ودر دیگر بخشهای استان "الاحساء"، به دستور نیروهای امنیتی عربستان بسته شده بود و از برپا کنندگان مجالس با انجام بازجوییهای متعدد و تعهد کتبی گرفته شد.
گفتنی است نیروهای امنیتی عربستان هفته گذشته با حمله به نمادهای عزاداری امام حسین(ع) و پارچهنوشتهها در منطقه "الاحساء"، آنها را پایین آوردند.
همچنین در این روز برق مسجد بزرگ شیعیان منطقه ملک فهد الاحساء قطع گردید
به نقل از فارس، شب گذشته در شهرستان "میرپور خاص" در منطقه "چاکی پاره" در ایالت سند، پس از درگیری میان عزادران حسینی و اعضای گروهک تروریستی موسوم به سپاه صحابه شورش در این شهرستان آغاز شد.
بر اساس این گزارش، در این درگیریها که با سر شعار علیه هر دو طرف آغاز شد، ترویستهای صحابه بازار و فروشگاهای شهرستان میرپور خاص را با زور مجبور به تعطیل کردند.
همچنین شورشیان ناشناس نیز برخی وسایل نقلیه را در سطح شهر به آتش کشیدند.
در ادامه این درگیری، صبح امروز در اقدامی تروریستی سپاه صحابه یکی از حسینیههای این شهرستان را به آتش کشید و تنش شدید میان سپاه صحابه و عزاداران حسینی سراسر شهر را فرا گرفت و این شهر به حالت تعطیل در آمده است.
نیروهای انتظامی در نقاط مهم شهرستان برای کنترل شورش گشتزنی میکنند و تاکنون چندین فرد ناشناس به اتهام شورش و درگیری دستگیر کردهاند.

همه ی مردم استان خبر دارند که چند سالی هست که در مدارس استان شیررایگان و باصطلاح پاستوریزه بین دانش اموزان توزیع میشود . از بدو این طرح ویژه خوشحال شدیم که لااقل تا حدودی سوء و کمبود تغذیه و کلسیم از دانش اموزان مدارس این استان بر طرف میشود واین توجه باعث مسرت اکثر خانواده ها شد . اما اخیرا به دلایلی نا معلوم شیرهای تحویلی به مدارس روز بروز کیفت خود را از دست داده اند تا اینکه اکنون هنگام توزیع اکثر دانش اموزان از دریافت ان امتناع و مایل به نوشیدن شیرهایی با مارک (مهتاج) تولیدی دهکده زاهدان نیستند.این شیرها ی تولیدی کارخانه ی مزبور متاسفانه باعث دلدرد و تهوع شده و بسیار بی مزه هستند.
البته به دلیل مزه ی بسیار بد شیرها دانش اموزان مرتب شکایت داشته و برخی از خانواده ها هم بعضا مورد را به دفاتر مدارس گزارش داده اند
نمی دانیم دلیل اغماض و چشم پوشی مسئولین امر چیست اما انتظار میرود تا به این مورد توجه ویژه به عمل اید تا مردم زاهدان به دلیل سهل انگاری مسئولین و عدم بازرسی و کنترل کیفت شاهد بروز اتفاقات ناگواری برای دانش اموزان معصوم که به اولیاء مدارس خود و متولیان اموزش و تربیت اعتماد دارند نباشند
آناپولیس تشکیل می گردد. سناریو نوشته می شود. هماهنگی های لازم بعمل می آید. شرح وظائف مشخص می شود. تمام راهها بسته می شود. همه چیز برای حملات صبح شنبه آماده است.

حکام عرب خام می شوند

ادامه مطلب
ب-تولید کنندگان بزرگ همسایگان ایران هستند :
افغانستان و پاکستان مجموعاً بزرگترین وبی رقیب ترین کشورهای تولید کننده مواد مخدربا تولید سالیانه 9000تن در دنیا هستند. حتی افغانستان به تنهایی در 1991 توانست این مقام را احراز نماید . نفع سرشار تولید این مواد گویا پس از نفت به لحاظ سودآوری ، دومین کالای پرارزش دربازارهای بین المللی سبب شده که در 50 سال اخیر نه تنها مبارزه ای جدی با کشت آن صورت نگیرد ، بلکه حتی در افغانستان به صورت رسمی یکی از منابع درآمد سالانه اعلام شده و چگونگی و رقم حاصل از فروش آن در تنظیم بودجه گنجانده شود. در حال حاضر ضعف و یا عدم اعمال حاکمیت بر مناطق کشت د رافغانستان و پاکستان عمده ترین دلیل تولید انبوه بشمار می رود ، ضمن اینکه در این دو کشور مقامات بالای حکومتی نیز در تولید، فروش و توزیع آن مستقیماً ذی نفع هستند .
از این رو گروهای ایرانی قاچاق مواد مخدر چون در ایران و افغانستان و پاکستان با هم تشکیل خانواده داده اند اولا فرزندان حاصل از این ازدواجها که هر یک در یک کشور بدنیا میایند و ثانیا تامین معیشت این خانواده ها زمینه های ناامنی و بستر های شرارت در استان را فراهم میکنند و در واقع وجود امنیت در استان سم مهلکی برای نه تنها سران مافیایی مواد مخدر بلکه حتی خانواده های ساکن در ایران میباشد.بنابراین بخشی از نامنی ها با مشارکت خانواده های گروه های قاچاق در استان بوده که فرهنگ سازی عمده مشکل اولیه نظام در این منطقه میباشد.
ج-سیستان و بلوچستان گذرگاه استراتژیک مواد مخدر :
آیا الترناتیوی جهت عبور مواد بجای مرزهای 1600 کیلومتر خشکی و دریایی ایران با دو کشور همسایه شرقی وجود دارد ؟ علت انتخاب این مرزها اولاً نزدیکی به مراکز تولید ، ثانیاً کوتاهی مسیر از ملک سیاه کوه تا لوت زنگی احمد است . ثالثاً شکل مرز نیز در نقطه ای بین سه کشور امکان مانوربیشتر به قاچاقچیان را می دهد ثالثا ماهیت نیروهای عمل کننده و عبور دهنده و راهنمایان و سرویس دهندگان بین راه نیز مزید بر ناامن کردن حاشیه ی شرقی کشور است . چرا که در اطراف مرزهای بین المللی که سه کشور را به یکدیگر متصل می کند طوایف بلوچ ،پراکنده اند همین امر ارتباط بین آنها را قوی نموده و رازداری و پوشش عملیاتی را بحد اعلا می رساند .
شاید در آینده با پیوستن جمهوری های آسیانه میانه به صف تولید کنندگان بزرگ نقش این گذرگاه استراتژیک در استان سیستان و بلوچستان ضعیف تر شود . ولی بهرحال تا زمانی که کشورهای شرقی ایران تولید کنندگان عمده بشمار روند ، مرزهای آبی و خاکی سیستان و بلوچستان بدون رقیب دائمی باقی خواهند ماند و کماکان مردم این استان باید مزه ی تلخ ناامنی را بچشند.
د-علاوه بر موارد یاد شده چندین عامل دیگر نیز عوامل فرعی زمینه های تسهیل ترانزیت مواد مخدر را فراهم می آورند که میتوانند دلایلی بر ناامنی باشند.
اهم عوامل عبارتند از :
1- پراکندگی و ترکیب جمعیت :
کوچروان که چادرهای خود را در شیار تپه ها و کوهها و بعضاً در مناطق صعب العبور کوهستانی و بیابانهای خشک و کم آب و علف برقرار می نمایند و درصد قابل توجهی از جمعیت بلوچستان را تشکیل می دهند، بخوبی در خبررسانی و دادن اطلاعات ، پناه دادن و تامین مایحتاج قاچاقچیان نقش پایگاههای تدارکاتی را ایفا می نمایند.اکثرا در قبال دست مزدهای کلان این نقش را بازی میکنند که متاسفانه نبود تدبیر حکومتی برای سامان دادن عشایر سرگردان و مضافا شرایط طبیعی سخت خشک سالی و بی سوادی فرزندان کوچ نشینان بستر های همکاری را فراهم میکنند
2- بافت عشیره ای و سیستم خاص تركيب جامعه بلوچ:
قوم بلوچ رازداری و حرفشنوی از سردار ، کدخدا و ریش سفید را مقدم برهر انگیزه ای می نماید. بنابراین طوایف و یا بعضی از اعضای آنها از طریق پیوندهایقبیله ای ممکن است به قاچاق روی آورند از این رو رها کردن سرداران بلوچ توسط نظام در اوایل انقلاب که هنوز ادامه دارد به مثابه تیر خلاص بر پیکره ی امنیت در استان میباشد.
3- پیوند بین مسائل سیاسی و شرارت
4- حلقه ی گم شده در قوانین شرعی اهل سنت :
عدم برخورد شرعی قاطع علمای سنی حنفی با استعمال و قاچاق مواد مخدر .
5- اقتصاد نابسامان بلوچستان و سیستان و فقر و محرومیت ناشی از آن :
اصولاً قاچاق مهمترین منبع درآمد ساکنین مرزشده است ، در صورتی که به فرض محال این درآمد قطع گردد ، حیات اجتماعی آنان دچار اختلال خواهد شد .
6- سیستم سازماندهی نسبتاً پیچیده و مجهز کاروانها و باندها :
از جمله دسترسی به اطلاعات و تحرکات قوای انتظامی از طریق نفوذ و نیز داشتن تجهیزات و تسلیحات پیشرفته .
7- تساهل و تسامح و حتی همکاری عده ای از مجریان قانون .
گزارش تصویری زیر را اشپیگل از یکی از کارگاه های تولیدی این موشک ها که به "قسام" معروف اند ، تهیه کرده است.
راکت ها در سایزهای مختلف تولید می شند. بزرگترین ( و سنگین ترین )آنها می تواند مسافتی معادل 9 کیلومتر را بپیماید.

ماده منفجره: کلاهک با TNT پر می شود.
ادامه مطلب
سر منشاء حادثه ی بزرگ کربلا کم کم شکل گرفت
و ابوسفيان اما ساكت ننشست و درازاي اخم علي در بيت خليفه سقیفه بست نشست و همراه خليفه و همراز خليفه و مشاور خليفه شد!!!! تا انگاه كه شبي از شبهاي گرم عربستان در حالي كه لختي به پايان عمر ابوسفيان نمانده ودر بستر بيماري بامرگ دست و پنجه نرم ميكرد معاويه را صدا زد و گفت :
قلم و دواتي بياور تا چيزي بگويم كه بعد از من گمراه نشويد. اينجا البته كسي نگفت كه ابوسفيان هذيان ميگويد!!!. اما اطرافيان سراسيمه قلم و دواتي حاضر كردند و ابوسفيان اهسته به معاويه چيزهايي گفت كه معاويه انرا نوشت اما از شرم بعدا پاره كرد ولي به خاطرش سپرد كه پدرش گفت ما روزي ، بزرگ قوم خود بوديم و محمد امد و اين بزرگي و اقايي را از ما گرفت.!!! ......من با علي خواستم بيعت كنم تا اين بزرگي را به خاندان تو برگردانم ... اما او در دامان پيامبر بزرگ شده و نقشه ام را فهميد اما تو اي معاويه ، الله الله اگر از خلفای سقیفه جدا شوي !!...... الله الله اگر پابوس خلفا نباشي !!!!..... الله الله اگر بزرگي از دست رفته را به خاندانت بر نگرداني !!..... و الله الله كه علي ، دودمانمان را در بدر و حنين واحد به خاك مزلت نشاند و توهستي و دودمانت وانتقامت و دیگر هیچ !!! .....
ابوسفيان اهسته در گوش معاویه وصیت کرد و مرد.....اما اين معاويه بود كه طبق سفارش پدر سر خورده اش ، سرسپرده ي درگاه خلافت شد در حالي كه صداي بوسه هايش بردستان عثمان گوشهاي ابوسفيان و هنده را در قبر نوازش ميداد و لذت ميبردند. اين بوسه ها جواب داد و منجر شد به حكم اميري معاويه بر مردم شام !!!! ... و معاويه هم در ازاي اين خدمت عثمان ، كه بزرگي را به دودمان ابوسفيان باز گردانده بود. سنگ تمام گذاشت .
