تبليغاتX
تفتان خبر
 

چند روز پیش یکی از دوستان در شهرستان چابهار شاهد صحنه ای دلخراش بود که وقتی ان را بیان میکرد طاقت از کفش رفته  و با اندوه و غم فراوان وبا اشک و افسوس میگفت و گریه میکرد.

 

لطفا ادامه ی مطلب را کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 ساعت 7:11 | لینک ثابت |

درپی سرهم کردن چند کلمه به اسم شعر با عنوان مولوی کیست یکی از کاربران محترم با عبارت متلک گونه اش کامنتی را  فرستانده و به این معجون اعتراض کرد که من با دادن ادرس توهین به روحانیت ........

 

لطفا ادامه ی مطلب را کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در جمعه بیست و ششم مهر 1387 ساعت 17:17 | لینک ثابت |

درپی توهین یک از وبلاگهای اهل سنت به جامعه روحانیت که مسجد مکی هم او را حمایت میکندصرف نظر ازعملکرد غلط برخی از روحانیان معجون کوتاهی را یک از دوستان فرستاد که در ذیل تقدیم خوانندگان میکنیم.این معجون در وصف مولوی نماهاست.

 مولوی کیست؟

مولوی یک مریض روانی....

 

لطفا  ادامه مطلب را کلیک کنید

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387 ساعت 16:8 | لینک ثابت |
۱۴:۵۵‬
‪۱۲:۲۳‬
۱۸:۳۵‬
۱۲:۵۸‬
۱۴:۲۶‬
۱۰:۴۰‬
۱۱:۴۷‬
۱۵:۳۰‬

 

لطفا ادامه ی مطلب را کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387 ساعت 16:5 | لینک ثابت |

.......تازه دوسال از التهاب وقوع انقلاب راپشت سر گذاشته بودیم. ان زمان در مدرسه ی ما افرادی بودندکه گرایشات چپ و تجزیه طلبانه داشتند.دانش اموزان هم کلاسی خودم را میگویم.  ......

 

 

لطفا ادامه ی مطلب را کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 ساعت 18:56 | لینک ثابت |

یکی از اهالی مسجد مکی زاهدان چند روزی وبلاگش بروز  نبود.تنها فکری که به ذهنمان خطور کرد احتمال سفر ایشان به یکی از شهر ها بود تا اینکه .....

 

لطفا ادامه ی مطلب را کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387 ساعت 0:20 | لینک ثابت |
به گزارش ابنا، دولت سعودي، طرحي را براي تغيير در ساختار شهري ساکنان بخش شرقي عربستان، از جمله در منطقه «الدمام»، با نظارت «محمد بن فهد» و با هماهنگي دستگاه‌هاي امنيتي اين کشور، در دست اجرا دارد.

لطفا ادامه ی مطلب را کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 ساعت 19:8 | لینک ثابت |

                                                               

اديسون در سنین پيري پس از كشف لامپ، يكي از ثروتمندان آمريكا به شمار ميرفت و درآمد سرشارش را تمام و كمال در آزمايشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگي بود هزينه مي كرد...

لطفا ادامه ی مطلب را کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 ساعت 19:6 | لینک ثابت |
وزارت کشور پاکستان اعلام کرد فردی  زن نما که با انداختن پوشینه قصد داشت خود را همزمان با ورود وزیر امور خارجه ایران در فرودگاه اسلام آباد منفجر کند، بازداشت شد.

 

لطفا ادامه ی مطلب را کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در شنبه بیستم مهر 1387 ساعت 22:45 | لینک ثابت |
چرا؟
 
شما پاسخ دهید؟
مسئول کمیته ی امداد زاهدان گفت که سال ۸۶تقریبا ۷۰۰میلیون تومان درامد داشته اند.یعنی تقریبا روزی دو میلیون تومان.اما چرابازهم؟
 
شکاری
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در جمعه نوزدهم مهر 1387 ساعت 15:23 | لینک ثابت |

شعر<<< معجون>>>

باز باران" باز وهابی ،

 با عمامه سفید،

 اوامد.

بایک سبد دروغ

با نیرنگ هاي فراوان ،

مي خورد زکات قاچاق، ......

 

ادامه ی مطلب را کلیک کنید

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در جمعه نوزدهم مهر 1387 ساعت 9:26 | لینک ثابت |
               چرا؟

شما پاسخ دهید.

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در پنجشنبه هجدهم مهر 1387 ساعت 23:7 | لینک ثابت |

بخش دوم

در سال ١٧١٠ وزارت مستعمرات من را به مصر، عرا ق، تهرا ن، حجاز و استانبول فرستادتا اطّلاعات کافي براي ضعيف کردن مسلمانان و چيرگي بيشتر بر آنان به دست آور م.

همزمان نه نفر ديگر از بهترين کارمندان .....

 

ادامه ی مطلب را کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در پنجشنبه هجدهم مهر 1387 ساعت 22:42 | لینک ثابت |
 

 به خلاصه ی خبر ذیل توجه کنید


هلاکت یک مزدور دیگر رژیم در بلوچستان

به گزارش اسماعیل زهی............ادامه مطلب را کلبک کنید

واقعا که عبدالمالک درسش را خوب اموخته است


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در سه شنبه شانزدهم مهر 1387 ساعت 19:37 | لینک ثابت |

 عکسهایی که ذیلا ملاحظه میکنید متعلق به چند جنایتکار و مزدوری هست که در استان سیستان و بلوچستان دستشان تا مرفق اغشته به خون بیگناهان و فرزندان ایران زمین شده است.اینان بعد از ارتکاب جنایات دستگیر و به سزای اعمال ننکین خود رسیدند.

ادامه مطلب را کلیک کنید

 

 معرفی چند جنایتکار همکار عبدالمالک ریگی


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در دوشنبه پانزدهم مهر 1387 ساعت 0:29 | لینک ثابت |
 
 

سوپ جنین در چین !!

گرونترین غذا در چین هم هست

 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در شنبه سیزدهم مهر 1387 ساعت 23:33 | لینک ثابت |

روزهای آخر عمر معاویه بود و او فكرهای بزرگی در سر داشت. روزی از همان روزها برای مروان، حمكران خود در مدینه نامه‌ای نوشت و گفت: ادامه ی مطلب را کلیک کنید

چگونگی رحلت عایشه همسر پیامبر (ص)


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در شنبه سیزدهم مهر 1387 ساعت 22:56 | لینک ثابت |

 

           شیعه باید مدیون مراجع باشند


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در شنبه سیزدهم مهر 1387 ساعت 21:24 | لینک ثابت |

مقاله ی ذیل در هفته نامه ی توسن نوشته شده بود که نیات نویسندگان ان خیر هست گرچه اشارات این مقاله را .............. 

