تبليغاتX
تفتان خبر

جمله ی ذیل نیز از مولوی عبدالحمید هست که در خطبه ها ایراد شده است. تحلیل کوتاهی نیز در ادامه امده که لطفا به ان توجه فرمایید.


مولوی عبدالحمید كساني را كه دست به گروگانگیری مي‌زنند، جنايتكار ناميد و اظهار داشت: در صورت مقابله نكردن با اين گونه افراد در آينده شاهد به گروگان گرفته شدن خانواده‌هاي خود خواهيم بود.


مولوی عبدالحمید تلويحاً با بیان مطلب فوق (حالا خواسته یا نخواسته) به  خطری اشاره كردند كه ممکن است با لبریز شدن كاسة صبر ساير اقوام  ادامه روند گروگانگيري از طرف بلوچها ، منجر به تلافي از طرف سيستاني ها شود به گونه اي كه احتمال واکنش مشابه  در آينده با  گروگان گیری از خانواده های بلوچ فضای جامعه بیشتر متشنج شود .نکته ی جالب در این بیانات این هست که اقای مولوی هیچگونه ناراحتی از اسارت خانواده های غیر بلوچ ندارند بلکه ایشان تنها نگرانی اش تلافی طرفهای مقابل هست و متاسفانه دلشان برای مردم بی دفاع استان نمی سوزد.

این فرمایش مولوی احتمالا بی پاسخ نمی ماند و قطعا عده ای از معاندین اهل سنت نيز از اين  مطالب سوء استفاده کرده و در صدد اجرایی کردن منویات مولانا خواهند بود انها پيشاپيش براي تشديد اختلافات قومي با تحریک عده های جاهل و نفهم با تفکرات القاعده ای و طالبانی که گوشه ای از ان را در شب شام غریبان حضرت فاطمه شاهد بودیم اقدام به ربايش خانواده هاي بلوچ نموده و مسئوليت آن را به عهدة اقوام ديگر مثل سيستاني ها  می اندازند كه در اين صورت فضاي جديدي در تنشها و آشوبها بوجود خواهد امده وعملاً نظام را وارد فازجديدي از رويارويي واقعي دو قوم بزرگ سيستاني و بلوچ خواهد كرد.

اقای مولوی : حرفهایی که در خطبه ها میزنید ناشیانه ترین سخنان هست و از شما که ملبس به کسوت علمایید شایسته هست که عقلتان را جلوی زبانتان قرار دهید .

اقای مولوی:   در بیان مطالبتان اول مصالح اسلام و دوم مصالح نظام و حکومت را مد نظر بگیرید تا دشمنان از این سخنان سوء استفاده نکرده و شما را مقابل دولت و نظام و حکومت و مردم قرار ندهند که در روزگار وانفسا هیچ کس به داد شما نخواهد رسید.

اقای مولوی:خاطره ی اخرین باری را که حکم دادگاه ویژه روحانیت را به شما دادند نباید از یادتان رفته باشد که دور اتاق دفترتان سراسیمه به خود می پیچیدید و تمام وجودتان را استرس فرا گرفته بود.و سراسیمه و اشفته  احساس ذلت و خواری میکردید وهیچ کس حتی نزدیکترین دوستانتان هم از شما فاصله گرفته بودند.و من امده بودم تا شما را ببینم راهم ندادید.چونحلات روحی شما تعادل نداشت.

.بترسید از روزی که این یک جو ابرویی که دارید از بین برود.

+ نوشته شده توسط امير احمدي در دوشنبه هفدهم تیر 1387 و ساعت 0:19 |

دو مطلب از مولوی عبدالحمید اسماییلزهی خطیب جمعه ی اهل سنت استان :

اول - تبریک عرض میکنیم که اقای مولوی یک بارهم در مورد اقتدار جامعه و هجمه ی دشمنان به نظام جمهوری اسلامی در حد یک کلام کوتاه صحبت کردند.

دوم - این باورایشان در صورت صداقت گویای نزدیکی دیدگاها میباشد. اقای مولوی اگر واقعا نظام را قبول داشته باشد تمام کارهایش حتی تدریسش  در راستای تقویت این نظام دینی خواهد بود که قطعا تقویت ان و حتی تقویت شیعه ، تقویت اهل سنت خواهد بود . البته شرط ان دوری از نظام وهابیگری و قرار گرفتن در دامان نظام جمهوری اسلامی میباشد.