اوهر انچه فديه و زكات و خمس وماليات از مردم شام ميگرفت. خمس انرا براي گسترش اسلام روانه ي دارالخلافه!! ميكرد و عثمان كه از انبوه این نعمات خداوندي (شامی) ذله شده بود!! ....، دربهاي بيت المال را بر روي مردم گشود تا به عدالت، همه ي مردم از خوان نعمات درگاه عثماني بهره ببرند . اماشب به صبح نرسيد كه خزانه توسط عده اي اندك از امراي عثمان خالي شد و مردم كه سراغ اموال را گرفتند چون چيزي نيافتند چشم بسته به همه ي دارالخلافه يورش بردند تا متاعي اندك بيابند..... اما از هركس كه سراغ اموال به غارت رفته را ميگرفتند نفر بعدي را نشان ميدادند تا به عثمان رسيدند !!!.....و عثمان مظلوم !! هم چون كسي را نمي شناخت تا بگويد اموال را او به غارت برده ....تا امد كه حرفي بزند مردم سر از تنش جدا كردند . حسن و حسين هم كه براي نجات او دير به محل قتلگاه رسيدند... اما عثمان دیگر مرده بود و مردم هم در ازاي اموالي كه معاويه براي عثمان فرستاده بود پيراهن خونينش را براي معاويه فرستادند ومعاويه هم كه هميشه ، زمزمه ي وصيتهاي پدرش در گوشش مي پيچيد پیراهن خونین را نگه داشت تا روزيكه انرا طي وصيتي به يزيد هديه داد و يزيد هم ان را هنگام جنگ با حسين تنش كرد تا انتقام سر جدا شده ي عثمان را و انتقام دست رد علي به سينه ي جدش ابوسفيان را و انتقام اجدادش را با جداكردن سر حسين ، نوه ي پيامبر و فرزند علي بگيرد وگرفت و چه گرفتني!!!!
و.... ميشود هنوز هم از روي اين تپه نظاره گر ان انتقامها بود....... و باز هم اوراق تاريخ را ورق بزنيم تا بدانيم كه به چه دليلي در نينوا اين جنايت بزرگ در حال شكل گيري هست ؟..... ميشود تاريخ را ورق زد اما از حوصله ي وبلاگ خوانها در 1430 سال بعد خارج هست!!!
ولي به چند سئوال اكتفا ميكنم تا مردم قرن 14 قمري پاسخ ان را در يابند وان اينكه باني شكل گيري حكومت امويان(ابوسفيانها) چه كسي و چه كساني بودند؟..... پيامبر حكومت ابوسفيان را قلع و قمع كرد. چرا عده اي مسلمان !!! ان حكومت را با اميري معاويه پس از سالياني بعد احيا كردند؟...
و چرا فرزند هند جگر خوار بشود یکی از صحابه بزرگ ؟؟؟....
ايا تاريخ پاسخ چراي ان را نمي داند؟.....
ايا بانيان حكومت معاويه و يزيد درايجاد حادثه ي عاشورا شريك نيستند.؟
ایا برای عثمان گریزی هست؟
و چرا علی در ابتدای حکومتش با معاویه جنگید و او را از مسند شام برکنار کرد؟؟؟
ایا علی نمی دانست که او فرزند هند جگر خوار است؟؟؟....
حادثه ي كربلا را به محكمه نبرديم ....اما اگر ميبردند ، بايد يقيه ي چه كساني را بعد از پيامبر ميگرفتند تا به جرم مشاركت و موافقت و مباشرت د رقتل 72 نفر بيگناه، در دادگاهي بی طرف محاكمه ميشدند؟.!!ا
ايا ميتوان غاصبان خلافت و ولايت و جانشینی پیامبر را نیز مجرم شمرد ؟.....و.....چرا در عصر تكنولوژي که دل تاریخ قابل شکافت هست فقط عده اي خاص بر اين حادثه اشك بريزند و گريه كنند؟؟؟؟.....
و عده اي سكوت كنند؟؟؟؟
به گمانم شايد این عده ی خموش و ساکت اگر گريه كنند و ماتم بگيرند متهم شوند به منافق بازي!!!.چون گريه ي انها تاييدي هست بر جنايت پيشه بودن يزيد و معاويه وكساني كه او راگماشتند.و تاریخ میداند که او را چه کسی گماشت؟
اي انسانها ي خموش !!! ...حسين كه همينك صدايش را از دور مي شنوم ، ميگويد اگر دين نداريد لااقل ازاده باشيد و حرف حق را بزنيد و بگوييد كه در شهادت من و فرزند شش ماهه و برادرزاده ام و خاندانم جز يزيد، بانيان اين حكومت هم از هنگام مرگ پيامبرتاكنون شريك هستند. اما مگر ميشود كه كسي خود را زير سئوال ببرد.
اري تاريخ را مي شود نوشت و نوشته اند اما ميبينم روزي را كه فردي از دودمان همين حسين كه اخرين نفسهاي جنگيدن او را نظاره مي كنم ، در حالي كه خال محمدي بر گونه دارد انتقام خون جدش و اجدادش و نياكانش را از ادم تا خاتم كه به وحدانيت خداوند خيانت كردند . بگيرد. و انروز را من امروز در صحراي كربلا ميبينم كه او روزي خواهد امد. اما انروز پشيماني از ان كساني خواهد بود كه مثل من بيطرف بوده و يا در كارزار عصر عاشورا ، با سرخ پوشان بوده و سبزپوشان حسين را رها كرده اند. به يقين ان منجي عا لم با سبز پوشان خواهد بود اين را تاريخ بشريت و همه ي پيامبران به ما وعده داده اند .انشالله انروز دير نخواهد بود.اين را مدعيان سنت پيامبر پاسخ دهند.........ايا شيطان ميگذارد؟
اما من باز هم ....فردايي را ميبينم كه عده اي ، ياران همين حسين وياران پدرش علي و دوستداران فاطمه را به جرم يار بودن به بهانه ي بهشت رفتن ، قتل عام ميكنند!!!... .انان نيز جامه ي سرخ بر تن دارند و وحدانيت سبز پوشان علوي و حسيني و فاطمي را قبول ندارند و انها را دسته دسته به جرم نامسلماني ميكشند .قتلگاه انها نينواي ديگري خواهد بود... .شايد تاسوكي.... .شايد دارزين.... .شايد نوبنديان..... شايد كورين ....وشايد ميدان ثارالله ديگري!!!.....اما هركجا باشد.انها هم سبز پوشند و يار علي و حسين !!..... انها هم كربلايي دارند و عاشورايي كه به جرم دوستي با حسين و علي بايد و بايد به دست كساني كه معاويه حبيبشان هست كشته شوند......... .انهايي كه ياران حسين را ميكشند در ظرف زماني امروز كربلا ، در كدام سمت قرار ميگرند؟.... .من با كمي دقت شمايل انان را ميبينم در حالي كه ريش بدون سبيل دارند و بيرق طالباني و القاعده اي و جندالشيطاني به رنگ مسجد مكي در دست گرفته اند. و در حال شمشيرزدن برای سرخ پوشان و يزيديان هستند .
اين ادعا را تاريخ گواه خواهد بود.
.......اینک گردوخاك كربلا فرونشسته....... و من از روي اين تپه دسته دسته كشته بر زمين ميبينم...... و خيمه هايي كه اتش گرفته .......و عده اي را هم حلحله كنان دور جنازه ها در حال پاي كوبي و عده اي را هم دست بسته به سويي كشان كشان همراه با ناله و فرياد و گريه و شيون میبینم و....اه اه..... دلا بسوز كه سوز دل كارها كند و.....به امید روزی که منتقم عصر عاشورا از ادم گرفته تا خاتم ... و تا ظهور منجی عالم بشریت .....دل زهرا .... را خنک کند..... دل کسی را که برای احقاق حق وسط کوچه سیلی خورد...... و کنار در پهلویش شکست........ انروز دیر نخواهد بود انشاالله
التماس دعا
رئیس کاروانسرا به من فشار اورد که حتما ازدواج کنم
هنگامي که به بصره رسيدم به مسجدي رفتم که امامت آن را شخصي از نژاد عرب به نام شيخ عمر طايي برعهده داشت. با او آشنا شدم و به او اظهار محبّت کرد م، امّا او از نخستين ديدار به من شك کرد و جستجوي از اصل و نسبم و تمام ويژگيهايم را آغاز نمود، به گمانم رنگ و لهجه ام شيخ را مردّد کرده بود امّا توانستم از اين تنگنا بگريزم به اين صورت که خود را از مردم « اغدير ترکيه » و شاگرد شيخ احمد در استانبول معرفي آردم و گفتم: که درمغازه خالد، نجاري مي کرد م... و اطلاعاتي را که از هنگام اقامت در ترکيه داشتم براي او بيان کردم. در ضمن چند جمله به زبان ترکي گفتم شيخ با چشم به يكي از حاضران اشاره
کرد تا بداند آيا من ترکي را به درستي مي دانم يا نه؟ او نيز با اشاره چشم جواب مثبت داد ومن شادمان شدم که توانسته ام توجّه شيخ را به خودم جلب نمايم. امّا اين گمان من سرابي فريبنده بود زيرا چند روز بعد دريافتم که شيخ همچنان به من بدگمان است و مي پندارد که من جاسوس ترکيه هستم. اين بدان سبب بوده که شيخ با استاندار که از طرف سلطان (عثماني)منصوب بود، سرناسازگاري داشت. آنها نسبت به هم بدبين بودند و يكديگر را متّهم مي کردند.به هر حال مجبور شدم که مسجد شيخ عمر را ترك کنم و به کاروانسرايي که جايگاه افراد غريبه و مسافران است، رفتم و اتاقي اجاره کردم .صاحب کاروانسرا مرد احمقي بود که هر روز سپيده دم آسايش مرا سلب مي کرد. او به هنگام فجر درب اطاق مرا به شدت مي کوبيد و پشت درب مي ماند تا من براي نماز صبح برخيزم و من که چاره اي جز همراهي او نداشتم، برمي خاستم و نماز مي خواندم آنگاه او از
من مي خواست تا درآمدن آفتاب قرآن بخوانم .به او گفتم: قرآن خواندن واجب نيست. چرا چنين مي کني؟ مي گفت: هرکس اکنون بخوابد بدبخت است و فقر براي کاروانسراي من مي آورد و من چاره اي جز انجام خواسته هايش نداشتم، زيرا تهديد مي کرد که مرا از کاروانسرا بيرون مي کند و من مجبور بودم در اوّل وقت نماز به جاي آورم و سپس بيش از يك ساعت در روز قرآن بخوانم .، يك روز به من گفت: از « مرشد افند م » اين تنها مشكل من نبود، نام صاحب کاروانسرا بود وقتي که تو در اين محل اتاق گرفته اي مشكلاتي براي من پديد آمده و به گمان من اينها از توست و به دليل آن است که تو ازدواج نكرده اي و مرد بي همسر شوم است. بنابراين يا ازدواج کن يا از اين مكان بيرون برو.گفتم: من چيزي ندارم که همسر بگيرم. البتّه ترسيدم بگويم که من ناتوانم زيرا ممكن بود بخواهد درستي گفته مرا بيازمايد، زيرا او کسي بود که با شنيدن اين بهانه چنين کاري مي کرد» : افندم به من گفت: اي سست ايما ن! آيا سخن خداي بزرگ را نخوانده اي که مي گويد( اگربي چيز باشند خداي از کرامتش بي نيازشان خواهد نمود) ماندم که چه کنم و چه پاسخي بدهم؟ » سرانجام گفتم که: خوب، من چگونه بدون پول ازدواج کنم؛ آيا تو مي تواني به من پول کافي قرض دهي و يا زني بيابي که مهريه نخواهد؟ افندم کمي فكر کرد و سر بلند کرد و گفت: من سخن تو را نمي فهمم. تو يا بايد تا اوّل ماه رجب ازدواج کني و يا کاروانسراي مرا ترك کني .آن روز پنجم ماه جمادي الثّاني و تا اوّل ماه رجب تنها ٢٥ روز فرصت داشتم. در اينجا محرّ م، صفر، ربيع الاوّ ل، » : يادآوري ماههاي اسلامي لازم است که به اين ترتيب مي باشند ربيع الثان ي، جمادي الاوّ ل، جمادي الثّان ي، رج ب، شعبا ن، رمضا ن، شوا ل، ذي العقد ه، ذي الحجّه و آغاز ماههاي آنها بر اساس ديدن ماه است و روزهاي اين ماهها، کمتر از ٢٩ و بيشتر از٣٠ روز نيست. سرانجام مجبور شدم فرمان افندم را بپذيرم و با نجّاري قرارداد بستم که در مقابل غذا، خواب و دستمزد ناچيز براي او کار کنم. پيش از پايان ما ه، کاروانسرا را ترك کردم و راهي مغازه نجّار شدم .