مولوی های مکی پنبه ها را درگوشهایشان فرو کرده اند تا حقایق الهی  را نشنوند.

ادامه ی مطلب را کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در جمعه دوازدهم مهر 1387 ساعت 11:5 | لینک ثابت |

با سلام و عرض احترام

فکر نمی کنید کمی بی انصافی کرده اید. شما بدون اینکه هیچ اشاره ای به اصل مطلب کرده باشید یکباره به خاطر یک عکس کل جریان را زیر سوال برده اید.

بنده به عنوان .............. 

                                  شیخ ساده لوح مکی وشتر سواری دولا دولا


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در چهارشنبه دهم مهر 1387 ساعت 22:43 | لینک ثابت |

أَللهُ أَكبَرْ، أَللهُ أَكبَرْ، لا إلهَ الاّ اللهُ وَ أللهُ أَكبَرُ وَ للهِ الْحَمْدُ وَالحَمْدُ للّهِ عَلي ما هَدانا و لَهُ الشُّكْرُ عَلي ما أوْلانا؛

خداحافظ ای ماه زلال بارانی


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در سه شنبه نهم مهر 1387 ساعت 19:56 | لینک ثابت |

در صفحه ی اول اخرین شماره هفته نامه ی توسن عکسی را دیدم که خیلی متعجب شدم وبرای اقای نوری افسوس خوردم که چرا اجازه ی جسارت عده ای تندرو اما همکار را  بر خلاف منویاتش  به برادران اهل سنت میدهند.

اقای نوری فرماندار شهری هست که به گواه امار، بیش از نیمی از شهروندان ان را اهل سنت عزیز تشکیل میدهند و او هم علارغم تبلیغات منفی ، فرماندار تمامی شهروندان زاهدانی هست . همانگونه که اقای جدلی از برادران سنی نیز شهردارشهر زاهدان هست و همه ی مردم به او و خدماتش نیازمندند.ا

لبته با توجه به شناختی که از اقای نوری داریم بعید است که ایشان در جریان عکس مزبور قرار گرفته باشند.اما یک عذر خواهی از مردم شریف زاهدان خصوصا نماز گزاران محترم و معززاهل سنت ، شاید اندگی از الام این مردم صبوررا بکاهد.جا دارد تا اقای نوری حتما شان خود را با مردم بودن ارتقاء دهند.

عکسی که روی جلد هفته نامه درج شده صرف نظر از مکان و متولیان مسجد و عیدگاه چهره ی افرادی را نشان میدهد که اقای نوری در مراسم ختم برای انها سخنرانی کردند.بالای سر این مردم جمله الفتنه اشد من القتل نوشته شده است که با نگاه اول در ذهن هر مخاطبی حضور تعدادی فتنه گر نقش میبندد که در ان تصویر دیده میشوند .

اگر نباشد صبوری این مردم شریف یکا یک ان عزیزان در مقام شکایت بر خواهند امد و حق هم با انهاست که با درج یک عکس به انها تهمت و افتراء زده شده است.

جناب اقای نوری حق شکایت برای ان عده ای که در عکس دیده میشوند  باقیست و باید هم که به دنبال احقاق حقشان باشند اما سوای ان -  عذرخواهی کمترین کاری هست که از شما بر ماید.این یک تکلیف دینی - شرعی- شهروندی و ملی هست.

بنده با عرض پوزش از هموطنان عزیز اهل سنت عکس را نمایش میدهم اما متاسفانه در اثر ندانم کاری یک نادان دشمنان فرصتی یافتند تا دوباره عقده هایشان را بروز و موجبات تحریک عده ای خود فروخته را فراهم کنند.مشکلات جامعه کم که نیست این هم به ان مشکلات اضافه شد.

در زیر به جملات ناب که علیه اقای نوری ایراد  و او را تهدید به قتل کرده اند اشاره میشود لطفا بخوانید:

*نوری موجی فرماندار زاهدان

 *حسنعلی نوری در جنگ، عقل و اندیشه خودش را از دست می دهد= جیره خور گزارشات دروغین

 *نوری دیوانه

 *توسط گروه عبدالمالك در تاسوكي زابل نزديك بود به درك و جهنم واصل شود

 *جهنم از پذيرفتن جسد نحس او خودداري ورزيد

* اين جوجه شيطان زابلي،

 *اين شيطان ملعون

 *نوري موجي كه دستش به خون صدها جوان، مولوي و افراد و اقشار مختلف اهل سنت بلوچستان آلوده است

 *نوری تيشه به ريشه خود زده است و انشا الله به زودي توسط فرشتگان الهي جان از بدن گندش جدا گشته و به اسفل السافلين فرستاده خواهد شد

جملات فوق کافی هست تا عده ای از جوانان احساسی را تحریک کرده و دست به اقدامی بزنند که برای خودشان و خانواده هاشان چیزی جز پشیمانی به دنبال ندارد.

 

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در دوشنبه هشتم مهر 1387 ساعت 16:46 | لینک ثابت |

بیست و یک نکته : بخش کوچکی از مشکلات پیچیده جامعه استان سیستان و بلوچستان 

در پی درج مطلبی با عنوان فوق مبنی بر کتک خوردن چند جوان بلوچ که راست و دروغ ان با خداست و بیشتر به یک ترفند دیگری از عوامل باند مخوف و زیرزمینی انتظامات مسجد مکی میماند در یکی از وبلاگهای ......(فعلا ازذکر خصوصیات ان خوداری میکنیم) بران شدیم که قطره ای از دریای جرم و جنایت بشری !!!! عده ای از به اصطلاح بلوچهای سنی وهابی را علیه شهروندان شیعه و غیر بلوچ استان سیستان و بلوچستان بر شماریم .

این اندک قطره را تقدیم میکنیم به همه ی شهدایی که از ابتدای انقلاب به دست سفاکترین جانیان این استان ویزیدیان و ابن ملجمهای زمان وشمرهای دوران ما به درجه رفیع شهادت رسیده اند و اما:

1- ماموران جان بر کف انتظامی استان در مبارزه با قاچاقچیان و سوداگران مرگ طی هفته گذشته موفق شدند مقدار 724 کیلو انواع مواد مخدر را از چند نفر بلوچ قاچاقچی کشف و ضبط نمایند.