 اگر نظام را از خودمان بدانیم و در مقابل دشمنان داخلی وخارجی با هر وسیله ای  از ان دفاع کنیم  این باور را باید داشته باشیم که نظام از ان طبقه ی خاصی نیست بلکه متعلق به احاد مردم میباشد و یکا یک مردم اعم زن و مرد  سنی و شیعه وظیفه صیانت از ان را دارند.بنابراین هر کس در پروسه ی صیانت از این نظام قرار گیرد از مواهب ان نیزبهره خواهد برد و مولوی عبدالحمید هم وظیفه دارد تا از کیان این سرزمین و خاک ونظام مردمی دفاع کند و ایین دفاع همه جانبه در همه ی زمینه ها را به داخل کلاسهای درس خود ببرد تا طلبه های مدرسه ی دارالعلوم به جای اموختن تاریخ بوسنی و مبارزان گمنام کشورهایی که در روی نقشه ی جغرافیا نامشان را به سختی میتوان یافت از مبارزین این اب و خاک یادی کرده باشند. در خطبه ها و در کلاسهای درس و در سایت مدرسه از دفاع مقدس و از سوم خرداد از هفته ی بسیج و از دهه ی فجر از اعیاد و وفیات مرسوم این کشور یادی کرده باشند.

 به هر حال گرچه ممکن است این بیان مولوی یک کار سیاسی برای جلب نظر مسئولین جهت گرفتن مجوز برگزاری ختم صحیح بخاری باشد اما با هر نیتی میمون خواهد بود و انشاالله که خلاصه در امور سیاسی منفعت طلبانه نشود.

در ادامه به جمله ی اقای اسماییلزهی که توضیح ان داده شد توجه بفرمایید:

 


مولوی عبدالحمید در خطبه نماز جمعه ی 14 تیر  گفت: استكبار با وارد كردن هجمه‌هاي مختلف تلاش مي‌كند كه ضربه‌هاي جبران ناپذيري به پيكره نظام جمهوري اسلامي ايران وارد كند.


*به جمله ی بعدی اقای مولوی نیز توجه بفرمایید :


 مولوی عبدالحمید كساني را كه دست به گروگانگیری مي‌زنند، جنايتكار ناميد و اظهار داشت: در صورت مقابله نكردن با اين گونه افراد در آينده شاهد به گروگان گرفته شدن خانواده‌هاي خود خواهيم بود.


*این مطلب هم تحلیل کوتاهی دارد که در پست بعدی تقدیم خواهد شد.

 

 

+ نوشته شده توسط امير احمدي در یکشنبه شانزدهم تیر 1387 و ساعت 0:52 |
مطلب ذیل از وبلاگhttp://mostabser.blogfa.com/میباشد که خیلی جای تاثر داشت اما این جنایت و سایر انها از امروز و دیروز نیست و تمامی ندارد و تا زمانی که صحنه گردان ایین اهل سنت انگلیس و امریکا و اسراییل باشند این داستان ادامه خواهد داشت.
البته ما در اینده ای نه چندان دور شاهد این جنایات در استان سیستان و بلوچستان توسط شاگردان مکتب دارالعلوم زاهدان خواهیم بود که فعلا عبدالمالک ریگی چاشنی ان را در تاسوکی افروخته است  و در اینده فرزندان معنوی مولوی عبدالحمید ان را ادامه خواهند داد 
 تا زمانی که اموزه های ان مرکز با اموزه های انقلاب و شیعه و حکومت و نظام ورهبری و ولایت فقیه در مغایرت باشد قطعا اینده ای بس دردناک در انتظار شیعیان استان خواهد بود اما انروز روز عزای شیعه نیست بلکه روز برچیدن کیان اهل سنت وهابی و نابودی مسجد لعل خیابان خیام خواهد بود
حالا هرچه دوست دارند ان را توسعه بدهند.

