عبدالمالک ریگی و اهداف پیش روی دشمنان
بنابراین باید در سال ۸۴ توطئه دشمنان در این گوشه از کشور بار دیگر توسط عبدالمالک کلید میخوردکه با حادثه ی تاسوکی به شکل جدیدی شروع شد که هنوز ادامه دارد...
ادامه دارد...........
اما روز بعد دو نفر از طلاب اهل سنت با مراجعه به غرفة مزبور با حمايت تعداد زيادي از طلاب دیگر و بعضا خارجی و افغانی پس ازاقدام به ضرب و شتم مسئول آن فرار مي كنند . مسئولين نمايشگاه با اطلاع از بلوا و آشوب فوراً درب هاي نمايشگاه را مي بندند كه با حضور سريع نيروي انتظامي حدود 50 نفر از اغتشاش گران در محل نمايشگاه دستگير مي شوند . از طرفي طي يك برنامة از قبل هماهنگ شده تعداد زيادي از طلاب همزمان با اتوبوس به محل نمايشگاه اعزام مي شوند كه با دخالت مسئولين انتظامي شهر ، برخی از طلاب متفرق و تعدادی نیز بازداشت میشوند. متعاقب آن با عمیق شدن جریان ، مولوي هاي مسجد مكي مذاكراتي را بـا مسئولين سياسي و امنيتي استان در خصوص آزادي طلاب بازداشت شده شروع كه آنها با دريافت تضمين ها و گرفتن شروطي به قرار ذيل بازداشت شدگان را آزاد مي كنند .
الف)پروندة جريان مزبور همين جا بسته شود.
ب)هيچ گونه اطلاعيه ، بيانيه و دستوري از جانب علما و طلاب اهل سنت منتشر نشود.
ج)در سخنراني ها و خطبه هاي نماز جمعه و جماعات به اين موضوع به صورت منفي و تحريك آميز پرداخته نشود.
د)دو نفر ضارب ،توسط آنها شناسايي و تحويل مقامات انتظامي شوند به اين دليل كه مشخص شود محرك آنها چه كساني بوده اند.
هـ) از بزرگ نمايي اين جريان خودداري شود .
ح) كليه كتبي كه در باب ضديت با تشيع در كتابفروشي هاي اهل سنت وجود دارد در سطح شهر زاهدان و استان جمع آوري شود.
خ) نسبت به طلابي كه به صورت غير مجاز در مدارس علوم ديني درس مي خوانندتجديد نظر شود.
یکی از دلایل اعتراض طلاب اهل سنت به تابلوي زيارت عاشورا که سر در یکی از غرفه ها نصب بود میباشد كما اينكه اين تابلو سنوات قبل هم وجود داشت
با این حال مرکب شروط پذيرفته شده از جانب اهل سنت خشک نشده بود که بعد از دو روز طلاب اهل سنت ايرانشهر بيانية شمارة يك خود را در اعتراض به انتشار و فروش كتاب در سطح نمايشگاه و عدم برخورد مسئولين نظام با ناشر و مولف آن منتشر و در سطـــح استان پخش کرده و به دنبال تحريك احساسات سايــر قـــشرهاي اهل سنت نيز بودند با اين حال علماء اهل سنت در قبال اين حركت تحريك آميز ضمن عدم تحويل ضاربين به مراجع قضایی سکوت پیشه کردند . عناصر پشت پرده ی این جریان بنا داشتند به این بهانه با تحریک سلفي ها و وهابي هاي استان اقدام به اعتراض ، تحصن و احياناً بلوا و آشوب در سطح استان بنمايند كه اين تصمیم در صورت اجراء قطعاً از كنترل بزرگان اهل سنت خارج و به يك معضل سیاسی و مذهبی و قومی در مي آمدكه شايد شرايط جهاني را هم در باب انرژي هسته اي و كاريكاتور موهن علیه پیامبر اعظم (ص)و اهانت به حرمين شريفين در آن زمان تحت الشعاع قرار مي داد اما این ماجرا با همه ی کش و قوسها ظاهرا فیصله یافت ولی دستاویزی بود برای وهابیون که با تغییر تاکتیک ، عملیات و آتش جنگ قومی و مذهبی را در صحنه دیگری روشن و برافروخته کنند از این رو ماموریت اجرای سناریوی ایجاد اختلاف قومی و مذهبی با استفاده از احساسات اقوام بلوچ و مذهب اهل سنت و انگشت گذاشتن بر چالشهای موجود در استان به فرد جوان و شهرت طلبی به نام عبدالمالک ریگی داده شد.
ادامه دارد.......
آغاز و چرایی شروع جنگ مسلحانه ی عبدالمالک ریگی علیه نظام
به مناسبت برپايي نمايشگاه سالیانه ی كتاب توسط اداره ارشاد اسلامي استان در شهر زاهدان ناشرين مختلفي از سراسر كشور به منظور عرضه كتابهاي خود در غرفه هاي معيني حضور يافتند از این نمایشگاه روزانه تعداد زیادی از قشرهای مختلف مردم خصوصا دانشگاهیان و طلاب علوم دینی شیعه وسنی بازدید و کتب مورد نیاز خود را میخریدند .معمولا در فصل برپایی نمایشگاه حتی در سراسر کشور برای تشویق علاقمندان جهت خرید کتاب ، ناشرین و یا فروشنده ها تخفیفهایی نیز قائل میشدند همچنین برخی از ارگانها هم همکاری نموده و بن های کتاب به اشخاص حقیقی و حقوقی میدهند البته برخی از غرفه داران هم روشهای جالبی را اعمال میکردند به این صورت که بعضي از كتابفروشي هاي سطح شهر زاهدان از جمله تعدادي از كتابفروشي هاي اهل سنت با داير كردن غرفه در نمايشگاه به بهانه ارائه ی خدمات به گروه هاي دانش آموزي ، دانشجويي و يا طلاب بن هاي زيادي را از ارشاد گرفته و با زدن مهر غرفة ، بن ها را از بانك نقد مي كردند كه از اين طريق مبلغ زيادي پول بي آنكه كتابي به فروش برود به دست می آمد در این میان فردي به نام مولوي ملازهي (از اساتيد علوم ديني اهل سنت حوزه ی دارالعلوم زاهدان كه مدتي را به دلايلي در زندان بوده) در شهر زاهدان که يك باب مغازه كتابفروشي- كه كتب آن بيشتر در باب اهل سنت - هست با مراجعه به اداره ارشاد استان از طرف برخی از علمای حوزه ی دارالعلوم ، تقاضاي 25 ميليون ریال بن خريد كتاب براي طلاب علوم ديني اهل سنت مي نمايد كه با توجه به سابقة منفي قبلي وي که بن های کتاب او سر از بازار ازاد و یا بانکها برای نقد کردنشان در می اورد با اين تقاضا مخالفت مي شود از اينرو براي آقايان سخت بود كه يك درآمد چند ميليوني از دستشان برود . به همين دليل تلويحاً بنارا بر تهديد و توطئه گذاشتند. ابتدا ايشان طي تذكري به مسئولين ارشاد و نمايشگاه مي گويد كه اين مخالفت باعث تنش بين طلاب اهل سنت و واكنش منفي آنها عليه مسئولين خواهد شد كه نهايتاً براي شما سنگين تمام مي شود . (اين جريان قبل از درگيري در نمايشگاه بوده است . )بنابراین طی یک کار برنامه ریزی شده درمورخه 10/12/84 تعدادی از طلاب اهل سنت كه بعضاً تحريك پذيري از برخی مولوي ها دارند با تحقیق و بررسی در غرفه ها ،كليه كتابها را چك و كنترل مي كنند تا نقطه ضعفي در باب عقايد شيعه علیه اهل سنت پيدا كنند تا بوسيله آن و تشدید فشار امتيازاتي را از مسئولين بگيرند .طلاب در یکی از غرفه ها به كتابی به نام امام شناشي بر میخورند که در مراحل گذشته ی برپایی نمايشگاه نیز وجود داشت از اين دست كتابها در غرفه هاي ديگر هم بود . اما تا ان روز صدايش را در نياورده بودند . تنها به اين دليل كه در قبال آن از ارشاد به طرق قانوني به زعم خود حق السكوت چند ميليوني دريافت مي كردند. اما اينبار با حضور مدير كل جدید در ارشاد اسلامي استان تير طمع آنها به سنگ خورد كه بلافاصله با استدلال توهين به ساحت خلفاي راشدين با مشارکت طلاب مدارس علوم ديني اهل سنت زاهدان علیه غرفه ی سرور قم ،ناشر ، مدير كل ارشاد و مسئولين نمايشگاه جريان سياسي مخربي راه انداختند.