2-پاسگاه شمسر با همکاری و خیانت دونفر سنی وهابی وبه اصطلاح بلوچ که انشب نگهبان بوده و درب پاسگاه را باز کردند توسط گروهک مزدور عبدالمالک ریگی تسخیر شد.و اینک یک نفر از انها ازاد و دیگری هم به گروهک پیوسته و 14 نفر هم کشته شدند.

3- درحادثه ی تاسوکی 23 نفررهگذر به طرز فجیهی توسط تعداد 30 نفر بلوچ محارب به رگبار گلوله بسته شد و به انها تیر خلاص هم زدند.

4- در منطقه دارزین تعداد 7 نفرراننده ی عبوری توسط 5نفر بلوچ مزد بگیر به رگبار مسلسل بسته و کشته شدند

4- در منطقه ی گورناگ تعداد 7 نفر مرزدار توسط چند نفر بلوچ قاچاقچی به گروگان گرفته شدند که بعدا یک نفراز انها را کشتند.

5-در سال 62 تعداد 13 نفرپاسدار کمیته توسط 8نفر بلوچ در بلوچستان کشته و سپس انها را مثله و تیکه تیکه کردند.

6- چند سال پیش تعداد 30 نفر از ماموران نیروی انتظامی در روستای گورناک توسط عده ای بلوچ قاچاقچی بعد از محاصره به رگبار گلوله بسته وبدنشان را سوراخ سوراخ و بعد هم مثله میکنند.

7-در سال 65 تعداد 7 نفر مامور نیروی انتظامی از جمله دشتی زاده درمنطقه ی شورو در یک روستایی توسط تعدادی بلوچ قاچاقجچی مواد مخدر به رگبار گلوله بسته و بعد هم انها را مثله میکنند.

8-سال گذشته در منطقه ی شورو تعداد 7 نفر سرباز و پاسدار سپاه که عازم زاهدان بودندتوسط عده ای بلوچ ازطایفه ی شه بخش بعد از محاصره به رگبار گلوله بسته  و کشته میشوند.

9-دوسال پیش تعداد 17 نفر سرباز و پاسدار توسط 4 نفر بلوچ طی انفجار اتوبوس در زاهدان به طرز فجیهی کشته میشوند.

10-دوسال پیش سر یک چهار راه تعداد 4 نفر سرباز و مامور نظم زاهدان توسط 4 نفر بلوچ در خودروی شان به رگبار گلوله بسته شده و کشته میشوند.

11- در اخبار داریم که هفته ا ی یک نفر در شهر زاهدان توسط عده ای بلوچ برای اخاذی به گروگان گرفته میشوند.

ودر شهر زاهدان فقط هفته ای یکبار به مغازه های مردم دستبرد و درامد انها توسط عده ای بلوچ به سرقت میرود.

12-40 درصد زادو ولد در استان سیستان و بلوچستان حاصل ازدواجهای ثبت نشده بلوچها هست.

13-بلوچها در این استان اکثرا دارای چند زن و انبوهی بچه هستند که از عهده ی تربیت انها و سیر کردن شکم انها بر نیامده و ناچارا سر از تکدی گری و دزدی وقاچاق مواد مخدر ونان خشکی و نفت فروشی و ادم ربایی و سرقت بانکها و نهایتا در دام مافیای ترور و تروریستها می افتند.همه قاچاقچیان مواد مخدر خانمانسوز در این استان بلوچ هستند

14-هفته ی پیش تعداد 9خودرو توسط باند سارقین بلوچ فقط در شهر زاهدان به سرقت رفته بود.خوشبختانه این باند کشف و دستگیر شدند.

15- روزگذشته، دادستان عمومی خاش در حین بازگشت به منزل، مورد سوء قصد چند نفر بلوچ که در پرایدی نشسته بودند قرار گرفت که خوشبختانه از این حادثه جان سالم به در برد.

16 در ايست و بازرسي سه راهي روستاي "كشيك" شهرستان نيكشهر در بازرسي خودروهاي عبوري از يكي از سرنشينان بلوچ.يك قبضه كلت كمري به همراه دو عدد نارنجك دستي كشف و ضبط شد.

16- هفته ی گذشته كودك ‪ ۱۰ساله زاهداني پس از چند روز اسارت در چنگال آدم ربايان بلوچ روز جمعه با تلاش ماموران پليس آگاهي زاهدان آزاد و آدم ربايان نيز دستگير شدند.

17- همه ی سی دی فروشهای مبتذل در زاهدان از بلوچهای سنی وهابی هستند

18- هفته ی گذشته در زمينه سرقت موتور سيكلت 31 نفر سارق، مالخر و كساني كه در نقل و انتقال موتور سيكلت‌هاي مسروقه در آن سوي مرز دست داشتندو همه هم بلوچ بودند دستگير شدند

19- و ده ها و صدها جنایت دیگر توسط فقط عده ای بلوچ جانی اتفاق میافتد که نمیدانیم ایا واقعا همه ی این جنایات به خاطر مسائل قومی هست یا مسائل مذهبی؟ایا باید در برخورد با ناهنجاری های اجتمایی و مفاسد جامعه از کسی اجازه گرفت .راستی اگر امنیت و نظم جامعه در اختیار باند انتظامات مسجد مکی زاهدان بود چه تدبیری رااتخاذ  میکردند.ایا این نمایش هم از ان دسته برنامه های باند انتظامات مسجد مکی نیست که درایام فاطمیه درمیدان کوثر اتفاق افتاد.وقوع ان حادثه هم در میدان کوثرکه یکی ازالقاب حضرت فاطمه است جای تعجب دارد.

20 – راستی ایا بازماندگان شهدایی که توسط بلوچهای مسلح و مزد بگیر کشته شده اند هیچ کینه ای از کسی و یا قومی و یا مذهبی به دل ندارند.

21- ایا زادو ولد بی حدو حصرتوسط بلوچها و ناتوانی در تربیت و ادامه ی تحصیل و رها کردن انها در خیابانها و کوچه ها تا پاسی از شب نهایتان منجر به جرم و جنایت نخواهد شد؟

ایا این مطالب دروغ هست

با عرض پوزش از همه ی هموطنان بلوچ و همشهری های عزیزم.اینها گفته شد تا بدانیم که تاسی از تفکرات افراطی و وهابی مسجد مکی عاقبت خوبی ندارد .باند انتظامات مسجد مکی دودمان دارالعلوم را بر باد خواهد داد.