قتل عام شیعیان پاکستان توسط سني ها

اینان مردان بی گناه قبایل شیعه پاکستان هستند که توسط تروریست های سني های تندروي پاکستان  به شهادت رسیده اند. البته این جنایات در عراق و افغانستان نیز ادامه دارد و به نام اسلام مشغول سر بريدن مسلمین و بالاخص شیعیان هستند . اشتباه نکنیم آنها نه وهابي هستند نه مزدور اسرائیل و نه امریکا و نه بعثی بلکه از شمول اهل سنت هستند کسانیکه خلیفه اول و دوم و سوم و با اکراه خلیفه چهارم هم دارند . کسانی هستند که هنگام سر بریدن من و توی مسلمان فریاد الله اکبر می زنند و با افتخار از خداوند می خواهند این جنایات را به عنوان جهاد فی سبیل الله قبول نماید . خیلی راحت در مسجد بمب منفجر می کنند ، خیلی راحت بیگناهان را سر می برند و زنان حامله را شکم پاره می کنند ، کودکان را زنده زنده می سوزانند

چندی قبل نیز سنی های پاکستان حدود 30 مسافر شیعه را در میانه راه پیاده نمودند و آنها را کنار یک تانکر سوخت زنده زنده سوزاندند و اکنون یک دسته گل دیگر سنی های پاکستان که جدیدا به نیت قربه الی الله سر می برند و دست و پا قطع می کنند .

نوشته بالای عکس : ( اینان مردان بی گناه قبایل شیعه پاکستان هستند که توسط تروریست های طالبان به سرکردگی "عطا الرحمن" و "کرنال مجید" ربوده شده و پس از شکنجه ددمنشانه سر بریده شدند و به شهادت رسیدند. بدنهای سوخته و قطعه قطعه شده آنان در روز 19 ژوئن 2008 میلادی پیدا شد. )

 

علمای شیعه و شیعیان محض رعایت حال آقایان اهل تسنن سعی می کنند این دسته از حیوانات جنایتکار را وهابی معرفی کنند ولی کجا وهابی هستند؟ آیا پیروان ابن حنبل وهابیند؟ د رحالیکه حنبلی ها فرقه ای از فرق اهل تسنن محسوب می شوند و در همه جا و همه مکان به جای مبارز با اسرائیل و امریکا مشغول مسلمان کشی هستند ! اینان کسانی هستند که در کشورهای عراق ، افغانستان ، پاکستان و ایران مشغول قتل عام مسلمین و سربریدن و زنده زنده سوزاندن شیعیان به نیت قربه الی الله هستند . اینان کسانی هستند که در محراب مطهر مساجد بمب می گزارند و نمازگزاران الله را تکه تکه می کنند ، اینان کسانی هستند که در بازارها و معابر عمومی که مسلمین مشغول رفت و آمد هستند پیکر نحسشان را منفجر می کنند و دهها و صدها شیعه را به نیت قربه الی الله تکه تکه می کنند ، اینان کسانی هستند که به ناموس و اموال و جان شیعه به نیت قربه الی الله حمله می کنند و آنها را غارت می کنند . وا عجبا از این جمود فکری کوته نظران اهل تسنن . چرا بگوییم وهابی ؟! باید همه بدانند اینان نه نام دیگری دارند و نه فرقه ای جدای از مذهب اهل تسنن بلکه از همان سنی ها هستند . کسانی هستند که سالیان سال در مدارس مولوی های کوته فکر مشغول درس خواندن هستند ، کسانی هستند که ماهیانه از دلارهای نفتی امریکایی تزریق شده به صنعت سعودی ها ارتزاق می کنند ، کسانی هستند که سالیان سال در مدارس مذهبی سعودی های عربستان دروس مذهب خوانده اند و یاد گرفته اند که فقط و فقط خودشان مسلمان هستند ، کسانی هستند که در شهرک صدر عراق در یک بمبگذاری 120 زن و کودک را زنده زنده با بمب های خود سوزاندند .

حال خوب است به این شرح حال به دیده دقت بنگرید :

مادر نماز صبح خود را می خواند ، دیگر استراحت نمی کند کودکان شیرین زبان خود را بیدار می کند اندک اندک هنگام صبحانه می شود، نانی تهیه می کند و صبحانه آماده می کند . همه سر یک سفره خندان می نشینند کودک سر سفره شیرین زبانی می کند پدر شوخی می کند ،  مادر می خندد ، هنگام کار می شود ، پدر خانواده به سر کار می رود ، مادر نیز با کودک خود به بازار خرید و فروش می رود تا بلکه میوه ، سبزی و مواد اولیه نهار را تهیه کند ، از این مغازه به آن مغازه ، با یکی سر قیمت چانه می زند ، کودک در کنار مادر حضور دارد . بالاخره یک چرخ میوه فروش را پیدا می کنند تا مقداری میوه بخرند وناگهان بمب .....