ما را كتاب و سنت كافي هست
قسمت دوم
و بگذار تا زني پريشان و اشفته و گريان هم كه از دور فقط صداي فريادهايش به گوش ميرسد اين طرف و انطرف بدود و هرلحظه بر روي چيزي و شايد روي جسدي و جنازه ا ي ويا سر بريده اي بيفتد و در تنهايي خودش فرياد بكشد و ناله كند ومظلومانه بر سر و رويش بكوبد. بگذار تا او هر كاري که دلش ميخواهد انجام دهد، ما را به او چه كار؟ ما را به عصر عاشوراي سال 61 قمري چه كار؟؟ ما را كتاب و سنت كافي هست!!! .....به ما چه كه عده اي با نياوردن دوات و قلم گمراه شدند!!...
بگذارتا ان زن بر سرش بكوبد و بكوبد و بكوبد تا صداي مادرپهلو شکسته اش ، فاطمه از درون قبرگم شده به فرياد او برسد و بگويد كه هان اي دخترکم :!! من حسين مظلومم را و فرزندان اين دردانه پسر را به توامانت سپرده ام . اين رسم امانتداري نيست اي دختر زجر كشيده ام !!! .....
دخترم : من از تو به جدت رسول خدا شكايت مي كنم كه چرا گذاشتي تا بر گلويي كه پيامبر خدا هرروز بوسه ميزد و..... هرروز نوازشش ميكرد و بر پشتش سواري و بر دامانش غذا ميداد و.... شبها در بغل مباركش مي خواباند ودائم ميبوسيد و ميبوييد و ميگفت : حسين بوي بهشت ميدهد، ناجوانمردان خنجر بكشند!!! ....دخترم جدت گفت : كه حسينم را عده اي از امتم خواهند كشت .چرا چرا و چرا گذاشتي تا اين دردانه ي پيامبر را سر ببرند؟ دخترم: من با كدام ناله و فرياد گريه كنم ؟ ایا باید روز قيامت تقاص خون دردانه فرزندم را از تو بگيرم ؟؟!!! تو به من قول دادی که همواره در کنار حسینم باشی !!! توبا شوهرت شرط کردی که همراه برادرت باشی . اه اه....دخترم ، ديگر نميتوانم فرياد بكشم!!! ديگر رسول خداهم از فريادهاي من خسته شده . روزي كه جدت در بستر مرگ خوابيد و من شيون ميكردم در گوشم نجوايي كرد و گفت : دخترم پس از مرگم تو اولين كسي هستي كه مرا ملاقات ميكني . ومن خوشحال شدم اما پدرم سفارش ديگري هم كرد. او گفت: بعد از من گريه وشيون نكني.....چون او ميدانست كه بعد ازمرگش چه مصيبتهايي بر من و شوهرم و فرزندانم خواهد امد!!! ....او ميدانست كه گروهي در نبودش از من و شوهرم و فرزندانم انتقام خواهند گرفت !!!.... او گفته بود كه ای فاطمه: !! براي مصائب خودت ، شوهرت و فرزندانت صبر كن . و من تنهاي تنها دور از چشمان پدرت علي گريه مي كردم.... ودركوچه كتك خوردم ودر خانه ام را اتش زدند....دخترم و مونسم : یادت هست که در کنج خانه و در تنهایی غم ، موي تورا شانه ميزدم و گريه ميكردم ....كه روزي انها سفيد خواهند شد اما پريشان .....و تو از فرط داغ مصيبتي بزرگ انها را ميكني !!!.
دخترم : من برادرت حسين را ميبوسيدم و گلويش را ميبوييدم و به تو مبگفتم كه اين فرزند عزيزم نزد تو امانت با شد . همراه او باش ..... و تو البته به وصيت من عمل كردي و شوهرت را رها كردي تا با حسينم باشي. و حسن عزيزم اين فرزند مظلوم و ساكتم را هم به تو سپرده وسينه اش را هم به تو نشان دادم كه سينه اش اماج تيرهاي حراميان حرم پيامبر در حالي كه اورا تشيع جنازه ميكنند خواهد شد.
دخترم : تو امانت دار خوبي برايم نبودي. گرچه هميشه همراه حسن وحسينم بودي اما .....مگر فرزندان سقیفه گذاشتند تا تو امانت داری کنی ؟!!!
چه میگویم ؟ کجا رفتم ؟یک ان خودم را در کوچه های بنی هاشم دیدم و شنیدم که مادر و دختری از حسین و نینوا میگویند و نجوا میکنند ....وباز از این تپه هم ميشود نجواي دختر و مادري داغ ديده و پهلو شكسته و دل رنجيده اي را در واپسين لحظات شنيد. و مي شود اينگونه هم گوشه هاي از اوراق تاريخ را ورق زد.
ميتوان ديد هنگامي را كه در تنگه ي احد ، هنده همسرابوسفيان ، جگر حمزه ، عموي پيامبر را از سينه اش بيرون اورد تا عقده هايش قدرت رو به زوال را خالي كرده ..... و در متن تاريخ مهر تاييدي بزند كه60 سال ديگر نوه اش يزيد ، پسر معاويه ، سر نوه ي پيامبر، حسين را در سرزميني ديگردر 60 فرسخي تنگه ي احد در نینوا از تن جدا كند .....هنده گوشه اي از جگر حمزه را هم به معاويه داد تا بخورد و بو بكشد.... تاخون هميشه جوشان او رگهاي غيرت يزيد ، فرزند معاويه و منتقم ابوسفيان از خاندان پيامبررا تحريك كند.... تا ان دردانه نوه !!! تقاص همه ي ارزوهاي فرو خفته اجدادش را كه با فتح مكه درهم پيچيد در صحراي نينوا از دودمان پيامبر بگيرد.
اما چگونه تاريخ حركت اوليه ي اسلام قدم به قدم پيش رفت تا به جنايتي بزرگ در صحراي نينوا ختم شد؟. هنگامي كه علي را با قل و زنجير و شمشير به مسجد پيامبرمي بردند تا به زوراز یاران سقیفه بيعت بگیرند.... اين تنها ابوسفيان بود كه نزد علي امد و گفت :
اگر اراده كني من با يارانم دودمان ابوبكر را درهم خواهم پيچيد!! تا تو كه جانشين برحق رسول خدا هستي به خلافت برسي !!! .... و علي كه نفاق و دشمني را در چهره ي ابوسفيان ديد و اينده ي اسلام را در خطر ديد پيشنهاد ابوسفيان را نپذيرفت و خلافت ابوبكر را براي مصالح اسلام و عدم سوء استفاده منافقين از خانواده اسلام در ابتداي ظهورش پذيرفت ........و چه سخت بود 25 سال خار در چشم داشتن و استخوان را در گلو تحمل كردن كه سر انجامش به نيزه كردن قرانها توسط معاويه ، فرزند ابوسفيان و در ادامه ي ان به نيزه كردن سر حسين ، فرزند علي شد.
ان دم كه علي دست رد به سينه ي ابوسفيان زد ، فرزندش معاويه انجا صحنه را از نزديك ديد ....اما 30 سال بعد ، معاويه فرزند ابوسفيان با علي از در جنگ بر امد و نعره ميكشيد تا علي خاطرات 30 سال پيش را به ياد بياورد.كه چرا وقتي پدرش دست بيعت به سوي علي دراز كرده بود علي گفت :
كه من درپنجه هاي اين دست فتنه هايي را ميبينم !!!!.
اما اگر علي ان دست را رد نميكرد و با ابوسفيان عليه ابوبكر قيام ميكرد .پس از 30 سال ايا خون حسين بر زمين ريخته ميشد؟. ايا علي نمي توانست با يك بيعت ساده و اسان ، خود و خانواده اش را از گزند تيرهاي معاويه و يزيد و.... برهاند ؟ اري علی ميتوانست اما اسلام را چه مي كرد؟ نجات دودمان به چه قيمتي؟..... و ابوسفيان اما ساكت ننشست و درازاي اخم علي در بيت خليفه سقیفه بست نشست و همراه خليفه و همراز خليفه و مشاور خليفه شد!!!! تا انگاه كه شبي از شبهاي گرم عربستان در حالي كه لختي به پايان عمر ابوسفيان نمانده ودر بستر بيماري بامرگ دست و پنجه نرم ميكرد معاويه را صدا زد و گفت :
ادامه دارد....
به مطالب زیر دقت بفرمایید تا برخی از نادانان قوم یهود بدانند که چرا گاهی وبلاگشان فیلتر میشود.یک صهیونیست که در مسجد مکی لانه گزیده و خود را به اصطلاح عالم دینی معرفی کرده و عنان فکری عده ای طلبه هم در دستان اوست و با مصوبه ی شورای انقلاب فرهنگی هم به همین خاطر مخالفت نموده است در ایام محرم اشکارا نادانی خود را ظاهر و به مقام شامخ امام علی (ع) و فرزند برومندشان شهید کربلاامام حسین (ع) توهین و اتهام زده و واقعه ی عاشورا را تحریف وبا مغز سبکش به خیالش این واقعه ی بزرگ را تحلیل کرده است.این نادان و کم عقل خیلی راحت به ائمه ی معصومین دروغ بسته و با خیال راحت هر انچه که خود لایقش است به انها منتصب نموده است .به نمونه هایی از اراجیف اوکه واقعه ی کربلا را تحلیل کرده در هفت بند توجه بفرمایید.الحق که خداوند دشمنان مارا احمق خلق کرده است!!!
1- حضرت علی رضی الله عنه جانشین حضرت عثمان شده بود اما جریان امور در دست شورشیان بود.
این شورشیان علی مرتضی را فریب دادند و او را از مدینه بیرون کشیدند
2- شورشیان حضرت علی را به طرف کوفه کشانیدند و به این صورت پایتخت دنیای اسلام از مدینه طیبه شهر رسول و شهر پاکان به کوفه شهر نفاق و نامردی منتقل شد و این یکی از تاسف آورترین مصیبتهای دنیای اسلام بود
3- پس از شهادت علی مردم با حسن بیعت نمودند حضرت حسن وقتی نامردی مردم عراق را مشاهده کرد با معاویه صلح نموده و به مدینه منوره تشریف بردند و به اینصورت دنیا اسلام بار دیگر متحد شدند
4- مردم عراق با شور و شوق(با یزید) بیعت کردند جاهای دیگر مشکلی نبود تنها در مدینه چند نفر از بیعت برای یزید سر باز زدند و قبول نکردند.
اینها عبارت بودند از : 1- عبدالله بن عمر 2- حسین بن علی 3- عبدالرحمن بن ابوبکر 4- عبدالله بن زبیر
5-(حسین درمورد بیعت با یزید به معاویه گفت) اول اینکه شما هیچ کسی را به عنوان جانشین خود تعین نکنید و بعهده مردم بگذارید که هر کس را می خواهند بعد از شما انتخاب کنند همانگونه که رسول اکرم چنین کردند اگر اینرا قبول ندارید پس مثل حضرت ابوبکر جانشینی تعیین کنید که هیچ خویشاوندی با شما نداشته باشد.