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در یکشنبه هفتم مهر 1387 ساعت 22:14 | لینک ثابت |

چند روزقبل شنیدیم که گروهک عبدالمالک ریگی از 16نفر گروگانی که در پاسگاه شمسربه اسارت گرفته بود 14نفر  را کشته  ٬ یک نفر را ازاد و یک نفر هم به گروهک پیوسته است.

از اینکه این جانی بالذات و بالفطره که مورد حمایت وهابیون داخل استان هم هست . قصد کشتن مرزداران بیگناه را داشته جای هیچ شکی نبود و البته زیاد هم ناراحت نیستیم که انها کشته شده اند گرچه با خانواده های این مقتولین هم دردیم از ان جهت که انها برای زندگی فرزندان مرزدارشان  ارزوها داشتند.و ناراحت نیستیم که چرا بی تدبیری کرده و حفاظت پاسگاه را انهم در حاشیه ی مرز جدی نگرفتند. باید مسئولین امنیتی تلنگری بخورند .نمیخواهم از تبعات سهل انگاری های مامورین نیروی انتظامی مطلبی بگوییم که این سر دراز دارد .اما خود کرده را تدبیر نیست .با این حال دلم برای ان مادری میسوزد که فرزندش تنها پسرش در میان هفت خواهر بود و اینک از غم ان پسر دچار بیماری شده است ودلم میسوزد برای دختری  که چشم به انتظارنامزدش بود تا در یک مرخصی با هم ازدواج کنند.

14 نفر توسط خونخوار بلوچستان  سربریده شدند بی انکه کک مسئولین استان بگزد و اهی هم از نهادشان براید.صدایش را هم در نمی اورند انگار باید جوانان مظلومی که به جرم مرزداری و شیعه بودن  سربریده شده اند برای حفظ ابروی چند مسئول ارام و اهسته به شهرهای خودشان انتقال و تشیع شوند.

در این دوره و زمانه ابروی مسئولین استانی ما از ریختن خون بیگناهان مهمتر است.اما از اینها که بگذریم به دونفر دیگر هم اشاره ای باید داشت.هویت دو نفری که حجت را برای مسئولین نظام و خوشبینی برخی از انها و اعتماد بی جایشان تمام کرد.ماهیت دونفری که یک کدام ازاد  و دیگری هم به گروهک پیوست.

جا دارد تا نظام  فرد ازاد شده را بعد از تفهیم اتهام اعدام کند و این کمترین مجازات برای کسی هست که همراه با دوستش که فعلا به گروهک عبدالمالک پیوسته باعث و بانی تسخیر پاسگاه شدند.

 این دو نفر چه کسانی بودند.؟

عبدالحمید اسماییلزهی که این روزها به یمن دست مزدهای باد اورده ی وهابیون عربستان و امید وار به حمایت انها زبان تیز و تندی علیه انقلاب و نظام پیدا کرده چرا زبان در کام گرفته واز  خیانت دو نفر سنی فریاد بر نمی اورد.باند مخوف عبدالحمید از زابل گرفته تا زاهدان و تا چابهار که همه باهم خویشاوندند چرا از خیانت دو نفر سرباز  سنی فریاد نمیکشند که موجبات قتل 14 انسان بی گناه را فراهم کردند.؟

ایا بازهم باید به  و سنی های وهابی بلوچ نما اعتماد کرد و انها را در ادارات و مراکز نظامی استخدام کرد؟

پاسگاه شمسر با همکاری و خیانت دونفر سنی وهابی وبه اصطلاح بلوچ که انشب نگهبان بوده و درب پاسگاه را باز کردند توسط گروهک مزدور عبدالمالک ریگی تسخیر شد.و اینک یک نفر از انها ازاد و دیگری هم به گروهک پیوسته و 14 نفر هم کشته شدند.

والله که این خیانتها ما را به یاد دوران صدر اسلام می اندازد که اگر مولا علی نتوانست در جنگ با معاویه ی ملعون پیروز شود خیانت وصله های ناچسبی بود که علی به انها اعتماد کرده بود.پیغبر اسلام هم در اثر خیانت یک زن مورد اعتماد !!!!مسموم شد. به امام حسن هم یک همسرش خیانت کرد تا شهید شد.و این خیانتها سر دراز دارد و شیعه همیشه باید از پشت خنجر بخورد .انهم در نتیجه یک اعتماد ساده !!!.

راستی قرار است منجی عالم  بشریت هنگام ظهور سر چه کسانی را از دم تیغ بگذراند.

امام زمان را هم همین خائنین به شهادت خواهند رساند.کسانی که مدعی امامت جدش امام علی نیستند.

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در شنبه ششم مهر 1387 ساعت 20:49 | لینک ثابت |

کارشناسان وزارت مستعمرات نيز بر اين باور بودند که اين مرد( امپراطوري عثماني )کمتر از يك قرن آينده

نفس هاي آخرش را خواهد کشيد. ما همچنين قراردادهاي پنهاني با دولت ايران بسته بوديم و

نيز جاسوس ها و مزدوراني در اين دو کشور به کار گرفته بوديم . رشو ه، فساد اداري

وسرگرمي پادشاهان با زنان زيبا مانند موريانه در آنها نفوذ کرده بود ولي با اين همه

برنامه ريزي ، ما به دلايل زير به نتايج کار اطمينان نداشتيم :

ادامه مطلب را کلیک کنید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در جمعه پنجم مهر 1387 ساعت 19:49 | لینک ثابت |

کوچک و بزرگ اسرائیلی خونخوار است . این مطلب در تصویر زیر به وضوح نشان داده شده است . دختران اسرائیلی بر روی موشکهایی یادگاری مینویسند که ساعاتی بعد قلب و جان دختران بیگناه فلسطینی و لبنانی را متلاشی میکند.

و این تنها قطره ای از اقیانوس جنایات اسرائیل برمردم بی گناه فلسطین است...