آنها جريان را به اطلاع مولوي عبدالحميد اسماعیلزهی كه در مسافرت بود مي رسانند ايشان موضوع را به معاونين و مشاورين خودش حواله داده که آنها طي جلسه اي با مدير كل ارشاد اسلامي استان جريان را علی الظاهر فيصله دادند به اين شرط كه اولاً از طلاب( که بانی اغتشاش در نمایشگاه بوده و باعث تعطیلی آن شدند) دلجويي و ثانياً اين كتاب و كتب مشابه آن از سطح نمايشگاه جمع آوري و ثالثاً به مسئولين غرفه مذكور نيز تذكر جدي داده شود . كه همة اين شروط در قبال عدم پيگيري و ايجاد جنجال و تحريك برادران اهل سنت به مورد اجرا در مي آيد
اما روز بعد دو نفر از طلاب اهل سنت با مراجعه به .........
ادامه دارد.........
بررسي وضعيت سياسي امنیتی استان با مروري اجمالی بر حوادث چند سالة اخير
حوادث ناگوار و درگیری های مداوم در استان سیستان وبلوچستان،نام و اوازه ی ان و مردم بلوچ استان را بویژه در چند سال اخير و خصوصا پس از روی کار امدن دولت نهم و به تبع ان تعیین استاندار بومی برای اولین بار در تاریخ مدیریتی استان به جز مقطع کوتاه چند ماهه ی اوایل انقلاب بیش از گذشته بر سر زبان ها انداخته است.در حادثه ی 25 اسفندسال 1384 در جاده مواصلاتی زابل_ زاهدان در منطقه ای به نام تاسوکی که نزدیکترین نقطه به مرز افغانستان هست وحادثه ی 23 اردیبهشت 1385 درمحور بم_کرمان در منطقه ا ی به نام دارزین و بستن راه خودروهای عبوری 34 نفر از مردم عادی و بیگناه را به طرز فجیع کشته و تعدادی زخمی شده و تعدادی هم به اسارت گرفته شدند. همچنین در روز 13بهمن 85 مقارن ساعت 19 و 45 دقیقه چند فرد مسلح از گروهک جندالله ، چهار مأمور نیروی انتظامی را که در خیابان بزرگمهرزاهدان مشغول گشت زنی بودند در ملاء عام به رگبار گلوله بسته و به قتل می رسانند. در این حمله دو افسر انتظامی به نام سروان خواجه و سرهنگ شیبک و دو سرباز وظیفه به شهادت رسیدند.
انفجار اتوبوس سپاه که حامل جمعی از پاسداران و بسیجیان و سربازان وظیفه بود در بامداد 25 بهمن ماه 85 درمسیر رفتن به محل کاردرشهر زاهدان نیز باعث شهید شدن 11 نفرو زخمی شدن 18 کادر نیروی زمینی سپاه شد در این حادثه چند نفر از شهدا زنده زنده در اتش سوختند. عملیات تروریستی انفجار بمب صوتی در جلو ی مدرسه دخترانه معرفت زاهدان در شامگاه جمعه 27بهمن ماه پس از اعدام شنبه زهی یکی ازجانیان و عوامل عبدالمالک ریگی که در انفجار اتوبوس سپاه دست داشت و قتلهای زنجیره ای رانندگان سواری که از اتوموبیل انها برای عملیاتها استفاده میشد همه ، اتفاقات پی در پی ای هست که احساس ناامنی را درمیان مردم استان تا کنون تشدیدکرده است.
در این میان انفجار خودروی الگانس نیروی انتظامی با ارپی جی شب هنگام در خیابان بزرگمهر زاهدان و به شهادت رسیدن چهار نفر از سرنشینان ان ، به گروگان گرفتن تعدادی سرباز وظیفه همراه با فرمانده پاسگاه ناهوک در سراوان و به شهادت رساندن یکی از انها ، به شهادت رساندن چند نفر اسیر که از داخل شهر زاهدان و در جریان تاسوکی به گروگان گرفته شده بودند و انفجار هشت بمب صوتی در اطراف زاهدان ، انفجار یک بمب صوتی دیگر دراستانه ی انتخابات مجلس هفتم مقابل ستاد خبری اداره اطلاعات و انفجاریک خودرو مقابل استانداری در استانه ی انتخاباتی دیگر، انفجار بمب جنب مسجدعلی ابن اب طالب شیعیان در زاهدان و تخریب ان از مواردی هست که همه در کارنامه سیاه جانی بلوچستان عبدالمالک ریگی به ثبت رسیده است .
مضافا اینکه به همه اینها عملیات روانی گسترده با توزیع شبنامه و سی دی جنایات خود و کشتار افراد بی گناه و صدور اطلاعیه های متعدد به مناسبتهای مختلف در وبلاگهای عوامل وابسته و یا همراه و یا هوادار خود در زاهدان و برخی شهر های استان که بعضا از علمای مدرسه ی دارالعلوم هستند. اخاذی از سرمایه داران بومی و غیر بومی استان با ربودن انها به منظور فرار سرمایه از استان ، گول زدن و جذب تعدادی از جوانان جهت پیوستن به گروهک با تحریک و استفاده از احساسات انها خصوصا کسانی که به نوعی یکی از افراد خانواده ی انها توسط نظام به دلیل شرارت و یا حمل مواد مخدر اعدام شده اند ، راه اندازی وبلاگهای متعدد، تهدید علمای اهل سنت و جذب تعدادی ازانها که بعدا دستگیرو وابستگی خود را اعتراف کردند. کشتن تعدادی از جوانان بلوچ به اتهام عناصرنفوذی جمهوری اسلامی در گروهک عبدالمالک ریگی و ایجاد خانه های تیمی در برخی از حوزه های علوم دینی اهل سنت مثل حوزه ی علمیه چاه جمال ایرانشهر ، سر بریدن شهاب منصوری برادر خانم عبدالحمید ریگی( برادر عبدالمالک) به روش القاعده و فیلم برداری از ان و پخش فیلم سر بریدن در سطح شهر های استان ، مطالعه کتب تحقیقی و منابع شیعه و استخراج برخی احادیث غیر مستند و تبلیغ انها پس از تحریف به عنوان اعتقادات تند شیعه علیه اهل سنت به منظور توجیه جنایات خودش علیه شیعه وتحریک اهل سنت با هدف جنگ قومی و مذهبی ، طراحی ترور فرماندارزاهدان و استاندار و تعدادی از علمای مسجد مکی زاهدان که یکی از جاسوسان او به نام یعقوب مهر نهاد که فعلا دستگیر شده و گفته میشود افغانی الاصل میباشد و حکم اعدام او پس از محاکمه تایید شده اعتراف کرده است ، برجسته کردن مناطق مستضف و محروم استان و مقایسه ان با مناطق برخوردار به عنوان دلایل ایجاد تبعیض توسط نظام ، سیاه نمایی و نادیده گرفتن خدمات انقلاب به مناطق محروم استان و تعمیم ظلمهای رقته به مردم بلوچ توسط رژیم پهلوی به نظام جمهوری اسلامی ایران وبه گروگان گرفتن تعداد17 نفر افراد عبوری در محور چابهار و ایرانشهر را میتوان به کارنامه این ملعون اضافه کرد
این نیست جز به پشتوانه ی تئوریک و مادی و انسانی عناصر جاسوس برخی کشورهای انطرف اب و امریکا و اسراییل که پس از کشف سلاح و مهمات از چند خانه ی تیمی عبدالمالک ریگی در زاهدان و ایرانشهر مارک usaبر انها حک شده بود.
ادامه دارد......
وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی استان
استان سیستان و بلوچستان،واقع در جنوب شرقی کشور از شمال و غرب، هم مرز استان های خراسان، کرمان و هرمزگان. در مرزهای شرقی خود با استان نیمروز افغانستان و ولایت بلوچستان پاکستان هم مرز و در جنوب به سواحل دریای عمان ارتباط دارد از این رو از موقعیت استراتزیک و ویژه ای که میتواند دریای ازاد عمان را به بخش شمالی و غربی کشور و کشورهای اسیای میانه و جاده ی ابریشم متصل کند، برخوردار است. یک خط ویژه راه آهن از زاهدان تا مرز میرجاوه (خط مرزی معروف به میل 72) و ار آن جا به شهر کویته مرکز بلوچستان پاکستان، امکانات ارتباطی ایران و پاکستان را تسهیل می کند. طرح اتصال زاهدان از طریق راه آهن به کرمان و از ان مسیر به شبکه ی سراسری در دست اجراست که تا کنون 60 درصد پیشرفت داشته است. این شبکه راه رآهن تا کنون به شهرستان بم رسیده است و قرار است راه آهن بم ـ زاهدان حداکثر تا یک سال دیگر راه اندازی شود.