6- استاندار مدینه این چند نفر ناراضی (امام حسین) را شبانه احضار کرد و به آنان دستور را ابلاغ نمود. این گروه وقتی از نزد استاندار بیرون آمدند بدون از دست دادن وقت شبانه به سوی مکه گریختند.(امام حسین هم گریخت)
7- حضرت حسین علی رغم مخالفت شدید بزرگان صحابه از مکه به قصد کوفه بیرون آمدند
قابل اینکه ایشان در خاتمه هم اسم تعدادی از شهدای کربلا را اورده که از قضا اسمشان ابوبکر و عثمان هست تا از این طریق بگوید که با انتخاب این اسم مردم به این دو شخصیت علاقه مند بودند.در صورتی که عثمان یکی از چهار فرزند امام علی بود که در واقعه ی کربلا شهید شد و جالب اینکه عثمان برادر حضرت ابوالفضل سردار کربلا هست که ایشان اسمش را نیاورده است.
ازعلاقه مندان به واقعه ی کربلا برای ریشه یابی این حادثه ی بزرگ و مصیبت وارتقاضا دارم تا مطالب وبلاگ با عنوان (((ما را به عصر عاشوراي سال 61 قمري چه كار؟؟ ))) را مطالعه کنند که در سه بخش تقدیم خواهد شد.این مطالب گریزی به ریشه های بوجود امدن حادثه نینوا در قالب قصه میزند که خواندن ان گرچه طولانی هست اما گویای واقعیتهایی میباشد.
توهین ها و افترائات به امام علی و امام حسین را در ادرس ضد انقلابی زیر مطالعه کنید
خاطرات ابو عمار

قسمت اول
عاشورای سال 61 و مدعیان امروز سنت رسول خدا
درايام معززو معظم محرم قرار داريم . روزهاي پرفراز و نشيبي را درتاريخ اين ايام شاهديم .ناتمام ماندن حج امام حسين وحركت به سوي كوفه-،تحمل سختي هاي بين راه،- نامردمي هاي برخي ياران درطي مسير كه همراه امام به اميد حكومت بوده اما در ميانه راه او را رها كردند- .مواجه ي كاروان خانوادگي امام با لشكر يزيد- ، توبه حر و پيوستن به كاروان شهادت امام،- و در روز تاسوعا و عاشورا جان فشاني هاي ابوالفضل و ياران امام و نهايتا شهادت امام حسين (ع)،- اتش زدن خيمه ها ،- به تاراج بردن اموال ناچيز بازماندگان،- به اسارت گرفتن خانواده ي امام،- وانتقال انها با وضع فجيع به شام،- وقايع شرم اور كاخ يزيد وده ها مصيبت ديگرهمه و همه يك نكته را در ذهن تداعي ميكند كه :
چرا اين حوادث در ان برهه از تاريخ اسلام كه 74سال از ظهورش نگذشته بود- با يد اتفاق مي افتاد؟
ايا اين حادثه ي دل خراش از نوع خود اولين اتفاق ناگواري بود كه درابتداي تثبيت و گسترش اسلام در جهان بوجود امد؟- و اگر بود فلسفه ي بوجود امدن ان چه بود؟
ايا در طول 74 سال از عمر اسلام ، مشابه اين جريان براي مسلمين پيش امده بود؟
چه كساني ، چه افرادي را كشتند؟
چه كساني بايد در ان سال كشته ميشدند؟
و چرا بايد كشته مي شدند ؟ .....چرا درسرزمین نينوا؟.....و چرا بايد در بدو ظهور اسلام اين واقعه ي بس بزرگ بين خانواده ي كوچك اسلام پيش مي امد؟
ده ها سئوال و نكته هاي ظريف ديگر كه چرا انزمان شرايط و فضاي سياسي و ديني وحكومتي جامعه ي مسلمين به گونه اي شكل بگيرد كه نهايتا اولين جنايت بشري از نوع خود درميان امت اسلام انگونه اتفاق بيفتد كه تاريخ عاجز از به تحرير اوردن ان باشد !!!
ايا مورخان و مفسران هم عاجزند كه ريشه هاي ظهور و بروز اين حادثه ي بزرگ را در اوراق واسناد و رويدادهاي 74 سال سابقه ي اسلام پيدا كنند؟
ايا ميتوان تاريخ را ورق زد تا از دل ان،- بهانه ها و دلايل بروز يك جنات بزرگ و نا برابررا كشف كرد ؟ ايا فهم ان ریشه های ان واقعه ی بزرگ براي مفسرين امروزي دشوار هست؟ ....خودمان را در ظرف زماني سال61قمري قرار دهيم.كه نه طرفدار لشكر يزيد باشيم و نه در دل كاروان حسين جايي. اما بی طرفانه روي تلي از خاك در حاشيه ي نينوا مي نشينيم و با هم كتاب وقايع اتفاقيه 74 سال گذشته ي اسلام را به صورت خيلي خيلي خلاصه در حالي ورق ميزنيم كه در چند صد متريمان دو گروه در حال رزم با همند.!!!
البته از اينكه گاهي تيركماني ازسركين بسوي قلب كودكي مظلوم و بيگناه رها ميشود. نمي گويم !! وهرگز از فردي كه در حال اسب تاختن هست تا با مشعلش خيمه اي كوچك را به اتش بكشد – نمی نویسم !! وازفردی که درمیان گودالی کوچک از سر کین ، در حال سر بريدن دردانه ای هست !!!! نمي گويم ويا از رشادتهاي دلاورمردی با دستهاي قطع شده كه مشك ابی را به دندانهايش گرفته تا ان را به طفلاني تشنه لب و منتظر برساند اما در ميانه ي راه بر او ناجوانمردانه يورش ميبرند و زمينش ميزنند تا اب را به خيمه ها نرساند !!!! نمي گويم!!!!! و.....اه اه اه اه ...ازديدن اين مصيبتها بر نمی اورم ،اما اشك بنای فوران دارد ، ولی نمي گويم ونمي گريم شايد، بيطرفيمان از بين برود!!!
نه نه نه، بگذار بكشند و اتش زنند و به غارت ببرند و اواره كنند و بگذار تا به اسارت ببرند و بگذار تا قلب كودكي را بشكافند و سر ببرند و دست قطع كنند. وبگذار تا سند حكومت ري را در اين واپسين لحظات در وسط ميدان از خون پيرمردي كه سرش را تازه بريدند و بر سر نيزه كردند و حلحله كنان دورش به پاي كوبي پرداختند، امضا كنند!!!! ... و بگذار تا زني پريشان و اشفته و گريان هم كه از دور فقط صداي فريادهايش به گوش ميرسد اين طرف و انطرف بدود و هرلحظه بر روي چيزي و شايد روي جسدي و جنازه ا ي ويا سر بريده اي بيفتد و در تنهايي خودش فرياد بكشد و ناله كند ومظلومانه بر سر و رويش بكوبد. بگذار تا او هر كاري که دلش ميخواهد انجام دهد، ما را به او چه كار؟ ما را به عصر عاشوراي سال 61 قمري چه كار؟؟
ما را كتاب و سنت كافي هست!!! .....به ما چه كه عده اي با نياوردن دوات و قلم گمراه شدند!!...
ادامه دارد....
مدتي است که طرح اخراج اتباع غير مجاز از کشور شکل جدي تري گرفته است.اکثر اين افاغنه از مرز سيستان به کشورشان باز مي گردند . اما اين بار هم با توجه به بعضي کم کاري ها شاهد شکست اين طرح بوده ايم.
افاغنه به اصطلاح اخراج شده به راحتي از مرز با مساعدت بعضي افراد وارد مي شوند .هرچند تعداد کثيري از آنها به وسيله قاچاقچيان دوباره به مرکز باز ميگردند اما اين روزها به دليل سفر احمدي نژاد و کنترل شديد, اين افراد تا بازگشت سر کسب و کار سابقشان به تکدي گري در زابل مشغول شده اند.
اين وضعيت معيشت را در زابل مختل کرده است.بسياري از مردم از اين وضع به ستوه آمده اند.
مشاهده بي خانمان هاي پاکستاني در خيابان هاي جنوب سيستان و بلوچستان و گدايان افغان در شمال آن تصوير تكراري از عدم كارايي و توجه مسوولان به مشكلات اين منطقه است .

با توجه به عدم توجه بخش خصوصي به اين خطه از کشورمان شرکت هايي وابسته به مسئولين به صورت پيمانکار مسئول نظافت و برقراري بهداشت خوابگاهها مي شوند که با توجه به شرايط ذکر شده بقدري خود را در امان مي بينند كه عدم كارايي و رسيدگي برايشان مشكل ساز نشده به نحوي که هر روز وضع خدمات رساني آنان اسف بار تر ميشود .
تصويري که مي بينيد صحنه اي از آشپزخانه يکي از خوابگاه هاي دانشگاه است و گوياي تمام موارد ذکر شده ميباشد.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، اين درگيري که بين مأموران هنگ مرزي تايباد با قاچاقچيان مواد مخدر رخ داد، مقادير بسياري مواد مخدر هروئين از قاچاقچيان کشف شد.
بنا بر اين گزارش، در پاکسازي صورتگرفته از محل، چندين قبضه اسلحه و مقاديري فشنگ نيز به وسيله مأموران کشف شد.
همچنين مأموران انتظامي سيستان و بلوچستان نيز روز گذشته، 150 نفر از اتباع بيگانه افغاني را که غيرمجاز از مرزها وارد کشور شدند، شناسايي و دستگير کردند.
گفتني است، ورود اتباع بيگانه غيرمجاز از مناطق شرقي به کشور ـ که عموما از شهروندان کشور افغانستان هستند ـ باعث بروز مشکلاتي شده است؛ بنابراين، ميطلبد با برخورد جدي با اين افراد و بالا بردن هزينه جرم، اقدامات کارسازي در اين زمينه انجام دهند.
***به شهادت رسيدن حضرت حسين (رض) و يارانش در اين روز چنان حادثه ي تلخي بود که چون رخ داد مسلمانان با يکديگر گفتند تا کنون ما حادثه اي تلخ تر از آن را تجربه نکرديم.
***ايشان خاطرنشان کردند : دهم محرم يادآور قيام امام حسين(رض) است من معتقدم که اين بزرگواران نه تنها در يک تاريخ خاص بلکه همواره بايد مورد تذکر قرار بگيرند زهد ، تقوا، ايثار ، ثبات و پايمردي آنان بايد همواره مورد مذاکره مسلمانان قرار گيرد.
***قيام حضرت امام حسين(رض) درست زماني صورت گرفت که ايشان احساس کردند دين نياز به حمايت دارد و کساني در حال نشستن بر مسند حکومت هستند که فاقد هرگونه شايستگي مي باشند.
***سيدنا حسين رض در هنگامه حج عازم کوفه شدند که در پي آن حادثه جانگداز کربلا اتفاق افتاد حادثه اي که وقت به ما اجازه پرداختن به تمام جزئيات آنرا نمي دهد.بنابر اين من سعي مي کنم به بيان چند نکته مهم در رابطه با آن بپردازم .
***اولين و در واقع مهمترين نکته اين است که براستي چرا و به چه منظور حضرت امام حسين (رض) قيانم کردند . شايد کساني باشند که با خود بگويند قيام ايشان به منظور در دست گرفتن حکومت و يا تسلط يافتن بر مال و منال دنيا بوده است .
***حاشا و کلا ، چنين چيزي از ساحت مقدس امام حسين (رض) و تمام صحابه (رض) فرسنگها فاصله دارد چرا که ايشان تربيت يافته آنحضرت ، حضرت علي (رض) و حضرت فاطمه (رض) بودند . بدون شک قيام ايشان صرفا براي خدا ، نجات دين و خدمت به مردم و قيام عدل و عدالت بود ايشان در راه امر به معروف و نهي از منکر و گسترش عدل و عدالت و نشر اسلام و حمايت از آن قيام کردند . و حقا که قيام ايشان درسي براي تمام امت اسلامي است.و اما نکته ديگر اينکه ببينيم انسانها براي رسيدن به پست و مقام چه خونهاي پاکي را بر زمين ميريزند ، خون حضرت حسين(رض) بدون ترديد خون آنحضرت (ص)، خون حضرت علي(رض) و خون حضرت فاطمه زهرا(رض) بود .چنين پست و مقامي با چنين قيمتي نصيب هيچ کس مباد.