 

ادامه جنایات اسراییل با بی توجهی به انتقادات بین المللی

   

 

 

 

 

اعتراضات کودکان فلسطینی به جنایات اسراییل

اعتراضات کودکان فلسطینی به جنایات اسراییل

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در جمعه پنجم مهر 1387 ساعت 12:7 | لینک ثابت |
جرج جرداق نویسنده مسیحی لبنان: "
تاریخ و حقیقت گواهی می دهند که او وجدان بیدار و قهار، شهید نامی، پدر و بزرگ شهیدان، علی بن ابی طالب، صوت عدالت انسانی، شخصیت جاوید شرق است. ای جهان چه می شد اگر هر چه قدرت داری به کار می بردی و در هر زمان علی با آن عقلش، با آن قلبش، با آن زبانش و با آن ذوالفقارش به عالم می بخشیدی؟!"

کارلایل فیلسوف انگلیسی:
"علی جوانمردی عالیقدر و بزرگ نفس بود، از سرچشمه وجدانش خیر و نیکی می جوشید، از دلش شعله های شور و حماسه زبانه می زد، شجاع تر از شیر ژیان بود ولی شجاعتی ممزوج با لطف و رحمت و عواطف رقیق و رأفت... در کوفه غافلگیر و کشته شد، شدت عدلش موجب این جنایت گردید!... پیش از مرگش درباره قاتل خود گفت که اگر زنده ماندم خود می دانم و اگر درگذشتم کار به دست شماست، اگر درگذرید به تقوا نزدیک تر است!..."

جبران خلیل جبران نویسنده مسیحی لبنانی:
"علی بن ابی طالب از این دنیا چشم فرو بست، مانند آن پیامبران که به قومی مبعوث می شدند و آن قوم شایستگی آن پیامبران را نداشتند، در جامعه ای زندگی می کردند که جامعه ایشان نبوده است..."

میخائیل نعیمه شاعر و نویسنده مسیحی لبنانی:
"هیچ مورخ و نویسنده ای به هر اندازه که باهوش و با شخصیت و نکته سنج و نابغه باشد، امکان ندارد که حتی در هزار صفحه بتواند تصویر کاملی از علی نشان بدهد. آنچه که این شخصیت بزرگ، بین خود و خدای خود گفته و عمل کرده از اموری است که هرگز هیچ گوشی و هیچ چشمی مانند آن را نشنیده و ندیده است، بنابراین هر تصویری که ما از او ترسیم کنیم مسلماً تصویری ناقص خواهد بود، تنها چیزی که ما به آن امیدواریم جنبش و تکانی است که به زندگی ما می دهد."

لامنس کشیش بلژیکی:
"برای عظمت علی این بس که تمام اخبار و تواریخ علمی اسلامی از او سرچشمه می‌گیرد. او حافظه شگفت انگیزی داشت. علمای اسلام از مخالف و موافق، از دوست و دشمن مفتخرند که گفتار خود را به علی مستند دارند چه گفتار او حجیت قطعی داشت، او باب مدینه علم بود و با روح کلی پیوستگی تام داشت."

مادام دیالافوا نویسنده مسیحی فرانسوی:
"احترام علی (ع) نزد شیعه به منتهی درجه است و باید این طور باشد؛ زیرا این مرد بزرگ علاوه بر جنگها و فداکاریهایی که برای پیشرفت اسلام کرد، در دانش، فضائل، عدالت و صفات نیک بی نظیر بود و نسلی پاک و مقدس نیز از خود باقی گذاشت. فرزندانش نیز از او پیروی کردند و برای پیشرفت مذهب اسلام مظلومانه تن به شهادت دادند. علی کسی است که اعمال و رفتارش نسبت به مسلمانان منصفانه بود، او کسی است که تهدید و نویدش قطعی بود. "

پطروشفسکی استاد دانشگاه لنینگراد:
 "علی (ع) تا سرحد شور و عشق پایبند دین، صادق و راستگو بود... و مقام صفات اولیاءالله در وجودش جمع بود."

ابوعلی سینا متفکر و فیلسوف شرق:
"علی (ع) نسبت به اصحاب، مانند معقول بود نسبت به محسوس. علی (ع) در میان یاران رسول خدا (ص) مانند عقول قاهره نسبت به اجسام مادیه بود. حضرت علی (ع) شخصیتی است دارای ابعاد مختلف و جامع صفات اضداد. حضرت فرمانروایی است پر قدرت و صلابت و در عین حال بردبار، در میدان جنگ دلاوری کم نظیر، در محراب عبادت عابدی گریان، با دشمنان قاطع، در برابر یتیمان و بیوه زنان مهربان و رقیق القلب، سخاوتمندی بی مانند، در عین حال ساده پوشی کارگر و کشاورز، حکیمی دانا، قاضی دادگر، بی گذشت و دقیق النظر بود."

طه حسین نویسنده مصری:
 "من پس از وحی و سخن خدا، سخنی پر جلال تر و شیواتر از سخن ایشان ندیده و نمی شناسم. ایستادگی حضرت در برابر ناکثین، قاسطین، مارقین حقیقتی است روشن. حلم و صبر و سکوتش، در مدت بیست سال و اندی، به خاطر مصالح کلی اسلام و مسلمانان حقیقتی است دردناک و شگفت انگیز که تاریخ هرگز فراموش نخواهد کرد."
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در چهارشنبه سوم مهر 1387 ساعت 20:17 | لینک ثابت |

 