وسعت استان و تنوع آب و هوایی ،موجب بروز تنوع در پوشش گیاهی و غنای منابع طبیعی تجدید شونده گردیدهاست. حدود ۵۵ درصد از کل مساحت استان را مراتع در برگرفتهاست که ۳۰۰ هزار هکتار مراتع خوب، ۷۵۰ هزار هکتار مراتع متوسط و ۲/۹ میلیون هکتار مراتع فقیر و خیلی فقیر میباشد. وجود تالاب هامون و امکان تولید علوفه نی و بونی در سطح 150000 هکتار با تولید متوسط حداقل ۶ تن در هکتار علوفه خشک (در مواقع غیر خشکسالی) از سرمایههای مهم منطقه به شمار میرود. در استان بیش از ۱۲۰۰ گونه گیاهی که حدود ۷۰ گونه آن دارای ارزش دارویی و صنعتی میباشد شناخته شدهاست. از جمله میتوان گونههای کهور، کنار، بنه، بادام، جش و گز روغن را نام برد. مساحت جنگلهای استان که عمدتاً نیمه متراکم و کم تراکم هستند قریب به یک میلیون هکتار میباشد. همچنین حدود ۳/۶ میلیون هکتار را بیابان و شنزار در بر گرفتهاست.
واقعیت این است که بلوچستان به دلیل وضعیت جغرافیایی اش، از ظرفیت های بالائی برای تبدیل شدن به یک مرکز تجاری و ارتباطی در جنوب شرقی ایران برخوردار است. در صورت سرمایه گذاری در زمینه ی ارتباطی این استان می تواند به راحتی افغانستان و آسیای میانه را در نزدیکترین زمان ممکن به آب های دریای عمان وصل کند. بندرچاه بهار نیز می تواند به یک بندر بسیار مدرن و مهم در حمل و نقل جهانی تبدیل شود. امری که اکنون دولت پاکستان با سرمایه گذاری 10میلیارد دلاری یک شرکت چینی در بندر گوادر پاکستان که در نزدیکی مرزهای ایران است، در دستور کار خود قرار داده است. از سوی دیگر بلوچستان هر چند دچار کم آبی مدام است اما با شیوه های جدید آبیاری می توان این سرزمین بکر و وسیع را به یک مرکز کشاورزی تبدیل کرد. بگذریم که آتشفان تفتان می تواند یکی از مراکز تولید گوگرد باشد که تاکنون به آن توجهی نشده است.این مختصر به عنوان نمونه از اینرو گفته شد که بدانیم شرارت و ناهنجاری های دیگرصرفا از سر بیکاری نیست بلکه از سر بی عاری و طمع یکشبه پولدار شدن و فرار از تحصیل و در عنفوان کودکی رو اوردن به بیگاری برای تامین معاش خانواده ای که به دستور علمای دینی اهل سنت از سر ناچاری و احیانا فهم غلط از سنت رسول خدا (ص)به تعدد ازدواج و ازدیادنسل اینده ی شان را به بدی رقم زده اند.این استان مستعد زمینه های زیادی برای کسب روزی حلال بدون رو اوردن به نا هنجارهای اجتماعی دارد اما مگر دست دشمنان خارجی و عوامل وهابی داخلی میگذارد تا مردم این سامان برای فرار از مطامع سیاسی عده ای که نیت به هم زدن ترکیب جمعیتی استان را دارند با ارامش زندگی کنند
ادامه دارد .........
دکتر شهریاری حدودا با ۸۵۰۰۰رای نفر اول در زاهدان
مهندس فروزش با ۷۵۰۰۰رای نفر دوم در زاهدان
دکتر نورا با ۴۷۰۰۰رای در زابل
دکتر دهمرده با ۳۹۰۰۰رای در زابل
و در چابهار جدگال در ایرانشهر دهقانی در خاش پشنگ و در سراوان جمشیدی
تحلیل انتخابات بعدا ارائه خواهد شد
همه راههاي گفته شده مشخصاً اندك دلايلي براي شناخت ريشه هاي ناامني در استان سيستان و بلوچستان به عنوان يكي از ناهنجاري هاي بزرگ از دیر باز مطرح بود، شايان ذكر است علاوه بر مؤلفه هاي یاد شده ریشه های ديگري را مي توان برشمرد از جمله ظلم مضاعف حاكمان وقت ايران بر مردم و عدم توجه به بستر های فرهنگي و اجتماعي و سياسي این قوم بزرگ به عنوان يكي از پارامترهای سازندگي كشور، بكر ماندن مراتع مستعد کشاورزی ، نادیده گرفتن زمینه های اقتصادي مثل بندر چابهار وديگر مناطق منحصربه فرد مانند سيستان حاصل خيز به عنوان انبار غله ايران و باغات بلوچستان ، معادن عظيم و دست نخورده ، مناطق مهم توريستي مثلكوههاي مينياتوري چابهار و سراوان و كوه تفتان – ساحل زيباي چابهار- چاه نيمه هاي زابل و از همه مهمتر شهر سوخته با قدمت شش هزار سال قبل از ميلاد و دهها جاذبه ديگر كه با كمترين سرمايه گذاري و نگاه ويژه استاني توسعه يافته و درامدهای سرشاری نصيب كشور مي شد اما عقب نگه داشتن آن باعث شد تا پي به بخش اعظم استعدادهای استان نبرند و نوع زندگي مردم به صدها سال قبل شبیه شود.و فرهنگ زندگي و اجتماعي اين منطقه با يك فرهنگ تافته و جدابافته از توسعه و پيشرفت فرهنگي ساير نقاط كشور بوجود بيايد . آئين ها و سنتها –بافت قبيله اي واجتماعي وفرهنگ ، همه بر اساس باورهاي قديمي دست نخورده بماند وبه عنوان يك فرهنگ بزرگ بومي از فرهنگ و عرق ايراني جدا مانده و عجین نشود در نتيجه همه اين ناهنجاري ها در كنار برخي سنتهاي غلط مثل تعدد زوجات و ازدياد نسل در اوج بيكاري براي تقابلات قومي و قبيله اي و تامين معاش زندگي از دوره اي نه چندان دورزمینه های ناامني رادر استان فراهم كرده است كه پس از انقلاب با اضافه شدن شاخصهاي ديگري ناامني ها به اشكال مختلف به ظهوررسيد.
این گوشه ای بود از دلایل ناامنی در استان سیستان و بلوچستان.
وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی استان
استان سیستان و بلوچستان،واقع در جنوب شرقی کشور از شمال و غرب، هم مرز استان های خراسان، کرمان و هرمزگان. در مرزهای شرقی خود با استان نیمروز افغانستان و ولایت بلوچستان پاکستان هم مرز و در جنوب به سواحل دریای عمان ارتباط دارد از این رو.........
ادامه دارد........