مادر تکه تکه می شود

کودک زنده زنده می سوزد

و صدهای کودک و مادر دیگر نیز به همین بلا گرفتار می شود .

مادر خبر نداشت که یک سنی حیوان صفت قصد بهشت کرده است و به خود بمب بسته و خود را منفجر کرده است .

نمونه دیگر از این سنی های تندرو که در استان فرات دستگیر شده بودند که از اعضای گروه «التوحيد و الجهاد»  یکی از گروهای جنایتکار اهل سنت هستند تاكنون به سربريدن 61 شيعه و تجاوز به 15 دختر عراقي اعتراف كرده‌اند.  بنا بر اين اعترافات، هر يك از اين چهار تن، براي بريدن سر هرشيعه 200 دلار و سركرده آنها نيز 500 دلار دريافت مي‌كرده است.


 

 

این هم تصویری از چند شیعه که توسط سنی های تندرو در منطقه جنوب بغداد یکی بعد از دیگری سربریده شده اند

 

 

در این کلیپ نیز اعدام دسته جمعی حدود 30 کارگر شیعه را می بینید که توسط سنی ها به رگبار بسته می شوند . نگویید وهابی . بی جهت مخفی نکنید ، در این کلیپ همانگونه که می شنوید برای خودشان با سرود عربی الله اکبر می خوانند . هنگام تیراندازی الله اکبر می گویند ، هنگام سربریدن نیز الله اکبر می گویند .

http://www.hezareh3.com/film/crime.wmv

در کلیپ زیر نیز یک جوان شیعه را سنی های تندرو در یک محله خلوت به جرم شیعه بودن نه به جرم همکاری با امریکایی یا دزدی بلکه فقط به جرم شیعه بودن سر می برند و هنگام سر بریدن از ته دل الله اکبر می گویند و با گریه از خدا می خواهند این قربانی را بپذیرد و ثوابش برایشان محفوظ نگهدارد تا در بهشت به راحتی وارد شوند

http://www.hezareh3.com/film/019.wmv

 

+ نوشته شده توسط امير احمدي در جمعه چهاردهم تیر 1387 و ساعت 16:44 |

به خبر ذیل از خاش توجه کنید

 طي مراسمي با حضور امامان جمعه شيعه و سني، فرماندار و جمعي از علما و معتمدين و مسئولان ادارات شهرستان خاش، آيين توديع و معارفه اسماعيل حسين زهي شهردار سابق و حبيب الله مرادزهي سرپرست جديد شهرداري در محل شهرداري خاش برگزار شد.
بر پايه اين گزارش: امامان جمعه شيعه و سني و فرماندار خاش در اين آيين طي سخناني از حدود 10 سال خدمات حسين زهي بعنوان شهردار خاش تجليل كردند.
لازم بذكر است: اسماعيل حسين زهي در سمت جديد بعنوان شهردار منطقه 2 زاهدان به فعاليت هاي خود ادامه مي دهد.خبر گزاری فارس


اقای حسن زهی را اقای جدلی به اصرار اهالی مسجد مکی و شورای شهر به عنوان شهردار معرفی کردند.

چرا اقای حسن زهی به عنوان شهردار منطقه دو زاهدان انتخاب شد؟

چرا اقای حسن زهی از شهرداری خاش استعفا دادند؟

پاسخ هر دو سئوال مشخص و واضح میباشد.شاید مردم عزیز استان خبر ندارند که به برکت انتخاب شهرداران از طرف اعضای شورای شهر چه خیانتهایی به انان نمیشود!!! .در بلوچستان شدت این خیانتها و  اختلاسها خیلی زیاد هست و در زاهدان نیز زد و بند های اداری و درون تشکیلاتی دور از چشم مردم نیست .

اقای اسوده چرا اخیرا استعفا داد؟. و چرا هروز یک پایش در دادگاه برای پاسخ گویی و یک پایش هم در شورای شهربرای زدو بند هست ؟.