***بنگريد که دشمنان حضرت امام حسين(رض) بعد از به شهادت رساندن او و يارانش با چه سرنوشت شومي گرفتار آمدند. يقينا کسي که به خاطر رسيدن به دنيا و رسيدن به پست و مقام خيانت کند به فرجامي بس وحشتناکتر گرفتار خواهد آمد و زبون خواهد گشتت.
*** حضرت امام حسين (رض) و همچنين تمام اهل بيت حضرت رسول اکرم (ص) تنها به يک فرقه اسلامي تعلق ندارد ، ايشان متعلق به تمام مسلمانان بوده و همه با ايشان محبت مي ورزند و ايشان را الگوي خود مي دانند.
***از زندگي ايشان تمالم مسلمين جهان بايد اين درس را بگيرند که هرگاه حکومت به دست ظالمان و ستمگران افتاد و حقوق الناس ضايع شد قيام نمودن وظيفه آنان خواهد بود.
***خطيب جمعه اهل سنت در ادامه به وضعيت اسفبار مردم غزه در اين روزها اشاره کردند و ضمن اعتراض به سکوت مجامع بين المللي و بخصوص سران کشورهاي اسلامي در برابر اين حادثه ، از نمازگزاران حاضر خواستند که بعد از مراسم نماز جمعه با شرکت در راهپيمايي به حمايت از مردم غزه بپردازند .ايشان همچنين از مردم خواستند با کمکهاي نقدي خود از طريق موسسات خيريه با مظلومين غزه همدردي نمايند.
*** به روايت دو نماينده خاش و زاهدان که در جلسه هيئت دولت شرکت داشته اند الحمدلله مصوبات بسيار خوبي به تصويب رسيده است .
***اميدواريم مشکلات اخيري که در استان ما پيش آمده اند با حسن نيت حل شوند . بدون شک آنچه براي مردم استان ما حياتي است وحدت و انسجام مي باشد.
جمعه 13/10/1387
مطالب فوق گوشه ای از خطبه های مولوی عبدالحمید اسماعیلزهی میباشد که بر خلاف رویه ی گذشته نکات جالبی را بیان کردند. گرچه هیچگاه نمی توان و شاید فعلا نتوانیم قضاوت کنیم که ایا ایشان بدرستی درس سیاست را اموخته اند که هر مطلبی را نباید در ملاء عام بیان و هر تقاضایی که از مسئولین دارند غیر مستقیم بیان و در خطبه های عمومی نماز جمعه گفته شود.با این حال گفته های فوق را به فال نیک میگیریم و ارزو میکنیم که و تاکید هم میکنیم که حتما دنبال مطالبات و حقوق جامعه از هر نوع صنفی را بگیرند و با حکومت که از خودشان هستند تعامل و رابطه ی حسنه داشته باشند بی شک هیچ انسانی علیه سلام نیست و عیوبی دارد جامعه هم حقوقی دارد که یقینا نمی توان همه ی حقوق ان را پرداخت کرد اما اگر قرار باشد که مطالبات را با هیاهو و جار و جنجال دنبال کنند انچه به جایی نرسد فریاد هست و نتیجه ی معکوس میدهد.همانگونه که تاکنون داد
از این رو در مطالب فوق چند نکته ی مثبت و یک نکته ی مبهم وجود دارد
اول : بیان یاد وسرگذشت کوتاهی از واقعه ی کربلا و از فرزند امام علی و نوه ی محبوب پیامبر اسلام. به نیکی یاد کردن گرچه لازم است تا ایشان دستور دهند تا حقیقتا واقعه ی کربلا موشکافی شود قبل و بعد ان بررسی شود.
دوم : محکوم کردن حوادث غزه و کشتار مظلومانه ی مسلمانان در سرزمین فلسطین که نماز گزاران را دعوت به راهپیمایی کردند که کار بجایی بود.اما از صدا و سیما هم گله مندیم که تظاهرات نماز گزاران شریف اهل سنت زاهدان را پوشش خبری ندادند.
سوم: تمجید از عملکرد هیئت دولت در استان که باید به ان بیشتر می پرداختند اما یک نکته هم باید یاد اور شد که دولت احمدی نژاد را باید به خوبی شناخت و ان را با دیگران مقایسه کرد.شعار ها هرگز مطلق نیست و وعده های تو خالی دیگران را مطمئن باشند که سرابی بیش نیست.استان نیاز به ابادانی و رفاه دارد.همه باید بدنبال این برنامه باشند تا استانی زیبا و توسعه یافته داشته باشیم.قرار است از نعمتهای خدادادی فرزندانمان نیز بهره ببرند وفردا را باید بخوبی ساخت تا دیگران هم بهره ببرند.جا داشت تا اقای مولوی خودشان با نگاه فردی سفر دولت را ارزیابی میکردند نه اینکه نقل قول از دو نماینده ی استان بکنند مگر مولوی اعتماد ندارند تا خود انچه از رسانه ها شنیدند قضاوت کنند.
به هر حال ارزو میکنیم که این استان در سایه وحدت و انسجام رو به پیشرفت باشد.انشاالله
منابع آگاه افزودند: در همين حال دوشنبه شب گذشته هزاران شهروند عربستاني در شهر "صفوة" در دفاع از ملت مظلوم فلسطين به ويژه اهالي غزه و نيز محكوميت جنايات ددمنشانه صهيونيست ها دست به تظاهرات زدند اما نيروهاي امنيتي عربستان كه در حالت آماده باش كامل به سر مي برند، اين تظاهرات را بر هم زده و مانع تجمع تظاهر كنندگان شدند.

شعارهايي كه تظاهركنندگان سرمي دادند چنين بود: "به صاحبان زمين رحم كنيد .. به اهالي غزه رحم كنيد"، "غزه امروز كربلا شده است"، "خيبر خيبر اي يهود .. ارتش محمد باز خواهد گشت".
از سوي ديگر نيروهاي امنيتي عربستان سعودي تظاهرات ديگري را نيز كه در شهر قطيف برگزار شده بود را سركوب كرده و تعدادي از تظاهر كنندگان را پس از پايان تظاهرات بازداشت كرد و به محل نامعلومي انتقال داد.
در همين حال فعال دفاع از حقوق بشر در عربستان سعودي قصد داشتند امروز (پنج شنبه) تظاهرات در شهر "رياض" پايتخت عربستان در دفاع از اهالي غزه برگزار كنند اما به دستور مسئولان رسمي وزارت كشور عربستان، اين تظاهرات ممنوع اعلام شد و اجازه برگزاري آن داده نشد.

از سوي ديگر نيروهاي امنيتي عربستاني شيخ "عوض القرني" از چهرههاي سرشناس ديني اين کشور كه دو روز پيش با صدور فتوايي از اهالي مظلوم غزه حمايت كرده بود را بازداشت كرده و سپس فورا به محل نامعلومي در "رياض" پايتخت اين كشور انتقال دادند.
گفتني است شيخ القرني در فتواي خود چنين گفت: بايد براي گرفتن انتقام خون شهداي غزه، منافع صهيونيستها در تمام نقاط جهان را مورد حمله قرار دهيم. از نظر بنده تمام منافع رژيم صهيونيستي در سراسر جهان هدفي مشروع و قانوني براي مسلمانان است.
صهيونيستها بايد طعم درد را بيشتر از برادران مسلمان فلسطيني در نوار غزه بچشند. من مسئوليت اين فتواي خود را نزد خداوند عزوجل بر عهده خواهم گرفت.
| ||||
|
آن چه در مورد فرزندان حضرت ابوالفضل العباس(ع) نقل شده است مختلف است، مرحوم محدث قمي(ره) نقل نموده است: «براي حضرت قمر بنيهاشم يک پسر بنام عبيدالله در بعضي کتب نقل شده که تنها وارث او بوده است و بعضي ديگر براي حضرت ابوالفضل عليه السلام پنج فرزند بنامهاي: عبيدالله، فضل، حسن، قاسم و يک دختر نقل نمودهاند، و ابن شهرآشوب محمد را نيز اضافه نموده است. ولي علماي نَسَب شناس متفقند که نسل حضرت ابوالفضل العباس(ع) منحصر به عبيدالله ميباشد که در سال 155 وفات يافته است ولي تا آن جا که اطلاع داريم فرزندي که در کربلا شهيد شده باشد، براي حضرت عباس(ع) نقل نشده است، خصوصاً بنا به نقل برخي که تنها عبيدالله را وارث او دانسته و وفات او را هم در سال 155 هجري نوشتهاند، يعني 94 سال بعد از شهادت پدر بزرگوارش. |

سفره ی ما گر پر از خالی بُوَد ***یادمانِ بوی نان محفوظ باد
ادامه مطلب
درپی حادثه ی انفجار خودرو در پاسگاه انتظامی سراوان که دشمنان اسلام هم تبلیغات پر طمطراقی نیز راه انداختند و هر روز از کاه کوه میسازند و به راحتی عکسهای جانیان و خونخواران خود را به نمایش میگذارند و دروغ به خورد مردم از جمله به درک واصل شدن برادر جانی میدهند.تعدادی از بهترین عزیزان کشته و زخمی شدند که برای اشنایی بیشتر و اینکه دشمن به بلوچ و سیستانی و فارس و شیعه و سنی رحم نمی کند ااسامی تعدادی از شهدای سنی و بلوچ را تقدیم میکنم
امیدوارم که خداوند تقاص خون همه ی مظلومان را از مزدوران سرویسهای جاسوسی اسراییل و امریکا بگیرد.
1-دکتر حسینی کادر نظامی = شهید
2-محمد شهنوازی از بلوچهای سراوان و تنها نان اور پدر و مادر پیرش با چند خواهر و برادر کوچک =شهید
3-محمد کریم جدگال =زخمی
4-محمد زکریا درازهی= زخمی
5-عبدالحکیم سازواری = زخمی
6- عبدالخالق زرین تاج = زخمی
7- صدیق بهرامی = زخمی
8- محمد عارف دهواری = زخمی
9- متین دهواری = زخمی
10- تاج بی بی سادات = زخمی
به امید روزی که تک تک همه ی جرسومه های فساد گروهک عبدالمالک ریگی به درک واصل شوند.انروز دیر نیست.
اين اقدام در پنجمين روز حمله رژيم صهيونيستي عليه مردم فلسطين و جنبش حماس در غزه ، صورت گرفت.
يک مامور پليس گفت : ما درباره انگيزه اين اقدام اطلاعي نداريم و از مليت فرد ضارب نيز مطلع نيستيم .
پليس براي شناسايي مرد مسلح ، دوربين هاي امنيتي محل وقوع حادثه را بازبيني مي کند.
به گفته شاهدان ، يکي از اسراييلي ها از ناحيه پا و ديگري از ناحيه بازو زخمي شدند ولي جراحاتشان جدي و خطرناک نيست با اين حال ماموران امداد و کمک درباره شرايط و وضعيت اين دو اسراييلي اظهار نظر نکردند.
به گفته پليس ، اين دو اسراييلي از يک هفته پيش در دانمارک بسر مي برند.

در پی سفر اقای احمدی نژاد به استان ذیلابه مطالبات کوتوله ی سیاسی مسجد مکی زاهدان توجه بفرمایید :
**اين سفر از اهميت بالايي براي مردم استان و خصوصا اهل سنت استان برخوردار است و در واقع ورود هيئت دولت را به فال نيک مي گيرند.
**سومين سفر هيئت دولت در استان در حالي صورت مي گيرد که برخي علما و جوانان اهل سنت استان بدون هيچ گونه جرمي در زندان بسر مي برند و نيز تکليف حوزه علميه تخريب شده عظيم آباد زابل در هاله اي از ابهام باقي مانده است.
**پافشاري دولتمردان بر اجرايي کردن مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي مبني بر ساماندهي مدارس اهل سنت از ديگر دغدغه هاييست که گريبانگير اهل سنت گرديده است.
شايد کمترين انتظار و توقع اکثريت مردم استان يعني اهل سنت از هيئت دولت :
**رسيدگي به وضعيت زندانيان بي گناه ،
**آزادي علماي آنان ،
** دستور باز سازي بدون قيد و شرط حوزه علميه تخريب شده عظيم آباد زابل
** لغو مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي
** مي توان به جرات ادعا کرد برآورده ساختن اين خواسته ها که کاملا به جا و منطقي نيز مي باشد از هر خدمتي به اين قشر ستم ديده بهتر و با ارزشتر باشد.