  • هفته ی گذشته شنیدیم که چند نفر سارق با چادر زنانه و روبند به بانک صادرات جام جم زاهدان حمله و مقداری وجوه نقد را به سرقت میبرند.در این حادثه هم کسی نتوانست کاری بکند.اما چند نکته که مدتی ست ذهنمان را مشغول کرده لازم دانستیم  یاداوری کنیم.
  • اول اینکه :
  • 1= در دوسال اخیر مردم زاهدان شاهدند که تعداد زنان روبند دار رو به افزایش است
  • 2= اکثر این زنان نقاب دار هم از اهل سنت میباشند.
  • 3= اکثر این زنان روبند داربا علمای مسجد مکی زاهدان ودارالعلوم وابستگی دارند و با انجا تردد دارند.
  • 4= همه ی طلاب فاظله ی اهل سنت  نقاب دارند
  • دوم اینکه:
  • 1=  دوسال قبل در یکی از روستا های زاهدان شهید دشتی زاده از کارکنان نیروی انتظامی توسط اشراربا همکاری زنانی  از اهل سنت به شهادت رسید
  • 2= چندی پیش شایعه شده بود که عبدالمالک ریگی با لباس زنانه و چادر روبند دار به زاهدان امده است.
  • 3= دوسال پیش هم تعدادی از اشرار قصد گذر از پست ایست و بازرسی در میرجاوه را با لباس زنانه وچادر روبنددار داشتند که لورفته و با ماموران درگیر میشوند که کشته میشوند.
  • 4= نمیدانم نیروهای امنیتی باید زنان نقاب داری را چگونه تحت نظرو کنترل داشته باشند که خدای نکرده دشمنان از این طرز پوشش سوء استفاده نکنند.
  • 5= ادامه ی این روند تحقیقا اسیب جدی برای نظام خواهد بود.چرا که با این پوشش نمیتوان امنیت جامعه را تضمین کرد.
  • 6= برخی از زنان با روبند رانندگی هم میکنند.ایا پلیس میتواند از این زنان مدارک مطالبه کند و یا مدارکشان را با چهره ی انان تطبیق دهد.
  • 7= چه تضمینی وجود داردکه در اینده همه ی رانندگان خودروهای سوخت قاچاق از زنان نقاب دار نباشند.
  • 8= در مسجد لعل پاکستان تعداد زیادی از زنان طلبه که روبند هم داشتند مسلحانه با ارتش پاکستان مبارزه کردند.البته اکثر انها کشته شدند.
  • 9= اصلا چرا روبند و با چه هدفی ؟و چرا هروز رو به گسترش است ایا پیشگیری از ان برای نظام جهت تامین امنیت یک چالش جدی نیست؟ زناناز طرف خدا اجازه دارند که فقط صورت و دستها و پاهای خود را نپوشانند.خدا که یک چیزی میفهمد .چرا با این حال علارغم اینکه هیچ مشکلی برای حفظ حجاب زنان ایجاد نمیشود با زهم فراتر از دستور قران و سنت زنان اهل سنت نقاب میزنند.؟ چه هدفی را علمای اهل سنت دنبال میکنند.؟ایا اگر شرط تامین امنیت کشور کشف نقابها باشد ایا علمای تندرو با حکومت همکاری خواهند کرد/ یا اینکه ان را هم حریم قرمز دینی اعلام میکنند؟ایا علمای اهل سنت تضمین میدهند که دیگر هیچ جنایتی در پوشش نقاب ، هیچ شروری با نقاب ، و هیچ دشمنی از نقاب سوء استفاده نکند؟ایا علمای تند روی نپمسجد نمکی و حوزه ی دارالعلوم تضمین میدهند که دشمن در پوشش نقاب در بین خودشان نفوذ نکند و خدای نکرده عملیات تخریبی علیه مساجد و مراکز دینی شیعه و سنی انجام ندهد.؟
  • 10= نمی دانم.اما انتظار میرود زنان و مردانشان و علما  که این طرح را اجرا میکنند به عواقب بعدی انهم کمی اندیشه کنند.قطعا زنان محجب و فاظله ی این استان بدون نقاب هم حجاب زیبای خودشان را خیلی خوب دارند و به انان هیچ چشم ناپاکی نگاه نمیکند.گرچه چشمهای ناپاک به دنبال چهره های ناپاک هستند.یقین داریم که این پوشش روزی برای نظام معضل جدی درست خواهد شد و ناچارا با ان برخورد خواهد کرد .  انگاه علما ی تندروباید یک بار دیگر رو در روی نظام قرارو هزینه ی ان را بپردازند. بنابراین پیشنهاد میکنم که خود اقایان از هم اکنون زمینه ی هر نوع تقابل را برچینند.

 

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در چهارشنبه سوم مهر 1387 ساعت 1:13 | لینک ثابت |

آداب سخن گفتن در قرآن

تلاوت و ندبر در قرآن

خداوند متعال نعمت‌های زیادی را به بندگان ارزانی داشته كه هر كدام از آنها شكر مخصوص به خود دارند؛ چرا كه علاوه بر شكر زبانی هر نعمتی سزاوار شكر عملی است كه عبارت‌ است از استفاده كردن هر نعمت در جایی كه خداوند فرموده است.

یكی از نعمت‌هایی كه خداوند در قرآن كریم به آن اشاره فرموده، نعمت زبان است: «أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَینَینِ. وَ لِسانًا وَ شَفَتَینِ» (بلد / 8 ـ 9)؛

آیا دو چشمش نداده‌ایم؟ و زبانی و دو لب .

این نعمت با آن كه حجم كوچكی نسبت به سایر اعضای بدن دارد، اما كارایی بسیار زیادی دارد و به همین علت هم می‌بینیم گناهان زیادی را برای این عضو بر شمرده‌اند.

در این مطلب در صدد آنیم كه از دید قرآن ‌كریم برخی خصوصیات گفتار و استفاده‌های صحیح و ناصحیح آن را بشناسیم تا سعی كنیم استفاده ما از این عضو بدن، قرآنی باشد.

1. در سخن گفتن مواظب باشید؛ چرا كه تمام سخنانتان نوشته می‌شود:

«وَ إِنَّ عَلَیكُمْ لَحافِظینَ. كِراماً كاتِبین» (انفطار10ـ 11)؛

و قطعاً بر شما نگهبانانى [گماشته شده‏] اند. [فرشتگان‏] بزرگوارى كه نویسندگان [اعمال شما] هستند.

 2. چه كسی از خداوند راستگوتر است؟

«... وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللهِ حَدیثًا» (نساء/87)؛ ...

و راستگوتر از خدا در سخن كیست؟

 ۳. چه كسی گفتارش نیكو‌تر است از كسی كه به‌ سوی خدا دعوت می‌كند؟

«وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِمَّنْ دَعا إِلَى اللهِ ...» (فصلت/33)؛

و كیست خوش‌گفتارتر از آن كس كه به سوى خدا دعوت نماید.

 4. آدمی زیر زبانش پنهان است:

«... فَلَمّا كَلَّمَهُ قالَ إِنَّكَ الْیوْمَ لَدَینا مَكینٌ أَمینٌ» (یوسف/54)؛

 پس چون با او سخن راند، گفت: «تو امروز نزد ما با منزلت و امین هستى.»

 5. قرآن سخنی سنگین و با عظمت:

«إِنّا سَنُلْقی عَلَیكَ قَوْلاً ثَقیلاً» (مزمل/5)؛

در حقیقت ما به زودى بر تو گفتارى گرانبار القا مى‏كنیم.