اقای اسوده در مدت  6 سال به عنوان یک سنی و بلوچ ُ با زد و بندهای اداری ملیاردها تومان پول این ملت مظلوم  را بر باد که چه عرض کنیم به جیب زد .زمینهای زیادی را به اسم خود و فک و فامیلش و خصوصا پدرش زده  تا بعدا بتواند صاحب شود . تعدادی از اهالی اطراف زاهدان را جمع و به انان وعده میداد تا انها به تصرف غیر قانونی زمینهای شهر زاهدان به اسم بی خانمانی و زمینهای اجدادی مبادرت ورزند. او که به دنبال ایجاد  چالش وبرخورد دولت با مردم هست. چگونه میتواند امین مردم در مسند شورای شهر باقی بماند و محاکمه نشود ؟. ایا عمل و رفتارش کمتر از جنایات عبدالمالک ریگی میباشد؟

.چرا و با چه هدفی با حمایت مسجد مکی و انتظامات ان مرکز باید هزاران متر زمین بیت المال به تصرف عده ای خاص در بیاید؟

ایا اختلاف اقای حسن زهی با شورای شهر خاش را مردم میدانند؟

اعضاء شورای شهر خاش به دلیل تک روی شهردار در امر زمین خواری و تصاحب زمینهای بیت المال یک طرفه با اقای حسن زهی برخورد کردند. اقای حسن زهی هم که پشتوانه ی طایفه ی شهنوازی را میدید در مقابل شورای شهر ایستاد و یک وجب از زمینهایی را که بالا کشیده بود با اعضاء شورا تقسیم نکرد . حتی چند بار شورا پیغام فرستادند که از شهردار چیزی نمی خواهند و شهردار به پستش بر گردد اما شهردار که فرصت را غنیمت میشمارد زیر یار پس گرفتن استعفایش نرفت و با پا در میانی اهالی مسجد مکی و فشار شورای شهر زاهدان به شهرداری منطقه دو زاهدان رسید تا در اینجا بتوان مانند اسوده ته مانده های او را نیز به جیب بزند.

اقای حسن زهی دلش برای مردم نسوخته که به راحتی مسئولیت شهرداری را بپذیرد. او هم باید مانند سلف خود اسوده و ریگی بتواند به چپاول از بیت المال ادامه دهد و اندکی از انبوه زمین خواری هایش را به عنوان حق السکوت  نیز به اهالی مسجد مکی و سران انتظامات  بدهد.تا انها هم مسجد مکی را برای توطئه ی بیشتر و تحکیم ایین وهابیت توسعه دهند. و دنیای خودشان راهم اباد کنند.

جا دارد تا مسئولین به پرونده ی اقای حسن زهی مانند اسوده که در شرف بازداشت هست برسند و حقوق مردم مظلوم استان را از حلقوم این از خدا بیخبران بکشند.

این جرثومه های زمین خواری دست کم از سلطنت طلبان دوران پهلوی منحوس ندارند.

+ نوشته شده توسط امير احمدي در جمعه چهاردهم تیر 1387 و ساعت 16:34 |

 

دروغ که شاخ و دم ندارد

دو مطلب پایین از یک وبلاگ ضد انقلابی میباشد که انرا در سایر وبلاگهای خود نیز درج کرده اند.دروغ گو همیشه کم حافظه هست.با دقت در مطلب اول گفته شده که ژاندارم پاسگاه ....در حالی که ژاندارم  فعلا نداریم ...و در متن زیر ان از یک طرف میگویند مزدوران زابلی و از طرف دیگر خبرنگار محترم شبکه ی سرویس جاسوسی امریکا یعنی خبرنگار تفتان راحت با زابلی ها مصاحبه انجام که انها یعنی همان مزدوران رژیم را مورد انتقاد قرار داده اند.....خودتان ملاحظه کنید.البته این مطالب را تنها کسی که باور میکند اقایی هست که عکسش را برای تبرک سمت چپ وبلاگ قرار دادیم چون ایشان به وبلاگهای ضد انقلاب خیلی علاقه مندند و انها از زبان اینها به نظام و مقام معظم رهبری توهین میکنند و اهالی مسجد مکی ککشان نمیگزدو...توجه کنید.


تهدید به قتل روحانی اهل سنت در کردستان

....گزارشهای رسیده حاکی است به دنبال فشارهای مضاعف دو سال اخیر اداره اطلاعات دهگلان و نیروهای فشار به روحانی خوشنام روستای میره‌کی ماموستا حسین علیمرادی، اخیراً ژاندارم پاسگاه محل به اتفاق نیروهای تحت امر به منزل ایشان هجوم برده.......