در بین قبایل بلوچ ، سران طوايف و تيره ها به عنوان سردار شناخته مي شدند و شناسه سردار بودن آنها علاوه بر ثروت و خدم و حشم نوع پوشش آنها با لباس بلوچی با عمامه و یا کلاه با پوستین بره ی گوسفند وسبيل هاي بزرگ مي با شد. بنا بر اين يكي از دلايل دعوا بين طوايف كه از دير باز با زندگي مردم عجين شده و در ردیف منشا برخی ناامنی ها به شمار آورد تجاوزات سرزميني می باشد. طوايفي كه براي خود سرزميني مشخص معین کرده نياز به امرار معاش همراه با استقلال و آزادي دارند به دليل جغرافیای سخت اين مناطق عمده منابع در آمدي ساکنان ان كشاورزي و دامداري و بعضاً وبه ندرت باغداري می با شد . تفاوت در استعداد وظرفيتهاي كشاورزي و دامداري هر يك از مناطق هم يكي از دلايل تجاوزات میتواند باشد که متعاقباً دفاع و نهايتاً ريختن خون و ادامه آن جنگ طايفه اي كه بعضاً چند نسل طول مي كشد به دنبال دارد. در برخي مواقع صلح بين دو طايفه اي كه سالها با هم جنگ وخونريزي و جدال داشتند با گرفتن همسر و ایجاد پيوندهاي زندگي انجام مي شود
اين استان جون جغرافياي خشك و سختی دارد برخي مواقع خشكسالي هاي طولاني مردم را به قناعت و شاید تهيدستي مي كشاند كه ناچاراً مردم به تجارت كالا از كشور پاكستان یا افغانستان به داخل ايران رو میاوردند عده اي از مردم تهیدست كه به تجارت كالا برای امرار معاش رو اوردند برای تامین سرمايه هر انچه داشتند ، فروخته و به كار اقتصاد میزدند اما عده اي هم كه فاقد سرمايه اوليه اي بودند ناچاراً براي تامين معاش زندگي اقدام به راهزني و راهبندي مي كردندكه در اين ميان درصورت در گيري و احیانا خون ریختن ،بستر شروع يك جنگ طولاني بين دو طايفه فراهم میشد كه بعضاً سالها طول مي كشيد تا در صورت حل و فصل ريشه اختلافات كه همان پس دادن اموال به غارت رفته و يا قصاص خونهاي ريخته شده، صلحی بر قرار شود
در زمانهاي قديم خطوط مرزي ايران میله گزاری نبود . پاسگاهي و مرزباني هم نداشتيم . بنابراین حمل كالاي تجاري بین ایران و کشورهای دیگر به راحتي و اسانی با هر وسيله اي ممکن اعم از شتر و خودرو انجام مي گرفت اما از وقتي كه قوانين كشوري در اين نقطه از كشورحاكم شده به دليل عدم تمكين و فرار وترس از قانون و يا اجرای قانون و یا زدو بند مأمورين و گردنه بگيري آنها و ساخت وپاخت با تجار و دور زدن قانون و …در گيريي هايي با مامورين و ضابطان حاكميت پيدا میشد که نتيجه ان خون ريزي و نهايتاً انتقام مي شود و با تشدید فشار اسلحه ، تجهيزو تقابل و يارگيري طرف مقابل هم افزايش مي يافت در نتیجه پس از چندي گروهاي مسلحي با هدف ايجاد امنيت كالاي تجاري كه بعداً به آن قاچاق ناميدند تشكيل مي گرديد و چون هدف ، امرار معاش بود در برابر مأمورين قانون ایستادگی كرده و احياناً با زور اسلحه و يا ارتشا كالاي تجاري خود را از مبادي ورودي وارد ودر عمق كشور به واسطه ها مي رساندند در اين ميان برخي از افراد نيز به فراست افتادند تا در نوع كالاي تجاري خود تجديد نظر كنند از اين رو ضمن ارتباط با لابراتوارهاي و مافیای مواد مخدر در افغانستان و پاكستان براي کسب درآمدي بيشتربا هزينه ای كمتر اقدام به حمل مواد مخدر نمودند.انجام اين فرايند در رژيم منحوس گذشته چندان مشكل نبود البته به شرطي كه با باندهاي قدرتمند مافياي مواد مخدر در نمي افتادند اما خورده پاهايي نيز فعاليتهاي داشتند كه به چشم قدرتمندان نمي آمد اما سود كلان اين كالاي تجاري باعث شد كه تعداد زيادي از تجار را به دام خود بيندازد ضمن اينكه تعدادي از مأمورين ژاندارمري و مرزباني رژيم را نيز آلوده ارتشا و يا حمل مواد مخدر كرده بود. روند انتقال مواد مخدرتنها به داخل كشور محدود نبود بلكه از خاك ايران به كشورهاي اروپاي ترانزيت مي شد البته دستهاي قدرتمندي در كاربود تا از مسيرهاي آسانتري نسبت به انتقال مواد مخدر به اروپا اقدام كنند اما در گذشته به دليل سود سرشار براي خرده پاها ، ايران مکان مناسبي براي فروش وتوزيع مواد مخدر بود
ادامه دارد.......
چند وقتی بود که تصمیم داشتم به قسمتی از فرمایشات یکی از اساتید حوزه علمیه ی دارالعلوم اهل سنت زاهدان جوابهای مختصری بدهم اما از سر خستگی و مشغله ی کاری شدید امروز و فردا میکردم تا اینکه در وبلاگ یک شهروند ، تحلیلی کوتاه بر یکی از مطالبشان دیدم که گرچه لازم بود تا عمیق تر به ان می پرداختند اما جای ان واقعا خالی بود که از ایشان تشکر میشود .این جانب با اجازه ی ایشان صرفا برای تایید انتقادشان ، مطلبشان را در این وبلاگ درج میکنم.ضمنا این نکته را هم تاکید میکنم که عبدالمالک ریگی و عبدالحمید اسماعیل زهی و اقای ابو عمار که بعدا اسم واقعی ایشان را خواهم گفت و برخی از علمای حوزه ی دارالعلوم همه سر و ته یک کرباس هستند اما هریک به طریقی نان را به نرخ روز میخورند .اگر نبود این ، مولوی عبدالحمید در خطبه های نماز جمعه ی خود نمی گفت که علمای مکه سفارش کردند که در همه ی صحنه های سیاسی ایران فعالانه شرکت کنیم و اف بر شیعه ی سیستانی جناب ملک رئیسی که برای نشستن بر صندلی مجلس دمش را به عوامل وهابیت و علمای مکه که دشمن اسلام و مسلمین هستند و دستشان برای کشتار اهل سنت غزه تا مرفق با اسراییل و امریکا در خون هست.گره زده است. این باشد تا بعد و اما توجه خوانندگان عزیز را به مطلب وبلاگ سیستان من جلب میکنم:
این روزها بحث انتخابات حسابی در همه جا مطرح است و باز وعده های آنچنانی و سر خرمنی ! آب از لب و لوچه مردم راه می اندازد . البته من در این پست قصد ندارم به انتخابات بپردازم اما مطلب دیگری را برایتان مینویسم و قضاوت را هم بر عهده وجدان بیدار خواننده میگذارم .
وابستگی و عدم آزاده بودن دکتر دهمرده است ........اما در اینجا میخواهم که کمی هم انصاف به خرج بدهیم و اندکی بدور از تعصبات فکر کنیم که دکتر دهمرده در مدت مدیریتش بیشتر وقت خود را از نظر حضور فیزیکی در کدام قسمت از استان گذرانده است ؟ اگر انصاف داشته باشیم : بلوچستان .
ظلم رژيم پهلوی در بلوچستان سر منشاء ناامنی های امروز
سیاست های حکومت پهلوی برای توسعه و کنترل حاکمیت خود در استان بیشتر بر پایه حضور گسترده ی نظامی و پلیسی، واگذاری پست های اداری به نیروهای گسیل شده از مرکز و ارتباط ویژه و باج خواهانه با خوانین وسر سپرده ها و برخی سران بلوچ بود. بی توجهی به توسعه در همه ی زمینه ها خصوصا بخشهای انسانی و زیر ساختهای اقتصادی و فرهنگی در دوره قفغان رژیم پهلوی در جای جای استان کاملأ مشهود هست.از همین رو این خطه از کشور همواره در رده ی استان های محروم در همه ی بسترها قرار داشت.شکل و شیوه ی ارتباط دولت ها ی دست نشانده پهلوی با خان های بلوچ هم نکته ی در خور توجه میباشد. از میان قبایل عمده ی بلوچ رابطه طایفه ریگی وشه بخش ها و تیره های انها که عمدتاً در زاهدان اطراف ان و خاش و دامنه ی تفتان ساکن هستند، با دولت مرکزی بسیار گسترده بود.براورد اماری نشان میدهد که تحصیلکرده ها و مستخدمین این دو طایفه در ادارات دولتی از سایرین بیشتربود و هم اکنون نیز تا حدودی در رتبه ی بالایی قرار دارند.به عنوان نمونه در گذشته ای نچندان دور سرگرد خدادادخان ریگی یکی از نمایندگان بلوچستان در مجلس شورای ملی بود. و دختر سرتیپ جهانبانی به عقد هوشنگ خان ریگی درآمده بود تا از این طریق نیز ارتباطات این طایفه ی بزرگ و پر نفوذ با دربار مستحکم تر گردد. انتخاب هوشنگ خان ریگی به این دلیل بود که او از خان ها ی شورشی به حساب می آمد. ارتباط طایفه ریگی با سلطنت طلبان همچنان ارتباطی قوی و حسنه بود. سیاست ارتباط با خوانین تنها به این طایفه محدود نمی شد. در آن زمان همه می دانستند که ارتباط خوانین با دولت و دربار به گونه ای است که وقتی کاروان های قاچاق از پست های بازرسی ژاندارمری می گذشتند، پیشاپیش توسط فرماندهان به این پاسگاه ها اطلاع داده می شد که کسی مزاحم این کاروان ها نشود. در مواردی نیز که رؤسای ژاندارمری و یا شهربانی از سر بی تجربگی مزاحمت هایی ایجاد کردند، به سرعت تنبیه مي شدند. اما علیرغم چنین ارتباط گسترده ای با خان ها و طوایف، حکومت پهلوی، شرایط را برای به کارگیری جوانان همه ی طوایف بلوچ در ادارات دولتی استان هموار نمی کرد .ویا سرگذشت طایفه ی شه بخش نیز جالب هست که خواستگاه اولیه ی انها شیراز بودکه در سیر تحول مهاجرتی سر از کوههای استان در اورده ودر کوههای کورین دهها سال سکنا گزیدندو اکنون طایفه ی بزرگی با تیره های زیادی را تشکیل میدهند.
