تبليغاتX
تفتان خبر

ما روی برخی از مسایل نام سنت می‌گذاریم در صورتی که سنت بسیار محترم‌تر از آن است. ما به تنبلی ذهنی عادت کردیم، تکرار کردن و مکرر از بازمانده گذشتگان خود استفاده کدرن و نشخوار کردن گفته‌ها، نوشته‌ها و ساخته‌ها و پرداخته‌ گذشتگان ما را عقب انداخته است.

من معتقدم ما به عنوان استاد دانشگاه، نخبه متفکر، اندیشمند، و ... اگر این پیام ـ بالاتر از جواهر رهبر ـ را باز نکرده و خود را محاکمه نکنیم، بزرگ‌ترین فرصت طلایی تاریخ کشور را از دست داده‌ایم.

کلهر در ادامه افزود: امروز در هتل‌های المانی برای صبحانه بیش از 20 نوع داروی گیاهی دم کردنی به صورت کیسه‌ای (گل گاوزبان، گل بنفشه، چهار تخم، آلبالو، دارچین و ...) ارایه می‌کنند.
ما به عنوان یک ایرانی نباید از این اتفاق خجالت بکشیم؟!

پیش از اینکه خاطره‌ای دیگر تعریف کنم از شما می‌خواهم روزنامه‌ای را که این مطلب در آن چاپ می‌شود به وزیر بهداشت تحویل دهید و از وزیر خواهش می‌کنم که تیمی را پیگیر این موضوع که نقل می‌کنم، بنماید تا ماجرا رسانه‌ای شود.

اوایل انقلاب پزشکی بود که در دانشگاه ایران تحصیل کرده بود و شماره نظام پزشکی داشت، ادعا کرد زخم معده که تا آن روز ادعا می‌کردند از عصبانیت عارض می‌شود و آن را عمل می‌کردند، منشا میکروبی دارد و من با یک داروی گیاهی آن را معالجه می‌کنم. نظام پزشکی آن زمان چندین بار این پزشک را به زندان انداخت و حتی انگ ضد انقلاب بودن به آن زد. برای اینکه پزشک مورد نظر ثابت کند که این دارو خاصیت داردتعدادی از شخصیت‌های معروف آن زمان را که سابقه چندین ساله زخم معده داشتند معالجه کرد. این پزشک زمانی که از ایران رفت همان کشورهایی که داروهای گیاهی را سم و خرافات معرفی می‌کردند داروی مورد نظر را در کشور خود تجزیه کردند و به این نتیجه رسیدند که بسیاری از زخم معده‌ها میکروبی است و این گیاه دارای آنتی‌بیوتیکی است که زخم معده را بهبود می‌بخشد و از آن قرص گیاهی ساختند و چقدر بیماران به اروپا رفتند و با آن دارو معالجه شدند. البته در حال حاضر آن دارو در ایران تولید می‌شود. متاسفانه نخبه‌های ما در آن زمان آن عذرخواهی که کلیسای متعصب قرون وسطی از گالیله کرد از این پزشک نکردند.

من فکر می‌کنم طبقه تحصیل کرده و دانشگاهی ما باید متواضعانه یکی دو نمونه از این موضوع‌ها را باز کرده و بررسی کند تا بتواند به جامعه خدمت کند و شجاعانه نسبت به جهالت‌های گذشته خود از محضر علم و عقل و تاریخ عذرخواهی کند

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در شنبه سی و یکم فروردین 1387 ساعت 21:17 | لینک ثابت |

نمونه هايي از بيانيه ها ي گروهك تروريستي عبدالمالك ريگي در دو سال گذشته

 

 بيانيه 1

 در پي شهادت تعداد 22 نفر از مردم اين استان به دست اشرار مسلح  در بين جاده زابل -زاهدان سازمان جندا به فرماندهي عبدالمالك ريگي طي اعلاميه اي مسئوليت اين جنايت هولناك را بر عهده گرفت .

در اين اعلاميه كه در برخي از سايت هاي ضد انقلاب منعكس شده آمده است : «اين عمليات در حقيقت براي انتقام خون سه جوان  اهل سنت از طايفه نوتي زهي و 3 برادر از قوم شه بخش كه در ماه گذشته مظلومانه ؟! و بدون هيچ گناهي توسط مأمورين شهيد شدند انجام شد این عمليات براي انتقام خون همين شهداء صورت گرفته است و اما  (عبدالمالك ريگي ) در مورد اين اسراء بايد بگويم:«5 نفر از دوستانمان كه در زندان به سر مي برند » و اگر تا چند روز ديگر آزاد نشوند قطعاً اين چند نفر كشته خواهند شد ».

 

نظریه :

عبدالمالك ريگي در يكي از مصاحبه هاي خود با راديو بي بي سي گفته بود : يكي از دلائل اين عمليات در جواب  اهانت به مقدسات ما صورت گرفته بود (درنهمين نمايشگاه كتاب زاهدان تعدادي از طلاب اهل سنت به هدايت سران مسجد مكي به كتاب امام شناسي موجود در نمايشگاه به شدت اعتراض كه تعدادي از ايشان دستگير شده بودند

-لازم به ذكر است كه در اعلاميه آمده بود اين عمليات تلافي جويانه به انتقام از نيروي انتظامي بوده است در صورتيكه در واقع امر شهداء از مردم بي دفاع و بي گناه در حال مسافرت بودند!! از ان تعداد فقط دو نفر را به شهادت رساندندوبقیه را با گرفتن پول ازاد کردندایشان خود را ناجی قوم بلوچ دارند اما پول برایشان ملاک هست

 

بيانيه شماره 2

پس از اعدام يكي از جانيان عمليات تروريستي بلوار ثارا زاهدان گروهك موسوم به جندا اطلاعيه اي صادر نموده است كه به شرح ذيل حضورتان تقديم مي‌گردد.

 

«جنبش مقاومت مردمي ايران (جندا) شهادت جوان بيگناه نصرا شنبه زهي را به خانواده ،فرزندان و همه مردم تسليت عرض مي نمايد.

جنبش مقاومت مردمي ايران (جندا ) طي اين اطلاعيه اعلام مي دارد كه انتقام جنايت و جنايات ديگر رژيم...... را در اسرع وقت خواهد گرفت و تير برق شهر زاهدان شاهد اعدام كليه مسئولان و مأموران و كساني خواهند بود كه در تثبيت اين رژيم جهل و جور و فاشيستي دست دارند .

جنبش مقاومت از مردم ستمديده بلوچستان تقاضا مي نمايد كه خود را آماده جنگي تمام عيار عليه رژيم ..... نمايند و در اين برهه از زمان ما چاره اي جز اين نداريم و اين جنگي است كه رژيم بر ما تحميل نموده است و براي رسيدن به آزادي و آزادگي مي بايست تلاش و فداكاري نمود تا شرافت و سربلندي را به سرزمينمان باز گردانيم .

جنبش مقاومت مردمي ايران(جندا )

 

 

نکته ی قابل توجه اینکه:

-پس از انفجار بمب صوتي در بلوار جمهوري مبني بر حضور اعضاي گروهك در سطح شهر از يك سو و از سوي ديگر اعدام يكي از عاملين حادثه تروريستي بلوار ثارا زاهدان لازم بود.تارسانه های جمعی استان براي نشان دادن فعاليت اعضاي گروهك تروريستي در راستاي تحقق اهداف امريكا در منطقه برنامه هايي را جهت خنثي سازي جنگ رواني گروهك مالك ريگي داشته تا مانع از جذب ساير عوام از قوم بلوچ به اين گروهك شوند.

 

بيانيه شماره 3

گروه موسوم به جندا در مورخه 9/4/85 طي اطلاعيه اي عنوان نمودكه شايعات نظام ج.ا.ا مبني بر كشته شدن عبدالمالك ريگي رهبر گروه موسوم به جندا كذب محض بوده و ايشان و تمامي افراد وي در صحت و سلامتي كامل در پايگاههاي خويش مي باشند. و تنها حدود دو هفته قبل عبدالمالك ريگي در سفري كه جهت بررسي اوضاع كشور به تهران داشتند در يكي از شهرستآنهاي توابع تهران به مدت چند ساعت بازداشت شدند و بدون اينكه شناسايي شوند آزاد شد.

نظریه:

در مورخه 9/4/85 ساعت 20:10عبدالمالك ريگي طي مصاحبه اي كه با راديو صداي ايران «وابسته به سلطنت طلبها » داشت اعلام نمود در سفر اخير به تهران سوژه هاي جالبي جهت عمليات هاي نظامي بدست آورديم و ما هيچگونه عجله اي نداريم و از روي فرصت برنامه هاي خويش را انجام مي دهيم .

 اطلاعيه فوق يك نوع جنگ رواني و با هدف تضعيف نيروهاي اطلاعاتي و انتظامي ج .ا.ا مي باشدو جالب اینکه از ان زمان تاکنون ۳۱/۱/۸۷ هیچ کاری  نتوانسته اند که انجام دهند

 

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در شنبه سی و یکم فروردین 1387 ساعت 21:11 | لینک ثابت |

در خبرها داشتیم که قرار بود کنگره ای به نام مولوی عبدالعزیز در 29 فروردین ( دقیقا روز ارتش جمهوری اسلامی) توسط مسجد مکی زاهدان برگزار شود. به گفته ی مولوی عبدالحمید داماد مولوی عبدالعزیز مجوز برگزاری این کنگره از جانب مسئولین داده نشده است!! چرا؟ من هم نمی دانم . اما احتمالاتی هست که درج ان را به بعد موکول خواهیم کرد.ولی از دوستان و حتی مخالفین درخواست میکنم نظرات خود را ارسال تا برایند ان را به عنوان تحلیل نهایی خدمت دوستان ارائه شود با این سئوال اولیه که:

 چرا فعلا به این کنگره مجوز برگزاری داده نشد؟

و چرا بنا بود تا این کنگره در 29 فروردین برگزار شود؟

و اصلا چه ضرورتی دارد تا این گنگره برگزار شود؟

و در صورت برگزاری ایا نیاز به تبلیغات جهانی بود؟

و چرا تبلیغات جهانی میکنند؟

و ایا هدف از برگزاری و تبلیغات جهانی طرح جهانی کردن خود نیست؟

 این کنگره برای نظام نیز چه سودی دارد؟

و یا احیانا چه ضرری دارد؟

ایا مصالح نظام هم در نظر گرفته میشود ؟

 و ایا با دفتر مقام معظم رهبری در امور اهل سنت نیز هماهنگ هستند؟

و ایا نظرات انها را اعمال میکنند؟

و ده ها سئوال دیگر...

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در جمعه سی ام فروردین 1387 ساعت 11:16 | لینک ثابت |

حادثه تاسوکی حلقه اي از زنجيره هاي يك فرايند :

تحليل نظامي و امنيتي حوادث استان نشان مي دهد كه عوامل گروهك ريگي ،كه مقر آن  تحت حفاظت شديد نيروهاي امريكايي در عمق 200 كيلومتري خاك پاكستان قرار دارد ، با استفاده از چتر امنيتي نيروهاي امريكايي وارد كشور شده و با عبور از مناطق كور ، عملياتي را انجام مي دهند كه از هيچ ارزش نظامي برخوردار نمي باشد ، اما مي توان تحت لواي شعارهاي ديني و قومي و حتي  سياسي ،امنيت رواني مردم مناطق ياد شده را به مخاطره اندازد . از سوي ديگر ،رسانه هاي غرب و منطقه هم با اين عمليات هاي كور ،خبر از آغاز جنگهاي فرقه اي و مذهبي در مناطق مرزي و همجوار مي دهند تا ضمن ناامن جلوه دادن فضاي كشور ،به اين نكته پافشاري نمايند كه اقتدار جمهوري اسلامي ايران در حراست از مرزهاي سياسي و  جغرافيايي ،ادعايي بيش نيست .

حوادثي چون انفجار اتوبوس در زاهدان و پيش از آن تاسوكي و دارزين را نه يك رخداد بلكه بايد زنجيره اي از يك فرايند  طراحي شده و در دست اجرا در آن سوي مرزها دانست كه بايد بر بستري از عوامل داخلي و خارجي به پيش رود تا استراتژي مهار و ايجاد دولت ضعيف در كشور شكل گيرد . اين حوادث ،حلقه هايي از يك زنجير متصل به يكديگر است كه در سوي ديگر آن ، حلقه هاي فشار بر پرونده هسته اي ايران ،بحران عراق ، افغانستان ، لبنان ، فلسطين و مهار تاثيرات الهام بخش جمهوري اسلاي ايران به چشم مي خورد . بايد با  تدبير ،هوشمندي ،غيرت و جسارت هر چه تمام ،حلقه هايي كه قرار است بر دست و پاي كاروان انقلاب زده شود را از هم گسست و به هر قيمت ممكن فرصت بازي را از دشمن در زمين خودي سلب كرد.

 

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در جمعه سی ام فروردین 1387 ساعت 10:25 | لینک ثابت |

گسترش سفره بحران :

 در كنار گزارش كميته خطرجاري امریکا ، بدون اغراق مي توان دهها گزارش ديگر نيز ظرف دو –سه سال اخير برشمرد كه نقطه مشترك تمام آنها در نحوه مواجهه با جمهوري اسلامي ايران است و اتفاقاً نوع اين مواجهه هم در اكثر قريب به اتفاق موارد در« گسترش  سفره بحران »در ايران است .

در اين گزارشها از ايران به عنوان «هدف سخت » نام برده شده كه حمله نظامي و اشغال آن با هدف تغيير رژيم ،امري ناممكن مي باشد . از اين رو ايالات متحده امريكا براي مهار جمهوري اسلامي ايران ،چاره اي جز روي آوردن به سياست مهار و تغيير رفتار ايران ندارد . اين سياست كه گاه از آن به عنوان «جنگ نرم » هم ياد مي شود مبتني بر تعامل همراه با درگيري ،بحران آفريني ،ناامن سازي ، تماس محتا طانه و گزينشي و اتخاذ سياست تشويق ،تهديد و گاه تحريم مي باشد .

براساس پروژه «گسترش سفره بحران در ايران » ،وقوع حوادثي چون تاسوكي زابل ،دارزين بم ،بمب گذاري مقابل اتوبوس در خیابان ثارالله زاهدان، انفجار الگانس و ترور سرهنگ شیبک ،تحركات پژاك ،انفجارهاي خوزستان ،آشوبهاي آذربايجان ،تجمعات معلمان و... را به گونه اي شفاف تري مي توان ارزيابي و تحليل كرد . تجربه امريكا ،انگليس و عربستان در تشكيل گروهكي وابسته و تروريستي به نام طالبان و سپس القاعده كه بعدها دستگاههاي امنيتي امريكا و انگليس ،سخت به دنبا ل كپي كردن و تكثير آن در خاك جمهوري اسلامي ايران هستند.ما را به تحلیل درستی میرساند.

پيدا كردن دستفروشي ساده لوح و فريب خورده در بازار زاهدان که مدتی را هم در مدرسه اي دینی درس خوانده و به دلیل مسائل اخلاقی اخراج شد و تبديل آن به راهزني قهاركه امنيت منطقه اي به وسعت یک استان  را برهم بزند و آرامش را از مردم بگیرد كار چندان دشواري نيست . مولوی عبدالمالك ريگي تحت آموزش و حمايت سرويس هاي جاسوسي و امنيتي بيگانه ،تمام مراحل شرارت ، زورگيري ،قاچاق سلاح و مواد مخدر را طي  مي نمايد تا به عنوان يك سوژه  تحت تعقيب مراكز نظامي و امنيتي جمهوري اسلامي قرار گيرد . سپس در مرحله دوم ، طی تبليغاتي حساب شده و فراگير اين جوان 24 ساله بايد به نماد  مبارزه ی قوم بلوچ و اهل سنت عليه شيعيان استان تبديل شود . خروج از فاز شرارت و ورود به فاز مبارزاتي قومي و ديني و سپس سياسي در منطقه اي كه از ظرفيت هاي قابل ملاحظه اي براي ايجاد بحران و كشمكشي برخوردار است . به تعيين و دستور كار سرويسهاي امنيتي بيگانه قرار گرفته است .

رسانه هاي غربي و منطقه اي همان ایام با تبليغات فراوان خبر از توليد يك زرقاوي ايراني مي دادند ،عنصر فريب خورده اي كه از حداقل تجربه سياسي و دانش نظامي و حساسيتهاي ملي نيز برخوردار نمي باشد . قبل از حادثه تاسوکی با شبكه تلويزيوني گروهك منافقين كه منفورترين چهره ملي ايران و حتي منطقه هستند مصاحبه  مي كند و سپس خبر انفجاراتوبوس در زاهدان بلافاصله از اين شبكه تروريستي اعلام مي شود . اين عنصر بازي خورده در قامت يك چهره ملي كه با بديهي ترين اصول نظامي و سياسي هم همخواني ندارد . در صحنه تلويزيوني بیگانگان ظاهر مي شود و با قرائت بيانيه اي دروغ بزرگی را اعلام مي كند که در حادثه دستگیری عوامل او در زاهدان از مجموع 500 نيرويي كه تحت اختيار دارد ،تنها 4 نفر آنها دستگير شده اند .

تحليل اين نوع رفتارها و مواضع باعث گرديد كه سرويس هاي امنيتي امريكا و انگليس پس از مدتی خبر از تشكيل شوراي فرماندهي و تغيير نام گروهك جندا... بدهند . نامی که خود عبدالمالک از آن خبر نداشت اما به او دیکته کردند ، پديد آورندگان گروهك جندا.... به اين نتيجه رسيده اند كه مردم فهيم و هوشيار بلوچ هيچ گاه چهره شرور و بازي خورده اي همچون عبدالمالك ريگي را نماد قوم خود نمي دانند بنابراين بايد شورايي شكل بگيرد كه حداقل بتوان برخي  چهره هاي سياسي و فرهنگي را در آن وارد كرد تا شايد مشروعيت و مقبوليتي در ميان بلوچ ها از آن خود نمايد . اما اين مهم به هيچ وجه نتوانسته در ميان قوم بلوچ براي خود جايي باز كند و گرنه عبدالمالك ريگي نبايد به جاي قرارگرفتن در قبيله ی بیش از200 هزار نفري ريگي ، آواره كوه و دشت هاي پاكستان و افغانستان گردد و به جاي قرار گرفتن در حلقه حمايت بلوچ ها ، با حمايت بيگانگان فراري داده شود .گرچه با تبلیغات فریبنده و با استفاده از احساسات چند مولوی ساده لوح توانست آنان را گول بزندو بگوید که مولوی سربازی پیرمرد 80 ساله را نظام به قتل رسانده است.تا به همین بهانه آنها مدرسه ی علمیه ی شاه جمال ایرانشهر را در اختیار این گروهک قرار دهند تا انجا را تبدیل به خانه ی تیمی و انبار مهمات نظامی بکنند.

در اين مجال حيف است از سخنراني «امان ا... خان ريگي » از روساي قبيله 200 هزار نفري ريگي كه دراوايل سال گذشته در واشنگتن برگزار شد ،به سادگي عبور كرده در يكي از آخرين نشستهاي مربوط به اقوام ايراني كه توسط موسسه «امريكن اينتر پرايز » و با  مجري گري «مايكل لدين » صورت گرفت،«امان الله خان ريگي » طي سخناني كه اتفاقاً مصادف با درج كاريكاتوري سخيف و اهانت آميز روزنامه ايران و وقوع شورش ها و درگيري ها در مناطق آذري نشين بود ، هرگونه واگرايي قوميتي در جغرافياي سياسي جمهوري اسلامي ايران را به صراحت مردود اعلام كرد و اظهار داشت : « فرهنگ هاي مختلف در ايران همگي ريشه تاريخي مشترك دارند . كردستان و بلوچستان در دو سوي ايران و در فاصله 2000 مايلي به دور از هم قرار دارند اما نيمي از لغات كردي و بلوچي يكسان هستند . اينكه مايكل مي گويد نيمي از مردم ايران را اقوام غيرفارسي تشكيل مي دهند ، اين ادعا واهي است، 99 درصد مردم ايران را ايرانيان تشكيل مي دهند »
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 ساعت 21:6 | لینک ثابت |

سرور گرامی جناب اقای امیر احمدی سلام علیکم و خدا قوت

مطالب تان را در وبلاگ تفتان مرتب دنبال میکنم.مظلومیت و دلسوزی و دغدغه صادقانه ی شما را حس و درک میکنم و غبطه هم میخورم و دلم مثل شما میسوزد که جواب تاریخ را از این ناملایمات و بی مبالاتی ها و اجحافها در حق این سرزمین پاک و دلاور خیز با مردمی ساده و بی الایش و مظلوم ، اعم از شیعه و سنی را چه کسی و یا چه کسانی باید بدهند ؟

 اینده پیش رویمان هست با ائینه ای زلال و شفاف که نگاه تیز بین من و شما و همه ی دلسوزان و داغدیدگان ، تا ورای ان را مینگرند و میبینند روزی را که این سرزمین بی الایش و قلب و اندیشه این مردم با صفا و صمیمی ، جولانگه یکه تازی گروهای مذهبی تندرو و وهابیت ، سلفی گری و تکفیریان شده و عمق استراتژیک انقلاب اسلامی را اماج تیرهای زهر اگین فتنه ی یزیدی خود کرده اند.

اقای احمدی : در پس پرده های ضخیم اغماض و بی توجهی طبیبان درد نا اشنا ، ورای اندیشه های نا پاک خناسان و وارثان جهالت ، جهودیت ، جمودیت و خوارج و نمایندگان انان در این سرزمین ، تیرهای زهر اگین مذاهب خود ساخته ای را میبینم که تنگه ی احد این کشور عزیز و محبوب امام زمانی را الوده به سم اسبان غارتگر دین و دیانت و عصبیتمان نموده اند.و ما که نه ، انانکه طبیب درد دینمان و نمایندگان مرهم الاممان هستند سنگی نمی یابند تا بر فرق ندانم کاری خود بزنند از این همه غفلت و جهالت!!

چشمان تیز بین ازاد مردان روزی را میبیند که اگر شرایط همینی باشد که باده ی کسب قدرت و کرسی همه را به وادی رذالت کشانده باشد ، دلسوزان و درد مندان تهی از هر نای و توانی ، در گوشه گوشه ی این خاک مظلوم  زانوی عزلت در بغل بگیرند و گریبان چاک دهند و به دنبال خار و استخوان علی باشند تا در چاهی یا کنار نخلستانی به مظلومیت یاران فرزندان محمد بگریند و بگریند که از فرط پیری با دستانی لرزان دیگر نتوانند همین چند خط را هم در دفاع از مظلومیت دین و شیعه و علی بنگارند

اقای احمدی دغدغه هایت را ارج می نهم و تصدیق میکنم که با این امکانات محدود در کنار حیف و میلهای میلیاردی فقط نیت انجام وظیفه اراممان میکند و بس

 خداقوت و اجرتان با ارحم الراحمین

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 ساعت 20:56 | لینک ثابت |

اهل سنت ایران فاتحه ی خودشان را خواندند.این گروه اقلیت که مدعی احراز مسئولیت در پستهای وزارتی و یا حتی معاونیین انها و یا در حد استاندار در کشور هستند به لطف خدا کم کم دارند ماهیت خودشان را نشان میدهند. انها اصلا انسانهای قابل اعتماد و محرم برای مسئولین نظام و حتی مردم شریف ایران نیستند و باید با انها رفتار رضا شاهی را در پی گرفت و نظام باید با انها مانند رضا شاه اقدام به قلع و قمع انها بنماید . این گروه غیر اعتماد تا ریشه انقلاب و اسلام و مردم ایران را همراه با اربابان امریکایی خود نکند دست بردار نیستند . دیک چینی معاون بوش روزی گفته بود که باید ریشه مردم ایران را خشکاند و او فعلا با مزدورانش در داخل ایران اقدام به این جنایات کرده و میکند . اهل سنتی که مدعی احداث مسجد در تهران نیز هستند دیگر اصلا قابل اعتماد نیستند که احیانا به انها پست و مسئولیت و یا امکانات برای احداث مسجد داد. انها بشدت غیر قابل اعتماد و دشمن مردم ایران هستند و با این کشتاری که در این چند سال راه انداختند چاره ای جز بیرون کردن انها از ایران وجود ندارد و مردم ایران دست انانی که ریشه این قوم مجوس و نکبت را بکند میبوسد. انشاالله.ای اهل سنت بکشید ما را ملت ما از شهادت باکی ندارد و با شهادت زنده تر میشود

 اطلاعیه زیر نیز از یکی از گروهای اهل سنت هست که پروایی برای خون ریختن مسلمانان مانند اسلاف خود ندارند . ایا با وجود دشمنی اهل سنت با مردم ایران انها بازهم جایی در دل این مردم دارند .