اژاتنس خبری تفتانپنجشنبه 13 تیر ماه سال 1387 11:19 AM تفتان بلوچ چاپ

 

 

اعتراض خانواده پاسداران اسیر شده به نظام

به گزارش آژانس خبری تفتان خانواده پاسداران اسیر در دست مبارزین به مقامات رژیم ولایت فقیه مراجعه کرده اند و خواسته اند که به مطالبات مبارزان پاسخ دهند اما مقامات نظام گفتند برید راحت باشید شما جزو خانواده شهداء هستید.این نوع برخورد رژیم مایه نگرانی مزدوران زابلی رژیم شده که چنین بی ارزش هستند...............

خبرنگار تفتان که با بسیاری از نظامیان زابلی گفتگو کرده همه به شدت رژیم را مورد انتقاد قرار داده اند ..............

نجشنبه 13 تیر ماه سال 1387 11:55 AM تفتان بلوچ چاپ

پایین فرم

 

+ نوشته شده توسط امير احمدي در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 و ساعت 17:0 |
 
اخیرا گروهای رپی در شهرهای استان خصوصا شهر زاهدان فعالیتشان چشم گیر شده است به گونه ای که در اقدام اولیه ارمشان را روی دیوارها چاپ می کنند. که به نظر میرسد در همه ی شهرهای ایران به شکل سازماندهی شده به معرفی خود به پردازند .البته این حرکت که احتمالا زنگ خطری برای جامعه هست حاکی از یک جریان زیر زمینی میباشد تا با چاپ ارمشان روی دیوارها که عمدتا سفید هم هستند به طریقی به معرفی خود به پردازند.

این گروها که پایه ی فرهنگی نداشته و کاملا بی هویتند بطور گسترده بنا دارند تا جوانان جامعه را جذب و در یک زمان مناسب حرکت ضد فرهنگی و ضد دینی خود را حساب شده در همه ی شهرهای ایران شروع و در دسته جات و گروه های متعدد اقدامات خود را از حاشیه به متن جامعه بیاورند احتمال اینکه در پس این گروه های رپی سرویسهای خارجی نیز خط دهی کنند زیاد است تا در مواقع بحران درصحنه ی اجتماع ظاهر و اهداف خود را دنبال کنند به هر حال هوشیاری مسئولین را میطلبد تا عوامل و عناصر بی هویت این گروه را شناسایی و با بررسی  و تحقیق دستهای ان سوی مرزها را نیز روکنند.

 ارمی که در ذیل ملاحظه میکنید فعلا در سطح شهر زاهدان در حال چاپ و رو به گسترش میباشد.فعلا این ارمها روبروی مهمانسرای ارتش و کوچه های اطراف مصلی و در شیر اباد و کریم اباد و کارخانه ی نمک ودر خیابان طالقانی مشاهده شده است.

                                       
 View Full Size Image

+ نوشته شده توسط امير احمدي در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 و ساعت 19:30 |
شيخ “محمد النجيمي” از رهبران بارز اهل سنت عربستان براي کاستن از خشم شيعيان پس از فتوايي توهين‌آميز به آنها با رهبران طائفه شيعه ديدار کرد.

 22 نفر از روحانيون عربستان فتوايي را صادر کردند و ضمن اينکه تشيع را بدعت خواندند، اين مذهب را داراي ريشه‌هاي کفرآميز توصيف کرده و در مورد حزب‌الله لبنان گفتند که اين حزب تظاهر به جهاد با اسراييل مي‌کند.

پس از صدور اين فتوا، شيخ "محمد النجيمي" از رهبران بارز اهل سنت عربستان براي کاستن از خشم شيعيان شهر قطيف با رهبران مذهبي شيعه ديدار کرد.

"النجيمي" که رييس مرکز پژوهش‌هاي اسلامي در دانشگاه ملک فهد و متخصص امور فقهي اسلامي و عضو کميته امر به معروف وزارت کشور عربستان است با شيخ "حسن صفار" و ديگر رهبران شيعه قطيف ملاقات کرده و نماز جماعت را با آنها ادا کرد.

"جعفر الشايب" عضو شوراي شهر القطيف گفت: روحانيون ميانه‌رو اهل سنت تمايل دارند تا از آثار سوء ناشي از فتواي اخير بکاهند.