 6. پاكان، در سخن گفتن نیز به پاكی هدایت یافته‌اند:

«وَ هُدُوا إِلَى الطَّیبِ مِنَ الْقَوْلِ ...» (حج/24)؛

و به گفتار پاك هدایت مى‏شوند... .

 7. سلام كردن، بهترین شروع برای آغاز سخن با مؤمنان:

«وَ إِذا جاءَكَ الَّذینَ یؤْمِنُونَ بِایاتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَیكُمْ ...» (انعام/54)؛

و چون كسانى كه به آیات ما ایمان مى‏آورند نزد تو آیند، بگو: سلام بر شما ... .

 8. سلام، اولین سخن ملائكه هنگام قبض روح پاكان:

«الَّذینَ تَتَوَفّاهُمُ الْمَلائِكَةُ طَیبینَ یقُولُونَ سَلامٌ عَلَیكُمْ ...» (نحل/32)؛

همان كسانى كه فرشتگان جان آنها را در حالى كه پاكیزه (از پلیدى كفر و فسق) اند مى‏ستانند (به آنها) مى‏گویند: سلام بر شما.

 9. سلام، بهترین جواب ابلهان:

«... وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلامًا» (فرقان/63)؛ ...

و چون نادانان ایشان را طرف خطاب قرار دهند به ملایمت پاسخ مى‏دهند.

 10. كسانی مورد شفاعت قرار می‌گیرند كه گفتارشان مورد رضایت خداوند باشد:

«یوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلاّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِی لَهُ قَوْلاً» (طه/109) ؛

در آن روز شفاعت سود ندارد مگر [شفاعت‏] كسى كه خداى رحمان به او اجازه دهد و سخن او را بپسندد.

 11. محكم و مستدل حرف بزنید:

«یا ایهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَ قُولُوا قَوْلاً سَدیدًا» (احزاب/70) ؛

اى كسانى كه ایمان آورده‏اید، از خدا پروا كنید و سخنى درست و استوار گویید.

 12. در نصیحت دیگران سخن گفتن با نرمی احتمال تأثیرش بیشتر است:

«فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَینًا لَعَلَّهُ یتَذَكَّرُ أَوْ یخْشى» (طه/44) ؛

و با او سخنى نرم گویید، شاید كه پند پذیرد یا بترسد.

 13. با پدر و مادر بزرگوارانه سخن بگویید:

«... وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً كَریمًا» (اسراء/23)؛

به آنها(والدین) [حتى‏] «اوف» مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخنى شایسته بگوى.

 14. با مردم به نیكی سخن بگویید:

«... وَ قُولُوا لِلنّاسِ حُسْنًا ... .» (بقره/83)؛ ...

و با مردم [به زبانِ‏] خوش سخن بگویید ...

 15. سخنان را بشنوید، اما به بهترینش عمل كنید:

«... فَبَشِّرْ عِبادِ، الَّذینَ یسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ... » (زمر/ 17ـ 18) ؛

 پس بندگان مرا مژده ده، آنهایى كه سخنان را گوش فرا مى‏دهند و از بهترین آنها پیروى مى‏كنند ... .

 16ـ وقتی سوار بر مركب می‌شوید، این آیه را بخوانید:

«... سُبْحانَ الَّذی سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنّا لَهُ مُقْرِنینَ» (زخرف/13) ؛

پاك و منزه است آن كه این را رام ما كرد و ما خود بر آن توانا نبودیم.

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 21:18 | لینک ثابت |

از گذشته هاي دور حكومت بريتانياي کبير مانند امروز در اين انديشه بود که امپراطوري

بزرگ و گسترده خود را چگونه حفظ آند: امپراطوري که آفتاب هيچگاه در آن غروب

نمي کرد. بريتانيا در مقايسه با مستعمرات خود همچون هند، چين و خاورميانه، کشوري

کوچك بود. اگر چه ما در بخش هاي بزرگي از اين کشورها حكومت دست نشانده نداشتيم و

کآر را خود مردم انجام مي دادند، امّا سياست هاي فعّال و موفقيّت آميز ما در اين کشورها به

پيش مي رفت ، و ما به سوي حاکميّت کامل بر آنها گام برمي داشتيم .

بنابراين ما بايد به دو نكته مي انديشيديم :

١ در مناطقي که بر آنها تسلّط پيدا آرديم حاکميّت خود را حفظ کنيم.

٢ بخش هايي که هنوز زير سلطه ما نيستند به مستعمرات خود بيفزاييم .

وزارت مستعمرات براي هر يك از اين کشورها کميسيون خاصّي برگزيد تا به بررسي اين

مسايل بپردازد. و من خوشبختانه از ابتداي ورود به اين وزارت مورد اعتماد وزير بودم ؛ و

کار در کمپاني هند شرقي به من سپرده شد. اين کمپاني اگر چه هدف آشكارش بازرگاني بود

در حقيقت راه هاي تسلّط بر هند و به چنگ آوردن سرزمين هاي دور شبه قاره هند را جستجو

مي کرد.

کشور بريتانيا از هند به دليل وجود قوميّت هاي مختلف ، اديان متفاو ت، زبان هاي گوناگون و

منافع بسيار در صورت برخورد با آن موارد نگراني نداشت. چنانكه چين نيز نمي توانست

نگران کننده باشد. زيرا اديان بودا و آنفوسيوس که بيشتر مردم آن کشور پيرو آنها بودند

انگيزه قيام را در آنان برنمي انگيخت. اين ها دو دين مرده اي هستند که به مسايل اجتماعي

کاري ندارند و تنها به ابعاد دروني مي پردازند و احتمال ضعيف داشت که احساسي ملّي در

ميان مردم اين دو منطقه پديد بيايد.

بنابراين بريتانياي کبير از اين دو منطقه نگراني نداشت. ما از امكان به وجود آمدن تحوّلاتي

در آينده نيز غافل نبوديم و برنامه هاي دراز مدّتي را براي گسترش تفرقه ، ناداني، فقر، و گاه

بيمار ي، در اين کشورها برنامه ريزي کرديم. پيدا کردن پوشش مناسب براي اين اهداف نيز

دشوار نبود، پوشش هايي با ظاهر جذّاب و خيره کننده و باطني استوار، که با تمايلات روحي

مردم در اين مناطق متناسب بود.

براي توصيف کار ما، مي توان از يك مثل قديمي بودايي ياد کرد که مي گويد

(اگر چه دارو تلخ است امّا به گونه اي رفتار کن که بيمار آن را با شيريني ميل کند)

امّا اوضاع کشورهاي اسلامي ما را نگران مي کرد. ما با اين مرد بيمار ( 1) قراردادهايي

بسته بوديم که همه آن به نفع ما بود.