اهل سنت فرزندان چه کسانی را به خاک و خون میکشانند.اهل سنت فاتحه ی خود را خواندند.حال مولوی عبدالحمید بازهم فریاد بکشد که ما مسئولیت میخواهیم.به مولوی عبدالحمید تبریک عرض میکنم.

 

گروه جدیدی به نام حرکت جهاد اهلسنت ایران مسئولیت بمب گذاری در حسینیه شیعیان شیراز را بر عهده گرفت به این اطلاعیه توجه فرمایید

 

بنام پروردگارعدالت خواهان

حرکت جهاد اهل سنت ایران اعلان می نماید با توجه به ظلم ها وبی عدالتی هایی که در حق اهل سنت ایران صورت می گیرد و با توجه به نوپا بودن بیشتر ا فراد آن که از ا قوام مختلف اهل سنت ایران متشکل شده اند براثر حالت اضطراری بعد از اعدام دو تن از علمای مظلوم اهل سنت ایرانشهر رسما عملیات های خود را که قرا ربود از مهر ماه ۸۷آغاز نماید از تاریخ 25 فروردین ماه در شیراز آغاز نمود ه  ودر این عملیات موفقیت آمیز مجاهدان راه حق موفق شدند بیش از بیست  نفر رابه هلاکت رسانده و  دویست   نفر را زخمی نمایند و این اولین اخطاریست از طرف حرکت جهاد اهل سنت  به حکومت گران ظلم واستبداد .. . .. که دروازه ی ظلم وستم را بر روی اهل سنت ببندد وحقوق ملی ومذهبی آنان که سی سال است توسط نمرود های زمان گرفته شده است را باز پس دهد اما در صورت عمل نکردن دولت به خواسته های اهل سنت واستمرار ظلم وستم بر جوانان وعلماء وتمام اقشار جامعه ی اهل سنت ایران  .  این حرکت آمادگی ضربه زدن بر ریشه های این نظام فاسد را در اکثر استان های کشور دارا می باشد و در هر زمان می تواند عملیات های خود را انجام دهد وچون حکومت استبدادی ایران در بیشتر نقاط کشور بر روی بیگناهان است مطمئنا ما هم به تمام اقشار شیعه مذهب خواهیم تاخت وبه هیچ کس اعم از زن ومرد وپیر جوان شان رحم نخواهیم کرد .

درضمن بخاطر این که مجاهدین بتوانند خود را به جای امن برسانند و گروه فرهنگی حرکت از آمار دقیق زخمی ها وکشته شدگان مطلع شوند اطلاعیه را دیر به اطلاع شما رساندیم.

 

 

                                                    حرکت جهاد اهل سنت ایران

 

مطالب فوق با ایمل تفتان ارسال شده است

 

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 ساعت 21:36 | لینک ثابت |

 

به خبر خوشحال کننده ی ذیل که توسط وبلاگهای متعدد و محارب اهل سنت با اب و تاب منتشر شده است توجه فرمایید

شهرهای کردستان که اکثریت جمعیت آن را اهل سنت تشکیل داده است امروز به طور وسیع این شایعه در میان مردم رد و بدل میشد که هنگامی که سخنران حسینیه سیدالشهدا در شیراز در مورد خلیفه دوم مسلمانان حضرت عمر فاروق سخنرانی میکرده و با الفاظ زشت و بی حرمتی ازاو نام برده است ناگهان یکی از خمپاره‌های تزینی به جامانده از جنگ منفجر شده و مردم در تحلیلهای مذهبیشان این را معجزه عمر بن خطاب میدانستند. این شایعات با اظهار نظر تنی چند از مسولان قوت گرفته که در خبرهای بخشهای مختلف خبری اظهار داشته‌اند که سخنرانی حجت الاسلام انجوی نژاد در حسینیه شیراز در شب گذشته در مذمت وهابیت بوده است

حال توجه بفرمایید که نام مبارک فرزندان رسول خدا در همه ی محافل و مجامع به عنوان واسطه فیض برای شفا و حل و فصل مصائب و گرفتاری ها و به عنوان امام رحمت و مهربانی یاد شده است و این برای شیعه افتخار هست

اما افتخار اهل سنت این هست که مرده ی یک غاصب هم ادم میکشد و بی دلیل نیست که پیروان فردی که غاصب فدک بود به اسم بهشت رفتن وتوسعه اسلام ادم و مسلمانان را و پیروان فاطمه ی زهرا دختر حضرت رسول اکرم را سر میبرند و میکشند ومثله میکنندو فریاد وا اسلاما را به تاسی از امریکاییان سر میدهند .عجب روزگاری هست که اسم این غاصب هم ادم میکشد
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 ساعت 12:35 | لینک ثابت |

پژاک، گروه شورشی سنی صهیونیستی جدایی طلب کرد،هشدار داده است که آنها توانایی حمله به مردم  در خاک ایران را دارا هستند.

این گروه قاتل همزمان با گروهایی از اهل سنت استان سیستان و بلوچستان جداطلب و در کشتار انسانها قهار هستند . اهل سنت این استان از طرق مختلف به بهانه های متعدد از جمله وعده ی بهشت رفتن دست به کشتار شیعیان و انسانها میزنند . انها دل در گرو امریکا و اسراییلی ها دارند . سر کرده ی انها در ایران مولوی عبدالحمید و در خارج مولوی عبدالمالک ریگی هست.

روناهی احمد،از اعضای دفتر سیاسی پژاک در مخفیگاه این گروه در کوههای قندیل در شمال عراق، اعلام کرد که شورشیان کرد سنی آمادگی لازم برای مبارزات طولانی با تهران را دارند.

وی گفت: ما نمی توانیم دست بسته بنشینیم در حالیکه ایران ما را از پایگاه های روزانه مان بیرون می کند. وی در ادامه گفت:ما توانایی رویارویی با ایران در تهران را داریم و تسلیم تهدید هیچ کسی نخواهیم شد.

وی اظهار داشت که این گروه اخیراً به مردم ایران در مرز این کشور حمله کرده است.

روناهی احمد اظهار داشت که شورشیان پژاک ماه گذشته وارد شهر ماهکوک در شمالغرب ایران شده و ده ها ایرانی را به قتل رسانده اند. در حمله ای مشابه در مریوان 6 ایرانی جان باخته اند.

وی گفت:دولت ایران باید بداند که ما بخوبی مجهز و مسلح بوده و می توانیم مناطق مورد نظر خود درون خاک ایران از شمالغرب گرفته تا تهران را مورد هدف قرار دهیم.

وی اظهار داشت که چنانچه تهران به سیاستهای محمود احمدی نژاد،رئیس جمهوری ایران  ادامه دهد،نبرد شدیدی در انتظار آنها خواهد بود و منطقه ای که ما در آن مستقر بوده و در آن قادر به عملیات هستیم،در صورت بروز درگیری تکان شدیدی خواهد دید

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 ساعت 7:20 | لینک ثابت |
 

http://fardanews.com/show/?id=49920

فیلم انفجار در هیئت ره پویان شیراز

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 ساعت 21:9 | لینک ثابت |

بيش از 90 درصد از رسانه هاي خارجي اخبار انفجار شب گذشته شيراز را نقل كرده و برخي نيز به ارائه تحليل هايي در اين مورد پرداختند.

شبكه تلويزيوني العربيه گفت: اين نخستين باري است كه در مناطق غير مرزي ايران همچون استان فارس انفجاري رخ مي دهد و تاكنون اين قبيل اتفاقات اغلب در مناطق مرزي رخ مي داده است.

چندي پيش شيخ سمير قاوندي امام جماعت يكي از مساجد اهواز مورد تهاجم قرار گرفت اما خوشبختانه وي فقط مجروح شد.

چندي پيش در 2005 و 2006 سلسله انفجاراتي در زاهدان و خوزستان و كردستان توسط اقليت سني ها نيز رخ داد.

شبكه تلويزيوني الجزيره نيز نوشت: حدود 110 نفر در اين انفجار كشته و10 نفر كشته شدند.

اين شبكه آورده است: نيروهاي امنيتي شيراز جنايتكارانه بودن اين انفجار را نفي كرده اند.

پايگاه اطلاع رساني اسلام البشير نيز ضمن انتشار اخبار اين انفجار و پي گيري آمار كشته شدگان در تحليل خبري ادعا كرده است: اين انفجار در حالي رخ مي دهد كه ايران دو تن از علماي سني مذهب و روساي مدرسه دار الفرقان(وابسته به گروهک عبدالمالک ریگی ) در زاهدان را اعدام كرد.

ميدل است آنلاين نيز با اشاره به انفجار زاهدان و كشته شدن 13 تن از نيروهاي سپاه در آن در گزارشي آورده است: پس از پيروزي انقلاب اسلامي در 1979 اين گونه اقدامات در ايران و برهم زدن امنيت بسيار نادر بوده است.

برخي رسانه هاي خارجي برآنند تا دامن زدن به تعدد قوميت ها در ايران از آب گل آلود ماهي بگيرند. شایان ذکر است که برخی از اهل سنت معاند و محارب سیستان و بلوچستان از اینکه تعدادی از هموطنان شیعه کشته شده اند در پوست خود نمی کنجند . انها به پروژه ی امریکایی ایجاد اختلاف قومی و مذهبی دل خوش کرده اند.و امیدوارند که امریکاییان به انها گوشه ی چشمی هم نگاه کند.

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 ساعت 21:6 | لینک ثابت |

 حدود يك و نيم تن مواد مخدر در دو هفته گذشته در سيستان و بلوچستان از قاچاقچيان که عمدتا از اهل سنت میباشند كشف و ضبط شده است

قابل ذکر است که هزارو 455 كيلوگرم مواد مخدر از قاچاقچيان خون اشام اهل سنت در استان كشف و ضبط شده كه بيش از 79 كيلوگرم آن كريستال و بقيه ترياك است این مواد مجانی در اختیار برخی بلوچهای معاند با نظام و مخالف شیعه گذاشته میشود که هدفشان فروش به قیمت نازل به شیعیان میباشد تا به زعم خود ریشه شیعیان را کنده و امرین و مباشرین به بهشت بروند
نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 ساعت 21:5 | لینک ثابت |

نتيجه گيري كلي حادثه تاسوكي از زاويه اي دقيقتر

 آیا كمربند امنيتي ايران ناگسستني است .

وقوع حوادث تروريستي گفته شده در استان سیستان و بلوچستان همراه با اوج گيري تحركات تجزيه طلبانه گروههاي وابسته پژاك ،كومله و دموكرات در استانهاي آذربايجان غربي و كردستان و تشديد فعالتيهاي قومگرايانه در خوزستان ، نشان مي دهد كه تعمداً و با برنامه  بخشي از محيط امنيتي جمهوري اسلامي ايران مورد تهاجم قرار گرفته است .

در تحليل ريشه ها و اهداف اين گونه تحركات تروريستي ، شرورانه و قومگرايانه ،سئوالات متعددي مطرح مي شود كه برخي از آنها عبارتند از :

*- آیا بستر اين گونه حوادث را بايد در كشور جستجو كرد يا آنكه منشا خارجي دارد ؟

*-وزن عوامل داخلي را در بروز و ظهور اين حوادث بايد سنگين تر دانست يا خارجي را ؟

*-آيا جنس حادثه تاسوکی و ثارالله و .... با وقايع خوزستان و تحركات پژاك مشابه است يا متفاوت ؟

*-آيا قوميتها در جمهوري اسلامي ايران در حوزه فرصت هستند يا تهديدها ؟

*-نقش اعتراض هاي حاشيه عليه متن در حوادثي چون تاسوکی چگونه است ؟

*-آيا این حوادث نشان دهنده اوج گيري واگرايي قومي –مذهبي در ايران است ؟

*-آيا مي توان ميان حوادثي چون سیستان و بلوچستان و تحركات پژاك با سياست مهار ايالات متحده ارتباطي برقرار كرد ؟

*-ناكامي هاي امريكا و انگليس در عراق و افغانستان ، به چه ميزاني در بروز و ظهور اين گونه حوادث نقش ايفا مي نمايند .

*-كم كاري و اهمال كاري دستگاههاي امنيتي و نظامي در بروز اين رويدادهاي امنيتي به چه ميزان بوده است ؟

*-تاثير عملكرد ضعيف قوه قضائيه در گسترش حوزه عمل اشرار به چه ميزان بوده است ؟

*-فلسفه راه اندازي شبكه هاي متعدد كه در طول يكسال گذشته توسط موسسات مطالعاتي «امريكن اينتر پرايز» ،شوراي سياست خارجي امريكا ، هريتيج ،رند ،كارنگي ،واشنگتن پرايز ، با چه هدفي بوده است؟

*-چه ارتباطي ميان تدارك جنگ شيعه -سني در عراق و بيانيه علماي درباري وهابي در عربستان ،با حوادث تروريستي ايران   وجود دارد ؟ آيا رد پاي سرويس هاي امنيتي بيگانه را مي توان در اين گونه حوادث جستجو كرد ؟

*-بزرگنمايي ها و پوششهاي هماهنگ شده شبكه هاي تلويزيوني منطقه همچون الجزيزه و العربيه و بي بي سي و راديو فردا و راديو رژيم صهيونيستي را دراين حوادث چگونه مي توان ارزيابي كرد ؟

*-مطالعات اخير سران كومله ،دمكرات ،پژاك ،منافقين ،پان عربيست ها و فدائيان خلق با مقامات سياسي كاخ سفيد و چهره هاي برجسته نومحافظه كار همچون مايكل لدين ،زلماي خليل زاد و نيكلاس برنز را در چه محيطي بايد تحليل كرد ؟

*-آيا تحركات قومي ،قبيله اي و مذهبي در ايران را بايد در راستاي پروژه فشار منطقه اي امريكا ،انگليس و رژيم صهيونيستي بر جمهوري ايران دانست ؟

*-تدابير دستگاههاي امنيتي كشور در قبال  قرار گرفتن موضوع اقوام ايراني در مركز تحقيقات ارتش آمريكا و سپس اجرايي شدن آن توسط واحدهاي عملياتي  چگونه بوده است ؟

*-تاسيس بزرگترين سفارت امريكا در دنيا كه در بغداد كليد خورده و حتي آب و برق و سوخت آن به صورت مستقل و مجزا از شهر بغداد تامين مي شود ، در راستاي كدام طرح و برنامه اي مي باشد ؟ و چرا بايد بزرگترين سفارتخانه رژيم صهيونيستي در منطقه خاورميانه و آسياي ميانه قفقاز ، در همسايه شمالي ايران يعني جمهوري آذربايجان تاسيس گردد؟

*-چرا مايكل لدين صهيونستي ، كه از وي به عنوان طراح اصلي حمله امريكا به عراق نام مي برند ؟ بايد مسئوليت ميز اقوام ايراني را در موسسه مطالعاتي « واشنگتن پريزم » وابسته به شوراي روابط خارجي امريكا برعهده گرفته از سران اقوام ايراني  براي نشست هاي تخصصي و منطقه اي ، دعوت به عمل آورد ؟

*-اگر امنيت را پيش نياز اقتدار و توسعه كشور بدانيم ،نفوذ و گسترش ناامني تا چه ميزان جنبه هاي دفاعي و بازدارندگي كشور را تحت تاثير قرار مي دهد ؟

*-چرا برخي گروههاي سياسي دركشوراصراردارند كه فضاي داخلي ، منطقه اي و بين المللي را عليه ايران بحراني نشان دهند ؟ آيا ما در شرايط ويژه اي بسر مي بريم ؟ وجود معضلاتي همچون فقر ، بيكاري ، وعده هاي فراموش شده ، تحركات احزاب سياسي و ... تا چه ميزان بسترهاي وقوع حوادثي چون سيستان و بلوچستان ،خوزستان و آذربايجان را مهيا نموده است .

*-دستگاههاي ديپلماسي كشور چه تدابيري را در جهت اعمال فشار به كشورهايي كه به تروريست ها و جانيان پناه داده اند ؟ انديشيده است ؟ تا چه زماني بايستي به صورت يكجانبه ،هزينه هاي ناامن سازي دشمنان را پرداخت نمائيم ؟

*-رسانه ها به ويژه رسانه ملي چه برنامه هايي را در جهت تبيين عوامل پشت پرده اين وقايع تدارك ديده است ؟

-ميزان يارانه هاي امنيتي در استان هاي مرزي به چه ميزان بوده است ؟

*-آيا مي توان ميان حوادث رخ داده در كشور با جنگ رواني امريكا عليه جمهوري اسلامي ايران كه در حوزه هاي   عراق ،افغانستان ،لبنان و فلسطين جريان دارد ارتباطي برقراركرد ؟ آيا امريكايي ها درصدد باز توليد يك بن لادن ايراني هستند ؟

*-آيا برهم زدن امنيت رواني مردم  استانهای مرزی در دستور كار دشمنان و بدخواهان ملت قرار گرفته است ؟

*-آيا در سيستان و بلوچستان معضلي به نام تحركات قومي وجود دارد يا آنكه معضل آن تحركات مذهبي و تفرقه ميان صفوف شيعه و سني است ؟

*-آيا تاكنون به كشورهاي همسايه اي كه اشرار در آن مأمن گزيده اند ،يادآور شده ايم كه بحران هاي قوميتي و قبيله اي در حالي كه تار و پود امنيت و هويت آنها را به مخاطره انداخته است؟

در پاسخ به اين سوالات و دهها سوال دیگرذكر نكاتي چند به روشن شدن زوايايي از اين بحث كمك شاياني خواهد كرد

 ادامه دارد.......

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 ساعت 20:9 | لینک ثابت |
فرمانده قرارگاه عملياتي فتح و انتظامي سيستان و بلوچستان از هلاكت يك شرور مسلح و دستگيري سه نفر ديگر در منطقه ايرانشهر خبر داد.سردار سرتيپ دوم محمد غفاري افزود:
ماموران انتظامي ايرانشهر با همكاري معتمدان و ريش سفيدان منطقه "دامن" اين شهرستان موفق به دستگيري سه شرور مسلح شدند. وي گفت: اين افراد كه سابقه قتل، راهبندان و سرقت مسلحانه دارند هفته گذشته با نيروهاي انتظامي در محور ايرانشهر خاش درگير شده بودند.

او ادامه داد: پس از اين درگيري تحقيقات لازم براي شناسايي محل اختفا و دستگيري اشرار توسط ماموران انتظامي انجام شد.

فرمانده قرارگاه عملياتي فتح گفت: نيروهاي انتظامي در ادامه پيگيريها با همكاري معتمدان محلي مخفيگاه اين گروه شرور را شناسايي و محاصره كردند.

وي افزود: در درگيري ماموران با اشرار سركرده اين گروه به هلاكت رسيد و سه نفر ديگر نيز دستگير شدند.

او بيان كرد: همچنين در اين درگيري سه قبضه سلاح كلاشينيكف به همراه مقاديري مهمات و يك دستگاه موتورسيكلت كشف و ضبط شد

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 ساعت 19:54 | لینک ثابت |

پرده اول

زمستان سال 1384 جمعی از فرماندهان امریکایی و سیاستمداران مطالبی علیه نظام گفتند که راهبرد اینده ی انهارا در مواجحه با انقلاب و کشور نشان میداد.انها گفتند که ایران دارای تنوع قومی و مذهبی هست بنابراین راهبرد جدید امریکا ایجاداختلاف در بین اقوام و مذاهب ایران هست تا از این رهگذر نظام و مسئولین درگیر شوند و کشور از تب و تاب سازندگی و پیشرفت باز بماند .. در این میان نظام هم در مقابل اقوام و مذاهب قرار میگیرد.

پرده ی دوم

دهمرده به عنوان استاندار استان سیسیتان و بلوچستان انتخاب شد.برخی از به اصطلاح نخبگان اهل سنت با این انتخاب مخالفت کردند اما سران قوم اهلسنت مشکلی نداشتند . انها در اوج محرومیت کسی را میخواستند که برایشان کار کند اما سران مذهبی که اکثرا هم خانوادگی از یک دیار هستند و در مسجد مکی اطراق کردندمخالف استاندار شدن دهمرده بودند

پرده سوم

انجمنی تشکیل شد به نام صدای عدالت توسط فردی به نام یعقوب مهر نهاد افقانی از طایفه توتی زهی ها تا فریاد وا استاندارا را سر دهد . او با همه ی مسئولین ارتباط برقرار کرده بود جز استاندار اما این فریادها زمینه ای شد تا با گروهی تروریست هم ارتباط بگیرند . صحنه ی فعالیت سیاسی باید با چند کار تروریستی رنگ و لعاب بگیرد بنابراین مهر نها د و عبدالمالک ریگی تازه هم دیگر را پیدا کردند باید دنبال فرصتی بود مهر نهاد با سرویسهای خارجی نیز ارتباط داشت و عبدالمالک ریگی را او با سرویسهای خارجی معرفی کرده بود

پرده چهارم

مراسمی به نام شهیدان دولتی مقدم در زابل تشکیل شده بود تعدادی از مسئولین استانی از جمله استاندار و فرماندار در ان شرکت کردند مهرنهاد  تماسی باعبدالمالک ریگی گرفت تا از این فرصت استثنایی استفاده کند و استاندار و فرماندار را بکشد و یا گروگان بگیرد برنامه ریزی ها از دوهفته قبل کاملا چک میشد.مخالفین باید استاندار را توسط عبدالمالک ریگی ترور کنند

پرده پنجم

عبدالمالک ریگی با مهماتی که از پاسگاه ناهوک به غارت برده بود وبا تعداد ده نفر از نیروهای زبده و بلوچ خودش که اکثرا از طایفه ریگی بودند. و تعداد بیست نفر افغانی اجیر شده خود را به نقطه ای که از قبل توسط مهرنهاد برای او مشخص شده بود به نام تاسوکی رساند تا در ساعتی معین عملیات خود را انجام دهد اما ماشین استاندار از مقابلشان با سرعت رد میشود و دیگر ماشینها هم هم چنین.ولی کاری باید میکردند با مهرنهاد تماس گرفتند او عصبانی بود. دستور داشتند و باید از قومی و مذهبی تعدادی کشته شوند تا پروژه ی امریکاییان زمین نماند بنابراین عبدالمالک تعداد 23 نفر را ناجوانمردانه کشت تا از قوم سیستانی ها و مذهب شیعه انسان کشته باشد

پرده ششم

پروژه کلید خورد سیستانی ها باید تلافی میکردند انها باید با راهبندی و یا هر وسیله ی دیگری تعدادی از اهل سنت و بلوچها را میکشتند . اخر سی دی جنایت عبدالمالک در سطح شهر پخش شده بود و در ان گفته بود که یک بلوچ و یک سنی تعدادی شیعه و سیستانی را کشته هست این هم فیلمش ببینم چکار میکنید اما سیستانی ها شعور سیاسی شان را به دست امریکاییان نداده بودند تا در پروژه امریکاییان شرکت کنند . انها به جای تیر برای بلوچها و اهل سنت گل فرستاندند. پروژه به سنگ خورد.