پايگاه اينترنتي شيخ "حسن صفار" از قول "النجيمي" نقل کرد: من عضو گروه 22 نفر نبوده و از راه و روش آنها پيروي نمي‌کنم. اعلام مي‌کنم که اهل سنت و سلفي‌ها با محکوم کردن هر کسي که شهادتين را بر زبان آورد به شدت مخالف هستند.

در يک تحرک مسالمت‌آميز ديگر، شيخ "مخلف الشمري" رهبر بارز اهل سنت شهر الخبر در حاليکه هيچ مسجد شيعه‌اي در اين شهر وجود ندارد به يک مسجد شيعه در القطيف رفته و نماز جماعت را به امامت شيخ "الصفار" به جا آورد.

منبع: پرس.تي.وي


      
+ نوشته شده توسط امير احمدي در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 و ساعت 0:5 |
 

نواصب يزيدي که از رودرو شدن با شيعيان در جنگ وحشت دارند براي چندمين بار شيعيان بي دفاع و غير مسلح را هدف قرار دادند که اين عمل در نزد همه اقوام و ملتهاي عالم، ناجوانمردي و بزدلي محسوب مي شود.

ناصبيان جديد که قبل از اين بيش از 25 نفر از رانندگان و خدمه کاميون هاي حامل سوخت و آذوقه را با فجيع ترين و ضع به شهادت رسانده بودند شب گذشته 11 نفر ديگر از رانندگان و خدمه اي که در بند خويش داشتند پس از شکنجه ، سربريده و در دو نقطه درکنار جاده ملي انداخته بودند.

براساس گزارش ابنا 8 جسد بي سر و قطعه قطعه شده در نزديکي شهرک سني نشين صده و 4 جسد ديگر با وضع مشابه در نزديکي پاسگاه نيروهاي شبه مرزي در منطقه «آراولي» به دست آمده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امير احمدي در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 و ساعت 0:2 |

إين مطلب را أز كتاب : "من أقوال المنصفين في الصحابي الخليفة معاوية" (أز أقوال منصفين در صحابي خليفه معاويه) !! : ص20 چاپ : بازار مركزي كويت ؛ فروشگاه زنجيره اي منطقه : القرين

 


خود متن  ترجمه

" إمام أحمد بن حنبل در كتاب (السنة) ميگويد : سنّت إين است كه محاسن تمام صحابه رسول خدا (ص) را نقل كنيم , ودست كشيدن أز آنچه كه بين آنها گذشت , پس کسي که صحابه رسول خدا (ص) را سبّ كند يا يكي أز آنها را أو بدعتگذار رافضي است , دوست داشتن آنها سنّت است , دعاء براي آنها قربت است , واقتداء به آنان وسيله است , وگرفتن آثار آنان فضيلت است .

همچنين گفت : جايز نيست كسي مساوئ وخلاف هاي آنها را نقل كند , وهمچنين طعنه زدن بر آنان , پس كسي إين كار را أنجام داد سلطان بايد أو را تأديب ومعاقبه كند , ونبايد أز أو بگذرد وأو را ببخشد .. "

إين ميتواند يكي أز أسباب عدم نقل مظلوميّت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) در صحاح ستّه أهل سنّت باشد .. بلكه إين حرف نشان ميدهد كه خود أحمد بن حنبل وعلماي ديگر أهل تسنّن چه قدري أز حقايق را پنهان كرده اند .. !!


+ نوشته شده توسط امير احمدي در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 و ساعت 0:0 |

با گشت و گذاری در خیابانهای زاهدان و شهرهای دیگر استان یکی از نکات جالبی که توجه هر بیننده ای را به خود جلب میکند مکانهایی هست که متعلق به اهل سنت می باشند.معمولا این سازه ها با دو مناره ی فسکنی و خشتی که سازندگان ان حتی بویی از ساخت وساز نبرده و بسیار اشفته بنا شده با یک تابلویی دست نویس که روی ان با خط خرچنگ قورباغه ای مثلا اسم مدرسه ی دینی و یا اسم مسجدی را نوشته اند خود نمایی میکنند.عده ای هم به فراخور احترام به عبادت و یا به خاطر مسائل سیاسی در انجا تحصیل و یا نماز میخوانند و یک کلاهی هم به نام عرق چین سرشان میگذارند که معرف طلبه بودن هست و نکته ی جالب هم اینکه در زنگ تفریح این مدارسیک هو خیل عظیمی از افرادی را میبینیم که با همان کلاه در زمین فوتبال حاضر و بازی میکنند دیدن این صحنه ها که حدود 50 طلبه ی قد و نیم قد با کلاهای سفید دنبال یک توپ میدوند چشم انداز جالبی دارد.