پديده نا امني در اين استان از دير باز و شايد به اندازه چندين قرن سابقه دارد. ناامني ها ريشه دروقایع وعملکرده های امروزو ديروز جامعه بلوچ و افراد موثر ندارد .تعدد طوايف ، اقوام و تيره ها كه هر يك به نوعی خاستگاهي در سرزمينهاي مختلف ایران و سایر کشورها داشته دلایلی برای تفرق و پراکندگی و ریشه های طغیانگری میباشد که بدليل احجاف و برده داري و ظلم وستم خوانين ، دولتها و حاكمان بلاد ديگر و یا بدلایل اقتصادی اجباراً و بعضا تعمدا به مناطقی چون بلوچستان به و سعت بخشهایی ازكشور ايران و پاكستان امروز و هندوستان ديروز هجرت و یا كوچانده شدند .که به عنوان مثال طايفه شه بخش که خاستگاه وريشه ی سرزميني آنها شيرازمیباشد فردي از آن اهالی دهها سال پيش به منطقه بلوچستان كوچ و با دختري بلوچ ازدواج مي كند فرزندان انها هريك تيره و طوايفي ديگري را از قبيل قنبر زهي و…. را تشكيل دادند وبازهم به دليل در گيري با ساير طوايف و كوچاندن به شيراز و دوباره به بلوچستان عنوان شه بخش را كه نامي برگرفته از عفو شاه بود به خود مي گيرند از اين دست طوايف در اين استان و طبق آمار غير رسمي افزون بر 300طايفه میباشد. فرزندانشان هم به دليل ازدياد زادو ولد تيره هاي متعددي را تشكيل دادند و هر يك از آنها نيز در بخشي از بلوچستان سكني گزيدند و آن قسمت را محدوده جغرافيايي قوم و قبيله خود قرارداده و چون بر بخشي از اين منطقه تسلط پيدا كردند آرام آرام حاكميت طوايف به آن نقاط توسط ساير اقوام و قبيله ها به رسميت شناخته شد. كه پس از آن اجازه تصاحب به هيچ قبيله اي ديگر براي ورود به محدوده جغرافيايي زندگي آنها داده نمي شد و اگر تجاوزي و تعدی صورت مي گرفت منجر به در گيري و جنگ تا حد ريختن خون هم مي شد.!
گاهي اگر يك نفر از قبيله و قومي و طايفه اي و حتي تيره اي كشته مي شد به هر دليلي عرق و تعصب بلوچی آنها را وادار به انتقام و قصاص مي كرد و تا رسیدن به مقصود و هدف از پای نمی نشستند و اين يك قانون نانوشته اما عرف و رسم اجتماعي آنها سینه به سینه از نیاکان به فرزندانشان رسیده بود و اینک نیز ادامه دارد.در مرام طوایف قوانین و رسوم و ایین های قبیله ای بر قوانیین دولتی و قضایی الویت دارد به گونه ای که بعضا خود حکم میکنند و خود هم اجراء.
ادامه دارد......
ظلم رژيم پهلوی در بلوچستان سر منشاء ناامنی های امروز
سیاست های حکومت پهلوی برای توسعه و کنترل حاکمیت خود در استان بیشتر بر پایه حضور گسترده ی نظامی و پلیسی، واگذاری پست های اداری به نیروهای گسیل شده از مرکز و ارتباط ویژه و باج خواهانه با خوانین وسر سپرده ها و برخی سران بلوچ بود. بی توجهی به توسعه در همه ی زمینه ها خصوصا بخشهای انسانی و زیر ساختهای اقتصادی و فرهنگی در دوره قفغان رژیم پهلوی در جای جای استان کاملأ مشهود هست.از همین رو این خطه از کشور همواره در رده ی استان های محروم در همه ی بسترها قرار داشت.شکل و شیوه ی ارتباط دولت ها ی دست نشانده پهلوی با خان های بلوچ هم نکته ی در خور توجه میباشد. از میان قبایل عمده ی بلوچ رابطه طایفه ریگی وشه بخش ها و تیره های انها که عمدتاً در زاهدان اطراف ان و خاش و دامنه ی تفتان ساکن هستند، با دولت مرکزی بسیار گسترده بود.براورد اماری نشان میدهد که تحصیلکرده ها و مستخدمین این دو طایفه در ادارات دولتی از سایرین بیشتربود و هم اکنون نیز تا حدودی در رتبه ی بالایی قرار دارند.به عنوان نمونه در گذشته ای نچندان دور سرگرد خدادادخان ریگی یکی از نمایندگان بلوچستان در مجلس شورای ملی بود. و دختر سرتیپ جهانبانی به عقد هوشنگ خان ریگی درآمده بود تا از این طریق نیز ارتباطات این طایفه ی بزرگ و پر نفوذ با دربار مستحکم تر گردد. انتخاب هوشنگ خان ریگی به این دلیل بود که او از خان ها ی شورشی به حساب می آمد. ارتباط طایفه ریگی با سلطنت طلبان همچنان ارتباطی قوی و حسنه بود. سیاست ارتباط با خوانین تنها به این طایفه محدود نمی شد. در آن زمان همه می دانستند که ارتباط خوانین با دولت و دربار به گونه ای است که وقتی کاروان های قاچاق از پست های بازرسی ژاندارمری می گذشتند، پیشاپیش توسط فرماندهان به این پاسگاه ها اطلاع داده می شد که کسی مزاحم این کاروان ها نشود. در مواردی نیز که رؤسای ژاندارمری و یا شهربانی از سر بی تجربگی مزاحمت هایی ایجاد کردند، به سرعت تنبیه مي شدند. اما علیرغم چنین ارتباط گسترده ای با خان ها و طوایف، حکومت پهلوی، شرایط را برای به کارگیری جوانان همه ی طوایف بلوچ در ادارات دولتی استان هموار نمی کرد .ویا سرگذشت طایفه ی شه بخش نیز جالب هست که خواستگاه اولیه ی انها شیراز بودکه در سیر تحول مهاجرتی سر از کوههای استان در اورده ودر کوههای کورین دهها سال سکنا گزیدندو اکنون طایفه ی بزرگی با تیره های زیادی را تشکیل میدهند.
پديده نا امني در اين استان از دير باز و شايد به اندازه چندين قرن سابقه دارد. ناامني ها ريشه دروقایع وعملکرده های امروزو ديروز جامعه بلوچ و افراد موثر ندارد .تعدد طوايف ، اقوام و تيره ها كه هر يك به نوعی خاستگاهي در سرزمينهاي مختلف ایران و سایر کشورها داشته دلایلی برای تفرق و پراکندگی و ریشه های طغیانگری میباشد که بدليل احجاف و برده داري و ظلم وستم خوانين ، دولتها و حاكمان بلاد ديگر و یا بدلایل اقتصادی اجباراً و بعضا تعمدا به مناطقی چون بلوچستان به و سعت بخشهایی ازكشور ايران و پاكستان امروز و هندوستان ديروز هجرت و یا كوچانده شدند .که به عنوان مثال طايفه شه بخش که خاستگاه وريشه ی سرزميني آنها شيرازمیباشد فردي از آن اهالی دهها سال پيش به منطقه بلوچستان كوچ و با دختري بلوچ ازدواج مي كند فرزندان انها هريك تيره و طوايفي ديگري را از قبيل قنبر زهي و…. را تشكيل دادند وبازهم به دليل در گيري با ساير طوايف و كوچاندن به شيراز و دوباره به بلوچستان عنوان شه بخش را كه نامي برگرفته از عفو شاه بود به خود مي گيرند از اين دست طوايف در اين استان و طبق آمار غير رسمي افزون بر 300طايفه میباشد. فرزندانشان هم به دليل ازدياد زادو ولد تيره هاي متعددي را تشكيل دادند و هر يك از آنها نيز در بخشي از بلوچستان سكني گزيدند و آن قسمت را محدوده جغرافيايي قوم و قبيله خود قرارداده و چون بر بخشي از اين منطقه تسلط پيدا كردند آرام آرام حاكميت طوايف به آن نقاط توسط ساير اقوام و قبيله ها به رسميت شناخته شد. كه پس از آن اجازه تصاحب به هيچ قبيله اي ديگر براي ورود به محدوده جغرافيايي زندگي آنها داده نمي شد و اگر تجاوزي و تعدی صورت مي گرفت منجر به در گيري و جنگ تا حد ريختن خون هم مي شد.!
گاهي اگر يك نفر از قبيله و قومي و طايفه اي و حتي تيره اي كشته مي شد به هر دليلي عرق و تعصب بلوچی آنها را وادار به انتقام و قصاص مي كرد و تا رسیدن به مقصود و هدف از پای نمی نشستند و اين يك قانون نانوشته اما عرف و رسم اجتماعي آنها سینه به سینه از نیاکان به فرزندانشان رسیده بود و اینک نیز ادامه دارد.در مرام طوایف قوانین و رسوم و ایین های قبیله ای بر قوانیین دولتی و قضایی الویت دارد به گونه ای که بعضا خود حکم میکنند و خود هم اجراء.