پرده ی هفتم

مهرنهاد فریاد کشید . مولوی عبدالحمید هم فریاد کشید . فرد دیگری هم به نام محمود براهویی نژاد فریاد کشید که ایها الناس یکی و فقط یکی از دلایل ناامنی در استان استاندار بومی هست باید به خواست اهل سنت پاسخ داده شود والا بازهم ناامنی وجود دارد . خواسته ی اهل سنت اب و نان و جاده و رفاه نیست . خواسته ی انها برداشتن استاندار بومی مخصوصا دهمرده هست . البته نصف این پیام هم برای عبدالمالک ریگی بود تا او بداند که مولوی عبدالحمید نیاز به فضای ناامنی در استان دارد.

 

پرده هشتم

دارزین جاده ی بم و کرمان . 7 نفر مانند حادثه ی تاسوکی کشته شدند .خارج از استان سیستان و بلوچستان . مهرنهاد عصبانی میشود که چرا خارج از استان و این حادثه میتوانست در داخل استان اتفاق بیفتد حمید ریگی برادر عبدالمالک ریگی بار مواد مخدری را باید در کرمان تحویل صاحبش میداد عبدالمالک گفته بود سر راه برگشت چند نفری راهم مثل جریان تاسوکی بکشند . پیام از داخل ایران امده بود که حادثه تکرار شودو عبدالحمید ندادسته در دارزین کار را تمام کرد او از ایران فرار کرد اما چهار نفر از عواملش که افغانی و پاکستانی بودند کشته میشوند

پرده نهم

چند نفر از اسرای در بند عبدالمالک ریگی کشته و اجساد انها پس از مدتی تحویل خانواده ها میشود تعدادی از سرمایداران در سطح زاهدان نیز ربایش میشوند دامنه ی ناامنی ها شکل عوض میکند بازهم در تریبونها فریاد میکشند که در استان تا وقتی که دهمرده باشد ناامنی هم هست . کاوه سرمایدار کاشی فروشی هم ربایش میشود و عبدالحمید در تریبون میگوید که او به مسجد کمک کرده او باید ازاد شود و چند روز بعد او ازاد شد اما اخاذی از سایر گروگانها تا یک میلیلرد انجام میشود . مقداری از این پولها برای مهر نهاد هم فرستاده میشود

پرده ی دهم

عوامل زبده ی عبدالمالک ریگی به دعوت مهر نهاد به داخل زاهدان میایند. باید دامنه ناامنی را به قلب و مرکز استان کشاند . خانه ای برایشان اجاره میشود خانه های تیمی  دیگری هم تشکیل تا زنجیر وار با هم ارتباط داشته باشند ارتباطات بیشتر از طریق کامپیوتر انجام میشود تا مکالمات شنود نشود برادر مهر نهاد در امر کامپیوتر مهارت زیادی دارد.تعدادی از دیگر دوستان هم فراخوانی میشوند تاجنگ روانی را با وبلاگ نویسی راه بیندازند و از طرفی دیگربرای عوامل ریگی مثل یاسر و یاسین و... برنامه عملیات تروریستی طراحی میشود .

پرده یازدهم

قتلهای زنجیره ای رانندگان تاکسی شروع میشود زارع . ثانی حیدری و فلاحتی . اما در این بین برادر مهرنهاد که راننده ی تاکسی بود در امان میماند یکی از خودروها مقابل استانداری منفجر تا استاندار بوی باروت و صدای انفجار را بشنود تا خود مجبور با استفا شود . مولوی عبدالحمید این عمل را محکوم میکند اما باز هم میگوید ریشه ناامنی استاندار هست. خوردروی دیگر در حالی که پر از مواد منفجره بود چاشنی ان عمل نمیکند و گیر نیرورهای امنیتی می افتد .یک شب بعد در ملا عام جلوی چشم مردم خودروی گشت نیروی انتظامی به رگبار گلوله بسته و چهار نفر در دم کشته میشوند. دوروز بعد خودروی سوم در مسیر پاسداران کار و با انفجار ان تعداد 7 پاسدار کشته و 17 نفر به شدت زخمی میشوند تعداد کشته ها هرروز بیشتر میشود.مولوی عبدالحمید میگوید این کارها کار اهل سنت نیست اما باز هم میگید به مطالبات اهل سنت پاسخ داده شود

پرده دوازدهم

ناامنی تمام استان را فرا گرفته . تعداد کشته ها هر روز بیشتر میشود .باز هم مولوی عبدالحمید میگوید فرایند این کشتار عدم توجه به خواست اهل سنت در استان میباشد .همه ی این کشتارها هم توسط عبدالمالک ریگی اتفاق میافتد او نماینده ی همه اهل سنت شده است و فقط او میکشد و مولوی هم نماینده ی کل اهل سنت تا فریاد بکشد که خواست اهل سنت نبودن استاندار بومی هست.در این میان فردی به نام شنبه زهی دستگیر و اعدام میشود .با اعترافات او ده ها خانه تیمی دیگر نیز کشف و همه عوامل عبدالمالک شناسایی و دستگیر و بعضا اعدام میشوند اما دو نفر از عوامل زبده  عبدالمالک به نام یاسرویاسین فرار میکنند.سازمان تروریستی عبدالمالک داخل شهر زاهدان از هم میپاشد .

پرده سیزدهم

بعد از چندی مهرنهاد دستگیر شد برادرش ابراهیم هم دستگیر شد دو برادر دیگرش که یکی کارمند بیمارستان هست و دیگری راننده ی تاکسی به شدت از اعمال برادرشان ناراحت بودند.مهر نهاد به همه ی اعمال ننگین خود اعتراف کرد و او گفت که چگونه با عبدالمالک ارتباط داشته هست و نقش مولوی عبدالحمید در این بازی ها چه بود برادرش ابراهیم بعد از چندی ازاد میشود تا عقده اش را در جای دیگری خالی کند او سفری به پاکستان انجام میدهد تابا عبدالمالک ریگی دیدار کند و دیدار میکند عبدالمالک ریگی به اوخط میدهد که اگر دوست دارید برادرت مهر نهاد ازاد شود با ید دست به کار بزرگی بزنید . ابراهیم که نوجوانی بیش نبود با دوستان ماجراجویسش اقدام به گروگانگیری فرماندار شهر زاهدان میکنند که ناکام میماند و دستگیر میشود.

پرده چهاردهم

عبدالحمید برادر عبدالمالک در نوبندیان 17 نفر را به گروگان میگیرد انها را به خاک پاکستان میبرند تا شاید از این طریق زندانیان خود را از جمله مهر نهاد را ازاد کنند اما از شانس بدشان در دام نیروهای پاکستانی گرفتار و گروگانها ازاد و عبدالحمید فعلا در بند انهاست

پرده پانزدهم

از روزی که اختلافات قومی در ایران کلید خورد و مهرنهاد وارد صحنه سیاسی و عبدالمالک هم وارد فاز نظامی و مولوی عبدالحمید هم وارد فاز تحریک مردم شد طی دوسال حدود 50 نفر از مردم استان به اسم شیعه و سیستانی کشته شدند و در مقابل عوامل این جنایات نیز به دار مجازات اویخته شدند که تعدادشان به ده نفر هم نمیرسد اما یک پرده ی دیگر باید اتفاق بیفتد. باید باز هم کشتار بزرگی در استان اتفاق بیفتد باید فاز عملیاتها عوض شود.

پرده شانزدهم

محمد یوسف سهرابی از حوزه علمیه اش در نیکشهر اخراج میشود.میرود به پاکستان . در انجا به تور عبدالمالک ریگی بر میخورد . انها با هم مذاکره میکنند که در ایران باید کاری کرد . باید علما در فرایند کارهای تروریستی با ما کمک کنند اگر علما وارد شوند چون از حمایت مردمی برخوردارند دولت با انها نمی تواند برخورد کند و چاره ای جز کنار امدن ندارد محمد یوسف به عبدالمالک قول میدهد که در ایران زمینه برای مبارزه وجود دارد . او برمیگردد . و یک راست به سراغ مولوی عبدالقدوس میرود و میگوید پدر خانم وداییت را رژیم سم داده و کشته است . تو باید انتقام بگیری من با عبدالمالک ریگی صحبت کردم او حاضر شده به ما کمک کند اگر امادگی دارید بسم الله.عبدالقدوس با خانوادهاش مشورت میکند . دوست دارد تا با عبدالحمید هم مشورت کند اما او را قبول ندارد و مگوید او صاحب منصبی را بعد از مولوی عبدالعزیز غصب کرده است.اما به تنهایی تصمیم میگیرد تا امکانات در اختیارش را در خدمت عبدالمالک ریگی برای انتقام از خون پیرمرد 85 ساله بگذارد.توسط سهرابی عوامل عبدالمالک به داخل ایران مایند و درحوزه ی خواهران اطراق تا در ساعتی مشخص خیل عظیمی از مردم از جمله فرماندار و امام جمعه زاهدان و تعدای از مسئولین کشته شوند جمعیت این خون ریزی باید بالای 100 نفر میبود و با این کار فاتحه سیاسی استاندار قطعا خوانده میشد و اهل سنت مسجد مکی هم به ارزویش میرسید.اما دست خدا صدا ندارد و جریان لو میرود و چند نفر نیروی زبده ی عبدالمالک کشته و عوامل همکار نیز از جمله مولوی عبدالقدوس و مولوی سهرابی دستگیر میشوند . در این میان افراد دیگری چون یاسر ستوان که معلم نیز بود دستگیر میشود . یاسر ستوان نیز پدرش در رژیم پهلوی ساواکی بود که بعد از انقلاب سرخورده و بازنشست میشود .یاسر ستوان هم باید انتقام پدر را از رژیم میگرفت

پرده هفدهم

اگر جریان حوزه علمیه چاه جمال لو نمیر فت چه اتفاقی می افتاد

.یک بمب در مسجد ال رسول منفجر میشد که طی ان ده ها نماز گذار باید کشته میشدند.بلافاصله یاسر و سایر عوامل عبدالمالک به کشور پاکستان میگریختند و مولوی عبدالقدوس در پوست خود نمیگنجید .او شاهد تیکه تیکه شدن ده ها انسان بیگناه شیعه بود اما بعد از نماز باید در کلاس درسش حاضر شود تا دانش اموزان او درس دین و محبت پیامبر بیاموزند.مولوی عبدالحمید نیز این جنایت را محکوم و در تریبون نماز جمعه میگوید که در مرام اهل سنت خون ریختن وجود ندارد و انهایی که مردم را کشتند نه سنی هستند و نه شیعه.و مولوی عبدالقدوس به ریش مولوی عبدالحمید میخندد.مولوی یک بار دیگر میگوید ریشه ناامنی درحضور استاندارو عدم توجه به خواست اهل سنت هست اما او یادش رفت که قبلا گفته بود که جانیان و افراد عبدالمالک ریکی از اهل سنت نیستند اما چه میشود کرد باید یک چیزی گفت.

پرده ی هجدهم

 مولوی عبدالقدوس و سهرابی اعدام شدند.در مسجد مکی زاهدان ولوله راه افتاد که چرا نظام دونفر عالم سنی را اعدام کرد اما انها فکر نمکنند که این دو نفر عالم سنی حیثیت حوزه های علمیه را لکه دار کردند و اگر جنایت انها بوقوع میپیوست حرفی برای گفتن نداشتند.عوامل مسجد مکی گفتند که اعدام این دو عالم و مسایل بعد از آن (تحویل ندادن جنازه به خانواده)  هرگز به نفع حکومت نیست .

باید پرسید که چرا به نفع حکومت نیست . ایا اگر ده ها کشته به جای میماند به نفع حکومت بود یا به نفع مسجد مکی .چرا عناصر مسجد مکی حق اسلام را ادا نکردند و این علما را نصیحت نکردند که مقابل حکومتی که هزاران دشمن قسم خورده ی خارجی دارد اسلحه نکشند .عوامل مسجد مکی ناراحت بودند که اگر مسئولین قصد کشتن اینها را داشتند چرا چند شب متوالی از تلوریون نشانشان دادند؟ چرا آنان را به همه مردم استان معرفی نمودند؟ قبلا شاید تعداد کمی از مردم آنان را می شناختند ولی اکنون حتی زنان آنان را شناختند.

 چرا باید مردم استان افرادی را که قرار بود خون بریزند نشناسند . چرا مردم ندانند که در حوزه های علمیه اهل سنت چه اموزه هایی به طلبه ها میدهند . چرا باید علما دینی اهل سنت مردم را علیه حکومت بشورانند. ایا مردم بیگانه اند و یا نامحرم. چرا از تریبونها فریادهایی به گوش میرسد که فقط باید مسئولین بداننداما برای مردم گفته میشود.و مردم را تحریک میکنند . عوامل حوزه دارالعلوم میگویند بهر صورت  اعدام این دو روحانی می تواند تبعات زیادی در امنیت و مسایل مربوط به آن (وحدت و...)  داشته باشد .  اعدام این دو عالم می تواند خوراک تبلیغاتی خوبی برای مخالفان نظام فراهم نماید. احتمالا شاهد نا امنیهای بیشتری در منطقه خواهیم بود.

ایا مگر نظام با دشمنان خود زدو بند  دارد که مثلا دونفر معاند را که اعدام کند از تبعات ان بترسد. سید مهدی هاشمی هم یک روحانی  شیعه بود که او را هم با جرات اعدام کرد . شریعتمداری را هم محصورش کرد . منتظری را همچنین . و ده ها نفر دیگر را هم که مقابل نظام بایستند با بدترین وجه با انان برخورد میکند . دو مولوی معاند و محارب که دیگر جای خودش را دارد با عبدالله نوری برخورد کرد . تعداد زیادی روحانی خلع لباس شده اند . نظام بر سر حفظ خودش با کسی شوخی ندارد هشت سال با دشمنان جنگید هزاران نفر کشته شدند. اما از نظام دفاع کرد نظام با هیچ کس عقد اخوت نبسته نظام متعلق به مردم هست.مولوی و روحانی شیعه و سنی هم سرش نمیشود. اقتدار حکومت را همه باید پاس بدارند و حفظ ان برهمه واجب . 29 سال دشمنان دشمنی میکنند . دشمنی این دو روحانی هم اصلا به چشم نمیاید  باز هم دیگران دشمنی خواهند کرد بازهم عبدالمالکهای دیگری مردم را خواهند کشت بازهم عبدالقدوسهای دیگری خیانت خواهند کرد اما نظام مردمی کار خودش را خواهد کرد.نظام دشمن کم ندارد اگر میخواهد دیندار باشد تبعات ان هم را به دنبال دارد.هزاران تانک و هواپیما فرستادند تا ان را نابود کنند اما مردم از ان دفاع کردند و اینک چند مولوی و چند تروریست میخواهند باز هم با نظام دشمنی کنند اینها را هم نظام سرجایش مینشاند مردم برای انقلاب خون دادند مگر میگذارند که کسی با خون بچه های انها معامله کند.ده ها مولوی و روحانی و منافق را اعدام میکند اما با خون فرزندان این مردم با دشمن معامله نخواهد کرد.با این حال دشمنی دشمنان تمامی ندارد . اینکه بترسیم و بگوییم خداوند عاقبت همه را به خیر فرماید نهایت بزدلی و ترس هست . بخواهیم و نخواهیم دشمنی دشمنان ادامه دارد.انها کوتاه نخواهند امد و ما و نظام هم وظیفه ی خودش را انجام میدهد.از مولوی و مسجد مکی و دشمنان هم واهمه ای ندارد.

پرده نوزدهم

دشمنی و ایجاد اختلاف در بین اقوام ادامه دارد اشکال ان ممکن است تغیر کند پرده های دیگر ادامه خواهد داشت ریشه های ان را باید در مسجد مکی پیداکرد و بزودی به ان پرداخته می شود تا ببینیم که دشمنان کجا را نشانه رفته اند.

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 ساعت 12:25 | لینک ثابت |

تحميل اينگونه ناامني‌ها در كنار فقر اقتصادي حاكم بر منطقه و کشور های همسایه، حضور نيروهاي فرامليتي در نوار مرزي آن کشورها و كنترل يك سويه مرزهاي شرقي از جانب ايران به ويژه پس از پيروزي انقلاب اسلامي هزينه‌هاي گزاف و سنگيني را از حيث هدر رفتن منابع مادي و معنوي متوجه نظام و دولت کرده است .رفع و دفع مولفه‌هاي ناامني و تهديدهاي منطقه‌اي شرق كشور که عمدتا از آن سوی مرزها خیزش دارد در دهه اخير به سبب وجود برخي عوامل پشت پرده از جمله پشتيباني و حمايت پنهاني آمريكا و دشمنان نظام که اسناد و مدارك معتبراز جمله مارک حک شده ی USA روی مهمات گروهک عبدالمالک موید آن هست ، ضرورت توجه ويژه به مقوله ی امنیت مرزها ی منطقه را دوچندان می سازد .

مولفه "مقابله با گروه‌هاي شرورکه در کشورهای همسایه پایگاهای امنی حتی تحت حمایت امریکا دارند" گوياي اين واقعيت است كه در سال ۱۳۸۴در سه استان سيستان و بلوچستان، كرمان و خراسان جنوبي در مجموع ۱۹۳ گروه شرور فعاليت داشتند كه تاكنون با اقداماتي امنیتی رو به کاهش هست اما مگر دشمن دست بردار هست؟

بر اساس آخرين برآوردها اكنون ۱۱۰كاروان مسلح قاچاق، حمل و بارگيري مواد مخدر مجهز به سلاحهاي سبك و نيمه‌سنگين در گروه‌هاي سه تا ۳۰نفره از آن سوي مرزهاي شرقي كشور اقدام به حمل و ورود مواد افيوني به درون خاك جمهوري اسلامي ايران مي‌كنندو به راحتی اغلب ، بارشان را بسلامتی تحویل سرپلهایشان میدهند حال اگر بار ماشین این گروهکهای شرور تی ان تی و مواد منفجره و تخریبی و تجهیزات پیشرفته ی نظامی باشد جای سئوالی برای مسئولین مي ماند که چه شد که این محموله ها وارد خاک جمهوری اسلامی شد.؟.

موضوع حايز اهميت در اين خصوص آنكه توليد مواد مخدر در آن سوي مرزها پس از حضور نيروهاي فرامنطقه‌اي كه به بهانه تامين امنيت وارد خاك افغانستان شده‌اند بر اساس آمارهاي اعلام شده در مقايسه با سالهاي گذشته نه تنها كاهش نيافته بلكه افزايش چشمگيري نيز داشته است  آنها برای کسب سود سر شار حاضر به هر نوع ریسکی برای ناامن جلوه دادن مرزهای کشور هستند.

اكنون در آن سوي مرزهاي شرقي ايران و در كشورهاي همسايه ۳۱۷آزمايشگاه توليد و فرآوري مواد افيوني و تبديل آنها به هرويين، كراك و ... به صورت شبانه‌روزي و خارج از سامانه نظارت و كنترل دولتي فعال است كه سالانه در مجموع هزار و ۵۰۰تن مرفين و ۷۵۰تن هرويين توليد مي‌كنند.

بنابراین با گذر از نیات همسایه ها و اهداف دشمنان برنامه هاي دراز مدتي شامل طرح‌ريزي و تنظيم بخشنامه‌هاي مناطق ممنوعه، بكارگيري امكانات مردمي براي بومي‌سازي امنيت، جداسازي اشرار از صفوف مردم و فراخواني فريب خوردگان، ساماندهي نقاط و ميله‌هاي مرزي، شركت فعال و ارايه راهكارهاي امنيتي در كميته‌هاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي شرق كشور و اجرا عملياتهاي مردم‌ياري در كنار فعاليتهاي نظامي، انتظامي و مهندسي توجه ويژه‌اي به فرهنگسازي و اطلاع‌رساني مردمي از اولويتهاي برقراري امنيت پايدار در استان مي باشدتا از اين رهگذر مردم خود به عنوان متولي امنيت وارد عرصه شده و در راه انجام وظايف و ماموريتها با نهادهاي مربوطه همكاري كنند.

بطور قطع همراهي مردم علاوه بر آشنايي آنان با جرايم و پيامدهاي سوء آن ، بسترهاي لازم براي انجام بهينه ماموريتهاي مختلف در حوزه هاي امنيتي باعث میشود كه رويكرد امنيت و تقابل با گروهکهای شروری چون مالک ریگی کاملا مردمی شود

به دنبال توسعه و گسترش تحرك اشرار و گروهكهاي مخالف نظام به ويژه گروهك "ريگي" در دو سال اخير در سيستان و بلوچستان ماموريتهاي نظام نيز براي سركوبي و متلاشي كردن كامل عوامل مزدور اين گروهكها افزايش چشمگير يافته است.

دستگيري سريع و اعدام "شنبه‌زهي" عامل اصلي حادثه بمبگذاري و انفجار اتوبوس حامل كاركنان سپاه، كشف خانه تيمي گروهك تروريستي ريگي با اسناد و مدارك وابستگي به استكبار جهاني در زاهدان، دستگيري و معدوم كردن فردي به نام "ياسر" از گردانندگان اصلي اين گروهك و به دام افتادن سرشاخه‌هاي اصلي و عوامل عمده گروهكهاي مسلح و مخالف نظام كه مرتكب چندين جنايت و عامل كشتار مردم بي‌گناه بودند تا حدودی آرامش خاطر را برای مردم به دنبال داشته است اما این تمام کار نیست.

ادامه دارد................

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 ساعت 22:8 | لینک ثابت |

 

 

در تاریخ 21/1/87دو نفر مولوی به نامهای عبدالقدوس ملازهی ومحمد یوسف سهرابی به جرم مشارکت علیه امنیت ملی کشور و همکاری با اجانب و عوامل عبدالمالک ریگی که دستشان به خون ده ها بیگناه الوده هست وهمچنین اجازه به دشمنان ملت جهت استفاده از مدارس علوم دینی برای انبار کردن مهماتی که باید با ان مردم را میکشتند به اعدام محکوم و به دار مجازات اویخته شدند.بزرگترین جرم این دو ملعون قداست شکنی از مدارس علوم دینی هست.مدارسی که میتواند عالم پرور باشد تبدیل به خانه های تیمی و انبار مهمات برای خون ریختن و کشتن انسانها شده بود.توهین به مدرسه و مراکز علوم دینی از جانب هرکس که باشد محکوم میباشد . و این را همه ی علمای دینی اهل سنت اعلام کردند.این دو ملعون با این کارشان کاری کردند تا مردم به مدارس علوم دینی مثل مساجد ضرار نگاه کنند . انشاالله که این طور نباشد.و لازم است تا سایر علما دامنشان را از اعمال این دو جانی پاک کنند .اما اطلاعیه دادگستری که به مناسبت اعدام این دو ملعون صادر شده است ذیلا تقدیم میشود .

تحلیل ان باشد تا بعد.

اطلاعيه رييس كل دادگستري استان درخصوص حكم اعدام دو تن از مخلان امنيت استان

رئيس كل دادگستري استان سيستان و بلوچستان در خصوص حكم اعدام دو تن از مخلان امنيت و مسببين ايجاد تفرقه بين شيعه و سني كه صبح امروز اجراشد اطلاعيه اي صادر كرد :

 

 متن اين اطلاعيه چنين است :

بنام خداي قهار منتقم

انما جزادالذين يحاربون ا.. و رسوله و يسعون في الارض فسادا ان يقتلو او يصلبو او تقطع ايديهم و ارجلهم من خلاف

آناني كه با خداي ذوالجلال و رسولش مي جنگند و آنهايي كه در زمين فساد مي نمايند و با ايجاد رعب ووحشت ارامش را از مردم مي گيرند ، جزايشان قتل است و به دار آويختن و يا قطع دست و پايشان

سوره مائده ايه 33

مردم خداجو و هميشه در صحنه استان سيستان و بلوچستان ماقسم خورده ايم با عدالت و دقت شرعي حدود الهي را بدون فوت وقت در باره مجرمان اجرا نماييم .