نمی دانم وقتی این ساختمانهای بی نظم و کج و معوج را میبینیم چه احساسی به بیننده دست میدهد شاید احساس سیر در عصر حجر باشد در حالی که علم در عصر تکنولوژی دنیا را در نوردیده.

 این صحنه ها برای تازه واردانی که از استان شناختی ندارند از سویی جالب توجه هست که سازه های برخی از این مساجد لااقل افکار انسان را به قهقرا سوق میدهد..اما برای کسانی که با سیاستها وهابیگری  در این استان اشنایند چیز تازه ایی نیست بلکه ان را یک توطئه ی حساب شده میدانند که دلایل این همه ساخت و سازهای بی ترکیب و بی نظم و خارج از اصول شهر سازی و قوانین چیست ؟

پاسخ این سئوال ساده است که من فقط یک نکته را واگویی میکنم و از اشاره ی به چالش کشیدن نظام با رواج بی حصر و حد ساخت مساجد و مدرسه های علوم دینی در هر کوی و برزنی میگذرم اما یکی از دلایل دیگر ان میتواند  بازار گرمی مولوی هایی باشد که از انبوه مدارس دینی اهل سنت  فارغ التحصیل شده اند و چون بازار کار برای انها وجود ندارد رو به ساخت یک الونکی به عنوان مدرسه ی علوم دینی  و محرابی برای مسجد حتی با دور چینی با چند اجردر هر زمینی و در هر مکانی خواه دولتی باشد و خواه شخصی باشد اورده اند. مهم ساخت مسجد هست که با جلب اجماع عده ای عامی و ایجاد تقدس برای مکان غصبی احیانا مانع از تخریب ان توسط دولت نیز میشوند.

انها از این طریق با دعوت از نوجوانان و گرفتن  شهریه از خانواده ها برای خود پایگاه مردمی و تشخص اجتماعی دست و پا میکنند تا ممر درامدی و منبع مالی برایشان باشد. و چون بعضا میانه ی خوبی هم با نظام ندارند در ان مدارس جز القائات وهابیون علیه نظام چیزی به خورد طلبه نمی دهند.

 اين گروه متاسفانه از طرق غيرقانوني به محض يافتن زميني خالي در اطراف شهرها اقدام به ديوار چيني و ساختن محراب و اقامة نماز مي كنند كه بعضاً به علت سهل انگاري مسئولين پس از چندي آن مكان متصرفه محل نزاع و چالش اهالي محل با مسئولين مي شود . در اين مورد اخيراً، در شهر زاهدان اين اقدام به وفور مشاهده مي شود كه متاسفانه تاكنون هيچ اقدامي از جانب متوليان استان و شهر زاهدان صورت نگرفته و مثل قارچ مساجد و مدارس ديني اهل سنت يك شبه از زمین سر در مي آورند .

 به عنوان نمونه به مسجدی که اخیرا در بلوار بعثت جنب جایگاه سوخت احداث شده اشاره میشود که متاسفانه با نظر به دو دیدگاه ارائه شده اقدام به دیوار چینی و ساخت محراب برای ان کرده اند.در حالی که در فاصله ی کمتر از صد متر ان طرفتر یک مسجد از اهل سنت در کنار یک مسجد از شیعیان بنا شده و نماز در ان اقامه میشود .اما واقعا هدف از ساخت ساخت این مسجد در فاصله ا ی کمتراز صد متر از مسجد دیگری انهم به صورت غصبی غیر از دودلیل ارائه شده ی فوق میباشد

.مسئولین اگر فردا این بناهای غصبی را خراب کنند باز فریاد واسنیهای مسجد مکی بلند میشود که ایهاالناس شیعیان اولین و تنهاترین مسجد فلان منطقه را بستند و تخریب کردند و ان را پیراهن عثمان میکنند.

قطعا دستهایی از اجانب پشت پرده ی این ساخت و سازها میباشد.که هر نوع اقدامی در فردا دیر هست.

 

+ نوشته شده توسط امير احمدي در سه شنبه یازدهم تیر 1387 و ساعت 0:53 |
Live Radio