ادامه دارد......
اين استان مستعد سرمايه گذاري اقتصادي در بخش معدن با اشتغالزايي بالا، بخش احياء مراكز باستاني و گردشگري مثل كوه تفتان ،كوه خواجه ،شهر سوخته ،درياچه هامون و تالاب هامون ،كناره هاي درياي عمان ،چاه نيمه هاي زابل ،بخش ترانزيت كالا از بندر چابهار به افغانستان و آسياي مركزي و قفقاز و... ،احداث پتروشيمي بندر چابهار با 30 هزار نفر اشتغالزايي ، كشاورزي صنعتی و قطره اي ، چاه نیمه های زابل ،ماهی گیری خصوصا صنعت تجارت شاه میگو ، پرورش شتر مرغ ، تمساه پوز کوتاه صنایع دستی ، کوههای مینیاتوری چابهار و سراوان و دهها اثر باستانی و زمینه های تجاری و اقتصادی مي باشد .که توجه ویژه به ان استان را گلستان میکند.
نرخ بي سوادي دراين استان 68 درصد که رتبه ی اول در کشور را دارد اما روبه رشداست . استان داراي چهار مركز دانشگاهي بزرگ در زابل ،زاهدان و چابهارو سه مرکز متوسط هم در ایرانشهر و سراوان و نیکشهروخاش هست .این استان بیش از 70 هزار دانشجو دارد که به نسبت جمعیت بعد از تهران رتبه ی دوم را دارا میباشد.
بیش از 2200روستا و مناطق مسكوني دائمي استان دارای برق ، خطوط تلفن ثابت و همراه میباشند .اما خیلی از روستاها با مشکل اب بهداشتی و لوله کشی روبرو هستند
اشاره ای هم به مشاغل کاذب در استان داشته باشیم .مشاغل كاذب از قبيل قاچاق كالای خارجی ومواد مخدر به داخل استان و قاچاق پوست و مواد سوختی به خارج که البته دامنه ی انجام ان گاهی به دلایل سیاسی و گاهی هم به لحاظ مشکلات اقتصادی و برخی اوقات هم به خاطر باز بودن مرزها زیاد میشود .
اكثر مساجد تشيع در سطح استان از ظاهر مناسبی برخوردار نيستند و در مقابل تعداد زیادی از مساجد اهل سنت زيبا و شكيل هستند .و مراكز حوزه هاي عمليه خصوصاً حوزه علميه اهل سنت زاهدان در ايران از نظر ساخت و ساز و برخورداری از امکانات در نوع خود بي نظير هست كه تعداد زيادي طلاب از افغانستان ،پاكستان تاجیکستان بصورت قانوني و غیر قانونی و تعداي هم از ساير استانهاي سني نشين با ارائه خدمات و امكانات زياد در ان تحصیل میکنند .اما در مقابل حوزه های علميه اهل تشيع در کم رونق و کم تعداد هستند البته طلاب شیعه این استان ترجیح میدهند که در حوزه های علمیه ی شهر هایی مثل قم و مشهد درس بخوانند . ضمن اينكه متاسفانه علماء شيعه تمایلی به اقامت دراین استان مانند ایت الله کفعمی ندارند حتی علمای بومی این استان.
دراين استان حدود 43 نشریه اسما وجود دارد که عملا دوسوم ان منتشر میشود که مهمترین ان 9 هفته نامه و يك روزنامه میباشد كه ديدگاههاي مختلف اصول گرایی و اصلاح طلبی دارند.
گفته میشود تعداد 400هزار افغاني بصورت غيرقانوني و قانونی دراستان ساكن هستند که حدود 90 هزار فرصت شغلی را اشغال کرده اند البته تعداد زیادی از انها داراي شناسنامه جعلي هستند كه از اين طريق نفوذ قابل توجه اي در امر تجارت و بازار زاهدان و زابل دارند . اخراج آنها هم يك معضل شده است .
اکثر مراكز تجاري زاهدان دراختيار اهل سنت مي باشد . همه پمپ هاي خصوصي زاهدان و بلوچستان در اختيار اهل سنت وگرانترين خانه ها نیز متعلق به انها میباشد
و نهايتاً اينكه 60% مسئولين ادارات دراستان ، بلوچ و سني میباشند .
ظلم رژيم پهلوی در بلوچستان سر منشاء ناامنی های امروز
سیاست های حکومت پهلوی برای توسعه و کنترل حاکمیت خود در استان بیشتر بر پایه حضور گسترده ی نظامی و پلیسی، واگذاری پست های اداری به نیروهای گسیل شده از مرکز و ارتباط ویژه و باج خواهانه با خوانین وسر سپرده ها و برخی سران بلوچ بود
ادامه دارد.......
این خبر می افزاید: دو فرقه جدید در همین راستا فعالیت خود را آغاز کرده اند. این دو فرقه جدید نامهای «فدائیان حضرت عمر» و «فدائیان حضرت معاویه» برای خود برگزیده اند.
اگرچه این گروهها از منابع مالی خود هیچ حرفی نمی زنند اما گفته می شود برخی مقامات کشورهای حوزه خلیج فارس حمایتهای جدی ازاین دو گروه داشته اند.
این گروهها برای افزایش فعالیتهای خود دست به تبلیغ زده و جلسات زیرزمینی برگزاری می نمایند.
گفتنی است چندی پیش در پی به قدرت رسیدن یک فرمانده ارشد طالبان در پاکستان با اظهارات تند ضد شیعی چپاول اموال و نوامیس شیعیان توسط وهابیون مورد تاکید قرارگرفته است.
این فرمانده ارشد طالبان گفته است: باید فعالیتهای ضد شیعی را گسترش داده و یا آنها را تابع خود کنیم یا از میان برداریم.
بيوگرافي کوتاهی از استان سیستان و بلوچستان
زاهدان با جمعیت تقریبی هشتصد هزارنفری، مرکز استان واقع و شهرهای زابل، خاش، سراوان، ایرانشهر، چابهار، نیکشهر و سربازواخیرا زهک و کنارک شهر های دیگر استان هستند. و بخشهای ادیمی اسپکه، بزمان، بمپور، بنت، بنجار، پیشین، جالق، دوست محمد، راسک، زابلی، زهک ، سوران، سیرکان، فنوج، قصرقند، ، گلمورتی، محمدآباد، میرجاوه، نصرت آباد، ، ، نقاط مهم استان میباشند. جمعیت استان بر اساس اخرین برآورد مرکز آمار ایران بالغ بر 2400000 نفر است که از این جمعیت 55درصد در شهرها و 45درصد در روستاها زندگی می کنند. بر اساس همین آمار 480000 خانوار در سیستان و بلوچستان زندگی می کنند. ترکیب جمعیتی زابل را عمدتأ سیستانی ها تشکیل می دهند. در این شهر علاوه بر سیستانی ها و بلوچ ها، افغانی های زیادی نیز زندگی می کردند که در طرح اخراج سال 86 گفته میشود که همه ی انها به افغانستان بازگشته اند بخش ثروتمند این مهاجرین با خرید خانه و املاک به نیروی قدرتمندی تبدیل شده اند. زابل كه به دارالولايه نیز معروف هست اخيراً با سياستهاي مختلف وهابیون به دنبال تغییر درتركيب جمعيتي آن مي باشند .
در شهرزاهدان، ترکیب جمعیت علاوه بر مردم بلوچ شامل بیرجندی ها، یزدی ها، کرمانی ها و سیستانی ها وتعداد زیادی افغانی میباشد.در سایر شهرهای استان نیز تا حدودی افراد غیر بلوچ از جمله یزدی ها در خاش و سیستانی ها در ایرانشهر و اخیرا از اقوام مختلف در چابهار سکنا دارند. این بخش از جمعیت از زمان رشد و گسترش جدید شهرهای زاهدان، سراوان ، خاش و چابهار، در شصت سال اخیر، مهاجرت کرده و نقش ویژه ای در تحولات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی استان ایفا کرده اند و امروز نسل های دوم و سومشان جزو مردم بومی به شمار میروند.
مردم بلوچ استان، عمومأ در قبایل گوناگون متشکل هستند. قبایلی که در مناطق گوناگون استان متمرکز هستند و در سرحد، بصورت ییلاق و قشلاق در بخش جنوبی استان ساکنند و بخش اعظم این قوم هم درایالت بلوچستان پاکستان زندگی میکنند. می توان مهمترین قبایل بلوچستان شمالی را چنین برشمرد: قبایل و طوایف ریگی، براهوئی،کرد، ناروئی، شهنوازی، کهرازهی، گمشادزهی، بارکزهی و ...... و قبایل بلوچستان جنوبی عبارتند از مبارکی ها در منطقه آهوران، شیرانی ها در منطقه فنوج و بنت، بلی دی ها در منطقه قصرقند، سردارزهی ها در منطقه دشتیاری و چابهار، و لاشاری ها در منطقه لاشارو دهها قبیله ی دیگر.