مردم غيرتمند استان گواهاني صادق اند كه در دستگاه قضايي تنها جرم وجنايت در نظر گرفته مي شود و در صدور احكام شيعه و سني ، فارس و بلوچ ، شهري و روستايي ، مولوي و روحاني در ترازوي عدالت مساويند

مولوي نماياني كه حوزه علميه ، مسجد و مدرسه را لانه شوم تروريست ها قرار دادند

توسط نيروهاي جان بر كف امنيتي و انتظامي در صحنه جرم و جنايت دستگير شده و امروز به دار مجازات و به كيفر اعمال ننگين خود رسيدند

كساني كه با تمهيد مقدمات و جمع آوري انواع سلاح و مهمات براي انجام جنايات مسلحانه در استان و ايجاد تفرقه بين شيعه و سني بناداشتند خون اين ملت بي گناه را بريزند و مانع اسايش و امنيت و توسعه اين سرزمين شوند

اين پيام رسانان وحشت ومرگ براي مردم بي دفاع اختلاف افكني ميان دو مذهب و مرام را درپيش گرفتند

در ترازوي عدالت تفاوتي بين روحاني و مولوي با ساير مردم نيست و بلكه جرايم اينان با مجازات شديدتري روبروخواهد بود

همه بدانند جامعه بزرگ ايراني اعم از مذهب و طوايف مختلف و دستگاه هاي قضايي ، امنيتي و انتظامي اجازه بر افروختن آتش نفاق و اختلاف را توسط هر كسي در هر لباس ، مسلك و مذهب و از هر تريبون و جريده اي نخواهند داد

امروز اختلاف افكني و تحريك مردم با هر عنوان و قلم از ناحيه هر فردي ، جرميست نابخشودني و قابليت پيگرد قانوني دارد همان گونه كه قتل و جنايت وايجاد ترس و ناامني و قاچاق مواد خانمانسوز مواد مخدر ، پشتيباني ازجنايتكاران ، مجازات مرگ را به دنبال خواهد داشت

محمد ابراهيم نكونام رئيس شوراي قضايي شرق كشور و رئيس كل دادگستري سيستان و بلوچستان

لازم بذكر است دو تن از مجرمان دستگير شده در حادثه تروريستي آذرماه سال گذشته در چاه جمال ايرانشهر كه قصد داشتند با همكاري گروهك تروريستي عبدالمالك دست به اقدام تروريستي بزنند اعدام شدند

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 ساعت 12:31 | لینک ثابت |
شيخ الامري رهبر شيعيان عربستان است كه بخاطر مواضع شيعي خود در دفاع از ائمه اطهار (ع) سالها در زندان وهابيون به سر برده است و يكبار نیز از طناب دار نجات يافته است. 
سال‌ها پيش اعلاميه هايي در دفاع از شيعيان و حقوق آنها در عربستان و بويژه شهر مدينه بین اقشار مختلف مردم پخش می شد و حكومت پادشاهي عربستان طي چند روز بسياري از شيعيان را دستگير و سال ها آنها را به زندان انداخت.شيخ الامري رهبر شيعيان عربستان به اصرار وهابي ها از حكومت عربستان، به زندان افتاد و با شكايت وهابي ها، دادگاه سعودي وي را به اعدام محكوم كرد.

شيخ الامري پس از چندماه زنداني شدن، سرانجام خود را براي اعدام آماده كرده بود.

البته دادگاه عربستان جرم وي را پخش اعلاميه عليه حكومت و شوراندن شيعيان عليه پادشاهي این کشور عنوان كرد كه در واقع اقدام وي در جهت دفاع از حقوق شيعيان و پايان داده به بي حرمتي هاي وهابيون عليه شيعيان بود.

شيخ الامري در يك مراسم حج در سال 79 در گفتگويي با يكي از ائمه ‌هاي جمعه ایران كه در مدينه بسر مي برد، اين خاطره را تعريف کرد که همه چيز دست به دست هم داد تا من را اعدام كنند و پس از چندماه زنداني شدن سرانجام روز اعدام فرا رسيد.

من را در ملأ عام و مقابل ديدگاه هزاران شيعه و برخي عاملان حكومت به پاي چوبه دار بردند و طناب را به گردنم انداختند.

به حضرت زهرا توسل کرده و زير لب با خودم گفتم "یا حضرت زهرا من فقط براي دفاع از شما و آبروي شما به پاي چوبه دار آمده ام. یاری ام كن".

وقتي طناب دار را كشيدند پس از حدود 30 ثانيه طناب پاره شد و من بی هوش شدم و ديگر چیزی از آن لحظه هم بیاد نمی آورم. وقتي به هوش آمدم 35 روز گذشته بود و در يكي از بيمارستان‌هاي مدينه بستري بودم و فهمیدم نجات يافته بودم.

طبق قانون كشور عربستان اگر كسي به هر طريقي از طناب اعدام نجات يابد ديگر هيچ اتهامي متوجه او نيست و كاملا آزاد است.

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 ساعت 21:4 | لینک ثابت |

نقش کشورهای همسایه در امنیت  پایدار مرزها ی شرقی

 

همواره يكي از دغدغه‌هاي اساسي مسوولان كشور برقراري و ايجاد امنيت ملي بوده كه براي نيل به اين مهم، توجه به مناطق مرزي به ويژه مرزهاي شرقي در اولويت برنامه‌ريزيها و راهبردهاي كلان قرار گرفته است.

همسايگي مناطق شرقي ايران با دو كشور بحران‌زاي افغانستان و پاكستان كه به علت برخي چالشها و عوامل داخلي كمترين نظارت و كنترل را بر نواحي همجوار خود با جمهوري اسلامي ايران اعمال مي‌كنند همواره باعث بروز مشكلات مختلف امنيتي و تحميل ناامني بر اين منطقه از كشور شده است.

كاهش و به حداقل رساندن متغيرهاي گوناگون ناامني در اين مناطق در رديف مهمترين اهداف مسوولان نظام بوده و به همين منظور راهكارهاي مختلفي نيز براي رفع آنها انديشيده شده است.

در اين ميان سفر مقام معظم رهبري و فرماندهي كل قوا در سال ۱۳۸۱به سيستان و بلوچستان و تاكيد معظم‌له بر ايجاد امنيت پايدار در شرق كشور با هدف توسعه و زدودن چهره فقر و محروميت در بخشهاي مختلف اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي نقطه عطفي در تاريخ اين منطقه از جمهوري اسلامي ايران به شمار مي‌رود.

به دنبال تاكيد مقام معظم رهبري بر اين مهم "شوراي توسعه شرق كشور" براي استفاده بهينه از ظرفيتها و توانمنديهاي منطقه‌اي در دولت نهم به رياست معاون اول رييس جمهوري اسلامي ايران فعال شد.

چرا شرق کشور ایران در نگاهي كلي، به لحاظ همجواري با دو كشور عمده توليدكننده موادمخدر و وجود برخي متغيرهاي تاثيرگذار بر امنيت داخلي و خارجي در زمره حساسترين مناطق كشور قلمداد مي‌شود؟

پیشتر گفتیم که اين استان با 11 در صد کل مساحت کشور در طول تاريخ در بسياري از دوره‌ها مورد تاخت و تاز اقوام مهاجم همسايه قرار گرفته است.

وجود بيابآنها و سرزمينهاي كويري وسيع به ويژه در دو حوزه استآنهاي سيستان و بلوچستان و خراسان جنوبي به عنوان مناطق سرحد شرقي كشور زمينه و بسترهاي لازم را براي تحميل چالشها و ناامني‌هاي داخلي دو كشور همسايه به آنسوي مرزهاي خود و در درون خاك جمهوري اسلامي ايران فراهم كرده است.

حجم فراوان تردد اتباع خارجي به داخل مرزها ، گرو‌گانگيري، قاچاق و حمل گسترده موادمخدر، ورود سلاح غيرمجاز و گسترش دامنه شرارت از جمله چالشها و عوامل ايجاد ناامني منطقه‌اي و حتي ملي است كه از خارج و آنسوي مرزها به استانهاي شرق كشور تحميل مي‌شود.

 ساختار پيچيده سياسي كشورها ی همسایه و توان سران طوايف و قبايل به عنوان بازيگران و نيروهاي نوظهور كه از قدرت و نفوذ بسيار فوق‌العاده و جايگاه موثرتري حتي در مقايسه با دولت در صحنه اجتماعي برخوردارند، اين اجازه را داده كه خارج از اراده و كنترل حاكميت به ايفاي نقش بپردازند.

قبايل كه بيشتر در مناطق سرحدي سه كشور ايران، پاكستان و افغانستان ساكن هستند كنترل مرزي دولت و نيروهاي مسلح را تحت شعاع فعاليت خود قرار داده و به همين علت دولتهاي افغانستان و پاكستان رغبت چنداني براي فعاليتهاي مرزباني، نظارت و كنترل مناطق مرزي با همسايه غربياز خود نشان نمي‌دهند.

وجود اين بازيگران(سران قبايل) عمده كه حاميان بيشتر و نيز تشكيلات و ساختار منسجم‌تري از احزاب سياسي اين دو كشور دارند باعث شده نفوذ دولتهاي پاكستان و افغانستان در مناطق قبيله‌نشين هم‌مزر با ايران از جمله بلوچستان به عنوان پرجمعيت‌ترين ايالت پاكستان بسيار ناچيز و در شعاع محدود باشد.

به همين علت و در خارج از حوزه كنترل و نظارت دولتهاي اين كشورها نوار مرزي هزار و ۳۰۰كيلومتري استان سيستان و بلوچستان همواره شاهد ورود انواع عوامل تهديدزاي امنيتي به درون خاك جمهوري اسلامي ايران بوده است.

ادامه دارد.......

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 ساعت 20:37 | لینک ثابت |

- قاضي خب ادامه بده

-بعد رفتيم داخل شهر تا ماشين نيروي انتظامي را مورد حمله قرار دهيم .

- قاضي نقش شما در ترور ماموران نيروي انتظامي در بزرگمهر چه بود

-نقش من اين بود كه از ماشين پياده شوم و تيراندازي كنم

- قاضي خب دقيقاً توضيح بده ، چند نفر بوديد و چگونه اقدام كرديد

-من بودم ،ياسر بود ،يونس و عبدالغني

- قاضي چه سلاحهايي داشتيد

-هر كدام يك اسلحه كلاش داشتيم

- قاضي ماشين ديگري هم شما را همراهي مي كرد

-بله پيكان ديگري هم بود

- قاضي آنها چه كساني بودند . آيا مسلح بودند .

-عبدالمنان و....الان حضور ذهن ندارم . بله مسلح هم بودند .

- قاضي نقش آنها چه بود

-فيلمبرداري مي‌كردند و مراقب بودند تا بعد با كمك آنها فرار كنيم

- قاضي خب ،توضيح بده چه كساني از ماشين پياده شدند و چه كرديد ؟

-من ،ياسر ،يونس و عبدالغني از ماشين پياده شديم و به سوي خودروي پرسنل نيروي انتظامي شليك كرديم .

- قاضي شما چه تعداد تيز شليك كردي

-فكر كنم 14 تير شليك كردم

- قاضي: از داخل پيكان هم كسي شليك مي كرد

-بله عبدالمنان شليك كرد و پياده شد كه به همين خاطر ياسر خيلي عصباني شد و گفت تو حق نداشتي پياده شوي ، چون ممكن بود تيرها به ما اصابت كند.

- قاضي :گلوله هايي كه تو شليك كردي به چه كسي اصابت كرد

-نمي دانم ،نمي شناختم ،فقط رگبار گرفتم

- قاضي: آيا سلاح هاي نيروي انتظامي را هم سرقت كرديد .

-بله ياسر و يونس درب خودرو را باز كرده و دو قبضه اسلحه كلاش را برداشتند .

- قاضي: زمان عمليات جسد شهيد فلاحتي كجا بود

-صندوق عقب پيكان

- قاضي: از كدام مسير فرار كرديد

-از پشت زندان

- قاضي: بعد چكار كرديد

-بعد برنامه عمليات بمب گذاري اتوبوس پرسنل سپاه را برنامه ريزي كرديم .

- قاضي: چه كسي مراتب را به اطلاع عبدالمالك مي رساند

- ياسر به وسيله گوشي ماهواره اي با وي صحبت مي كرد و دستورات لازم را مي گرفت

- قاضي :به عبدالمالك چه مي گفت

-نمي دانم جلوي ما صحبت نمي كرد .

- قاضي: خب ، قضيه شهادت بچه هاي سپاه را كاملاً توضيح بده ،كار اطلاعاتي اش مربوط به چه كسي بود و تحقيق ومراقبتهاي قبل از عمليات را چه كسي انجام مي داد . اينها را دقيقاً توضيح بده ؟

-طراحي اش را ياسر انجام داد . حدود 5 روز قبل از عمليات عبدالمنان صبح ها مي رفت تا ساعت رفت و آمد اتوبوس را دقيقاً برسي كند.

- قاضي: زمان عمليات را چه كسي تعيين كرد

-ياسر با عبدالمالك هماهنگ مي كرد . قراربود عمليات را شنبه يعني امروز انجام دهيم . اما ظاهراً ياسر با عبدالمالك صحبت كرده بود و چهارشنبه انجام داديم ، نمي دانم علتش چه بود .

- قاضي: ادامه بده

-يكي از افراد با ياسر تماس گرفت و گفت كه اتوبوس نزديك مي شود ، چون قرار بود ياسر اتوبوس را منفجر كند.

- قاضي: نقش شما چه بود

-من فيلمبرداري مي كردم

- قاضي: مسلح هم بودي

-بله يك كلت مگاروف و دو نارنجك داشتم

- قاضي: چرا اين نارنجكها را حمل مي كردي

-اينها را ياسر داد و گفت از خودت مراقبت كن و اگر مردم به تو نزديك شدند از آنها استفاده كن .

- قاضي: دراين مدت آيا آموزش هم ديده بودي ، در پاكستان يا هر جاي ديگر

-خير ،آموزش نديدم

- قاضي: پس نحوه كار كردن با سلاح را از كجا ياد گرفتي

-من خدمت سربازي كار كردن با اسلحه را ياد گرفتم

- قاضي: قبل از اينكه انفجار رخ دهد دوربينت را روش كرده بودي

-بله من داخل كوچه بودم و قبل از انفجار با دوربين فيلم مي گرفتم .فكر كنم هنگامي كه سوار موتور بوديم دوربين از دستم افتاد.

-قاضي :دوربيني كه در كنارش است را نشان مي دهد :

 قاضي: اين دوربين همان دوربيني بود كه جنايت بزرگمهر و صحنه به دارآويختن شهيد فلاحتي را فيلمبرداري كرديد

-بله همان دوربين بود.

- قاضي: مواد منفجره اي كه داخل پيكان جاسازي كرده بوديد ، چقدر بود .

-نزديك 70تا 80 كيلو تي ان تي

- قاضي: چه كسي اينها را آماده و جاسازي كرد .

-ياسر

- قاضي: خب چطور شدكه دستگير شدي

وقتي پا به فرار گذاشتم ، يك نفر به سمت من حمله كرد ، براي همين به طرفش چندين تير شليك كردم

- قاضي: آن شخص نظامي بود يا عادي

-از مردم بود . چون لباس راحتي برتن داشت و از داخل منزل بيرون آمده بود .

- قاضي: چند گلوله شليك كردي

-فكر كنم 5 الي 8 گلوله

- قاضي كان شخصي كه از نيروهاي خودتان بود را هم تو كشتي ،چرا

-چون ديدم ممكن است گير بيفتد و اطلاعات را لو دهد او را كشتم .

- قاض: شما قبل از اينكه سوار موتور بشوي دستگير شدي يا اينكه سوار شده بودي

-نه سوار موتور شده بودم كه دستگير شدم

- قاضي: شما چگونه از مرز وارد كشور مي شديد .

-به عنوان چترباز مي آمديم ، 2 الي 3 هزار تومان پرداخت كرده و عبور مي كرديم .

- قاضي: اعضاي گروه در پاكستان ،مسلحانه رفت و آمد مي‌كردند .

-بله ، دولت پاكستان با آنها كاري ندارد و تا به حال كسي از آنها را دستگير نكرده است .

- قاضي: دراعترافاتت گفته بودي كه به عنوان جماعت تبليغي به پاكستان مي رفتي

-بله ، اما من سواد ندارم ، 3 روز اول بيشتر نرفتم .

- قاضي: با چه توجيهي جنايت كرده و آدم مي كشتيد ؟

-به ما مي گفتند كه شيعه ها امامان ما را قبول ندارند و به ما مي گويند كافر ، به همين دليل بايد اينها را كشت .

- قاضي: به عنوان آخرين دفاع اگر صحبتي داريد ،بيان كنيد .

-من اين اتهامات را قبول دارم . من گول خوردم ،عبدالمالك مرا اجير كرده بود. من خيلي مي توانم به دولت جمهوري اسلامي كمك كنم و همكاري كنم تا عبدالمالك و گروهش دستگير شوند . من پشيمانم.

پس از اظهارات نصرا... شنبه زهي ،وكيل تسخيري وي طي سخناني گفت : با توجه به اعترافات نامبرده ،دفاع خاصي از وي متصور نيست ، اما از دادگاه مي خواهم كه ندامت و اظهار همكاري متهم را لحاظ كنند و در عين حال قانون نيز اجرا شود .

 ادامه دارد............

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در سه شنبه بیستم فروردین 1387 ساعت 21:30 | لینک ثابت |

اعترافات شنبه زهي یکی از اشرار وابسته به عبدالمالک ریگی

 

درپی انفجار اتوبوس سپاه یک نفر از اشرار به نام شنبه زهی دستگیر میشود که در زیر اعترافات او را ملاحظه کنید

قاضي: چطور شد كه دستگير شدي ؟

شنبه زهي: وقتي پا به فرار گذاشتم ، يك نفر به سمت من حمله كرد ،براي همين به طرفش چندين تير شليك كردم .

- قاضي آن  شخص ،نظامي بود يا عادي ؟

- از مردم بود ، چون لباس راحتي به تن داشت و از داخل منزل بيرون آمده بود .

- قاضي : چند گلوله شليك كردي ؟

-فكر كنم 5 الي 8 گلوله

-قاضی :آن شخصي كه از نيروهاي خودي تان بود را هم تو كشتي ،چرا ؟

-بله چون ديدم ممكن است گير بيفتد و اطلاعات را لو دهد او را كشتم .

نماينده دادستان با قرائت كيفر خواست اظهار داشت : امروز با يك گروه خودفروخته و مزدور مواجهيم كه دست به ترور و آدم كشي مي زند و از اين گروه هيچ توقعي نيست ، زيرا نه شيعه هستند و نه سني . وقتي از متهم حاضر در دادگاه سئوال كرديم كه با چه هدفي به گروه پيوستي گفت كه من نه حمد بلدم بخوانم و نه سوره و مي بينيم كه امثال اينها براي جنايت اجير مي شوند

در ادامه قاضي پرونده اتهامات را اينگونه به متهم تفهيم كرد : شما به دليل فعاليت موثر با گروهك تروريستي عبدالمالك ريگي به قصد محاربه با جمهوري اسلامي ايران ، مشاركت در بمب گذاري و به شهادت رساندن 11 تن از پرسنل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و مجروح شدن 31 تن از آنان ، مباشرت در قتل عمدي شهيدان مسلم كيخا و فلاحتي ،مشاركت در ترور و شهادت 4 تن از پرسنل نيروي انتظامي در بلوار بزرگمهر زاهدان و ايجاد رعب و وحشت در جامعه محاكمه مي شويد .هر گونه دفاعي داريد به صورت واضح و روشن براي دادگاه بيان كنيد ؟

شنبه زهي : من نصرا... شنبه زهي فرزند فقير محمد ،متولد خاش و داراي 5 فرزند هستم . من اين اتهامات را قبول دارم ، توسط گروه عبدالمالك اجير شده و در عملياتهاي بلوار ثارا... و بلوار بزرگمهر شركت داشتم .

قاضي: سوابق خودتان را توضيح دهيد ؟ به چه نحو با گروه آشنا شدي ؟

-شنبه زهي : دو سال پيش با همدستي چند نفر از بانك رفاه كارگران مبلغ 36 ميليارد سرقت كرديم . پس از آن به پاكستان فرار كردم . در آنجا مغازه كوچكي راه انداختم تا بتوانم خرج زن و بچه ام را در بياورم . پس از مدتي يك نفر از گروه عبدالمالك پيش من آمد و گفت بيا با ما كار كن و قرار شد ماهي 5 هزار روپيه بابت كرايه خانه ، 12 هزار روپيه براي خرجي زن و بچه و 3 هزار روپيه براي آب و برق به من بدهند . من حدود 45 تا 50 روز است كه با اين گروه همكاري مي كنم .

قاضي : نحوه سرقت پيكان و به شهادت رسيدن شهيد فلاحتي را توضيح بده ؟

-پيكان را كه آوردند داخل خانه .

قاضي :چه كسي آورد

-محمد يونس ، گفتند طناب را مي اندازيم دور گردنش و فيلم مي گيريم تا بتوانيم از خانواده اش پول بگيريم . بعد هم كه طناب را انداختند دور گردنش و اين مسلمان خدا را ! به دار آويختند .

قاضي : چه كسي فيلمبرداري مي كرد ؟

-يونس

- قاضي :نقش شما آنجا چه بود 

-همانجا ايستاده بودم

- قاضي چرا فيلم برداري مي‌كردند

-براي اينكه از جنايتهايشان فيلم داشته باشند .

- قاضي جسد فرد را چه كار كرديد

-داخل جعبه عقب ماشين

- قاضي چه كسي اين كاررا كرد

-ياسر و يونس

- قاضي ياسر اسم واقعي اش بود

-نه اسم مستعار بود ،اسم واقعي اش حسين ريگي است

ادامه دارد...........

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 ساعت 0:22 | لینک ثابت |

عبدالمالک ریگی عنصر ي است كه به راحتي سر مي برد و در تماس با خانواده ها در حيواني ترين روش شناخته شده برخي گروگانها را وادار به التماس مي كرد چندين صحنه اعدام ساختگي ايجاد مي كرد و تابع هيچ يك از اصول و مباني انساني و معيارهاي اخلاقي وياحقوقي داخلي ويا  بين الملي:گروهك ياد شده گروگانهارا دسته بندي كرد ه بود برخي خانواده هارا شديداًتحت فشار گذاشته بود تا در ازاي آزادي فرزندانشان مقادير معتنابعي پول به آنها بدهند و تعدادي را نيز در خواست معاوضه با زندانيان گروهك داشت

آزادي گروگآنها بحمدالله در سه مرحله انجام که 6 نفر از گروگآنها بدون اعطاي هر گونه امتيازي آزاد شدند و تنها يك نفر از آنان به نام شهيد شهبازي به درجه رفيع شهادت نايل آمد اسيري كه دست بسته بدون سلاح و بدون گناهي در خاك بيگانه به دست اين گروه شقي به شهادت رسيد

پس از آن انتقال اجساد شهدا از عمق 200 كيلومتري خاك يك كشور خارجي به داخل كشور بود اجساد 5 نفر از كه دست وپا بسته در خاك بيگانه به دست اين گروه به شهادت رسيده بودند و اين فرد جاني براي تحويل اجساد آنها پولهاي كلاني از خانواده هايشان در خواست داشت با بر نامه ريزي پيچيده اي بدون پرداخت مبلغي و اعطاي هر گونه امتيازي به ايران انتقال و به خانواده هاي آنان تحويل شدند

مردم شريف استان مستحضرندكه گروه با سر كردگي حميد برادر عبدالمالك پس از انتقال يك محموله مواد مخدر به سيرجان در بازگشت در جنايتي ديگر عمليات راهبندي و كشتار 11شهروند عبوري كرمان را در درازين انجام داد ه و به سرعت به سمت زاهدان حركت كردند يكي از شهداي درازين بلوچ بود و نشان مي داد اين گروهك هيچ پايبندي به حرفهاي كه مي زنند ، ندارند

عناصر اين گروهك پس از رسيدن به زاهدان به پيرسوران عزيمت و قصد انتقال مدير شركت نفت يكي از شهرهاي استان با هدف اخازي، توسط عوامل گروهك ربايش شده و در ارتفاعات پيرسوران نگهداري مي شد به خارج از كشور را داشتند كه در تور امنيتي قرار گرفته و تعداد 5 نفر از آنها به هلاكت رسيدند و دو نفر دستگير شدند

او اضافه كرد :چند نفر از معدوم شدگان عمليات پيرسوران از عناصري بودند كه در حادثه تاسوكي حضور داشتند ضربات وارده به گروه محدود به موارد ذكر شده نيست تعداد 10خانه تيمي كروهك در يك سال گذشته شناسايي و كشف شد و مقادير معتنابهي سلاح و مهمات ومواد منفجره ،سيستم هاي ارتباطي پيشرفته و اسناد و مدارك درون گروهي از آنان كشف شده است .