اما قابل توجه است که:
1- این چند کوتوله ی سیاسی هنوز نمی دانند که که سفر ریاست جمهور دومین سفر به استان هست نه سومین!!یک بنده خدایی رفته بود سینما که فیلم شعله را ببیند از ابتدای فیلم خوابید وقتی از خواب بیدار شد که فیلم هم تمام شده بود اما گفت عجب فیلم قشنگی همش بزن بزن داشت.- احتمالا عزیزان معاند و مخالف نظام در خواب زمستانی تشریف دارند و درخواب ، سفر های احمدی نژاد را شمارش کرده اند
2- مردم دلاور سیستان و بلوچستان خصوصا بلوچهای دلاور به دوخصلت زبانزد هستند اول میهن دوستی و وطن پرستی و دوم مبارزه با اجانب و دشمنان متجاوز به خاک وطنشان که شاهد مثال ان هم بیرون کردن انگلیسی ها از سرزمین پاک ایران عزیز میباشد.تاریخ هرگز گواه نخواهد داد که هیچ یک از علمای دینی اهل سنت این استان عرق میهنی و ملی داشته باشند و یا احیانا در جنگ با دشمن و متجاوزین با این خاک مبارزه کرده باشند.این گروه متجاسر باید از سر شرم سرشان را زیر برف بکنند و دم فرو ببندند و هیچ ادعایی نداشته باشند که باید از گذشته ی خود خجالت بکشند.
3- مردم بلوچ و دلاور این استان در رژیم گذشته به اندازه ی کافی زیر سم اسبان پهلوی لگد مال شده اند و اینک در فضای ازاد امروز جامعه به دنبال تامین رفاه و ابادانی استان و شهرشان هستند تا انها هم بتوانند از مواهب طبیعی و نعمتهای خدادادی برخوردار شوند.انها و جامعه ی اهل سنت نیازی به قیم لا مذهب و دین سوار و مذبذب ندارند تا بازیچه ی مطامع سیاسی سخیف انها باشند.انها برای خود ابادانی و رفاه و اسایش و زندگی ارامی را در سایه ی حکومت دینی میخواهند تا در عین ابادانی به دین و دنیای خود هم برسند
4- دغدغه ی این مردم غیور سیستانی و بلوچستانی نه باز سازی خرابه های نفرین شده ی حوزه ی غیر قانونی عظیم اباد است و نه مصوبه ی شورای عالی انقلاب فرهنگی و نه زندانیان مجرمی که به اتهام تشویش اذهان عمومی و تحریک یک عده جوان علیه نظام و انتشار مطالب خلاف قوانین و فعالیت زیرزمینی علیه انقلاب و تبلیغ و تشویق عده ای خود فروخته به نبرد مسلحانه علیه نظام میباشد.دغدغه ی این مردم بیرون امدن از محرومیت به ارث رسیده هست که حق مسلمشان ابادانی و سربلندی سرزمینشان میباشد.انها حق دارند تا راه اهن ، گاز، جاده ی ترانزیتی ، و صدها طرح عمرانی و گردش گری داشته باشند انها دوست دارند تا فرزندانشان بهترین لباس را بپوشند و در بهترین مدارس و در بهترین محیط بهداشتی زندگی کنند .انها هرگز نمی خواهند تا در زیر یوغ کاهنان فریب خورده ی عربستان باشند و سر سپرده ی کلیسا های مذهبی وهابیت باشند
5- هیچ خدمتی بالاتر از ایجاد رفاه و اسایش و دانایی برای این مردم نیست تا بتوانند در سایه ی ان به اخرت خود نیز برسند.














در دومین روز ماه معزز محرم و همزمان با حوادث خون بار غزه صدای نعره ی نکره تنهاترین وحشی بلوچستان و مزدور اسراییلی ها از شرقی ترین نقطه ی ایران از ورای کوه مظلوم و ارام تفتان به گوش تمامی مردم استان رسید که این عفریت جنایتکار خواست تا یک بار دیگر دستان کثیف و الوده ی خود را به خون مرزداران و نگهبانان میهن اسلامی اغشته کند و خدا که بخواهد تا یک بار دیگر معجزه اش را به رخ یاغی خون خوار بکشاند به بهانه ی شرکت در مراسم زیارت عاشورای حسینی جان حدود 600 نفر انسان بیگناه را از مرگ حتمی که قرار بود تا با یک تن تی ان تی اهدایی سرویس جاسوسی اسراییل به شهادت برسند نجات داد.
این جریان مرا به یاد فیلم کلید اسرار چند شب قبل انداخت که یک نفر قاتل در مترو قصد کشتن دختری را داشت و ان دختر ایه الکرسی را زیر لب زمزمه کرد و خدا او را از بلای حتمی نجات داد و امروز هم اگر این جنایت و توطئه به وقوع میپیوست چه بسا حوادث غزه را در ایران حتی دنیا تحت الشعاع خود قرار میداد و یقینا این دسیسه ی سرویسهای اسراییل و امریکا بود که بعد از پیام مقام معظم رهبری و فراخوان مسلمین جهان و دولتهای اسلامی برای کمک به مردم غزه و اعلام انزجار از دشمن صهیونیستی و حضور میلیونی مردم دنیا در محکومیت اعمال ننگین اسراییلی ها باید انتقام تحریک و روشنگری ملتها را با کشتار وسیعی در ایران بگیرند
ایا برای منحرف کردن نگاه تیز بین مردم دنیا یک کشتار 600 نفری کافی نبود تا چند روزی دنیا را متوجه ایران کرده و مسئولین را مدتی مشغول بکند و ایا در اسراییلی بودن این توطئه شک میتوان کرد. ؟
عبدالجانی ریگی این جنایت بزرگ را به عهده گرفت و بزعمش برادرش را برای عملیات انتحاری انتخاب کرد تا به نوعی وانمود کند که برادرش و خانواده اش هم در مبارزه با نظام شرکت دارند اما زهی خیال باطل که هیچ نشانی از فردی که در خودرو به درک واصل شده نیست و هیچ دلیلی ندارد تا مردم باورشان شود که معدوم منفورمنتحر برادر این جانی خونخوار بوده که چه بسا ریگی ملعون یک افغانی خود فروخته را اجیر و به او وعده داده باشند که که تنها نیست و او فقط باید خودرو را به داخل منطقه ی انتظامی انتقال دهد انگاه نیرو های کمکی به او میپیوندند و با هم پس از تیر اندازی به اطراف و فاصله گرفتن از هدف ، ماشین را با ریموت منهدم میکنند و ان بدبخت منفور غافل از اینکه ریموت از بیرون قابل کنترل و او فرصت پیاده شدن از ماشین را نخواهد داشت و انها ناجوانمردانه به او هم رحم نکرده و ماشین را منفجر میکنند. شاهد این موضوع هم دلیل انفجار خودرو در میان میدان خالی از نیرو و پرسنل نظامی بود . انهایی که از بیرون قرار بود تا ریموت را فشار دهند نمی دانستند که در میدان صبحگاه هیچ کس نیست اما ریموت را فشار دادند. و راننده ی خودرو هم باید خیلی احمق باشد که مواد منفجره ای را که از پاکستان شب قبل به داخل ایران انتقال داده اند در وسط میدانی خالی از نیرومنفجر کند و خودرویی که یک تن مواد منفجره داشت هیچ تلفاتی به بار جز به درک واصل شدن مزدورشان که از همه جا بیخبر بود نداشته باشد . واقعا که زهی خیال باطل و خدا را فراموش کردند.
مردم غزه خیلی عزیزتر از این هستند که مزدوری چون عبدالمالک ریگی بخواهد با یک جنایت دیگری حوادث ان را تحت الشعاع قرار دهد
این جانی خونخوار غافل از این بود که در میان کشته شدگان یک بلوچ شاهوزهی هم به شهادت رسیده است و نمی دانست که از میان 18 نفر زخمی هم 8 نفر بلوچ سنی هم زخمی شده اند .ایا عبدالمالک ریگی سوراخی را میابد تا این ننگ قومی را که خدا دست جنایتکارش را رو کرد مخفی کند. او با این جنایت جان یک بلوچ را گرفت و 8 نفر دیگر را به شدت مجروح نمود ایا این ننگ در تاریخ بلوچستان ثبت نخواهد شد؟ البته ملت ایران باور میکنند که او یک مزدوری بیش نیست و مردم بلوچمان هم میدانند که این استان بلوچ و سیستانی حتی شیعه و سنی ندارد وهمه یکسان مورد هجوم اجانب قرار دارند.

البته مأموران سيا كه مجري اين عمليات هستند، نگران اين موضوع هم هستند كه افراد دريافت كننده اين مواد در حالت غيرعادي، نام مأموران آمريكايي را لو داده و به اين ترتيب، نقشه آنها افشا شود!
«القدس العربي»، چاپ لندن نيز نوشت: تهيه اسلحه، گذرنامه رايگان، اعزام زنان روسپي از آمريكا و كشورهاي اروپايي از ديگر ترفندهايي است كه مأموران سيا براي به دست آوردن اطلاعات در افغانستان از آن استفاده ميكنند.
۲-مواد مخدر سلاح تخدیر ملتها با بررسی ریشه های تشکیل مافیای مواد مخدر در ایران :
مقامات امنیتی و انتظامی کشور در گفتگوهای علنی و مطبوعاتی سعی دارند ، موضوع مواد مخدر را امری سیاسی و توطئه ای علیه مردم ، انقلاب و جمهوری اسلامی ایران جلوه دهند . گزارشات مطبوعاتی ، فیلم های سینمایی ، سریالهای تلویزیونی و خطبه های نماز جمعه نیز اکثراً تلاش در القاء این مطلب دارند اما بعد سیاسی مواد مخدر تمام واقعیتها را در بر نمی گیرد و حتی بخش اصلی چرخه مزبور راتشکیل نمی دهد .
راهبرد این سیاست چیست و موتور حرکت دائمی این استراتژی کدام است ؟
الف – کسب درآمد سرشار :
حتی اگر مقصد اصلی سلسله جنبانان اصلی انتشار مواد مخدر سیاسی باشد، بدنه ظاهری و آشکار آن را دست پنهان و قویتری بنام منفعت و سود تشکیل می دهد . ازکشت اولیه تا مصرف نهایی در ایران و ترانزیت آن به اروپا ، حداقل ده مرحله را طی کرده و ده عامل ( فردیا گروه )را دخیل و شریک می کند. که برخی از این گروه ها در استان سیستان و بلوچستان خود را به اب و اتش زده و همه ی ناملایمات و عواقب سوء جانی و امنیتی را به جان خریده تا از منفعت سر شار فروش و ترانزیت مواد مخدر دست برندارند.سود اغواء کننده ی مواد مخدر عناصر بیکار و بی تعهد در استان را وادار و ترغیب میکند تا زمینه های ناامنی در استان را توسعه دهند .عمده جمعیت تشکیل دهنده ی گروه های ریز و درشت مواد مخدر را اهل سنت تشکیل میدهند که هرگونه برخورد با انها را تبدیل به یک معضل سیاسی و امنیتی و چالش قومی و مذهبی مینماید.از اینرو معاملات مواد مخدر برای طیفهای زیر منفعت کلانی دارد.
1-باندها، گروهها ، سازمانهای جاسوسی و سیاسی :
گروهها و جنبش های آزادی بخش یا تروریستی و سرمایه دارانی که طراح اصلی ومراقبین محدوده ، کشت به شمار می روند و فروش مواد مخدر پشتوانه ی قویی برای انها در استان میباشد
2-کشت کاران :
3- لابراتوارداران :
عواملی که تبدیل تریاک به مواد افیونی از جمله هروئین را به عهده دارند .
4- واسطه گران و یا بنک داران :
عواملی که خریدهای کلان از کشورهای خارجی و باندهای بین المللی یا سازمانهای و گروهها را برعهده دارند .