اين استان هشت نفر نماينده مجلس دارد كه 4 نفر شيعه اند و 4 نماينده استان در مجلس شوراي اسلامي نيز سني هستند ،
استان تقریبا 1600 كيلومتر مرز آبي و خشكي دارد كه به دليل موانع طبيعي در بخشي از مرزها بيش از 450 كيلومتر بدون كنترل و حفاظ مي باشد در بخشهایی نیز خطوط مرزی از وسط روستاها میگذرد. به لحاظ خشن بودن جغرافیای این منطقه و شاید هم دلایل دیگری مثل کمبود نیروی انتظامی و یا هزینه بر بودن و یاسیاستهای غلط مدیران در گذشته و برخی از انها در بعد از انقلاب و یا عوامل منطقی متعدد دیگری فاصله ی پاسگاها ازهم در برخی مناطق به بیش از شصت کیلومتر هم میرسدکه عوامل نا امنی به راحتی به داخل کشور ورود و خروج دارند.
رشد جمعيت در بين اهل سنت به دليل تعدد زوجات و گفته میشود با هدف به هم زدن تركيب جمعيتيدر مقایسه با كل كشور بيشتراست. مهاجرت شيعیان وغیر بلوچها از اين استان خصوصاً شهر زابل زیاد هست خصوصا وقتی که دامنه ی ناامنی و یا خشکسالی ، دو عامل رفاه اولیه ی مردم زیاد میشود .مردم استان بيشتر دامدار و كشاورزند و درايام خشكسالي قاچاق سوخت در بین قاطبه ی مردم الخصوص طوایف بلوچ رواج میابد .
ادامه دارد........
مقدمه :
با روند رو به رشد توطئه هاي استكبار جهاني (جهان غرب ) در جهت ايجاد درگيري و تفرقه میان اقوام و مذاهب مختلف اسلامي (شيعه و سني ) با ترفند سوء استفاده از احساسات و تعصبات بعضي ازعوامل تندرو مذاهب و اقوام در سرزمینهای اسلامی شاهد دادن تلفات انسانی و مادی و خسرانهای جبران ناپذیری بر ملتهای مسلمان هستیم ، دشمنان اسلام اين سياست هارا با بمب گذاريها و حمله به مساجد و مراسم عزاداري مسلمانان و ترور و کشتار انها از خيلي قبل با هدف ایجاد تفرقه آغاز و اینک هر از چند گاهی با اهانت به ساحت مقدس پيامبر اكرم (ص) دنائت خود را به اوج رسانده اند
افزايش بيش از پيش ناامني به وسیله راهبندي ،آدم ربايي ،سرقت مسلحانه ، ترور های کور انسانهای بیگناه شیعه و برخی از روحانیون در استانهاي حاشيه مرز بخصوص استانهاي شرقي كشورسیاست تعریف شده ای برای پیشبرد اهداف شوم دشمنان علیه مسلمانان هست و در این استان به بهانه های مختلف از جمله سر زمین اجدادی و اهداف تجزیه طلبی توطئه وادار کردن هجرت بيش از پيش شيعيان را در صدر برنامه هاي خود قرار داده اند از این رو رهبر معظم انقلاب با تشخيص شفاف خط فكري استكبار جهاني ،با نامگذاري سال 85 بنام مبارك پيامبر اعظم (ص) و سال 86 به نام سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي اين برنامه شوم استكبار جهاني را نقش بر آب نمود و مسلمانان را با دعوت به توسل و استعانت از افكار پاك و كردار رئوفانه آن رسول بزرگوار ،بنیانهای وحدت بيشتر در جهان اسلام را رقم زد
دشمنان اسلام و استكبار جهاني با علم به قدرت و توان بالاي جهان اسلام همواره تلاش نموده اند تا با اين گونه اقدامات مذبوحانه، وحدت مسلمانان را تضعيف نمايند و اينك که توهين به ساحت مبارك رسول اكرم (ص) را در دستور كار خود قرارداده اند ،بر مسلمانان فرض هست تا با بازيافت هويت اسلامي مايه عزت ، وحدت و افتخار امت اسلام باشیم .
تاريخ اين استان گواه سه حقيقت آشكار است اولاً :همزيستي مسالمت آميز در كمال برادري و صميميت آحاد شيعه و سني در در همه ی ادوار . ثانياً سركوب و تحقير قوميتها توسط رژيم منحوس پهلوی و سوما مسلماً عزتي را كه امروز همه قوميتها و فرقه هاي مذهبي در كشور ايران اسلامي دارند به بركت انقلاب اسلامي و رهبري ديني آن مي باشد .
با این مقدمه ی کوتاه برانیم تا علل و عوامل ایجاد بحران های اجتمایی و امنیتی در استان سیستان و بلوچستان را بصورت خیلی خلاصه با خوانندگان این مقاله و علاقه مندان به مسائل استان در میان بگذاریم . میتوانستیم این نوشتار را طولانی بنگاریم و لی یکی ازدلایل اختصار بودن این یادداشت صرفا رسیدن به جمع بندی سریع توسط خوانندگان عزیز میباشد
بيوگرافي کوتاهی از استان سیستان و بلوچستان
زاهدان با جمعیت تقریبی هشتصد هزارنفری، مرکز استان واقع و شهرهای زابل، خاش، سراوان، ایرانشهر، چابهار، نیکشهر و سربازواخیرا زهک و کنارک شهر های دیگر استان هستند
ادامه دارد......
در خبرها داشتیم که دادگاه ویژه روحانیت ساری در مورخه 5/11/86 احضاریهای برای مولانا محمد حسین گرگیج امام جمعه آزادشهر و مدیر حوزه علمیه گالیکش صادر نموده و از ایشان خواستهشده بود که در مورخه 24/11/86 جهت توضیحات در دادگاه مذکوربه دلیل اتهامات ذیل حاضر شوند.
1-دارای افکار انحرافی هستید.2-- ضدیت با حاکمیت نظام جمهوری اسلامی دارید.
3- ضد شیعه میباشید4- منکر زیارت قبور و نذور اولیاء هستید.مولانا محمد حسین گرگیج تمام اتهامات وارده را مردود دانسته و از ایشان رفع اتهام شد و اما چند نکته:
محمد حسين گرگيج از مهاجرين اين استان هست كه به عنوان نماينده عبدالحميد درشمال کشور امورات ديني و امامت جمعه و جماعات و مديريت مدرسه ديني آن سامان را به عهده دارد. مدرسه ديني دارالعلوم زاهدان ار تباط زيادي با اهالي مناطق سني نشين استان گلستان دارند و قالباً كمكهاي نقدي وغير نقدی قابل توجه اي نيز ارسال مي كنند
اكثر مهاجرين آن ديار از شهرستان زابل در دوران خشكسالي دهة چهل كوچ كرده اند كه در ميانشان شيعه و سني نيز هست ،سني هاي آنجا هم اكثراً زابلي و مقيد به نذر ونياز و توسل به ائمه اطهار (ع) هستند آنها كمترين تعصب را هم به آئين شيعه ندارند اما تلاش علماي مسجد مكي بيشتر براي قطع ارتباط آنها با آئين هاي سرزمين اجدادي شان موجب شده تا از اين فرصت به دست آمده به تبليغ آئين خطرناك و هابيت بپردازند.
البته چندي است كه برخي از علماي اهل سنت اين استان به تحريك عوامل مسجد مكي از تريبونهايي كه در اختيار دارند در جهت تقابل مذهبي ،قومي و به سياه نمايي دستآوردهاي نظام پرداخته تابه طريقي به شخصيت روز تبديل شده و به همين بهانه، تبليغ عليه نظام مبني بر برخورد با اهل سنت و اقوام بلوچ را سازماندهي كنند كه از اين دست توطئه ها گفتني زياد است. واقای گرگیج نیز ازان دسته افرادی هست که به تحریک مولوی عبدالحمید اقداماتی علیه نظام دارند.چندی قبل هم اقای ایوب گنجی از سنندج با طناب پوسیده ی عبدالحمید توی چاه افتاده است.عبدالحمید هم بلافاصله نماینده ی خود را برای دلجویی به سنندج اعزام تا با دلداری دادن ان بدبخت از را ه کج خود دست بر ندارد.