در مجموع تيمهاي گروگانگيري گروهك كه تعدادي از شهروندان زاهداني را به گروگان برده بودند و نيز عناصر و عوامل انفجارهاي اخير و چند نفر از عاملان شهادت شهيد شيبك و سه مامور همراه وي و عوامل بمب مكشوفه در ورودي شهر زاهدان دستگير شده اند 

اخيراً تصوير دو متهم بمب گذاري از طريق صداو سيما استاني و خبرگزاريهاي اسلامي منتشر شد  يكي از اين دو نفر بنام حسين ريگي از تيره شنبه زهي با نام مستعار ياسر كه معاونت مالك را در كشتار تاسوكي برعهده داشته و در عمليات انفجار اتوبوس يادگاران جنگ تحميلي وشهادت شهيد شيبك و همراهانش نقش مهمي داشته است .

اين شرور با مشاهده دستگيري نصرا... شنبه زهي توسط مردم و به رغم اينكه مي توانست به وي كمك كند نامبرده و فرد سوم همراهشان را رها كرده و مي گريزد .

 نفر سوم اسماعيل كمال زهي با نام مستعار يونس است كه نقش فريب رانندگان خودروهاي مسافركش در شهر را برعهده داشته و به شكل ناجوانمردانه  آنان را به خانه امن برده و سپس با كمك ديگر عناصر افرادي را كه هيچ جرمي جز تلاش و زحمت و مسافركشي براي تامين معيشت و روزی حلال نداشتند به طرز فجيعي به شهادت رسانده و از اين جنايت خود فيلم تهيه و به خارج از كشور ارسال مي كردند كه نسخه هايي از اين فيلمها در خانه هاي امن گروهك كشف و ضبط شده  است .يونس در به شهادت رساندن شهيد شيبك و در يكي از بمب گذرايها نقش داشته است ....

ادامه دارد......

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 ساعت 7:49 | لینک ثابت |

امروز نيزمردم اين مناطق بويژه در ميرجاوه و جكيگور متوجه اين شيوه گروه ترور شده و بشدت از اقدامهاي اين شخص نفرت پيدا كرده اند  مردم بلوچ فهميدند و بخوبي آنچه كه در بلوچستان مي گذرد را از نزديك دنبال مي كنند امروز خود را با ديروز مقايسه  مي كنند و شرايط خود را با شرايط اقوام ساير كشورها مي سنجند و بر ايراني بودن خود مي بالند .

 عدم اقبال از گروهك ياد شده سبب روي آوردن مالك به استخدام مزدور خارجي گرديده است و در عموم عملياتها گروه عناصر شرور خارجي نيز حضور داشته اند .

 بيانيه هايي كه اخيراً از سوي اين گروهك در برخي پايگاههاي اينترنتي معاند انتشار مي يابد به لحاظ متن و محتوا فراتر از سواد و توانايي عناصر گروهك است و بسياري از مفاهيم آن را حتي شخص سركرده گروهك كه به اصطلاح باسوادتر از بقيه است درك نمي كند .بدون ترديد و براساس اطلاعات موجود يك تيم حرفه اي از عناصر سلطنت طلب گروهك را مديريت مي كنند و عناصر گروه پس از اينكه آن را مطالعه مي كنند از اينكه چنين موارد و موفقيتهايي به آنها نسبت داده مي شود ،تعجب مي كنند .

 عوام فريبي و دروغ تبليغاتي بيانيه ها به گونه اي است كه كمترين اعتباري براي تبليغ مسلحانه گروه به زعم متن پر طمطراق و واژه هاي به ظاهر فريبكارانه و حرفه اي آن نگذاشته است ، گروهبان را سرهنگ ،سرباز گروگان گرفته شده را سروان ، دانش آموز را مقامات عالي رتبه سياسي و شاگرد مغازه فرش فروشي را سرگرد اطلاعات معرفي مي كنند واز عناصر فاسد و آدمكش به عنوان افراد بي گناه نام مي برند  .

در مورد تركيب اقشاري شهداي تاسوكي باید گفت که چون گروه در رسانه هاي خارجي كه پوشش وسيعي از اين مقطع به اين با ند دارند ادعا مي كرد 22 شهيد تاسوكي عاليرتبه حكومتي بودند .يكي از موارد يكه شهروندان استان را به شدت برافروخت اين ادعا و توهين به شعور عمومي مردم بلوچ و سيستاني است که سالهاي سال با يكديگر زندگي كردند و نسبت هاي قوم و خويشي با هم دارند و در واقع حقيقت را به سرعت كشف مي كنند و شايد اين يكي از مهمترين ويژگيهاي ساختار طايفه اي است كه نمي توان به آنها دروغ گفت .

 دو نفر از شهدا دانش آموز بودند و اين لكه ننگ كشتار دانش آموز كه در سي دي منتشره ي گروه نيز يكي از آنان نشان داده مي شود هيچگاه از حافظه تاريخي مردم پاك نخواهد شد .

شش نفر از شهدا كسبه بودند ، چهار نفر كارمند جزء ادارات ، دو نفر دانشجو يك نفر خبرنگار در ميان شهدا حضور داشت ، يك نفر نگهبان درب دانشگاه بود و در مجموع تاسوكي قطعه اي از تاريخ مظلوميت مردمي عادي بود كه قرباني جهل و شقاوت عناصري شدند كه بيمارگونه خود را قهرمان تاريخ بلوچستان پنداشتند ، اين جنايت همانگونه كه عرض كردم در حافظه تاريخ مردم خواهد ماند و زدودني نيست .

تيم تبليغاتي گروهك در يك استحاله كامل و با تعيير نام گروهك صحبت از اتحاد با سكولارها و جمهوري خواهان سلطنت طلب و ناراضيان قومي كُرد و آذربايجاني كرد اساساًعناصر گروه مفهوم آن را به در ستي در ك نمي كردند

ارتباط گروهك بادشمن زماني كاملاً محسوس وعريان شد كه سر كرده آن  در يك مصاحبه با يكي از كانالهاي ماهواراي سلطنت طلب در اقدامي كه با عث شرم وخشم هر ايراني گرديد خواستار حمله نظامي آمريكا يه ايران شد

همانگونه كه مي دانيد بلوچ وسران طوايف بلوچ بويژه علماي اهل سنت به دو ويژگي شناخته مي شوند اول غيرت ايراني و ضديت با سلطه خارجي ،دوم تاريخ مبارزه اين طوايف با استعمار گران خارجي در شرايطي كه حكومت مركزي ايران فاقد قدرت كافي بود.

بسياري از سران طوايف به شدت از اين سخنان مالك به خشم آمدند و به انحاي مختلف اعلام كردند كه مالك را بلوچ ندانيد او سرباز جرج بوش است و حتي علماي بزرگي در افغانستان و پاكستان وي را مزدور و مخبر آمريكا و خائن به اهل سنت معرفي و برخي علما وي را تكفير كردند .قرينه ديگر ارتباط و پوشش گسترده گروهك توسط عناصر سلطنت طلب و شبكه هاي ماهواره اي در يافت كننده 20 مليون دلار كمك آمريكاست

قائم مقامي و نوري زاد در مصاحبه هاي مختلف از وي چهره اي رسانه اي ساخته و با «مالك جان» گفتن درصد   چهره سازي از يك عنصر شرور با سوابق ذكر شده بر آمدند نوري زاد در بر نامه اي به صراحت اعلام داشت كه ما از يك جوان شرور يك مبارز سياسي ساختيم.

نكته سوم در ارتباط با وابستگي گروهك ،حمايت لجستكي ،استقراري ارتباطي و مالي آن در قبل وبعد از هر عملياتي در خاك يكي از كشورهاي همسايه است

انواع مجوزهاي استقراري و ترددي در اختيار وي قرار دارد ملاقاتهاي منظمي با عناصر مشكوك برخي كنسولگريها در آنسوي مرز از وي گزارش شده است و عملاًهيچگونه محدوديتي براي وي اعمال نمي شود

در شرايطي كه ايران در يك نبرد تمام عيار با استكبار جهاني است كليه اقدامها و سخن پراكني هاي گروهك ضد منافع ملي كاملاَمنطبق با اهداف خواسته ها و ذائقه استكبار جهاني است .....

ادامه دارد........

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 ساعت 18:16 | لینک ثابت |
 به نقل از ابنا، هر روز در مسير بين پيشاور و پاراچنار اتفاقات ناگواري براي مسافران شيعه رخ مي‌دهد.
چند روز پیش وهابیون يك دستگاه آمبولانس را در منطقه‌اي هدف آرپي‌جي قرار دادند كه در اصطلاح انتظامي پاكستان منطقه نظم‌يافته خوانده مي‌شود و امنيت آن صد در صد بر عهده حكومت است.

در اين حمله كه بين شهر «تل» و «كُرُم ايجنسي» اتفاق افتاد 5 نفر از بيماران شيعه كه در حال انتقال به پيشاور بودند به همراه يك پرستار به شهادت رسيدند.
گروهی از همین وهابیون در ایران هم سر راه مردم را گرفته و انان را به رگبار گلوله میبندند . انها خود را نمایندگان خدا روی زمین میدانند که موظف به اجرای دستورات خداوند هستند..خداوند دستور داده تا مخلوقات او به دست عده ای نماینده از مخلوقاتش کشته شوند . چرا نمیدانیم؟!!!!

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در یکشنبه یازدهم فروردین 1387 ساعت 10:4 | لینک ثابت |

تشریح حادثه تاسوکی از زبان معاون سیاسی امنیتی استانداری

 

سید محسن صادقی معاون سياسي امنيتي وقت استاندار سيستان وبلوچستان حادثه تاسوکی  را از ابعاد مختلف یکسال بعد از آن طی مصاحبه ای با خبرگذاری جمهوری اسلامی ایران مورد بررسي و نقد قرار دادکه متن گفته های ایشان ذیلا تقدیم میشود.

وي افزود تاسوكي منطقه اي واقع در 95 كيلومتري محور زاهدان به زابل و در فاصله 13 كيلومتري مرز افغانستان است در اين روز حدود 30 نفر از عناصر يك گروهك گمراه جاده را به روي مسافران بستند و با جداسازي عابران هفت نفر از آنهارا به گروگان گرفته و 37 نفر از عابران بي گناه را به گلوله بسته و تير خلاص زدندكه 21 نفر آنان در محل به شهادت رسيدند و يك نفر متعاقبا پس از انتقال به بيمارستان شهيد شد .

اين گروه بعداً از هفت گروگان يك نفر به نام شهبازي را بطرز ناجوانمردانه با دستان بسته به شهادت رساند و تعداد شهداي تاسوكي را به 23 نفر افزايش داد.در اين حادثه 5 نفر زخمي شده بودند كه پس از انتقال به بيمارستان  موردمعالجه قرار گرفتند .

براي روشن شدن ماهيت اين حادثه لازم است بدانیم  که مالك ريگي به لحاظ شخصيتي از زمان كودكي دچار برخي مشكلات روحي بوده وبه دلايلي اخلاقی پس از شش ما تحصيل در يكي از مدارس ديني  در يكي از شهر هاي استان توسط مدير مدرسه اخراج شده است

ميل به مطرح شدن و كيش شخصيت و ماجراجويي و عقده اخراج از مدرسه وي را به سمت گروهكهاي ماجراجو  سوق  مي دهد كه متاثراز تحولات افغانستان و جريانات افراطي در خاك يكي از كشورهاي همسايه شكل گرفته و اقدام به ماجراجوي مي کند

در اين ميان يكي از برادران مالك در جريان سرقت مسلحانه از يك بانك در زاهدان كشته مي شود كه اين نيز بر رفتارهاي بعدي وي تاثير میگذارد.

مالك مدت كوتاهي نيز در يكي از مدارس ديني كشور همسايه استقرار و تحت تاثير تفكرات افراطي سپاه صحابه پس از پیوستن به گروهک فرقان به تدريج گروهي را سامان مي دهد كه در مرحله نخست هدف آنها كمك به طالبان و جنگ با آمريكا ست

اين شخص به سرعت و بر اساس همان مشكلات شخصي ، مورد توجه جريانهاي متخاصم و معاند ايران قرار مي گيرد و در سناريوي جديدي كه براي وي تعريف مي شود ،آمريكا ديگر هدف نيست بلكه كشتن عناصر شيعه و فارس و ايجاد فتنه قومي و مذهبي به عنوان اصلي ترين هدف اين گروهك انتخاب مي شود

 وي قبل از اين جريانها ،اقدامات و جناياتي در زاهدان مر تكب شده بود كه نگاه تحليلي به آنها تفكر و نگرش مسلط  بر شرور ياد شده وگروهك وي را نشان مي دهد

 مالك ريگي در مرداد82 يك تبعه هندي ساكن زاهدان را با هدف اخاذي  به گروگان گرفته و پس از بريدن گوش وي و همچنين اخاذي مبالغ كلاني اورا آزاد كرده است

در آذر ماه 82 نيز سه تروريست آلماني و ايرلندي را از 15 كيلومتري زاهدان به بم ربوده و در خواست مبلغ معتنابهي پول كرده است كه با اقدامهاي دولت و فشارهاي كه از طريق ديپلماسي و سران طوايف آنسوي مرز به وي و دولت آن كشور وارد آمد به ناچار گروگانها را آزاد   مي كند

ربايش تعدادي از شهروندان زاهداني و اخذ مبالغ كلاني پول از آنان با انواع فشارهاي رواني و غير انساني به ربوده شدگان و خانواده هاي آنان و سرقت تعدادي خودرو دولتي و فروش آنها در پاكستان از جمله كارهاي گروهك قبل از ورود به عمليات تروريستي  است .

در اين مقطع سي دي هاي را براي مطرح شدن از چگونگي سربريدن دو نفردر سطح وسیعی از استان پخش كه يكي از آنها برادر همسر برادرش حميد بود كه بعدها با اطلاع يافتن زن حميد از چگونگي قتل برادرش اين زن را نيز به طرز فجيعي به قتل مي رساند

او فرد ديگري بنام شه بخش راكه با گروهك وي ارتباط داشت اما باآگاهي از جنايات واهداف آنها به مخالفت بر  مي خيزد و سلسه اقدامهاي گروهك را جنايت وخيانت ملي مي دانست ،به اتهام بر چسب مخبر دستگاهاي اطلاعاتي بطرز فجيعي به قتل مي رساند .

 حميد برادر مالك ريگي و تعدادي از عناصر اين گروهك در قاچاق عمده مواد مخدر فعال بوده و منابع مالي گروهك را از اين طريق تامين مي كردند.

درزمینه رابطه مالک با سرویسهای جاسوسی چند لایه براي آگاهي افكار عمومي لازم است به مسائل وريشه هاي این ارتباط پرداخته شود پس از حادثه 11 سپتامبر و سخنان جرج بوش در خصوص آغاز جنگهاي صليبي  سازمانها ي اطلاعاتي وسياست خارجي آمريكا روي خاورميانه متمر كز شدند .

آمريكا با انفجار برجهاي دوقلو جريان افراطي را به سمت كشورها ي خاورميانه هدايت كرد و با بر نامه ريزيهاي انجام شده سمت وسوي مبارزه با آمريكا جهت كاملاًمتفاوتي به خود گرفت و در عراق اين پتانسيل به يك باره از آمريكابه سمت كشتار فرقه اي جهت پيدا كرد

آخرين راهبرد دو كشور امریکا و اسرائیل پس از ناکامی در عراق و افغانستان  بهره گيري از تفاوتها ي  قومي و مذهبي وايجاد خط آشوب و فتنه در مناطق قومي به موازات فشارهاي سياسي و اقتصادي به ايران بود.

حادثه تاسوكي  در هيچ منطق سياسي جز در راهبردهاي فوق قابل تعريف نيست و البته خود گروهك از درك اين حادثه و ماهيت و ضريب وزني آن در سناريو ي تعريف شده به احتمال زياد آگاه نبود چرا كه غالب كساني كه در گروهك حضور دارند اساساً فاقد مطالعات و اطلاعات قابل قول در عرصه يك مبارزه سياسي و يا نظامي هستند.

بديهي است امنيت پايدار مستلزم توجه اساسي به ريشه هاي ناامني و بسترهاي امنيتي ، اجتماعي و فرهنگي و سياسي ظهور و بروز پديده هاي ناامني است كه در حال حاضر توجه ويژه اي به اين حوزه معطوف گرديده و استراتژي امنيتي نظام در استان مبتني بر راهبرد امنيت پايدار و بهره گيري از معتمدان و طوايف و مردم درامنيت مرزهاست .

 براي اين هدف تشديد نارضايتي اجتماعي و ايجاد تقابل بين مردم و مسوولان، جلوگيري از توسعه و شكوفايي طرحهاي اقتصادي و جلوگيري از رضايتمندي عمومي از راهبردهاي اصلي امريكاست .

 به همين دليل امريكا همين نقطه را نشانه رفته است گروه مجري اين راهبردهاي تعريف شده با ويژگيهايي كه دارد و در اين سناريو قرار است مانع اجراي طرحهاي توسعه اي شود .بمب منفجر وانسان ترور مي كند . محموله هاي انفجاري را از مرزها عبور مي دهد كه دولت ناگزيز به محدود سازي شود . براساس اين راهبرد گروهك ياد شده شهروندان و صاحبان سرمايه را ربايش و از آنان پول اخاذي مي كند ، سرقت و ناامني ايجاد نمايد در داخل جعبه هاي نارنگي و كيسه هاي برنج ابزار و آلات تروريستي انتقال دهد ، عنصر تروريستي را با                ماشين هاي حامل سوخت جابجا كند تا از اين طريق در صورت افشاء ، محدوديت ها برای افرادی که امرار معاش از طریق قاچاق سوخت و میوه میکنند منتقل شود .............

ادامه دارد.....

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در یکشنبه یازدهم فروردین 1387 ساعت 9:50 | لینک ثابت |

متن مصاحبه ی دوم از عبدالمالك ريگي با تلويزيون ماهواره اي كانال 0ne

 

دكتر عليرضا نوريزاده: رژيم جمهوري اسلامي و وابستگان جمهوري اسلامي در واقع از طريق سايتها و روزنامه ها و نشريات وابسته خبري را به صورت شايعه در اينجا و آنجا منتشر مي كنند و بعد اين شايعه را آنقدر دامن مي زنند كه مورد قبول مردم قرار بگيرد . وطبيعتاً افرادي كه اين شايعات را در موردشان دامن مي زنند چون امكانات جمهوري اسلامي را ندارند و از رسانه ها و راديو و تلويزيون و روزنامه  بي بهره اندگاهي اوقات در پس اين شايعات به آنان لطمه مي خورد . از چند روز پيش به من خبر مي رسيد ايميل زده مي شد و در سايتها مي خواندم كه آقاي عبدالمالك ريگي كه به هر حال بخاطر عملياتهايي كه در بلوچستان انجام داده است نامي در كرده و مخالف و موافق بسيار داشت دستگير شده و بعد فراتر از اين شايعه كردند كه او كشته شده است و حتي افرادي آگاه از درون دستگاه به من زنگ مي زدند كه آيا اين خبر درست است ؟ من انتقاداتي به آقاي ريگي داشتم و دارم اما در اينجا ديدم كه آدمي به هر علت بخاطر تفكرش به خاطر رفتارش به خاطر اين تحولي كه در رفتارش در اين مدت از خود نشان داده است وقتي به او گفتند اين مامور امنيتي را دستگير كرده اي آزاد كن و او آزاد كرده است و رژيم با ناجوانمردي اينرا به حساب خود گذاشته است ما گروه فرستاديم به پاكستان رفتند و مذاكره كرديم و توانستيم مامورمان را نجات دهيم . خير شما نجات نداديد شما اصلاً نجات بخش نيستيد . مبناي انديشه تان نابود كردن است و بنابراين طبيعي است آقاي ريگي به عهدش وفا كرد اما شما چه كرديد؟ بچه هاي بلوچ و بيگناه را دار زديد به خانه بلوچها ريختيد تعرض كرديد به نواميسشان . شما چكار كرديد ؟ پاسخ اين عمل را اينگونه داديد . اينها دروغ گفتند كه آقاي ريگي را گرفتند . بنده الان با آقاي ريگي صحبت مي كنم . سلام آقاي ريگي

عبدالمالك ريگي : عليك السلام به شما آقاي نوريزاده به شما سلام مي كنم و به همه كسانيكه صداي مرا مي شنوند .

دكتر نوريزاده : آقاي ريگي اين شايعه دستگيري شما از كجا آب مي خورد ؟ جريان چه بود ؟

عبدالمالك ريگي :اينها شايعه كردند كه برادرم در يك درگيري كشته شده و بنده زخمي شدم و بنده را به بيمارستانهاي پاكستان انتقال داده اند و پس از چند روز اعلام كردند كه ايشان در يكي از بيمارستانهاي پاكستان دستگير شده است و بنده خودم هم تعجب مي كنم كه چگونه مامورين رژيم ظاهر اسلامي و عواملشان در داخل و خارج با قدرت و توان كامل آنرا شايعه مي كنند در بين مردم والان هم در زاهدان و استان سيستان و بلوچستان مردم خيلي پريشان بودند و بعضيها در تماسهايي با افرادي كه  وابسته به ما هستند از اين مساله اطلاع پيدا كردند . البته اين چيزي نيست كه تازه باشد . قبلاً هم رژيم چنين ادعاهاي دروغيني را مطرح كرده است در چندين مرحله شايعاتي مطرح شده است كه شما هم در جريان آن هستيد . بنده چند احتمال مي دهم از اين شايعات : يك احتمال اين است كه برخي از عوامل مزدور رژيم مي خواهند رژيم را فريب بدهند و پولهاي كلاني از رژيم مي گيرند از وزارت اطلاعات يا سپاه با دريافت پولهاي كلاني مي گويند ما اينكار را مي كنيم يا اين كار را كرده ايم . و يا اهداف ديگري دارند . مثلاً اينكه رژيم مي خواهد اينگونه القا يا وانمود كند كه ما هميشه دنبال اينها هستيم و امروز نه فردا مي خواهيم اينها را بزنيم و چند بار زديم و اينها در رفتند و آخر و نهايتش اين است كه اينها كشته مي شوند و هميشه در تيرس و چنگ ما هستند و در چنگ قانون هستند قانوني كه براساس افكار متعصبانه و تحجرگرايانه خودشان وضع كرده اند ، وانمود مي كنند كه اينها عددي نيستند و اينها نمي توانند برا ي ما مشكل ساز شوند اينها انسآنهاي معمولي هستند و اين  حركتها ،حركتهاي عادي هستند و ما خيلي زود مي توانيم اينها را از سر راه خود برداريم . اين هدفي است كه رژيم در تبليغات و مانورهاي خود آنرا دنبال مي كند . ولي الحمدا... هيچ اتفاقي خاصي براي ما نيافتاده است . يك اتفاقي در همام زماني كه ما مذاكراتي را با آنها شروع كرده بوديم كه چهار نفر از افراد بنده زخمي شدند و الحمدا... بنده هيچ زخمي برنداشتم و الحمدا... آن قضيه به سلامت گذشت .