5- ترانزیت کنندگان خارجی وعوامل همکار که مسئولیت ترانزیت مواد مخدر از خارج و عبور از مرز را تا ایران به عهده می گیرند .
6- ترانزیت کنندگان داخلی :
عواملی که ترانزیت کالا از مرز تا مرز یا پس از گردش داخلی تا اروپا و مرزهای ترکیه را برعهده دارند .
7-محافظین کاروانها :
عمدتا از افراد کم درآمد جامعه هستند و حقوق ناچیزی هم میگیرند و در درگیری با مامورین آنها بیشتر کشته میشوند.عقبه ی خانوادگی این افراد نیز خطر بالقوه ایی برای امنیت استان میباشد.
8-سرویس دهندگان بین راه :
شامل راهنمایان ، جاسوسان و خبرچینان
9- توزیع کنندگان خرده پا :
عواملی که توزیع مواد را تا مرحله وصول به مصرف کننده به عهده دارند .
10- شاید بتوان عاملی دیگری نیز به این مجموعه اضافه کرد و آن همکاری و تسامح بخشی از عوامل رسمی و قانونی کشور با قاچاقچیان است . تاکنون در تمام کشورها ، بخشی از عاملین قانون از رده بالا تا مامورین جزء با این گروهها به نوعی همکاری مخفیانه ایی داشته اند و کمتر احتمال می رود بدون همکاری و تساهل مجریان قانون این چرخه کند شود .
اما ملاط اصلی چنین تجارت خطرناکی که قانون برای عاملین آن مجازاتهای سنگین وضع کرده چیست؟ عده ای راز بقای این چرخه را عوامل سیاسی می دانند ، اما فی الواقع تیرک اصلی بقای این گروها منفعت و سودی است که بر خطر و ریسک ناشی از آن رجحان دارد ریسک خطر و پذیرفتن آن در ازای ایجاد ناامنی در استان میباشد. مواد مخدر مانند تمام کالاهای تجاری دیگر تابع ثابت عرضه و تقاضا است .
ادامه دارد....
معاون پشتيباني دانشگاه علوم پزشكي زاهدان گفت: استان سيستانوبلوچستان در برخورداري از فضاهاي كافي و استاندارد بهداشتي و درماني ضعف تاريخي داشت اما دولت نهم با اولويت سنجي و توجه مناسب اين مشكل را برطرف كرد.
نمی دانم اقای معاون پشتیبانی سر را از لاک مدیریتی در اورده اند تا بدانند که معضلات بهداشتی در این استان زبانزد عام وخاص است.
هر رهگذری که به این استان سفر میکند پشت دستش را داغ میکند که دوباره به این استان سفر نکند. سرویسهای بهداشتی بین راهی و حتی داخل شهر ازجمله پارکهایی که محل اطراق وجولان فروشندگان مواد مخدر و الواتها و ولگردهای حاصل از تعدد زوجات و ازدیاد نسل میباشد تنها ارزوی هر مسافری هست که متاسفانه اصلا وجود ندارند و اگر باشد خراب و کثیف هستند .
اسایش و و راحتی هر مهمانی که به استانها و شهرها سفر میکند از مطالبات اولیه شهروندان است و فراهم کردن زمینه ی اسایش خانواده ها هم به طریق اولا وظیفه ی شهرداری و فرمانداری هاست . اما در این استان و خصوصا در شهر زاهدان به تنها چیزی که مسئولین نمی اندیشند اسایش رهگذران از جمله دایر کردن سرویسهای بهداشتی در پارکها و مکانهای عمومی میباشد.
در این استان از ادعا تا عمل فاصله زیاد است.
به خبر زیر دقت کنید و بعد هم قضاون با شما خواننده ی محترم:
به گزارش «سنی نیوز به نقل ازپايگاه اطلاع رساني مولانا عبدالعزيز رح ،در پي درج مطالبي در بسياري از خبرگزاري ها تحت عنوان(وهابيت جزو مذاهب اسلامي نيست) و نسبت اين سخن به عضو اهل سنت مجلس خبرگان مولانا نذير احمد سلامي ، استاد حديث دارالعلوم زاهدان نسبت اين سخنان را به خودش به شدت تکذيب کرد.
مولانا سلامي که در درس حديث دارالعلوم زاهدان سخن مي گفت در واکنش به اين سخنان گفت : وهابيت مسلمان است ، مسلمان است ، مسلمان است و افزود : بنده در هيچ جا سخني مبني بر اينکه (وهابيت جزو مذاهب اسلامي نيست)را بر زبان نرانده ام و انتصاب چنين سخني را به خود به شدت تکذيب مي نمايم.
گفتني است برخي دشمنان اهل سنت که از وحدت و انسجام اين اقليت مذهبي در ايران به تنگ آمده اند همواره مترصد فرصتند تا با نقل قولهاي واهي و بي اساس در صفوف به هم فشرده آنها رخنه ايجاد نمايند که همواره با حول و قوه الهي و هوشياري اهل سنت در رسيدن به اين هدفشان ناکام بوده اند.
اما:
اگر واقعا اقای سلامی گفته باشند که وهابیون مسلمان هستند و یک جریان سیاسی دین ساخته نیستند باید به محقق بودناقای سلامی شک کرد .
از طرفی بازهم اگر این جمله از ایشان باشد باید به وهابی بودن و یا هوادار بودن ایشان هم هیچ شکی نباید کرد
و همچنین اگر این سخن منتسب به او باشد جا دارد تا نظامی که پرچمدار مبارزه با وهابیت هست تکلیف خودش را با اقای سلامی روشن نماید.
ضمنا ما هرچه سایتها و خبرگذاری ها را گشتیم مطلبی دال بر ادعای این سایت ضد انقلابی مولوی عبدالعزیز و سنی نیوز نیافتیم.
خودشان درست و خودشان هم منتشر و گناه را به گردن سایتها انداختند.
نکته ی جالب اینکه نوشته اند به گذارش سنی نیوز و به نقل از پایگاه مولوی عبدالعزیز...
حال معلون نیست که ابتدا این خبر در سنی نیوز بوده یا در پایگاه مربوطه؟
پولهای باد اورده عربستان عقلها را برده
فرمانده انتظامي خاش گفت: يكي از اشرار سابقه دار اين شهرستان در درگيري با ماموران انتظامي به هلاكت رسيد.
شرور "جلال ريگي" فرزند "علم بيك" معروف به "نيكوك" در جريان درگيري با نيروهاي انتظامي خاش كشته شد.
اين شرور از سال ۱۳۷۳تاكنون سابقه چندين فقره قتل، سرقت مسلحانه و راهبندي را داشته است.
شرور جلال ريگي همچنين سابقه عضويت در گروهك تروريستي ريگي را نيز دارد.
در بازرسي از وسايل همراه اين شرور سابقه دار، يك قبضه سلاح شكاري و يك قبضه سلاح كمري به همراه ۴۴عدد تير جنگي كشف و ضبط شد.
:** من نمیدانم تا کی باید بنشینیم و ببینیم اماکن عمومی مسلمانان در اختیار کسانی است که از آن به عنوان تریبونی علیه اسلام و تشیع استفاده میکنند.
** اگر دولت عربستان میتواند جلوی وهابیون و فعالیتهای آنان را بگیرد باید اقدام کند در غیر این صورت باید نمایندگانی از کشورهای اسلامی انتخاب شوند تا به برنامههای فرهنگی حرمین شریفین نظارت کنند.
** وهابیون در داخل کشور(خصوصا در استان سیستان و بلوچستان) نیز به صورت پراکنده مشغول فعالیت هستند که باید در مقابل آنان هوشیار باشیم.
شيخ "عبدالعزيز بن عبدالله آل الشيخ" در پاسخ به پرسشي در مورد چرايي عدم سجده شيعيان بر روي فرش گفت:اين كار افراطگري است و رفتاري پوچ به شمار ميرود! زيرا پيامبر اكرم(ص) بر روي همه چيز نماز ميخواند و سجده ميكرد.
وي در ادامه افزود: آنانيكه نماز خواندن بر روي فرش را ممنوع و غير مجاز ميدانند، غلو ميكنند.
گفتني است تاريخ وهابيت همواره داراي انديشههاي افرطي بسيار زيادي بوده اما طي چند سال اخير، به ويژه پس از حوادث ۱۱ سپتامبر كه ايالات متحده آمريكا عربستان سعودي را نيز عامل اين حادثه ميدانست، اين كشور رفتاري معتدل ترانه از خود نشان داد و بسياري از شيوخ وهابي آن طي سخنان مختلفي از اعتدال سخن مي گويند در حاليكه خود از ابتداي تأسيس مكتب فكريشان پرچم دار افراط گري بودند.
من نمی دانم روی فرشی که انواع میکروبها انجا لانه کرده اند و بوی جوراب و پا هم میدهد و ممکن است از رنگهای غیر مجاز هم ساخته شده باشند چه حکمی برای سجده دارد و ایا فرش برتر از خاک هست که باید بندگی را با به خاک افتادن مقابل خداوند ثابت کرد.سجده برخاک چه اشکالی دارد؟ایا پیامبر هرگز برخاک سجده نکرده اند؟
میگویند روش فرش سجده کردن افراطی گریست و...
اما دست دادن به نامحرم و رقاصی با انها و ساختن حرمسرا افراطی گری نیست. بلکه فسق و فجور هم نیست!!!!
ارجحيت علمي علي(ع) از نگاه علماي سني
گزیده ی صحبتهای هاشمی رفسنجانی در مورد ارجحيت علمي علي(ع) از نگاه علماي سني:
**دوران کنونی از نظر توجه به عقلانیگری و تعمق در اجتهاد نزدیک به دوران صدر اسلام است.
**اجتهاد و تفقه از اساسی ترین ارکان دین در پرورش انسان و اداره جامعه است که پیامبر گرامی اسلام(ص) علاوه بر وحی و الهام، اجتهاد نیز میکردند.
**در دوره پس از رحلت پیامبر(ص) برخی شخصیتهای برجسته مانند امیرالمؤمنین علی(ع) وابن عباس در میان مردم حضور داشتند. مردم نیز با مراجعه به ایشان دین خود را کامل میکردند.
**ابن عباس گفته که اگر شخص مورد اعتمادی حکمی از جانب علی(ع) برای ما میآورد بر آن استوار بودیم و یا عایشه گفته که علی علیه السلام از همه ما به سنت آگاه تر است، که همگی آنان بر برتری حضرت علی(ع) آگاهی و اعتراف داشتند.
**خلیفه عباسی به خاطر جلوگیری از نفوذ سیاسی از دانش فقه سعی در محدود کردن فقه و اجتهاد و معرفی چهار مذهب به عنوان مذاهب مسلمین نمود
** فقه اسلامی تئوری کاملی جهت پرورش انسان و اداره جامعه از تولد تا مرگ است
**ویژگیهای نوآوریهای فقهی، لزوم توجه به فقه مقارن و گفتگوی فقهی میان علمای شیعه و سنی، تخصصی شدن تقلید و اجتهاد، توجه به عقل گرایی و تأسیس شورای فقهی برای مسائل عمده مملکتی از اصول آن میباشد
** به روشهای علمی و فقهی شیعیان و اهلسنت و استفاده از عقل، قرآن، فقه مقارن و همراهی علمای اهلسنت و شیعه تأکید میشود
گفتنی است که همایش اجتهاد در دوره معاصر به همت دانشگاه مذاهب اسلامي در سالن علامه امینی دانشگاه تهران برگزار شده و علما و اندیشمندانی مانند حجةالإسلام تسخیری، آیتالله عمید زنجانی، آیتالله واعظ زاده خراسانی، مولوی نذیر احمد سلامی و دکتر بیآزار شیرازی در آن حضور به هم رساندند.
به گزارش شيعه آنلاين، "جمال البنا" كه برادر كوچكتر "حسن البنا" بنيانگذار جنبش اخوان المسلمين مصر است، افزود: مدتها در مورد احاديث موجود در كتب صحيح بخاري و صحيح مسلم تحقيق كردم و به اين نتيجه رسيدم كه حدود 653 حديث از آن دو كتاب، صحيح نيستند.