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در دوشنبه یکم مهر 1387 ساعت 2:56 | لینک ثابت |
حجة الاسلام ممدوحی نقل می‌كند: مرحوم علامه طباطبائی جلساتی داشتند كه گاهی در منزل خودشان و گاهی در خانه بعضی شاگردانشان تشكیل می‌‌شد. یك بار كه در اواخر عمرشان قرار بود برای حضور در یكی از جلسات، شبانه از كوچه پس كوچه‌های تاریك شهر قم عبور كنند، با وجود ارتعاشی كه در بدن داشتند و راه ناهموارِ منزلی كه آن شب قرار بود آنجا بروند و تاریكی كوچه‌ها، سبب شد كه یكی از اطرافیان عرض كرد: «احتمال دارد ـ خدا نكرده ـ با این وضع، به زمین بخورید. می‌شود جلسه این هفته را مثلاً در خانه خود حضرتعالی بر پا كرد تا اذیت نشوید.»

حضرت علامه فرمودند: مگر ما در روز به وسیله نور خورشید خود را نگه می‌داریم و مگر نور خورشید باعث می‌شود زمین نخوریم ؟! قُلْ مَنْ یَكْلَؤُكُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ مِنَ الرَّحْمنِ ... (انبیا/42) ؛ بگو: چه كسی شما را در شب و روز از (هر آسیب) خدای رحمان حفظ می‌كند؟!


حجة الاسلام محمد فاضل (تبریزی) نقل می‌كند: جناب آقای شربیانی، روزی علامه را به خانه خود (در تبریز) دعوت كرد و چند نفر را هم برای زیارت و استفاده از سفره معارف ایشان به منزل خود  فراخواند؛ از جمله بنده .

آن شب علامه به من فرمود: «بنده سی سال پیش، استخر شاگلی (محلی با صفا و خرم در تبریز) را دیده‌ام.» سپس با ملاطفت و مزاح ادامه داد: اگر مزاحم خواب آقایان نباشم، می‌خواهم فردا بین‌الطلوعین به آنجا بروم. عرض كردم: صبح خدمتتان خواهم بود.

فردای آن شب، با اتومبیلم ایشان را به استخر شاگُلی می‌بردم كه دیدم ایشان در ماشین، قرآنی از جیبِ خود درآورده و به بنده فرمود: من عهد دارم كه هر روز یك جزء از قرآن را بخوانم و الآن چهل سال است كه این كار را انجام می‌دهم. دیشب شما علما مزاحم شدید، نتوانستم بخوانم و اكنون قضا می‌كنم! هر ماه یك ختم قرآن تمام می‌شود و باز از ابتدای آن شروع می‌كنم و هر بار می‌بینم كه انگار اصلاً این قرآن، آن قرآن پیشین نیست! از بس مطالب تازه‌ای از آن می‌فهمم! از خدا می‌خواهم به بنده عمر بسیاری دهد تا بسیار قرآن بخوانم و از لطایف آن بهره ببرم . نمی‌دانید من چه اندازه از قرآن لذت می‌برم و استفاده می‌كنم!

 

منبع:

مجله سروش وحی، ش 9 .

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در دوشنبه یکم مهر 1387 ساعت 2:54 | لینک ثابت |

خدمت دوست و......
======
اخیرا خیلی ........میدهید

اشرار ردتان را خواهند گرفت
به همسر وفرزندانت فکر کن
بچسب به زندگیت
در عوض اینکه پای کاربرت بنشینید و ساعتها فکر کنید که چه بنویسید چه تحلیل وتفسیری بکنید فلان امام جمعه چه گفته واشرار چه کرده اند فلان وفلان ودست آخر گردنت وکمرت و چشمانت وسرت و....... وپشتت و ووووووووو به درد بیاد و بعد جورناراحتی های حسمی وروحیت را باید .............؟پدرجان در عوض این کارها دست زن وبچه ات را بگیر ببر تفریح،مسجد، منزل فامیلت ،


فعلاخدا نگهدارشما
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
مطلب فوق کامنتی بود که  نمی دانم چه کسی ان را نوشته است .اما سفارش برادرانه کرده که برو در خواب غفلت اما دو چشم داشته باشید و ببیند تا وهابیون چگونه اسلام را در استان راحت ذبح میکنند.بنده هم یک سخن کوتاه به این عزیز دارم و ان اینکه :

برادرجان اگر چشمتان را بر روی مسائل ریشه ایی استان ببندید  ده یا بیست سال دیگر که از توهم بیرون امده و چشم باز کنید خود را در کجای این استان میبینید؟.ان زمان نه من و ما و نه بچه هایمان هیچ کدام امنیت ندارند.دولت که در خواب هست اما مردم چرا خواب باشند.

امام وصیت کرده که من باشم یا نباشم نگذارید که این انقلاب به دست نااهلان بیفتد.

غفلت کنیم وهابیت دودمانمان را در این استان پیچیده اند.انگاه در این استان  جای زندگی برای من و تو  فرزندانمان نیست.چرا؟چون وهابیت بنا دارد تا این استان را به قتلگاه شیعیان به دست اهل سنت افراطی و سلفی و طالبانیسم  تبدیل کند.انها فعلا دارند کارزیر زمینی میکنند.ادم پرورش میدهند.ادمهای انها هنوز ریش هم در نیاورده اند اما ده سال دیگر خیابانهای زاهدان جولانگاه عده ای با شمایل وهابیون و طالبانیون با ریشهای بلند وپاچه ی شلوار ورزده و پیراهنهای بلند و امامه های کوتاه برسر میشود و تو در میان این ادمهای تند خو وخشن تنها میمانی و وحشت داری. و دولت هم در خواب غفلت!!! ما اگر همین نیم بند  اعتراض را هم نکنیم.باید دممان را روی کولمان بگذاریم و پا به فرار گذاشته و اواره دیار دیگران شده و خانه وکاشانه را هم رها کنیم.حالا  صیانت از اسلام و دینمان و انقلابمان بماند.

برادرجان وهابیت کارهای زیر زمینی زیادی میکند تا دودمان شیعه را در استان بپیچد

چرا بی تفاوت.

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در دوشنبه یکم مهر 1387 ساعت 0:52 | لینک ثابت |