تقريباً 3 هفته قبل بود در چند مرحله پس از آن شايعه شد كه من زخمي شدم يا دستگير شدم و البته دوستان پس از جريان آن حمله اطلاعيه اي دادند كه بنده زخمي نشده ام و چهار نفر از دوستان زخمي شدند در جلسه اي كه ما با همين افرادي كه از طرف رژيم آمده بودند پس از آن جلسه در يك راهي در داخل كوههاي بلوچستان اتفاق افتاد كه الحمدا... ما به سلامت از آنجا بيرون آمديم و هيچ مشكلي تا بحال پيش نيامده است .

عليرضا نوريزاده : پس اجازه بدهيد در همين جا از شما پرسشي بكنم . رژيم شما را به رسميت شناخت چون اگر به رسميت نمي شناخت با شما مذاكره نمي كرد. براي مردم شفاف عمل كنيم آقاي ريگي بخشي از علمكرد شما ممكن است مورد انتقاد قرار بگيرد من امشب  مي خواهم واقعاً صادقانه با شما صحبت كنيم چون هميشه سعي كردم در برخورد با مردم صادق باشم دفعه قبل كه من با شما مصاحبه كردم دهها ايميل برايم آمد آقاي ريگي اينكار را كرد آقاي ريگي آن كار را كرد .شما چرا با ايشان مصاحبه كرديد ؟ بعد جالب بود زمانيكه صداي امريكا با شما مصاحبه كرد مقارن شد با مطلب يك روزنامه پاكستاني يا آمريكايي كه نوشت شما از طرف امريكا حمايت مي شويد من مي دانستم كه چنين چيزي درست نيست و گفتم آقاي ريگي از كسي كمك نمي گيرد اگر عملكردش مورد انتقاد است و سئوال مي كنيد آن يك چيز ديگريست ولي قدرت خارجي پشت آقاي ريگي نيست حالا دلم مي خواهد شما به مردم بگوئيد كه چرا مذاكره كرديد مبناي اين مذاكره چه بود و چرا قبول كرديد كه مذاكره كنيد كه طبيعتاً اين حرف را يك زماني به زنده ياد قاسملو گفته بودند كه قاسملو چرا رفت با جمهوري اسلامي مذاكره كند كه او را به قتل برسانند و يارانش گفته بودند قاسملو اگر رفت با جمهوري اسلامي مذاكره كند به جهت اين بود كه ما داريم به خاطر حقوق مردم ايران مي جنگيم . اگر رژيم در جايي مجبور به مذاكره شود و خواسته هاي ما را بپذيرد، بايد بپذيريم كه مذاكره كنيم در را بستن در سياست معنا ندارد شما تفنگ را بالا گرفتيد براي تحقق اهدافتان مبارزه كرديد اگر ديديد در مذاكره امتياز بدهيد دو امتياز مي گيريد بايد مذاكره كنيد . من با نفس مذاكرات مخالفت نمي كنم فقط مي خواهم چارچوبش را شما شفاف براي مردم بگوئيد . چه كساني سراغ شما آمدند ؟ چگونه و بر سر چه مذاكره كرديد ؟

 عبدالمالك ريگي : شما مي دانيد در منطقه بلوچستان رژيم تقريباً با مردم بيگناه است و براي كنترل منطقه به علماي اهل سنت و  ريش سفيدان متوسل مي شود . يعني حكومت بطور مستقل هيچگونه تسلطي بر روي قبايل و طوايف بلوچ ندارد . از اول نداشتند چون مردم با رژيم جنگيدند و اسلحه داشتند و مقاومتهايي بوده است اگر چه بصورت منظم و دقيق در داخل و خارج و با هماهنگي كامل نبوده است مردم در اينجا و آنجا مبارزه و مقاومت مي‌كردند . در هر صورت اينها توسط همين ريش سفيدان و علما كه البته بعضي از اين ريش سفيدان و بعضي از اين علما براي بنده قابل احترام هستند و بعضي از اين علما و ريش سفيدان عناصر مزدوري نيز در ميانشان وجود دارد كه همان اهداف رژيم را دنبال مي كنند . در هر صورت با آنهايي كه برايشان احترام قايل هستم با روش كارشان مخالفت هم دارم . آنها بر اين باور هستند كه ما بايد از راههاي مسالمت آميز و در داخل فعاليت كنيم اينها ميانجي گري كردند و گفتند افرادي از رئيس جمهوري و وزير كشور و مقامات بالا دستور گرفتند و به اينجا آمدند تا با شما صحبت كنند ....

نوري زاده :ريگي فرديست كه ناگهان ظهور كرد و پرآوازه شد . عمليات نظامي كه  او عليه نيروهاي انتظامي رهبري كرد ضرباتي كه به نيروي انتظامي زد بسيج بيش از 60 هزار پاسدار و نيروي نظامي به منطقه بلوچستان و   اعدامهايي كه در آنجا رخ داد افراد بيگناهي كه از طرفين در درگيريها كشته مي شدند به هر حال در درگيريها اين مسائل پيش مي آمد.آقاي ريگي در برنامه ديروز گفت كه در درگيريهايي كه پيش آمد افراد مختلفي در بلوچستان مسلح هستند ايشان تلاش كرده اين افراد را زير يك نظم و نظام در آورد كه در اين جبهه يك انسجام و هماهنگي باشد چه در برنامه هاي نظامي و چه در برنامه هاي سياسي و چه در روابط ديپلماتيك . اشاره به روابط ديپلماتيك معنايش اين است كه اين جبهه با خارج نيز در ارتباط است . ما خيلي صريح روشن خواهيم كرد كه آيا آقاي ريگي آنطور كه نظام مي گويد وابسته به امريكاست و امريكا او را حمايت مي كند ، پاكستانش حمايتش مي كند ،كشورهاي عربي منطقه پشتش هستند ؟ اينها را آقاي ريگي توضيح مي دهد چون آدمي است بسيار صريح و بسيار صادق در حرف زدن و من به وي گفتم كه هيچ خط قرمزي نداريد . من همه چيز را علناً مطرح مي كنم و شما هم بايد پاسخ دهيد . ايشان قبول كرد حال از ايشان سئوال مي كنم كه ابتدا هدف اين جبهه را برايمان بگوئيد تا بعد به مسائل ديگر برسيم . سلام آقاي ريگي ،

عبدالمالك ريگي: عليك السلام به شما آقاي نوري زاده و همه شنوندگان عزيزم . به صورت مختصر مي گويم هدف از اين حركتي كه ما كرديم فقط و فقط دفاع از خودمان بوده است ما هيچ چاره اي براي دفاع غير از اينكه اسلحه به دست بگيريم نداشتيم . من بارها و بارها اين مسئله را در مصاحبه هاي مختلفي كه در خبرگزاريها و رسانه ها داشتم مطرح كردم كه مردمي كه در آن سوي دنيا هستند در امريكا و اروپا و ساير نقاط بايد شرايط ما را درك كنند كه ما در شرايطي كاملاً جنگي هستيم . در منطقه اي كه هر چيز ما در تهديد است و در معرض خطر است و خطر واقع شده است و فقط در معرض آن نيستيم و ما هيچ چاره اي نداشتيم به جز اينكه جبهه گيري كنيم در برابر اينها يك حالت تدافعي بگيريم و زمانيكه ما حالت تدافعي گرفتيم طبيعتاً تمام دنيا متوجه ما شدند و حقيقتاً ما از اول تصور هم نمي كرديم كه اين مساله تا اينجا طول بكشد و تا اين حد در دنيا مهم شود حتي اولين دفعه اي كه نيروهايي در منطقه آمدند و ما مي خواستيم عليه اينها عملياتي انجام دهيم اولين بار فكر ما و دوستانمان اين بود كه اين اولين و آخرين بار ما خواهد بود . فكر ما اين بود كه ما مي رويم و با اينها مي جنگيم و كشته مي شويم . يعني اصلاً تصور اين را نداشتيم كه زنده بمانيم و زندگي كنيم و گفتيم مي رويم زماني كه اين نيروها را ما زديم و موفق شديم و تاثيرش را در جامعه ديديم و تشويق و حمايت مردم و ترس و خوفي را كه در نيروهاي نظام و خود نظام ايجاد شده بود خود ما تعجب كرديم كه ما توانستيم چنين ضربه مهمي به دولت بزنيم و اينقدر تاثيرگذار باشد و اين مشوق ما شد تا ما ديگر مردم و جوانان را در اين راه بياوريم تا اينها هم مبارزه كنند و اين نيروهايي را كه به منطقه آمده اند و مردم را مي زنند اينها را از منطقه بيرون كنند تا اينكه كم كم به صورت سازماني و جنبشي رشد كرديم و اهدافمان را مشخص كرديم و مردم را در حول محور همين اهداف جمع كرديم . مهمترين هدف ما در اوايل اين بود كه رزيم را تحت فشار بگذاريم تا به خواسته هاي ما جامعه عمل بپوشاند و به حقوق ملي و مذهبي مردم اهل سنت بلوچستان رسيدگي شود . اين چيزي بود كه در ابتدا و زمانيكه مبارزات رشد كردند و مطالعات دوستان در زمينه هاي مختلف آغاز شد به اين نتيجه رسيديم كه اين جنبش مي تواند در سطح وسيعي فعاليت كند و بي نهايت از جنبش استقبال كردند با كمكهاي مالي و مردمي خودشان از هر طريق و آنچنان ما را مورد تشويق قرار دادند كه خودمان باور نمي كرديم كه به چنين جايگاهي در بين مردم دست پيدا كرديم و اينها همه به خاطر صداقت دوستان و مبارزين و نصرت و مدد الهي بود كه شامل حال ما شد و دعاي پدران و مادراني كه فرزندانشان توسط اينها كشته شده بودند . زمانيكه به اين نتيجه رسيديم كه اين رژيم حق دادني نيست يعني حاضر نيست با وجود خودش به ما حق بدهد ما هم طبيعتاً اينرا يكي از اهداف خود قرار داديم كه بايد اين رژيم از بين برود و يك سيستم مردمي و يك نظام مردمي سركار بيايد كه حقوق تمام انسآنها را رسميت بدهد اعم از هر مذهب و قوميتي و نظامي بيايد كه به منشور حقوق بشر سازمان ملل متحد احترام بگذارد نظامي بيايد كه در اولويت برنامه هاي خود خدمت به مردم و همچنين آزاديهاي فردي ، سياسي ،اجتماعي را به مردم بدهد  و آزاديهايي كه سبب رشد جامعه و افراد مي شود و تبعيض ،جنايت و بي عدالتي چه به نام مذهب چه به نام مليت و... برچيده شوند و الان هم هدف ما همين است و رژيم خواست كه مردم را از ما دور كند . در داخل بين مردم بلوچستان گفته كه اينها وابسته به امريكا و .... هستند در بيرون تبليغات كرد كه اينها مطلع هستند .

دكتر عليرضا نوري زاده : آقاي ريگي شما با امريكائيها تماس داريد ؟

عبدالمالك ريگي : ما به همه دنيا احترام مي گذاريم اما با هيچ دولتي ارتباط نداشتيم و ارتباط نداريم . بنده براين باور هستم كه هر سازماني تا زماني پيروزي و عزت دارد كه مستقل در فكر و مستقل در عمل و در راي باشد و فقط وابسته به آن مردمي باشد كه بخاطر آن مردم دارد، مبارزه مي كند . هر سازماني كه وابسته به مردم خودش بود آن سازمان و جنبش موفق مي شود و مي تواند براي همان اهدافي كه سعادت مردم در آن است گام بردارد و هر جنبشي كه وابسته به غرب و شرق و يا هر جاي ديگر باشد آن جنبش نمي تواند براي مردم خود مفيد باشد بلكه بعنوان عاملي در دست آنها براي اهداف آنها استفاده مي شود نه براي اهداف خود ما . الان شما در نظر بگيريد كه امريكاييها و اروپائيان بيشترين مسئله شان با ايران مساله اتمي است جان هزاران انسان در اينجا و حقوق بشر مسايلي فرعي براي آنها هستند و چندان مهم نيستند . مسائلي كه براي آنها در ايران اهميت دارد مساله اتمي است و هر كس منافع خود را در نظر مي گيرد . ما ارتباطي نداشتيم و ارتباطي نداريم و من قبلاً هم در مصاحبه هايم گفتم : كه اگر اين سازماني با جايي ارتباط مي داشت كه حداقل براي همان چند دهه اي كه مي خواستند از آن استفاده كنند در اختيار سازمان پول و امكانات قرار مي داد اين سازمان مي توانست  كه در هر ماه دهها عمليات انجام دهد و اين نيروها را مجبور به عقب نشيني كند . اينهايي كه الان موضع گرفتند . شما خودتان در جريان هستيد كه هر ماه چندين تن از بچه هاي بلوچ را در كوچه و خيابان مي آورد براي اينكه بدو تولد يك رعب و وحشت ايجاد كنند اينها جوانان بلوچ را در كوچه ها و خيابانها اعدام مي كنند . ولي ما در اين فكر بوديم كه اين سازمان در فكر ،در عمل و در همه چيز مستقل باشد وابسته به مردم خود باشد و در راستاي مردم خود حركت كند و نه در راستاي اهداف ديگران و آلت دست ديگران باشد .

دكتر عليرضا نوري زاده :بسيار ممنونم از توضيحات شما آقاي ريگي :سئوال ديگري كه من از شما دارم در ارتباط با تماسهاي شما با گروههاي مخالف جمهوري اسلامي است رژيم جمهوري اسلامي همزمان با پخش فيلمهايي از مجاهدين خلق كه با رژيم صدام در تماسند يا روبوسي مي كنند با صدام حسين يا طه يس رمضان يا ديگران يا در حال دادن اطلاعات به اينها هستند اينها را تلويزيون رژيم بعد از خبر پخش مي كند و همزمان با اين شايعاتي كردند كه حتي يكبار خبري را از شما تلويزيون مجاهدين پخش كرده بود اين را بهانه كردند براي اينكه شما مرتبط با اين سازمان هستيد و اين سازمان در واقع اسلحه و مهمات براي شما مي آورد كه البته ادعاي بي ربطي است من  مي خواهم از زبان خود شما بشنوم كه اولاً شما با گروههاي مخالف جمهوري اسلامي تماسي داريد ؟ آيا با سازمان مجاهدين خلق ارتباطي به اين وسعت داريد كه رژيم ادعا مي كند و پيش شرط شما براي همدلي و همبستگي با گروهها ديگر چيست ؟

عبدالمالك ريگي : اول از همه اين نكته را بگويم كه يك سازمان در اين شرايط ناگزير است كه حداقل با اپوزيسيون در ارتباط باشد البته اين هم مهم است كه اين سازمان تعريفي را براي روابط خود مشخص كرده است در خصوص هر سازمان و جنبشي با در نظر گرفتن سابقه آن سازمان و حركات آن كه تا چه حد به نفع ملت بودند و تا چه حد به ضرر ملت . در خصوص مجاهدين خلق كه شما سئوال كرديد خودتان هم گفتيد و بنده هم تاكيد مي كنم كه روابط ما ممكن است در حد ايميل باشد و بس . و اين روابطي ناگزير هستند . اگر موفقيتي براي ما آمده آنها براي ما تبريك فرستادند به همان ايميل عمومي جنبش نه اينكه روابط خاصي با افراد خاصي باشد ما هم اگر تحريمهايي از آنها برداشته شده يا موفقيتهايي براي آنها بوده ما هم اظهار مسرت كرديم و اين روابط هم محدود است در حد همان مسئولين . روابط و رابطه اي عميق و رابطه اي براساس معيارهايي كه براي اپوزيسيون داريم يعني اتحاد و همدلي همه حول محور چند فعاليت مشترك آنطور چيزي نبوده و بيشترين ارتباط را ما با سازمانهايي داشتيم كه با روشهاي مسالمت آميز فعاليت مي كنند و به ملت احترام زيادي قايل هستند و در دل ملت هم جايگاهي دارند . اگر در اين خصوص شما سئوال ديگري داريد بنده حاضرم جواب بدهم .

دكتر عليرضا نوري زاده :بسيار ممنون . حالا من يك سئوال ديگر دارم و شايد سئوال مشكلي باشد فردا در نظر بگيريد 20 تا از سربازان نيروهاي انتظامي يا سپاه اينها وجدانشان بيدار مي شود اينها دلشان نمي خواهد به روي مردم آتش بگشايند اينها از جنبش شما متاثرمي شوند و مي خواهند به جنبش شما بپيوندند و مي خواهند شما نجاتشان دهيد تا چه حد شما امكانات داريد براي كمك به اين افراد در نيروهاي مسلح ؟

عبدالمالك ريگي :شما مي دانيد اين سازمان علاوه براينكه فعاليتي سياسي دارد بيشترين فعاليتش ،فعاليت نظامي و تدافعي است براي اين احتياطات و محافظات در جنبش در سطح بالايي برنامه ريزي شده است . شما خودتان بهتر مي دانيد با مطالعاتي كه درباره جنبشهاي چريكي داشتيد و داريد . به هر حال اگر كساني باشند كه كسي اينها را ضمانت كند اينها واقعاً هيچ مشكلي ندارند و براي ما خطر ساز نيستند يا انسانهاي مطمئني هستند و اگر افرادي باشند كه ما به آنها اعتماد نداشته باشيم قايل بر اين هستيم كه از آنها استفاده هايي نه در كارهاي نظامي بلكه در كارهاي اطلاعاتي در داخل و كارهاي مختلف ديگر بكنيم وقتي اين امتحانات را دادند بعد از آن اين كار طبق برنامه جلوتر مي رود و ما مي توانيم با آنها همكاري كنيم و هر نوع همكاري كه آنها از ما بخواهند و در توان ما باشد آنها برايمان ايميل بزنند و ما حاضر به همكاري هستيم و در حد خودمان حاضر به راهنمايي هم هستيم و براي تمام مردم ايران براي ما فرقي نمي كند تا بحال دوستان خدمات زيادي نه در عرصه سياسي نظامي بلكه در كارهاي ديگري، از جمله افرادي بودند كه نمي توانستند از كشور خارج شوند اينها را ما خارج كرديم و هر كار ديگري كه از دست ما بيايد و در توان ما باشد براي ماايميل بزنند و البته ما كوچكتر از آن هستيم كه بتوانيم راهنمايي بكنيم كسي را ، ولي در هر صورت در حد توانمان حاضر به هر گونه كمك و همكاري هستيم .

دكتر عليرضا نوري زاده : آقاي ريگي من دلم مي خواهد امشب يك عهدي با هم ببنديم و در واقع يك پيامي را به مردم ايران بدهيم رژيم موفق شد شما را تخريب كند بقول شما بعضي از اشتباهات را چنان مبالغه آميز جلوه گر كرد كه شما در نگاه بعضي تبديل شديد به راهزني كه مي آيد و مي كشد و رحم به كودك و بزرگ و جوان نمي كند دلم مي خواهد آقاي ريگي اينجا توضيح دهيد چون با يكي از نظامياني كه شما آزاد كرديد صحبت كردم خوشبختانه چون تعدادشان چند نفر است اينها نمي توانند گريبانش را بگيرند كه چرا شما با فلاني حرف زديد ولي حرفي كه او به من زد اين بود كه در ميان شما وقتيكه زندگي مي كرد جز مهرباني و لطف و صداقت نديد و واقعاً متاثر بود كه شما به هيچ وجه آدم كشي نداريد . شما قصد كشتن مامور را نداريد و واقعاً ماموران را هم هموطنان خود مي دانيد و فقط تقاضا و آرزوي شما اين است كه اينها آزار به مردم نرسانند مردم را نكشند ، جوانان مردم را اعدام نكنند و در صف دشمنان ملت ايران جا نگيرند .

عبدالمالك ريگي : من بارها اين را گفتم و از مردم خواستم كه قرباني تبليغات و توطئه هاي رژيم نشوند چون مردم طبيعتاً فقط تبليغاتي كه در اختيارشان قرار مي گيرد توسط خبرگزاريهاي رژيم است و شما مي دانيد مردم در داخل در يك چارچوب محدود هستند فكرشان را استعمار كردند . خدا شاهد و گواه است براين گفته من كه تمام آن افرادي كه در دست ما اسير بودند و اكثريتشان آزاد شدند مگر كسانيكه جنايتكار بودند و البته جنايتشان در حد بسيار بزرگي بود كه غيرقابل بخشيدن بوده است ديگر افراد آزاد شدند و طوري با آنها برخورد شده است كه هر كسي هم از اينجا رفته است وقتي دوستان ما را در بغل گرفتند گريه كردند و از اينجا رفتند خدا اينجا حاضر و گواه است كه اين گفته من نه در حد غلو بلكه واقعيتي است كه زمانيكه از اينجا رفتند دوستان ما را در بغل گرفتند گريه كردند و از اينجا رفتند. حتي كساني بودند كه گفتند ما حاضريم همين جا با شما بنشينيم و چون مشكلات امنيتي ما داشتيم مانع از اين حضور شديم .

دكتر عليرضا نوري زاده : من اينرا تائيد مي كنم چون با يكي از آنان صحبت كردم.

عبدالمالك ريگي : حتي از كسانيكه تبليغات كردند كه اينرا شكنجه دادند و سايت انتخاب نوشته بود اين مورد شكنجه واقع شده است رفت و شكايت كرد به دادگاه كه اين دروغ گفته و من در مدتي كه آنجا بودم هيچگونه شكنجه اي نبوده و دليل ديگر ما اين است كه به هيچ يك از افرادي كه توسط ما آزاد شدند اجازه مصاحبه با خبرنگارها را ندادند و با هيچ شبكه اي اجازه صحبت كردن نداشتند حتي خود ما عهد كرديم كه هر چيزي از ما ديديد آنرا اضافه تر بگوئيد و نه چيزي كمتر ، چه خوبيهايي با شما شده و چه بديهايي . و آنها با ما عهد كردند كه ما هر آنچه را ديديم به مردم انتقال مي دهيم و آن چهره اي كه ما از شما در اين مدت 5 ماه و يا 6 ماه ديديم  آن چيز را ما به دنياي خارج انتقال مي دهيم . و رژيم تا به حال از اين مساله مانع شده و اجازه نمي دهد با اين افراد مصاحبه اي صورت بگيرد . نمي گذارند اينها در تلويزيون ظاهر شوند و خود رژيم الان صحبت مرا مي شنود و مي داند چرا نمي گذارند اينها صحبت كنند . بله جواناني را  مي گيرند ،شكنجه مي دهند و طبيعي است وقتي يكي را بگيرند و شكنجه بدهند هر چيزي را به او بگويند همان را مي گويد و بعد هم  مي گويد بگو ما با امريكا بوديم و با غير بوديم . همين آقاي خامنه اي را دست اينها بدهند و او را بزنند همان حرفها را مي زند . اين يك چيز طبيعي و معقولي است كه اين روش عقلايي نيست و موضعي كه ما در پيش گرفتيم يك موضع كاملاً عقلايي است ما با مسئولين نظام هميشه صحبت كرديم . من در اوايل دوران مبارزه روزي 2 تا 3 ساعت با تلفن خودم با مامورين اطلاعات ،وزارت و غيره صحبت مي كردم و صحبت ما اين بوده كه ما نمي خواهيم اين مساله بزرگ شود و به جنگ و درگيري كشيده شود و شما دست برداريد و آنها جوابهايشان خيلي جوابهاي گله كنده بود و حالا خودشان پشيمانند كه چرا همان موقع با همان خواسته هاي كم ما قناعت نكردند و مشكل را حل نكردند .