اين پژوهشگر 84 ساله كه فرزند "عبدالرحمن البنا" حديث شناس سرشناس مصري است، همچنين گفت: اين 653 حديث به دليل صحيح نبودن، لازم الإجرا نيستند.
"جمال البنا" در ادامه افزود:تحقيقات خود را به صورت جزوهاي در 342 صفحه تحت عنوان "پاك كردن بخاري و مسلم از احاديث غير لازم الإجرا" به چاپ رساندم.
وي در ادامه نسبت به احاديثي كه به خداوند متعال و پيامبر(ص) نسبت داده ميشود، در حاليكه آنان را مورد اهانت مستقيم قرار ميدهد ابراز تأسف كرد و گفت: هدفم از اين كار اصلا ضربه زدن به سنت نبوي نبوده است بلكه هدف پاك كردن كتب حديث از اين احاديث غلط بوده است.
در پايان گفتني است كتب صحيح مسلم و صحيح بخاري پس از قرآن كريم مهمترين كتب نزد اهل سنت به شمار ميرود كه تمام احاديث آن را درست و صحيح ميدانند.
به همراه وليعهد قطر انجام شد؛
خادم حرمين شريفين اينگونه ميرقصد
به گزارش شيعه آنلاين، در سفر اخير شاهزاده "تميم بن حمد آل ثاني" وليعهد قطر به عربستان سعودي، مهماني ويژهاي توسط ملك "عبدالله بن عبدالعزيز آل سعود" پادشاه عربستان براي وي برگزار شد.
در آن مهماني پادشاه عربستان و وليعهد قطر به همراه ديگر حاضرين به رقص محلي و سنتي اعراب پرداختند.
گفتني است اين مهماني در تفريحگاه تابستاني پادشاه عربستان به نام "خريم" كه در 100 كيلومتري شرق رياض پايتخت عربستان است برگزار شد.
در حاشيه اين مهماني پادشاه عربستان و وليعهد قطر نيز با يكديگر به بازي هاكي روي چمن پرداختند.
شايان ذكر است بيش از 7 سال است كه روابط عربستان و قطر تيره بوده و از همين رو اخيرا تماسهايي ميان دو كشور برقرار شده تا اين روابط بهبود يابد. اين سفر وليعهد قطر به عربستان با هدف بهبود روابط رياض – دوحه انجام شده است.
در پايان گفتني است ملك "عبدالله" در سفر اخير "جرج بوش" رئيس جمهور آمريكا و همسرش به عربستان، آنان را به اين تفريحگاه آورد و مهماني مفصلي به افتخارشان برگزار كرد.
این درحالیست که مردم غزه هروز با مرگ دست و پنجه نرم میکنند و عربهای مفت خور در ناز و نعمت هستند
مفتي عربستان خطاب به شيعيان؛
سجده نكردن روي فرش افراطگري است!
به گزارش شيعه آنلاين، شيخ "عبدالعزيز بن عبدالله آل الشيخ" در ادامه در پاسخ به پرسشي در مورد چرايي عدم سجده شيعيان بر روي فرش گفت:اين كار افراطگري است و رفتاري پوچ به شمار ميرود! زيرا پيامبر اكرم(ص) بر روي همه چيز نماز ميخواند و سجده ميكرد.
وي در ادامه افزود: آنانيكه نماز خواندن بر روي فرش را ممنوع و غير مجاز ميدانند، غلو ميكنند.
تاريخ وهابيت همواره داراي انديشههاي افرطي بسيار زيادي بوده اما طي چند سال اخير، به ويژه پس از حوادث ۱۱ سپتامبر كه ايالات متحده آمريكا عربستان سعودي را نيز عامل اين حادثه ميدانست، اين كشور رفتاري معتدل ترانه از خود نشان داد و بسياري از شيوخ وهابي آن طي سخنان مختلفي از اعتدال سخن مي گويند در حاليكه خود از ابتداي تأسيس مكتب فكريشان پرچم دار افراط گري بودند.
29سال از عمر اتقلاب میگذرد و در استانه ی سی امین سال ان قرار داریم و قرار است تا یک ماه دیگر جشنهای دهه ی فجر شروع شود.در طول سال دهها مناسبت و مراسم برگذار میشود که معمولا برخلاف زمان گذشته مجریان ان اکثرا دولتی ها شده اند و با پول بیت المال اقدام به تبلیغ میکنند.
یکی از این برنامه ها عید غدیر هست که چون عید قربان قبل از ان برگذار میشود سازمان تبلیغات برنامه ای با عنوان از قربان تا غدیر اجرا میکند که در این مدت هم به قربان و هم به غدیر میپردازند.
منظور از بیان این مقدمه اشاره های کوتاه به گوشه ای ازتبلیغاتهاست که متاسفانه به یک فرهنگ نامیمون تبدیل شده است.بحث بر سر عید غدیر و یا قربان نیست بلکه بیشتر بنا داریم تا اشاره ای به بعد از اتمام مراسمات و تبلیغات ان داشته باشیم و برای این منظور بهانه را عید غدیر قرار دادیم.
معمولا خیلی از شهروندان از خیابانهای مرکزی زاهدان تردد دارند و انبوه تبلیغات را بر در و دیوار و تیرهای برق میبینند . این فعالیتها از جهاتی خوب است اما اشکال کار در سهل انگار و بی تفاوتی و بی رمغی بعد از مراسمات میباشد که انگار بعد از ان دست اندرکاران و مجریان یادشان رفته که هرکاری فصلی دارد ویادشان باشد که ان مناسبت تمام شده و باید اثار تبلیغی خود را از سطح شهر و در و دیوار و تیر های برق و از سطح خیابانها جمع کنند
ما به دلایل کاری و شخصی که هر روز گذرمان از خیابان امام و مصطفی خمینی می افتد.متاسفانه با گذشت یک هفته هنوز پلاکاردهای تبریک عید غدیر وسط این دو خیابان را میبینیم و یقین داریم که چشم هر رهگذردیگری را هم خیره کرده و این سئوال را به ذهن متبادر میکند که واقعا متولی ساماندهی امر تبلیغات در سطح شهرها چه ارگانی هست و مردم چه گناهی کرده اند که باید همیشه چهره ی شهرشان را تمیز و مرتب و پاکیزه نبینند.
نکته ی جالب اینکه گاهی به قدری این تابلوها بر روی دیوار و تیر های برق شهر میمانند که گوشه هایی از ان پاره میشود اما باز هم کک کسی نمی گزد که قدری هم در فکر زیبا سازی شهرشان باشند و باورشان شود که شهرمان خانه ی مان هست
نمیدانم چرا وقتی این مطلب را مینوشتم همش اسم اقای قربانپور رئیس سازمان تبلیغات استان به ذهنم خطور میکرد.شاید ضمیر ناخود اگاهم هشدار میدهد که ای دل غافل شاید متولی تبلیغات در سطح شهرها سازمان مربوطه باشد اما نقش شهرداری و اقای جدلی در این میان چیست؟ و...
خودرویی در حال سوخت گیری غیر مجاز در پمپ
کشاورز
چند شب پیش برای سوخت گیری خودرویمان پمپ بنزین رفتیم البته هر رهگذری که از مقابل پمپ بنزینها میگذرد شاهد صحنه ی زشت سوخت گیری غیر معمول عده ای جوان اعم از بلوچ و افغانی در بانکه های بیست لیتری میباشد.
اینروزها هم شگرد خاصی را بنزین فروشان با هم دستی پمپچی ها اجرا میکنند حالا سوای ظاهری زشت که به چهره ی شهر بی در و پیکر زاهدان میدهند اما اکثر فروشندگان دوره گرد بنزین درامدهای هنگفتی را کسب میکنند براستی چه عواملی موجب ایجاد این فرایند میگردد و چه عناصری به این چهره ی کریحه ی شهر زاهدان شکل میدهند .
همیشه در ظاهر امر سه طیف در این زنجیره به صورت اشکار و چند عنصر هم پنهانی باعث و بانی سوداگری بنزین قاچاق و ازاد میشوند در این فرایند:
اول فروشنده ی سهمیه های بنزین میباشد که احتمالا از کارت خودش و یا کارتهای دولتی و شاید کارتهای جعلی و شاید هم کارتهای مفقودی و یا سرقتی و یا کارتهای خریداری شده استفاده میکند.
دوم خریداران بنزین میباشد که به دلایل مختلف از جمله بیکاری حاصل از زادو ولد زیاد وبیسوادی بومیان استان و یا توسط مهاجرین افغانی وهمچنین طمع پولهای باد اورده این شغل ناشریف را رونق داده است.
سوم طمع پمپ چی های جایگاههای بنزین هست که انها را واداربه معامله با دو طیف قبلی نموده است که به راحتی اجازه میدهند تا در گالنهای بیست لیتری به شیوه های مختلف از جمله در صندوق عقب و یا صندلی عقب ماشینها و یا به صورت انفرادی اقدام به فروش بنزین میکنند.البته گروهای دیگری نیز پنهان به این اسیب اجتماعی کمک میکنند از جمله اغماض و یا چشم پوشی و یا تبانی صاحبان جایگاهای بنزین و بازرسان اجرایی بازرگانی و شرکت نفت و فرمانداری ها با هم میباشد
به هرحال حاصل این گفته ی کوتاه این بود که هرگاه برای سوخت گیری خودرویمان به پمپ های بنزین میرویم متاسفانه به حرکت زشت بنزین فروشی با دوره کردن انبوه بنزین خر ها روبرو میشویم که همه حاکی ازوجود یک اسیب بزرگ اجتماعی میباشد.البته یکی از دوستان میگفت که به دلیل شلوغی صف بنزین ازاد برخی از پمپ چی ها با هزار تومان گرانتر بیست لیتر بنزین در اختیار متغاضیان میگذارند
حال این سئوال بی پاسخ نمی ماند که چرا مصرف بنزین در این استان 15 درصد بیشتر رشد دارد
یکی از دوستان تعریف میکرد که از فرودگاه زاهدان جهت امدن به خانه تاکسی دربست کردم راننده ی خودرو بدون رعایت قوانیین رانندگی با سرعت تمام مسیر را طی تا به قول خودش دوباره به فرودگاه مراجعه کند شاید یک مسافر دیگر گیرش بیاید . از او دلیل این کار را پرسیدم گفت : که برخی از کارمندان فرودگاه هنگام نشستن هواپیما از اداره پاس میگیرند تا با سوار کردن مسافر در یک رفت و برگشت 5 یا 6 هزاری کاسبی کنند و این کارشان بازار سرویس رسمی تاکسی فرودگاه را کساد میکند. ضمن اینکه تاکسی رانی هم بدون توجه به ظرفیت فرودگاه و تعداد هواپیماهایی که بر زمین می نشینند ، تاکسی در اختیار خط فرودگاه قرار داده است.
او با گلایه از مسئولین ادامه داد : چون سرویسهای فرودگاه یک طرفه مسافر سوار میکنند در برگشت خالی بر میگردند از این رو کاسبی ما فقط زمانی هست که هواپیما بر زمین بنشیند انهم اگر گیرمان مسافر بیاید این راننده ی محترم با تقسیم بندی مسافران گفت: برخی از مسافرها که کارمندان ادارات هستند راننده دارند و تعدادی از مسافرین هم خانواده های انها دنبالشان میایند و باقیمانده ی مسافرین هم پاسخگوی نیاز تاکسی داران نیستند از اینرو بازار مسافر در خط فرودگاه کاملا کساد است.
من به ان راننده ی محترم برای رفع گوشه ای از مشکلاتشان پیشنهادهایی دادم اما او که کارگذار نیست که تاثیر بگذارد در این باره باید سازمان محترم تاکسی رانی فکری به حال روز این دسته از تاکسی داران بکند که دنبال کسب روزی حلال هستند .
شاید بهترین پیشنهاد به سازمان تاکسی رانی این باشد که برای این دسته از افراد اژانسی داخل شهر دایر بکنند تا مردم در مسیر رفت به فرودگاه با یک تماس تلفن از سرویسشان که مطمئن هستند استفاده کنند و هم در اوقاتی که زاهدان پرواز ندارند این راننده ها بی کسب و روزی نباشند
ایا این پیشنهاد بجا نیست؟