شعر از : محمد آرمیان یکی از حامیان عبدالمالک که
با عرض پوزش از دوستاران جرم و جنایت ومخالفان شیعه و یاران عبدالمالک ریگی (یک انسان وابو عماروعبدالحمید و عبدالمجید و...)که شعر زیر را برگرداندیم
ای عبدالمالک
چه بگویم ترا جانی یا که زانی ای عبدالمالک
یا که فرزند هنده ی جگرخواری ای عبدالمالک
حامل تفنگ وتوپ یا دشمن اسلامی ای عبدالمالک
ناجی قوم یهود یا قاتل بیگناهانی ای عبدالمالک
هردو هستی،هم جانی و هم زانی ای عبدالمالک
کس نکند چون تو قتل عام شیعیان ای عبدالمالک
رهبری بنما،تو غافلان نادان را ای عبدالمالک
بر، بر سر دار بیگناهان غافل را ای عبدالمالک
اهل بزم و خون و شرابی و جام ای عبدالمالک
جان فدا ، در ره اربابان یهودی ای عبدالمالک
از ره تو لرزه براندام بیگناهان شد ای عبدالمالک
چون تورا موساد و سیا یاورو یار ای عبدالمالک
امید است که هرچه زودتر اه دل مادران داغ دیده ی تاسوکی ودارزین و ثارالله وکورین و همه کسانی که گول او را خوردند و برای ارضاء او ادم کشتند و بر سر دار رفتند دامن نجست عبدالمالک ریگی را بگبرد انشاءالله
حاکمان عربستان اخیرا برای برهم زدن توازن جمعیت در جنوب این کشور و کم کردن اقلیت شیعه در این منطقه مهم، اقدام به اسکان تعداد زیادی از قبایل یمنی در این مناطق کرده اند.
طوائف شیعه عربستان که در منطقه نجران که نزدیک یمن قرار دارد زندگی میکنند، میگویند دوسال پیش درخواستی به ملک عبدالله مبنی بر توقف این طرح داده اند اما اقدامی صورت نگرفته است. در این طرح بیش از ده هزار نفر از افراد قبائل یمنی در منازلی که برای آنها در نظر گرفته و ساخته شده است در منطقه نجران اسکان می یابند.نجران مرکز تاریخی شیعیان اسماعیلی است که در سال 2000 شاهد درگیری های شدیدی بین صدها نفر از شیعیان با نیروهای دولتی بود.شیعیان میگویند این درگیری ها نتیجه طرحهای کم کردن تعداد شیعیان بوده است. اما این سیاست( اسکان اهل سنت) باعث ناامنی های اجتماعی بیشتری خواهد شد.
مسولان وزارت کشور عربستان هم تاکنون از اظهار نظر در اینباره طفره رفته اند.
شیعیان اسماعیلی در این منطقه حائز اکثریت قطعی هستند. تعداد این شیعیان در سرشماری سال2004، 420 هزار نفر بوده است.
در دیدار اخیر از این منطقه تابلوهای تشکر بسیار زیادی با امضای سران قبیله یافعی یمنی، برای تشکر از از حکومت محلی که بودجه طرحهای اسکان آنها را بعهده گرفته اند بچشم میخورد. این طرحها شامل مجتمعهای مسکونی فاخر، منازل مسکونی یک طبفه و روشنایی راهها و برق رسانی بوده است.
یکی از شیعیان این منطقه با اشاره به وضعیت معیشتی شیعیان میگوید:"این یکنوع تبعیض تژادی است. در منطقه ما هیچکدام از این خدمات یافت نمیشود خانواده های زیادی هستند که برایشان امکان داشتن منزل یا حتی خرید زمینی که در آن زندگی میکنند وجود ندارد، اما حتی به کودکان کسانی که به تازگی به اینجا آورده شده اند قطعاتی زمین داده شده است.
چگونگي شيعه شدن صد هزار نفر از وهابيون
با فتواي 39 نفر از بزرگان وهابي مبني بر اينكه امام مهدي (عج) امام دوازدهم است صد هزار نفر از وهابيون شيعه شدند كه در پي اين واقعه آنها فتواي خود را لغو كردند.
علياكبر مهديپور، محقق و پژوهشگر مهدويت گفت:: مرحوم محدث نوري نام 40 نفر از اهل سنت را در كتاب كشف الاسرار آورده است كه حضرت مهدي (عج) فرزند امام حسن عسگري (ع) است و در سال 255 هجري قمري متولد شده است.
وي با اشاره به روايت معتبر درباره ولادت امام زمان (عج) اظهار داشت: روز نيمه شعبان بيش از 10 نفر از غلامان و كنيزان در خانه امام حسن عسگري (ع) شاهد تولد حضرت بقيه الله بودند و روز سوم تولد امام دوازدهم پدر ايشان امام حسن عسگري نوزاد را به 40 نفر از شيعيان نشان داده اند.
حسام العماد، رهيافته به تشيع از كشور يمن نيز در سومين روز از همايش صبح قريب با اشاره به دشمني سرسخت وهابيون با حضرت علي (ع) گفت: اعتقاد به مهدويت با شناخت حضرت علي (ع) رابطه مستقيم دارد و وهابيون به علت عدم اعتقاد به حضرت علي (ع) در اعتقاد به مهدويت شكست خوردهاند.
وي اظهار داشت: اعتقادات وهابيون بر اساس مستندات نيست و به ادله و برهانهاي عقلي مراجعه نمي كنند و همه اعتقادات آنها به مخالفت با اعتقادات شيعيان و مخالفت با حضرت علي (ع) و شيفتگان آن حضرت مربوط مي شود.
حسام العماد با اشاره به اعتقاد وهابيون درباره نام پدر حضرت مهدي (عج) بيان كرد: بسياري از منابع خود وهابيت بر حسيني بودن امام زمان (عج) دلالت دارد ولي بزرگان وهابيت اصرار دارند و معتقدند امام زمان از فرزندان امام حسن مجتبي است. وهابيون معتقدند پدر حضرت مهدي (عج) هم نام پدر پيامبر اعظم (ص) است در حالي كه اسم پدر امام زمان (عج) امام حسن عسكري است
وي هدف وهابيان را مبارزه با شيعيان دانست و اذعان داشت: شك وهابيون در اعتقاد به مهدويت به دليل مخالفت آنها با شيعيان است. با فتواي 39 نفر از بزرگان وهابي مبني بر اينكه امام مهدي (عج) امام دوازدهم است صد هزار نفر از وهابيون شيعه شدند كه در پي اين واقعه آنها فتواي خود را لغو كردند.
حسام العماد پيامبر اسلام را بزرگترين مبلغ شيعه و مهدويت دانست و خاطر نشان كرد: وهابيون با نشر شايعات و انحرافات در حوزه مهدويت قصد نابودي شيعه را دارند.
طي چند روز گذشته سايتها و وبلاگهاي داخلي و خارجي وابسته به جريان اپوزيسيون نظام با بزرگنمايي حكم صادره براي يعقوب مهرنهاد جاسوس افغاني الاصل گروهك تروريستي عبدالمالك اين حكم را محكوم كرده و اقدام به انتشار مطالبي دروغ و كذب در اين باره نموده اند .
سايتهاي دانشگاه اميركبير وابسته به انجمن طيف علامه ، راديو فردا و ديگر سايتهاي معاند همسو و هم گرا با سايتهاي بلوچي فعال در استان اقدام به انتشار مطالبي در اين خصوص نموده اند .
در اين ميان مصاحبه مرتضي سيمياري دبير انجمن اسلامي دانشگاه اقتصاد سيستان و بلوچستان و مقداد بريماني از اعضاي فعال انجمن دانشگاه با راديو فردا و اظهار وي در خصوص حكم صادره جالب توجه مي باشد . تعدادي از دانشجويان بلوچ فعال در انجمن صداي عدالت كه دبير آن مهرنهاد بود ، اكنون به عنوان اعضاي فعال انجمن اسلامي دانشگاه سيستان و بلوچستان مشغول فعاليت مي باشند . از آن جمله مي توان به حوا ناروئي دبير انجمن دانشگاه ادبيات و مدير مسئول نشريه آگينه اشاره نمود .
از چند ماه گذشته نوع ادبيات به كار گرفته شده در سايتهاي بلوچي تغيير كرده است . اين سايتها ووبلاگها با استفاده از عباراتي همچون حقوق بشر ، حقوق زنان و... و همچنين استفاده از الفاظي همچون حكومت ولايت فقيه همسويي و همگرايي خود را با خبرگزاريها و رسانه هاي معاند نشان مي دهند . به نظر مي رسد پس از حضور چند تن از بزرگان گروهاي مخالف و معاند با نظام همچون عناصر فعال ملي و حزب مشاركت در استان و ديدارهاي مخفيانه آنها با گروههاي مختلف اعم از دانشجويان ، طلاب و مولوي هاي اهل سنت ، ادبيات و عناوين استفاده شده در مطالب منتشره از سوي جريان معاند اهل سنت در استان تغيير محسوسي داشته است .
گفتنی است که حکم به درک واصل شدن این فعال جاسوس و افغانی تایید و بزودی اجرا خواهد شد