دكتر عليرضا نوري زاده : آقاي ريگي اجازه بدهيد من از بينندگان عزيز و هموطنان عزيز خواهش مي كنم سئوالهايي را كه از آقاي ريگي دارند با ما عنوان كنند و من اين سئوالها را در برنامه هاي بعدي با آقاي ريگي عنوان خواهم كرد بسيار مهم است كه شما در اين امر مشاركت داشته باشيد و بنده صادقانه مي گويم تمام سئوالهاي شما را با آقاي ريگي عيناً مطرح خواهم كرد و ديديد ايشان هم صادقانه مي آيد و جواب مي دهد بنابراين من از ايشان قول مي گيرم كه پس از دريافت اين سئوالهاي بنده از طريق ايميل با ايشان تماس مي گيرم و مي توانيم اين برنامه را ادامه دهيم . چون به هر حال عبدالمالك ريگي امروز در ايران اسمي است كه همگان مي شناسند و در سطح   بين المللي هم اسمش مطرح شده است و من اين بحث را پايان يافته نمي دانم و اين را ادامه خواهم داد .

         

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در جمعه نهم فروردین 1387 ساعت 9:20 | لینک ثابت |

یک نفر از کاربران وبلاگ محبت کرده و ضمن سر زدن در بخش نظرات نکاتی را یاد اور شدند که هیچ ربطی به مندرجات وبلاگ ندارد. از محتوای نظرات تفکر و اندیشه های تجزیه طلبانه .ضد انقلابی و ضد شیعی برداشت میشود.البته از انها که با نظام ایران مخالفند و شیعه را  با تاسی از اربابان انگلیسی کافر میدانند و سلطنت طلبند و و احیانا مهره ی دیگرانند و و از پشت پرده ی جریانات سیاسی کشور و دنیا اطلاعی ندارند غیر از این انتظاری نیست که در واکنشهای جهانی و کنشها فقط نوک دماغشان را ببینند .

انها حتی تقیدی به مذهب اهل سنت هم ندارند .چرا که بد دهنی در ان مذهب مذمت شده ولی به یاد منافقین اگر فحش ندهند تخلیه روحی  نمیشوند. فحش و بی ادبی یک فرهنگ شده.

انها از قومیت فقط اختلاف را فهمیده اند که باید در بین مردم حاکم باشد  . به زعم تجزیه طلبان هیچ وقت پیشرفت این مردم به چشم نمی اید و اگر بیاید ان هم کار نظام نیست  حتی وضع این جامعه هم با دوران ستم شاهی نباید مقایسه شود. هرکس شیعه را بکشد جایش در بهشت هست پس محاکمه و مجازات او یک کار عبث و ظالمانه ای هست . این ها از دین چیزی نمی دانند به همین منظور احکام مسلم دین مثل سنگسار را محکوم میکنند. اجرای احکام دین را قرون وسطایی میدانند اما به اسم دین فریاد وا قوما و وا دینا سر میدهند. در فرهنگ اینها دروغ یک سنت شده و واقعیتها را باید وارونه جلوه دهند.هر انچه در ایران به اسم جمهوری اسلامی و شیعه انجام میشود مذموم و محکوم هست حتی انتخابات که هم نوا با رادیو های بیگانه ان را دموکراتیک نمی دانند اما چشمان خود را در منطقه بسته اند تا نبینند که تنها در یک کشور دموکراسی حاکم و انتخابات برگذار میشود . فهم و اکیوی سیاسی انها خیلی پایین هست و نمی خواهند بدانند که چرا در شهری اراء بیش از صد درصد شده است اما فراموش کردند که در انتخابات گذشته مردم را با اتوبوس و تویوتا از روستاها و سایرشهر ها به زاهدان اوردند تا اراء بلوچها زیاد شود ایا این تلاش برای افزایش اراء تقلب در انتخابات هست.

انها به شدت طرفدار حرج و مرج هستند بدین منظور حتی با طرح صیانت از اموال مردم در عید نوروز هم مخالفند و برایشان سخت هست .انها ظاهر بینند و غرق در توهم توطئه هستند ودرک سیاست حفظ عمق استراتژیک نظام را ندارند . مرزهای استراتژیک کشور به زعمشان  سر دماغشان هست نه کنار مرزهای امریکا و اسرائیل که هر روز برای ایران رجز میخوانند که در صورت حمله نه بلوچ میماند و نه بلوچستانی که همین بخور و نمیر را هم داشته باشند.انها در هپروتند و خیلی چیزهای دیگه .  به هر حال توجه دیگر خوانندگان گرامی را به برخی از اراجیف زیر جلب میکنم

نظرات یک خواننده ی محترم و بی نام و نشان:

ترقی و تعالی فرهنگی

در وبلاگی حامد به عقب ماندگی فرهنگی جامعه بلوچ پرداخته بود. جامعه بلوچ جامعه ای است سنتی و به لحاظ اجتماعی عقب وبا ضعف ها و کاستی های فراوان. سطح فرهنگ مردم جوامع مختلف بستگی مستقیم دارد با ساختار سیاسی جامعه و همچنین دلسوزی و تعلق نخبگان و قدرت مدارانی که بر آن جامعه حکومت میکنند. کسب علم و دانش هم یکی از حیاتی ترین نکته برای پیشرفت و توسعه محسوب میگردد. در بلوچستان نتنها آنهایی که میل به کسب علم و دانش دارند، حتی خود علم و دانش مورد خشم و غصب و تهاجم حاکمان وقت قرار دارد. شرایط برای کسب علم و دانش برای بلوچ ها بسیار مشکل است.
اگر بلوچی از پیشرفت و توسعه بلوچستان سخن بگوید و خواستهای مردم بلوچ را طرح کند سرش بالای دار ( این روزها البته بالای جر ثقیل ا) میرود. از وضع مبارز مدنی بلوچ یعقوب مهر نهاد، خبر داریم که سرش انتظار دار را میکشد. خبر سنگسارها، بدار آویختن ها ، از کوه پرت کردن ها، دست و پا قطع کردن ها، انسان متمدن را بفکر فرو میبرد. چنین جنا یایتی نه بدستور بلوچ ها و نه توسط بلوچ ها انجام می گیرد که با دستور قوه قضائیه حکومت ایران که توسط روشنفکران و نخبگان تهران اداره و هدایت میشود هر روز در ایران بمورد اجرا در می آید. رژیم حاکم در ایران بر چنین سیستمی قرون وسطای و متحجّر و ضد انسانی استوار است. سیستمی که با رشد و نمو و با زندگی سر ستیز دارد و شعار و اعمالش بر مرگ استوار است. چند هفته پیش دست چپ و پای راست پنج نفر را در بلوچستان قطع کردند. ببخشید اگر چپ و راست را جابجا نوشته ام به هر حال شاید دست راست و پای چپ باشند. حکومت ایران مدل های متفاوت مرگ را در عصر تکنیک و اطلاعات کشف و به بازار ارایه کرده است. بطور نمونه، پرت کردن یک نفر از بالای تپه و یا کوه به پایین ، سنگسار کردن دختر های هشت ساله و قطع کردن دست و پای شهروندان و آویزان کردن از جرثقیل و و و. چنین اقداماتی هر انسانی را بفکر وا می دارد که چرا چنین است.

لابلای خبرهاا

نمایشی مضحک بنام انتخابات، در تئاتر بزرگی بنام ایران، توسط بازیگران سپاهی برهبری پاسدار احمدی نژاد و با کارگردانی سید علی خامنه ای انجام گرفت. شرکت مردم در این نمایش کمتر از آنچه رژیم اعلام کرده است، بود. در شهرهای بزرگ کمتر از بیست در صد رای دهندگان شرکت کردند. در تعدادی دیگر از شهرها حدود ده % واجدین شرایط رای دادند. در شهری از 45 هزار واجد شرایط، فقط پنج هزار نفر رای داده بودند. در تعدادی دیگر از شهرها مضحک بودن انتخابات رخساری دیگر یافته بود و تعداد شرکت کنند گان حتی از 100% بیشتر بود. بطور نمونه در شهری، تعداد واجد ین شرایط پنجاه هزار نفر بود، ولی برای نفر اول بیش از شصت هزار رای به صندوقها ریخته بودند. جل الخالق!
اسباب ‌کشی هم ممنوع

اسباب‌کشی و انتقال اثاثیه‌ی منزل از اسفند تا فروردین در بلوچستان ممنوع شد.
معاون فرماندهی نیروی انتظامی سیستان و بلوچستان پاسدار علی‌ محمد مرادی ضمن تهدید مردم بلوچ به مرگ ، آنها را از اسباب کشی و انتقال اثاثیه منزل از 27 اسفند تا 17 فروردین ممنوع کرد.

کمک به نیکاراگویه و بولیوی سوریه

کمک صدها میلیون دلاری ایران، به نیکاراگویه برهبری دانییل اورتگا ، برای راه اندازی نیروگاه برق در حالی که در بلوچستان کمبود برق بیداد میکند. کمک یک میلیارد دلاری به بولیوی برهبری مورالس ، برای راه اندازی فرستنده تلویزیونی در حالی که در بلوچستان مردم بلوچ محروم از داشتن حتی یکساعت برنامه تلویزیونی بزبان بلوچی هستند. . کمک یک میلیارد دلاری به سوریه برای خرید جنگ افزار برای جنگ افروزی هرچه بیشتر در منطقه. این اخبار برای جامعه بلوچ تکان دهنده است. مردم در بلوچستان محتاج نیازهای اولیه و روزمره زندگی خود هستند. مردم نان شب ندارند، گرانی بیداد میکند، آب نیست، برق نیست، کار نیست و... پولی را که باید در بلوچستان سرمایه گذاری کنند، برای دانییل اورتگا و مورالس و بشار اسد می فرستند.

آنچه بعنوان هفته وحدت از طرف نظام ولایت فقیه اعلام و تبلیغ میشود بیش از آنکه گامی بسوی هم اندیشی و همفکری مذاهب مختلف دین اسلام برای دستیابی به نقطه نظرات انسانی و قابل قبول زمان حاضر از این دین باشد یک بازی سیاسی دیگر این نظامست. استفاده از کلماتی که بار معنوی بالايی دارد نظایر اتحاد ملی، انسجام اسلامی و سال نوآوری و شکوفائی و یا هفته وحدت و استفاده ابزاری از آنان یکی از هنرهای جماعت آخوند است. در گذشته این هنر در عرصه مذهب برای تحریک احساسات مذهبی مردم و اکنون در عرصه سیاسی برای گمراه کردن مردم در حالیکه این جملات تماما در حوزه عمل عاری از حقیقت و صداقت میباشد. پیروان سلطه طلب، یکسو نگر و تک محور ولایت مدار از پذیرش همکیشانی که قرائتی دموکرات تر از این مذهب دارند نظیر اصلاح طلبان و ملی مذهبی ها را برسمیت نشناخته و بعضا آنان را کافر و بی دین خطاب میکنند و ولی فقیه در جایگاه کبریائی، زمینی خود تنها نظر مرحمت برای نفس کشیدن به آنان عنایت فرموده حالا چگونه ممکن است با مسلمانان اهل سنت وحدتی حاصل نمایند؟ بگذریم از اینکه بر اساس شرایط ویژه گروه تروریستی حماس و رفاقت نزدیک خالد مشعل با ولی فقیه بدلایل تروریستی از آنان حمایت میگردد، آن مقوله ای دیگر است و جای در قدرت طلبی آخوند های شیعه مذهب دارد. زیرا اگر نظام ولایت فقیه واقعا خواهان وحدت میان شیعه و سنی بود دست کم به اختلافات این دو فرقه ی مذهبی در عراق دامن نمی زد و هیزم آنرا فراهم نمی کرد. رایزنی های فرهنگی ولایت فقیه در کشورهای عربی متهم به ترویج تشیع و ترغیب مردم به ترک مذهب اهل سنت و تبلیغ مراسم سیاسی جمهوری اسلامی هستند اما در داخل کشور وقیحانه سخن از وحدت و هفته آن است. میخوام چیزی بگم که خیال همه راحت بشه ولی فقیه حاضر به تقسیم قدرت با احدی حتا خالق خود نیست چه رسد به مخلوق

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 ساعت 9:18 | لینک ثابت |

متن مصاحبه ی اول عبدالمالک با رادیو سلطنت طلبان

مجری رادیوی متعلق به سلطنت طلبان، طی گفت و گویی مفصل با عبدالمالک، ضمن بیان این مطلب که افتخار می کنم تو (عبدالمالک) را عزیز خطاب می کنم، در واکنش به این سخن عبدالمالک که «کسی که با ما نیست، انسان نیست»، تصریح کرد: : خدا حفظت کند!خدا پشت و پناه تو ویارانت!

متن کامل این مصاحبه در پی می آید:

مجری: آقای عبدالمالک عزیز؟

••عبدالمالک: خودم هستم.

مجری: چقدر خوشحالم که صدای شما دوست عزیز را می شنوم.بسیاری از فعالیت های نظامی (تروریستی) شما به من خرده گرفتند که چرا من شما عزیز خطاب می کنم. شما برای من عزیز هستم

اما هرچه باشد عزیزم، نمی توان خودم را راضی کنم با اقدام شما در زمینه کشتن و آن هم به آن شیوه خشونت بار همراه باشم.عبدالمالک عزیز! چرا این شیوه را انتخاب کردید؟

••عبدالمالک: ما سر کسی را نبریدیم.فقط یکی از ماموران رژیم ایران که از تهران آمده بود را گردن زدیم (فیلم سربریدن که خود عبدالمالک گردن می زند  در سطح جامعه پخش شد)

عبدالمالک ادامه می دهد: البته قرار است که کسی را سرشان نبریم و دیگر تصویری از جنایتمان (!) نگیریم من در صحنه ای که سر یکی از ماموران را بریدند نبودم (دروغ میگوید)  و فقط به من اطلاع دادند که این کار را کردند البته من چیزی به آنها نگفتم ولی به دوستانم توصیه کردم که دیگر سر کسی را نبریم و فقط تیرباران کنیم.

مجری: خب گروگانگیری بکنید، بکشید اما گردن مردم را نزنید!

••عبدالمالک: هنوز در مجلسی که خودم رییس آن هستم، که سر کسی را بزنیم، بکشیم، شاید بعدها تصمیمی بگیریم، اما شاید فقط تیرباران کنیم.

مجری: آیا شما کمترین ارتباطی با کسانی که در جاه بم کرمان مردم را کشته اید دارید؟

••عبدالمالک: نه ما هیچ ارتباطی نداشته و نداریم.این که نمی شود هم که ما بی گناه بکشیم و اونها ( گروه مجهول الهویه فداییان اسلام که مسئولیت فاجعه تروریستی دارزین را به عهده گرفته) همینطور که  نمی شود.البته اگر این گروه،  تابع ما بشوند قبول می کنیم که با ما کارکنند(در حادثه دارزین برادرش رهبری گروه را به عهده داشت)

مجری: شما در تاسوکی چه کسانی را کشتید؟22 نفر چه کسانی بودند؟چطور پی بردید که 22 نفر از عمال رژیم هستند؟

••عبدالمالک: ما متوجه شدیم که قرار است جلسه ای در زابل به مناسبت هشت سال جنگ ایران و عراق برگزار شود که درآن استاندار، فرمانده سپاه استان و در کل سیستانی ها (!) حضور دارند.بنده خودم و نیروهایم را به جاده رساندم و ساعت گرفتیم تا این ها رسیدند.خیلی از ماشینهای دیگر گذشتند و ما با آنها کاری نداشتیم.

البته چند نفری که کشتیم شک و تردید داریم که این ها با جمهوری اسلامی نسبتی داشتند یا نه، اما جنگ است دیگر!!! 

مجری: نوجوان و کودکی هم در این حادثه بودند که کشته شوند؟

••عبدالمالک: اصلا ما در مرام خودمان نمی بینیم نباید زیر 18 سال تا 55  سال کشته شوند، اما بقیه را می کشیم ما خیلی از بچه ها را با خودمان نبردیم و حتی آن ها را به کناری بردیم تا نبینند پدرانشان کشته می شوند.

مجری: چگونه شد که فرماندار و استاندار جان سالم بدر بردند؟  چرا این ها را نکشتید؟

••عبدالمالک: چون ماشین استاندار قوی بود به عنوان ماشین شخصی رد شدند.

مجری: در این ماجرا چه تعداد زنده گروگان گرفتید؟

••عبدالمالک: 7 گروگان که دولتی نبودند. برادران باغبانی و یک نفر هم معاون کل هلال احمر کشور هم هستند.قرار است در روزهای آتی این افراد را آزاد می کنیم.

مجری: من چند بار با شما به صورت خصوصی صحبت کردم  و با شما در این مورد مشورت کرده ام، بهر حال شما نبردی دارید در جهت آزادی و رهایی همه ایران و ایرانیان.درسته که بلوچی هستید، اما دلت برای همه ایرانی ها مثل منوچهر محمدی می تپد!

••عبدالمالک: ما برای هر ایرانی باشد، مثل همین آقایی که اسم بردید

مجری: منوچهر محمدی

••عبدالمالک: بله! همین آقا، ما از همه آنها حمایت می کنیم و در آینده برنامه های دیگر هم داریم و خواستار حل تمام مشکلات ملت باشیم.

مجری:  تو را متهم می کنند از وهابیون کمک می گیری، متهم می کنند که با القاعده در تماس هستی.متهم می کنند که به شیوه های طالبانی کار می کنی، متهم می کنند که به جنگ شیعه و سنی دامن می زنی و رویاهای جدایی طلبی در سر می پروانی و ما را هم سرزنش می کنیم که داریم به شما مشروعیت می بخشیم و کمک می کنیم

••عبدالمالک: در مورد القاعده باید بگویم که هر گروهی برای خودش عقایدش محترم است.مثلاً در ایران بسیاری را به خاطر مسئله امنیت ملی می گیرند

مجری: آهان! حتماً منظور شما جهانبگلو است؟

••عبدالمالک:  اسمش را نمی دانم، اما فکر می کنم همین ایشان باشند

مجری: وضع مالی شما چگونه است؟

بسیاری از مردم برای ما پول و اسلحه می فرستند!!!! موقعیت اقتصادی ما بد است و بعضی وقت ها چایی هم نمی توانیم بخوریم! البته از خارج  از کشور به ما کمک مالی می شود!

چند وقت پیش که ما جنگ می کردیم خود آقای مولوی عبدالحمید با من صحبت کرد و من حرفش را قبول کردم و جنگ را پایان دادیم.

مجری: امکانات دارویی و پزشکی دارید؟ به این دلیل که آنجا که شما هستید مشکلی پیش نمی آید؟

••عبدالمالک: بله داریم، البته اگر کسی حالش خیلی بد شود به افغانستان یا پاکستان می فرستیمش

مجری: حرف خاصی داری برای میلیون ها نفر (!) که به پای صحبت هایت نشسته اند، بزنی؟

••عبدالمالک: ما جنگی را آغاز کرده ایم که همه ی مردم باید به ما بپیوندند.باید همه به پاخیزند و من باید بگویم که در این جنگ کسانی که با ما نباشند، انسان نیستند

مجری: خدا حفظت کند! خدا پشت و پناه تو ویارانت!

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در چهارشنبه هفتم فروردین 1387 ساعت 11:36 | لینک ثابت |

      این جانی درپی درخواستهای مکرر و نا امیدی از آزاد سازی افرادش که در اوین زندانی بودند عملیات دیگری را طراحی و به پاسگاه ناهوک حد فاصل  شهرستان سراوان و شهر جالق در نزدیکی مرز پاکستان شبانه حمله و اقدام به گروگانگیری تعداد شش نفر نیروی وظیفه ی غیر بومی ویک نفراستواربه نام نامجو میکند که از آنها هم در حالی که زیر گلویشان چاقو گذاشته بودند فیلم تهیه و با ارسال آن به مسئولین تهدید به بریدن سر اسرا نمود  که متاسفانه  بعد از چندی فرمانده پاسگاه را به جرم  سیستانی بودن ، میکشد. در مورد بقیه ی اسرا ء با رایزنی تعدادی از ریش سفیدان و دیپلماسی فعال آزاد که بعداً عبدالمالک مدعی دریافت 500میلیون تومان پول در ازای آزادی سربازان از دولت شده بود . پس از این حادثه جریان  نمایشگاه کتاب زاهدان  بهانه ای برای ادامه ی شرارت و اجراء برنامه های دریافتی از سرویسهای جاسوسی امریکا با طراحی  عملیات تاسوکی به کمک فردی به نام یعقوب مهرنهاد ساکن زاهدان و متخصص در کار اطلاعاتی و خبر رسانی شد . یعقوب مهر نهاد که گفته میشود افغانی الاصل و سنی بوده واز طایفه ی توتی زهی  هست که با تاسیس انجمن صدای عدالت  رابطه ی تنگاتنگی با مسئولین ، نمایندگان و برخی علمای مسجد مکی زاهدان برقرار کرده  بود که فعلا دستگیر و حکم او هم صادر شده است.برادرش ابراهیم مهرنهاد همزمان با او دستگیر که بعدا ازاد میشود. اما پس از چندی با اجیر کردن تعدادی از بلوچهای اهل سنت طرح ربایش فرماندارزاهدان  را پی ریزی که قبل از انجام عملیات تیم ربایش دستگیر میشوند.ابراهیم مهر نهاد نوجوان زبلی بود که متاسفانه متاثر از القائات عبدالمالک ریگی که قبلا با او ملاقات هم داشته نقشه ی ربایش فرماندار را طراحی تا در قبال ان برادرش مهر نهاد را ازاد کنند.  

درحادثه ی فجیع و تاسف بار تاسوکی که بدیعی ترین جنایت در نوع خود بود  عبدالمالک ریگی با گروهی خود فروخته بلوچ و یک نفر سیستانی فراری از نیروی انتظامی  و تعدادی افغانی مزدور عصر روز 24 اسفند سال 84 با سه دستگاه تویوتا و با تجهیزات کامل از مرز افغانستان وارد ایران و در نزدیکی جاده ی عبوری زابل و زاهدان پس از مصاحبه با پوشش نیروی انتظامی خودروهای عبوری را متوقف  سپس  سیستانی ها و شیعیان را پیاده  و با فاصله ی حدود سی صد متر از جاده پشت تپه ای با  بستن دستها و چشم ها  تعداد 22 نفر را با رگبار گلوله شهید میکنند که برای اطمینان بیشتر از اتمام ماموریت  تیر خلاص هم  میزند . آن شب سه نفر از مجروحین از جمله فرماندار زاهدان زنده می مانند. هدف جنایتکاران ابتدا تروراستانداراستان بود اما افراد بی گناه از نوجوان  16 ساله تا فرد 55 ساله رابا شقاوت تمام به  شهادت میرسانند.آنها تعداد 7 نفر را هم به اسارت برده که پس از چندی یک نفر از آنها راکشته وشش نفر را هم بعد از چند ماه آزاد  میکند . هم زمان با کشتن یک نفر از اسرا دو نفر  به نام حمید رضا کاوه و احمد زاهد شیخی را که از داخل شهر زاهدان ربوده بودند  به دلیل عدم تمکن مالی و پرداخت پول به شهادت میرسانند.

عبدالمالک که دیگر اکنون نامش و نفرت از او لرزه براندام مردم استان می انداخت  برای عرض اندام و اثبات ضعف نیروهای امنیتی  نظام و نمایش قدرت و توان خودش دامنه ی عملیات ها را به داخل شهر ها کشاند که چند عملیات ناموفق هم  داشت اما یک عملیات او با انفجار خودرویی کنار اتوبوس کارکنان نیروی زمینی سپاه منجر به شهادت تعدادی ازسرنشینان ان میشود. البته قرار بود که این عملیات چند روز قبل انجام شود که چاشنی مواد انفجاری عمل نکرده و بمب ها که در پیکانی جاسازی شده بود توسط مامورین خنثی میشود.چند وقت قبل ازاین جنایت هم در شب انتخابات شوراها  عوامل گروهک  با کشتن  راننده ی یک  سواری مسافر کش به نام زارعی خودروی اور ا با بمب جاسازی و مقابل استانداری منفجر میکنند  . در عملیات قبلی هم راننده ی مسافر کش دیگری را به نام ثانی حیدری  به طرز فجیعی خفه و در کنار خیابان رها و ماشین اورا با بمب جا سازی که هنگام عبور اتوبوس  آن را منفجر  که در این حادثه هم تعداد 11 نفر شهید و 8 نفر هم مجروح میشوند در پی این حادثه یکی از جانیان که در حال فیلم برداری بود توسط فردی به نام مسلم کیخا کارمند دانشگاه دستگیر که پس از برداشتن جراحت تحویل نیروهای امنیتی میگردد و مسلم کیخا هم در اثر شدت جراحات با تیراندازی از پشت به شهادت میرسد . با تجزیه و تحلیل فیلم و اعترافات فرد دستگیر شده به نام نصرالله شنبه زهی از طایفه ی ریگی که خود قبلا سارق بانک بود سرنخها و خانه های تیمی زیادی در زاهدان و سراسر استان کشف که در واقع شیرازه سازمان گروهک با رشادت مسلم کیخا از هم پاشید و تقریبا بیش از 70 در صد توان انسانی و اطلاعاتی او منهدم شد.

 شنبه زهی بعد از چند روز پس از محاکمه در محل انفجار اتوبوس اعدام و دیگر یاران عبدالمالک با رسیدگی به  جرم سنگینشان پس از محاکمه  مجازات شدند.در این میان دو نفر از زبده ترین افراد گروهک به نامهای یونس و یاسر از زاهدان به پاکستان گریختند

مدتی قبل از این دو حادثه هم عبدالحمید ریگی برادر عبدالمالک که بار مواد مخدری را به حوالی کرمان برده بود در مسیر برگشت راه را بر مردم بیگناه بسته و سناریویی تاسوکی در دارزین کرمان را تکرار میکند که در جریان این جنایت عظیم هم تعداد هفت نفر به شهادت میرسند.5 نفر از مزدوران گروهک در حین فرار در کوههای شورو کشته که هویت آنها افغانی ، پاکستانی و بلوچ بود  این بار هم برادر عبدالمالک از ایران می‌گریزد . اما عبدالحمید ریگی با طراحی نقشه ای دیگر در پاییز 86تعداد 17 نفر از سرنشینان خودروهای عبوری را در محور چابهار ایرانشهر د رنقطه ای به نام نوبندیان با بستن جاده به گروگان گرفته و از ایران خارج که طی هماهنگی پلیس ایران با پلیس ولایت بلوچستان پاکستان گروگانها ازاد و همه ی اشرار از جمله برادر عبدالمالک (عبدالحمید)دستگیر میشوند که فعلا دولت ایران درحال رایزنی برای استرداد مجرمین با دولت پاکستان میباشد

با تحلیل رفتن بخشی از توان عبدالمالک وترس از به دام افتادن و عدم اعتماد به اطرافیانش  بعد از حادثه ی تاسوکی  برای انجام عملیات در داخل ایران یارانش را دیگر همراهی نکرده  و طرحهایش را با اجیر کردن چند مزدور همراه با زبده ترین عناصر گروه در ایران اجراء میکرد. گفته میشود که عبدالمالک با بمب گذاری سر راهش زخمی میشود و فعلا یک پایش علیل  اما بشدت از طرف امریکاییان  حفاظت میشود.حتی افرادش هم به ندرت اور ا می‌بینند .

عبدالمالک ریگی با عملیات روانی شدید از طریق پخش سی دی و وبلاگها  تبلیغ و وانمود می‌کرد که در پی اجحاف و ظلم نظام به قوم بلوچ  فردی به نام مولوی محمد عمر سربازی پیرمرد 80 ساله ای توسط عوامل امنیتی با سم کشته میشود که در این رابطه دو نفر طلبه ی سنی  خوافی را در پی سفر به استان  دستگیر و با ترفند  از آنان اعتراف و نهایتا می کشد . عوامل گروهک  فیلم یک دقیقه ای تهیه شده از  اعترافات سوری  انان را در سطح استان پخش که نتیجه این دسیسه باعث اغفال  خانواده آن مرحوم و بازی خوردن آنها شده که در نتیجه مدرسه ی دینی خود را در چاه جمال ایرانشهر دراختیار آنها می گذارند تا جایی که مدرسه را تبدیل به خانه ی تیمی و دپوی مهمات برای انجام عملیات بزرگی از جمله انفجار مساجد اهل سنت و شیعه وانفجار مدرسه ی چاه جمال کرده بودند که به لطف خداوند با ره گیری عناصر گروهک توسط نیروهای  امنیتی محل اختفایشان لو که منجر به درگیری و کشتن تعدادی از اشرار از جمله یاسر یکی از زبده ترین نیروهای عبدالمالک میشود . از نیروهای امنیتی و انتظامی هم چهار نفر به شهادت میرسند. در این عملیات مقادیر زیادی مهمات ازجمله آرپی جی و گلوله های 106 و انواع مواد انفجاری نیز کشف میشودهمچنین تعداد  4 نفر ازجمله سه نفر مولوی آن مدرسه که رابطه ی خویشاوندی با مرحوم سربازی داشتند دستگیر که محاکمه و منتظر اجرای حکمشان هستند.در این عملیات هم توان گروهک به شدت آسیب می‌بیند.اما امریکا دست بردار نیست.  

برای روشن شدن عمق توطئه استکبار جهانی به دو نمونه از مصاحبه های عبدالمالک ریگی که جنایات خودش را توجیه می‌کند توجه کنید.

 

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در سه شنبه ششم فروردین 1387 ساعت 8:2 | لینک ثابت |

نگاه های مختلف به حادثه ی تاسوکی

 به این جنایت میتوان  دو نگاه استاني و ملي داشت.در نگاه ملي ازاين جهت كه مولوي عبدالمالک ريگي به عنوان گزینه ی مناسبی توسط اجانب ماموريت يافته تا به بهانه ی اعاده حقوق  از دست رفته قوم بلوچ ،وجلوگیری از توسعه و گسترش مذهب شیعه در بلوچستان ویا غارت ثروتهای ملی و گسترش بی عدالتی و مبارزه با تبعیض و ظلم و تنگناهای اقتصادي موجود ،دست به جنايت هولناكي مثل تاسوکی ویا  اخاذي از سرمایه داران  و انتقام از بانیان مبارزه با اشرار و قاچاقچیان سوخت به عنوان ناجی این قوم بزرگ  بزند

   مقرر گردیده بود  تا  در زنجيره حوادث پیش آمده درکشور از جمله تحرکات تجزیه طلبان در خوزستان و اغتشاش در دانشگاه شريف به بهانه چاپ کاریکاتور در نشریات اذری وسوءاستفاده ی آشوب گران از چاپ ان کاریکاتوردر اذربایجان توسط مهره ای چون او نقشی بارز و هماهنگی را ایفا کرده باشند. طبق دستورسرویسهای بیگانه پازل  جنگ رواني دشمن درحواشی  مرزهاي كشور كه قاطبة ترکیب جمعیتی  آن را اهل سنت تشكيل مي دهند باید کامل و فضا ی امنیتی کشور را ناامن جلوه دهند که درنتیجه با  گسترش اعتراضات باز گرداندن امنیت داخلی کاری مشکل و از كنترل نظام خارج شود.

   در نگاه تحلیلی دیگری حادثه ی تاسوکی در این ابعاد که عناصر جانی ازجنایت وحشیانه و ددمنشانه ی خود فیلم ومصاحبه گرفته و در سطح وسیعی از استان و بعضا کشور اقدام به توزیع آن بنمایند میتواند  تست  روانی ،حفاظتي و امنيتي مناسبی  از وضع موجود  و میزان آسیب پذیری جامعه ی ایران بدست اید با نظر به این نکته که تحركات نظامی در اطراف کشور  و جنگ رواني  مبنی بر بمباران چند ساعته  همه ی تاسیسات اقتصادی و هسته ای ایران نیز مورد ارزیابی کامل دشمن قرارگیرد .همان دوران در نشریات و رسانه ها می‌گفتند که 15 فروند هواپيماي جنگی اسرائيلي در خاك افغانستان مستقرند تا از طريق افغانستان و نقاط كور ايران وارد كشور شده ، مناطق مهم اقتصادي و هسته اي ايران را بمب باران و يك راست از مرز تركيه و عراق خارج شوند ( عمليات بدون بازگشت ) و همزمان با این حمله آشوب و شرارتها در حواشي كشور و مرزها هم شروع تا نيروهاي مسلح را از یک طرف درگير برقراري امنيت داخلی و از جانب دیگر بخشی  از توان نظامی نیرو های مسلح را درگیر کارزار با نیروهای عمل کننده ی  خارجی  كنند. در واقع نيروهاي مسلح را درگير دو  جنگ داخلی و خارجی بطور همزمان  بكنند .

        اما در نگاه  استاني هم  اينكه مولوي عبدالمالك ريگي قبل از ارتکاب جنایت تاسوکی در فیلم توزیع شده اش  مي گويد: تعدادي از يارانش در زندان اوين تهران زنداني هستند جرم آنها  صرفا حمل كالاي قاچاق هست كه طي عمليات های مختلفی دستگير شده اندو..... اما برخلاف اظهارات او ظاهراً اين افراد به قصد تخريب و بمب گذاري در برخی شهرها دستگير كه البته به دليل اطاله رسيدگي پرونده مولوي ريگي را وادار به واكنش و انتقام كرده است . همچنین او گفته كه دولت بيش از يك ميليارد و پانصد ميليون تومان اموال ما را مصادره كرده كه اينها هم بايد عودت داده شود .گرچه ايشان طي مصاحبه اي دیگر قاچاق مواد مخدر را شرعاً حرام مي داند .اما براي تامين منابع مالي مدعی است كه در ازاي آزاد كردن سربازان به گروگان گرفته از پاسگاه ناهوک از دولت 500 ميليون تومان پول گرفته است

در پی حادثه ی انفجار الگانس نیروی انتظامی در بلوار بزرگ مهر زاهدان مردم استان عموما برای اولین بار با نام عبدالمالک ریگی آشنا شدند و شنیدند که در آن درگیری چهار نفر از نیرو های گشت  نیروهای انتظامی یک جا درآتش خودرو سوختند و تعدادی هم زخمی شدند.

 پس از این حادثه نیرو های امنیتی در فاصله کمتر از سی روزتعداد 16 نفر از عناصرشرور و جنایت کار را دستگیر می کنند اما عبدالمالک از چنگ ماموران با کمک تعدادی از مولوی ها در لباس زنانه و کلی مکافات از مرز به خاک پاکستان میگریزد. به دلیل سنگینی جنایت ،  اشرار و تروریستها  پس از مدتی  به تهران برای ادامه ی محاکمه انتقال که با اطاله ی دادرسی حکم آنها با تاخیرصادر که این اغماض  بهانه ای برای  مانور ونمایش اقتداربه مسئولین به منظور آزاد نمودن  یاران در بندش شد . از طرفی عبدالمالک ریگی به فراست افتاد که چرا افراد او  سریعا دستگیر شدند. از اینرو به فردی به نام شهاب منصوری که که اهل کرج و برادر خانم برادرش عبدالحمید بود مشکوک و او را به شیوه ی القاعده طی یک محاکمه ی سوری سر بریده سپس آیات جهاد با کفار و مشرکین  را تلاوت و آنگاه با تفنگهایشان به سمت آسمان تیراندازی می‌کنند . مدتی بعد هم خواهرشهاب منصوری را که همسر برادرش بود می‌کشد . ....

ادامه دارد.......

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در شنبه سوم فروردین 1387 ساعت 11:52 | لینک ثابت |

چند روزی هست که برخی از برادران اهل سنت خود را گرفتار اوهام کرده اند واز عید نوروز به عنوان عید کفار و زرتشتیان یاد میکنند و جشن برای ان را مزموم وشمرده اند و ان را با عید غدیر و قربان مقایسه میکنند و .... اما لازم است چند نکته ای هم دراین باب صحبت شود.

من بنا ندارم به احادیث شیعی زیاد  استناد کنم چون برادران اهل سنت احادیث شیعیان را قبول ندارند البته بیشتر حنفی ها ودر این خصوص بحث زیاد هست .ولی بنا به حکم عقل که باز هم بیشتر مورد قبول برادران سنی میباشد بسیار خلاصه عرض میشود که چرا عید نوروز را جشن میگیریم وچرا باید این جشن گرفتن مزموم باشد. قران هم به تحول ایام اشاراتی اما به حکم عقل ایا اگر مسلمانی به بهانه ای مثل تغییر یکی از فصول طبیعت که نشانه ای از ایات خداوند هست خانه تکانی کند و غبار را از روح و زندگی خود بزداید . گناه کرده است یا ثواب ؟ ایا مگر طبیعت ازنشانه های خداوند نیست .ایا نباید به شکرانه نزول رحمت و محبت خداوند و بهار طبیعت و شکوفایی درختان و احیاء زندگی اورا شکر کرد.ایا اگر به بهانه ای در این روز به خدا بیشتر توجه کنیم . صله ی ارحام کنیم و هدیه بدهیم جرم هست ؟.

 نوروز روز جديدى است وكهنگى سال قبل كه با سرما، خستگى و تكرار كارها و روزها همراه بوده، با نوروز به روز نو و سال جديد كه طراوت طبيعت آن را ترو تازه ساخته تبديل مى گردد. اين روز براى بسيارى از ملتها روز عيد محسوب مى شود. عيد به معنى بازگشت است كه از ريشه «عود» گرفته شده است.

عيد به معناى بازگشت به وضعيت مطلوب گذشته است و به روزهاى سرور و شادى نيز گفته مى شود.

میدانیم که اعياد چهار نوع است

اول، اعياد دينى مانند عيد فطر و عيد قربان كه مسلمانان جهان اين روزها را عيد مى گيرند.

دوم، اعياد مذهبى مانند عيد غدير و عيد نيمه شعبان كه شيعيان جشن مى گيرند.

سوم، اعياد ملى مانند روز آزادى و استقلال برخى از ملتها از چنگ استعمار.

چهارم، عيد طبيعى و تكوينى مانند عيد نوروز كه در آغاز بهار و سال نو مطرح مى شود.

در اسلام واستناد به روایات شیعی روزهايى به عنوان عيد اعلام گرديده است كه مهمترين آنها عبارتند از: اول شوال (عيد فطر)، دهم ذيالحجه (عيد قربان)، هيجدهم ذى الحجه (عيد غدير)، بيست و هفت رجب (روز مبعث) و جمعه و تمام اين روزها به نوعى بازگشت به خويشتن و احساس مسووليت و به انگيزه تحول و انقلاب درونى است نه صرف شادى و شادمانى.

 

بنابراين عيد نه جامه رنگارنگ پوشيدن است كه اين عيد كودكان است. نه شربت و شيرينى و غذاهاى متنوع خوردن است كه اين عيد شكمبارگان است. نه به سياحت و تفرج بى محتوى پرداختن است كه اين عيد ولگردان است. نه بى بندوبارى و هرزگى و عياشى كردن است كه اين عيد بوالهوسان است. نه قاه قاه خنديدن و همديگر را به مسخره گرفتن است كه اين عيد غافلان است و نه سبزه روياندن و سفره هفت سين چيدن و آتش بازى كردن است كه اين عيد خرافه پرستان است.

 

هيچ كدام از اينها مفهوم عيد از ديدگاه اسلام نيست كه عيد اسلامى براى موفقيت در راه انجام وظيفه و تطهير نفس و تصفيه جان از ناپاكيها و تمرين صبر و استقامت و شكستن غرور و خودخواهى است.عید نوروز برای شیعیان یک فرصت هست برای خانه تکانی دلهلی زنگار گرفته

از ارزشهاى عيد نوروز نظافت و خانه تكانى است كه مردم قبل از رسيدن سال نو تحولى در زندگى خود ايجاد مى كنند و با خريد لباس نو تغيير ظواهر زندگى نشاط خاصى را به زندگى خود مى دهند.

غسل عيد

از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: در نوروز غسل كن و تميزترين لباسهاى خود را بپوش و به بهترين عطر خود را خوشبو كن و اين روز را روزه بگير.

این یک دستور اخلاقی با ارزشهای دینی منافاتی ندارد

نظافت و لباس تميز

نظافت و رعايت بهداشت و نيز پوشيدن لباس تميز و استفاده از عطر و بوى خوش در صورت امكان از وظايف اخلاقى و اجتماعى نوروز است. از امام صادق(ع) نقل شده است كه فرمود: «و البس انظف ثيابك و تطيب باطيب طيبك».

تميزترين لباست را بپوش و با بهترين عطرت خود را خوشبوى ساز.

ديد و باز ديد

يكى از ارزشهاى عيد نوروز ديدوبازديد از بستگان، دوستان، همسايگان و بزرگان شهر و روستااست و ديدار جمعى از مصيبت ديدگان در سال گذشته.

در اين ديدوبازديدها از غمها و مشكلات يكديگر آشنا مى شوند. چه بسيار كدورتهايى كه در اين ايام با نگاهى دوباره فرو مى ريزد و به عشق و محبت مبدل مى گردد و به قول حافظ:

 

درخت دوستى بنشان كه كام دل به بارآرد ........................ نهال دشمنى بركن كه رنج بى شمارآرد

 

هديه و عيدى

هديه و عيدى دادن از رسوم معمول عيدهاست و در ميان مردم معمول بوده است. در روايتى آمده است كه شخصى هديه اى براى امام على(ع) آورد و عرض كرد: اين هديه به مناسبت نوروز است. حضرت فرمود: «نيروزناكل يوم»؛ هر روز براى ما نوروز و روز نوى است.

 

اى خواجه چه جويى زشب قدر نشانى........................ هرشب شب قدر است اگر قدر بدانى

 

آقاى رحيميان در كتاب سايه آفتاب مى نويسد: در روز عيد نوروز به خدمت امام خمينى(ره) رسيديم. حضرت امام با نشاطتر از روزهاى گذشته و متبسم و با قباى نو وارد شدند و به افراد حاضر چندبار «مبارك باشد.» گفتند. سپس خودشان سراغ سكه هاى يك ريالى را گرفتند و در كف دست قرار دادند. افراد حاضر نيز بعد از دست بوسى هر كدام چند عدد برداشتند. مشابه اين برنامه در نوروز سالهاى ديگر نيز تكرار مى شد.

توجه به قرآن

حضور قرآن به صورت ثابت و گسترده در آداب اجتماعى نوروز به گونه اى كه قرآن اين كتاب آسمانى مسلمانان، امروز جزو يكى از اركان سفره عيد است و نيز قرائت قرآن و بوسيدن آن در ساعات تحويل سال از جمله آداب سال تحويل است.

دعا

براى روز اول سال، دعا و درخواست خير وبركت، موفقيت و سعادت و بالاخره تقاضاى تعالى و رشد فضايل انسانى از جمله آداب اين روز مقرر گرديده است.

بارالها! اين سال جديد است و تو خدايى ازلى و قديم هستى. خير اين سال و خير آنچه را در اين سال پيش مى‏آيد، از تو خواستارم و از شر اين سال و شرآنچه در اين سال پيش خواهد آمد، به تو پناه مى برم...

روزه گرفتن

روزه گرفتن در عيد نوروز يكى ديگر از دستورهاى اسلامى مطلوب و مستحب در اين روز است. امام صادق(ع) با عبارت «تكون ذلك اليوم صائما» آن را بيان داشته است.

زيارت اهل قبور

رفتن به زيارت اهل قبور در آغازين روزهاى سال نو و نيز برگزارى مراسم تحويل سال در كنار قبور شهدإ از ديگر آداب دينى نوروز است.

تشرف و حضور در اماكن مقدسه و مشاهد مشرفه و برگزارى مراسم تحويل سال نو در آن مكانها نيز از جمله آداب نوروز مى باشد.

و بسيارى از ارزشهاى مثبت ديگر.

البته در حواشى اين عيد خرافاتى وجود دارد كه بايد زدوده شود. همچون مراسم چهارشنبه سورى و آتش افروزى، ترقه بازى، هفت سين، و تشكيل جلسات آلوده اى كه بسيارى از مردم به بهانه شبهاى عيد در عيش و نوش و بى خبرى به سر مى برند. جلساتى كه در آن پر است از زمينه هاى گناه: اختلاط محرم و نامحرم. آن هم با شرايط مبتذل، پخش موسيقى هاى مبتذل، مسابقه خودنمايى و تفاخر در لباس و زينت، ريخت و پاش و اسرافكارى و بسيارى از ضد ارزشهايى كه در اين ايام مطرح مى شود.

در خاتمه لازم است به نكاتى چند توجه شود:

1. هر تشكيلاتى در پايان سال حساب كار خود را مى كند و به بررسى كم وكاستيها و ضعفها و قوتها مى پردازد. لازم است ماهم به حساب خود برسيم و يك بازنگرى همه جانبه به گذشته خويش داشته باشيم. شخصى در روز عيد نوروز مى گفت: اين روز را به شما تبريك و تسليت مى گويم. تبريك به جهت فرصتى جديد كه خدا به شما داده و تسليت براى از دست دادن فرصتهايى كه داشته‏اى.

2. بايد از گذران عمر و زمان و طبيعت درس گرفت. طبيعت بيدار شد و فعاليتش را دوباره آغاز كرد آيا ماهم بيدارشديم، آيا درماهم تحول ايجاد شد؟ خانه ها از گردوغبار و آلودگيها پاكسازى شد، آيا قلبهاى ما نيز از زنگارهاى گناه و رذايل اخلاقى پاكسازى شد...؟

3. بايد توجه نمود كه در سال جديد چه طرحى براى خودسازى خويش داريم؟

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در پنجشنبه یکم فروردین 1387 ساعت 8:28 | لینک ثابت |

سال 1387 هم فرارسید.و معلوم نیست که درسال پیش رو تا پایانش من وتو وشما زنده باشیم . دور گردون میچرخد وانسانها هم به سوی سرنوشتی که نمی دانند چگونه رقم خورده حرکت میکنند . هیچ کس از اینده اش خبر نداردو همه رفتنی اند بااین حال تنها یک ارزو بر پیشانی من و ما حک شده و ان عاقبت بخیری در دنیا هست تا وقتی که قرار شد از دنیا رخت بربندیمبا نگاه به گذشته ان را الوده نیابیم و پرونده ی خود راسیاه نبینیم.ارزو کنیم تا در قیامت روسیاه خاص و عام  نباشیم . یوماالحساب . روزی که در سحرای محشر همه . وهمه به جز پیامبران و فرزندان پیامبر اعظم (ص)لخت ومادرزاد در حالی که نامه ی اعمالشان در دستشان هست به شدت گرفتارو غمناکند.!!!در ان حال همه ما  از عریان بودن مان نیز غافلیم

.در شروع سال جدید بنا نداریم  سرنوشت را با نا امیدی شروع کنیم . رحمت خداوند وسیع هست اما بهشت را به بها دهند نه به بهانه .

 ارزو میکنم تا خداوند توفیق خدمت و عاقبت بخیری را به همه ی بندگانش عنایت کند انشاالله. اما امسال هم به پاین خواهد رسید. چگونه نمی دانم ونمی دانیم . باشیم یا نباشیم خدا میداند.

نوشته شده توسط جمعی از نویسندگان در پنجشنبه یکم فروردین 1387 ساعت 8:26 | لینک ثابت |